رضا عیسی نیا

رضا عیسی نیا

مدرک تحصیلی: استادیار و عضو هیأت علمی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۴ مورد از کل ۲۴ مورد.
۲۱.

شهروند و حکمران اخلاقی در اندیشه اسلامی: الگویی برای حکمرانی عادلانه و پایدار(مقاله پژوهشی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱۳ تعداد دانلود : ۱۲۳
مکتب های گوناگون برای هدایت انسان به سوی کمال، مجموعه ای از ارزش ها و ضوابط رفتاری (بایدها و نبایدها) را در سطوح فردی و اجتماعی ارائه می دهند. اسلام هم به عنوان ایدئولوژی ای جامع، انسانی و فطری _ نه گروهی، تفرقه افکن یا ابزاری _ با تأکید بر غلبه عقل بر شهوت، چهارچوبی اخلاق محور برای رفتار حاکمان و شهروندان ترسیم می کند.ویژگی متمایز اسلام در حوزه حکمرانی و شهروندی، تأکید آن بر تقدم اخلاق بر سیاست و ضرورت حاکمیت اخلاقی است؛ حاکمیتی که تنها از راه نهادهای نظارتی حاصل نمی شود، بلکه بر پایه باور و التزام عمومی به ارزش هایی چون توحید، عدالت و دیگر فضایل انسانی است.این مقاله با فرض توانایی اسلام در برپایی حکمرانی اخلاق مدار و تربیت شهروندان شایسته، به تحلیل پیوند دوسویه اخلاقی بین شهروند و حکمران در اندیشه اسلامی می پردازد. در پرتو شکاف موجود بین آرمان و واقعیت، سه سطح از الزامات  _  قانونی، اجتماعی و اخلاقی _ به صورت تحلیلی بررسی شده است. رویکرد مقاله بر پایه ساختاربندی مفهومی با تأکید بر تقدم اخلاق بر سیاست در چهارچوب ایدئولوژی اسلامی است.پیوند بین شهروند و حکمران در دوجنبه مشترک (هم سویی در قانون گرایی و صداقت) و جنبه اختصاصی (پیروی آگاهانه شهروند از یک سو، و عدالت ورزی حکمران از سوی دیگر) واکاوی شده است. یافته ها نشان می دهد که این پیوند در اندیشه اسلامی، تعاملی، دوسویه و متوازن است؛ به گونه ای که شهروند و حکمران به عنوان دو رکن مکمل، نقش مستقیمی در تحقق جامعه ای اخلاق محور و عدالت گرا ایفا می کنند.
۲۲.

Ethical Readings of the Self and the Other: A Comparative Analysis of the Possibility of Peace in the Thought of Schmitt, Liberalism, Mouffe, and Levinas

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۲۷
Achieving peace in contemporary societies has become a fundamental issue in political and ethical thought due to complexities in identity, cultural pluralism, and political challenges. This article focuses on how the concepts of the "Self" and the "Other" are defined, and examines the impact of ethical readings on the possibility of achieving peace. The main research question is: How can ethical readings of the "Self" and the "Other" contribute to achieving peace in contemporary societies? This article explores the dominant frameworks for confronting the "Other" through a comparative analysis of the ideas of Carl Schmitt (friend/enemy dichotomy), Liberalism (rational consensus), and Chantal Mouffe (agonistic pluralism). Then, in contrast to these approaches, it introduces the responsibility-centered ethics of Emmanuel Levinas as a fundamental alternative. The hypothesis is that although each of these approaches offers a way to manage differences, stable peace is only possible through understanding the "Other" as an ethical existence that has precedence over the "Self," and establishing a relationship based on empathy and asymmetrical responsibility, as explained by Levinas. Using a qualitative content analysis method, this research shows that the transition from a purely political logic to an ethical logic is a necessary condition for peaceful coexistence and can lead to the development of theories related to dialogue and justice in human relations.
۲۳.

تابعیت و شهروندی در پرتو آموزه های فقه اسلامی (تحلیلی جامعه شناختی-سیاسی با تأکید بر مسئله غزه)(مقاله ترویجی حوزه)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۱۰
مفهوم های تابعیت و شهروندی از بنیادین ترین مفاهیم در اندیشه سیاسی مدرن به شمار می روند که در راستای شکل گیری دولت-ملت و نظام های سیاسی مدرن به وجود آمده و جایگزین مفاهیم سنتی ای چون «امت» (به عنوان جامعه ای سیاسی-ایمانی)، «دارالاسلام» و «هجرت» در فقه اسلامی شده اند. با این حال، تحولات و بحران های عمیق در جهان اسلام، بویژه وضعیت فلسطین و به خصوص غزه، ضرورت بازنگری انتقادی و جامعه شناختی در این مفاهیم را در پرتو آموزه های اسلامی برجسته کرده است. این مقاله با رویکردی توصیفی-تحلیلی و استناد به منابع فقهی شیعه، به بازخوانی مفاهیم شهروندی و تابعیت در سرزمین غزه (به عنوان یک واقعیت اجتماعی-سیاسی تحت اشغال) می پردازد، و درصدد است با تحلیلی فقهی-اجتماعی-سیاسی، حقوق ساکنان غزه را در چارچوب فقه سیاسی شیعه تبیین کند و نشان دهد چگونه فقه در تعامل با شرایط خاص، تفسیر و کاربست می یابد. پرسش اصلی این مقاله این است که آیا مفهوم مدرن شهروندی با موازین فقه اسلامی سازگارند و وضعیت حقوقی و سیاسی ساکنان غزه چگونه در پرتو کنش متقابل فقه و واقعیت قابل تحلیل است؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که فقه شیعه با تکیه بر قواعدی چون «نفی سبیل»، «لاضرر» و «جهاد دفاعی»، راهکارهایی فراهم می کند که نه تنها بیانگر احکام شرعی، بلکه منعکس کننده ظرفیت فقه اسلامی در پاسخ گویی به چالش های سیاسی و اجتماعی است. این راهکارها، گاه با قوانین بین المللی و ساختارهای حقوقی مدرن در تعارض قرار می گیرند. در مجموع، این مقاله نشان می دهد که فقه اسلامی با اتکا بر مفاهیمی چون هجرت، نصرت، ولایت و ایمان، چارچوبی متفاوت از شهروندی مدرن ارائه می دهد؛ چارچوبی که در شرایط بحرانی چون غزه، می تواند پشتوانه ای فعال برای التزام سیاسی، حمایت حقوقی، و کنشگری مؤمنانه و مقاومتی باشد. چنین بازخوانی می تواند به بازسازی و پویایی بخشی به فقه حکومتی در پاسخ به مسائل امت محور یاری رساند.
۲۴.

تدوین الگوی سیستمی کارکردهای حکمرانی بر اساس آموزه های قرآنی؛ به سوی حکمرانی کارآمد و عادلانه در جامعه ی معاصر

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹ تعداد دانلود : ۱۱
حکمرانی مطلوب در عصر حاضر صرفاً به معنای توزیع قدرت یا اعمال اقتدار نیست، بلکه فرآیندی پویا، سیستمی و چندبازیگری است که به هماهنگی، سیاست گذاری، ارائه خدمات عمومی و تنظیم گری حوزه های مختلف جامعه می پردازد. در شرایط جهانی شدن، پیچیدگی مسائل، افزایش مطالبات شهروندان و گسترش نهادهای فراملی، ناکارآمدی رویکردهای سنتیِ حکومت محور آشکار شده است. از این رو، «حکمرانی خوب» به عنوان پارادایمی جایگزین مطرح شده که بر اصولی چون عدالت، مشورت، شفافیت، پاسخ گویی، مشارکت و کارآمدی تأکید دارد. در جوامع اسلامی، قرآن کریم به عنوان منبع اصیل الهی دارای ظرفیت های غنی برای تدوین الگوهای حکمرانی است که این اصول را نه صرفاً به عنوان اخلاقیات، بلکه به صورت کارکردهای عملیاتی و سیستمی تعریف می کند. با این حال، مشکل اساسی آن است که بخش عمده ای از نظام های حکمرانی موجود، از جمله در جوامع اسلامی، این مبانی را به شکل ساختاریافته و در قالب یک مدل سیستمی روزآمد به کار نمی گیرند. به همین دلیل، بهره مندی از آموزه های قرآنی در عرصه حکمرانی نیازمند بازخوانی مفاهیم کلیدی همچون عدالت، قسط، شورا و امانت داری، و ترجمه آن ها به طراحی کارکردهایی است که بتوانند با نیازها و چالش های حکمرانی معاصر، از جمله شفافیت، مشارکت شهروندی و عدالت اجتماعی، انطباق یابند. این پژوهش با هدف تحلیل سیستمی کارکردهای حکمرانی بر پایه آموزه های قرآن و ارائه یک الگوی بومی اسلامی برای جامعه معاصر انجام شده است. هدف اصلی، استخراج چارچوبی نظام مند است که بتواند اصول ارزشیِ نهفته در قرآن کریم را در قالب کارکردهای سیاست گذاری و تنظیم گری بازتعریف کند و زمینه بهبود عملکرد دولت و ارتقای رفاه عمومی را فراهم آورد. در این مسیر، تحقیق می کوشد از ترکیب نظریه سیستمی و مفاهیم قرآنی، مدلی ارائه دهد که هم اصول الهی و هم الزامات اداره عمومی پیشرفته را پوشش دهد. این مدل، علاوه بر اصلاح ساختارهای تصمیم گیری و اجرایی، قادر است هماهنگی میان قوای مختلف، نهادهای مدنی و بخش خصوصی را بر اساس ارزش های قرآنی نهادینه کند و الگوی کاربردی و قابل انطباق با شرایط بومی و جهانی ارائه دهد. روش تحقیق، رویکردی تحلیلی توصیفی با استفاده از مدل نظریه سیستمی است. در گام نخست، مبانی نظری حاکم بر تحول مفهوم حکومت به حکمرانی و شاخص های حکمرانی خوب بررسی شده و جایگاه این تحول در چارچوب اندیشه سیاسی و مدیریت عمومی تحلیل گردیده است. سپس، با تمرکز بر دو کارکرد محوری حکمرانی یعنی سیاست گذاری و تنظیم گری آموزه های قرآنی مرتبط شناسایی شده اند. منابع پژوهش شامل متن قرآن کریم، تفاسیر معتبر و آثار علمی حوزه علوم سیاسی و مدیریت عمومی بوده است. داده ها به صورت اسنادی گردآوری و با رویکرد تحلیل محتوای کیفی پردازش شده اند تا ارتباط میان مفاهیم قرآنی و مؤلفه های حکمرانی به صورت شبکه ای و سیستمی ترسیم گردد. در این فرآیند، اصول قرآنی همچون عدالت، شورا، امانت داری و قسط به عنوان عناصر ورودی سیستم در نظر گرفته شده و سیاست گذاری مشارکتی، تنظیم گری عادلانه، بازتوزیع منصفانه و پاسخ گویی شفاف به عنوان فرآیندها و خروجی های این سیستم تعریف شده اند. بازخورد نیز در دو سطح دنیوی و اخروی مورد توجه قرار گرفته است. یافته ها نشان می دهد که قرآن کریم در کنار تأیید مشروعیت الهی حکومت، بر فرآیند حکمرانی و کیفیت اداره جامعه تاکید ویژه دارد و حکومت را ظرفی می داند که محتوا و جوهره آن باید بر پایه عدالت، مشورت، امانت داری، مبارزه با فساد، حفظ کرامت انسانی و نفی استبداد شکل گیرد. بررسی نمونه های حکمرانی پیامبران در قرآن، مانند حضرت داوود، سلیمان و یوسف(ع)، بیانگر پیوند وثیق میان قدرت سیاسی و حکمرانی ارزش محور است. تحلیل سیستمی آیات نشان داد که این اصول به صورت متقابل و پویا عمل می کنند و شبکه ای از کارکردها را پدید می آورند که در آن سیاست گذاری و تنظیم گری به عنوان دو محور اصلی با سایر کارکردها مانند نظارت، پاسخ گویی، ارائه خدمات عادلانه، تسهیل گری و توازن قوا در تعامل هستند. به عنوان نمونه، عدالت که در آیات متعددی از جمله نحل، ۹۰ مورد تاکید است، به عنوان کارکرد تنظیم گری و بازتوزیع عمل می کند و مشورت (آل عمران، ۱۵۹) بستر سیاست گذاری مشارکتی را فراهم می آورد. همچنین، اصل مسئولیت پذیری (اسراء، ۳۶) به کارکرد نظارت و پاسخ گویی، حفظ کرامت انسانی (نساء، ۱۳۵) به ارائه خدمات انسان محور، و مبارزه با فساد (بقره، ۱۸۸) به سیاست های بازدارنده و شفافیت مالی پیوند دارد. این تعاملات در الگوی پیشنهادی به صورت چرخه ای پیوسته دیده شده است که در آن هر کارکرد همزمان نقش ورودی و بازخورد را برای سایر کارکردها ایفا می کند. به این ترتیب، الگوی سیستمی حکمرانی قرآنی می تواند پاسخی بومی و الهی به نیازهای پیچیده حکمرانی معاصر باشد، به شرط آنکه در طراحی سیاست ها و سازوکارهای اجرایی، این کارکردها به طور هم افزا و منسجم مورد استفاده قرار گیرند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان