تحلیل روان شناختی تنظیم هیجان در قرآن کریم با تأکید بر رویکرد شناختی-رفتاری (CBT)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات اسلام و روانشناسی سال ۲۰ بهار ۱۴۰۵ شماره ۴۰
91 - 121
حوزههای تخصصی:
مقدمه و اهداف: تنظیم هیجان به عنوان یکی از سازوکارهای بنیادین در دستیابی به سلامت روان، تاب آوری فردی و انطباق مؤثر با محیط، نقشی حیاتی در کیفیت زندگی ایفا می کند. ناتوانی در مدیریت و تعدیل هیجانات در مواجهه با موقعیت های استرس زا، فقدان، یا تهدیدهای روانی مستقیماً به اختلالات روان شناختی و کاهش عملکرد شناختی می انجامد. در پارادایم روان شناسی شناختی-رفتاری (CBT)، کانون توجه بر این فرض استوار است که ارزیابی های شناختی فرد از رویدادها، تعیین کننده اصلی نوع و شدت واکنش های هیجانی و رفتاری وی خواهد بود. بر این اساس راهبردهای CBT بر شناسایی و اصلاح شناخت های ناکارآمد، توسعه آگاهی هیجانی و به کارگیری تکنیک هایی همانند بازسازی شناختی تأکید دارند. در کنار این پیشرفت های مدرن، قرآن کریم با ساختار چندلایه و معناگرای خود، مجموعه ای غنی و نظام مند از توصیه های عملی برای مدیریت تجربه هیجانی ارائه می دهد. مفاهیمی چون صبر، توکل، رضا، خوف و پرهیز از حزن و یأس، جملگی دال بر وجود یک نظام منسجم از راهبردهای تنظیم هیجان در متون وحیانی است. این راهکارها غالباً ماهیتی درون زاد، شناخت محور و هدفمند دارند که از نظر کارکردی با اصول مطرح در CBT هم راستا هستند؛ با وجود این، پژوهش های پیشین عمدتاً در حوزه بررسی های اخلاقی یا تربیتی این مفاهیم متوقف مانده و تحلیل نظام مند و تطبیقی آنها با مؤلفه های نظریه تنظیم هیجان، به ویژه مدل فرایندی گراس (1998)، کمتر مورد توجه قرار گرفته است. هدف اصلی این پژوهش، واکاوی این سازوکارهای قرآنی و ارائه یک چارچوب مفهومی برای تلفیق حکمت اسلامی با مدل های روان شناختی مدرن است. سؤالات محوری عبارت اند از: 1. مؤلفه های تنظیم هیجان در قرآن کریم کدامند؟ 2. این مؤلفه ها تا چه حد با اصول و مراحل مدل CBT انطباق دارند؟ 3. الگوی قرآنی تنظیم هیجان چه سهمی در بهبود سلامت روان فردی دارد؟ روش: پژوهش حاضر از حیث هدف، بنیادی و از نظر روش شناسی، کیفی با رویکرد توصیفی-تحلیلی انجام شده است. چارچوب نظری پژوهش، به طور قیاسی بر مبنای رویکرد شناختی–رفتاری و به طور خاص، مدل فرایندی تنظیم هیجان گراس (1998) سامان یافته است. این مدل پنج مرحله اصلی (انتخاب موقعیت، تغییر موقعیت، توجه انتخابی، ارزیابی مجدد شناختی، و تعدیل پاسخ) را شامل می شود که مبنای کدگذاری نظری اولیه قرار گرفتند. جامعه پژوهش، کل متن قرآن کریم در حد توان نگارنده می باشد و واحد تحلیل، آیات یا عباراتی است که به نظر می آید احتمالاً دلالت روشن یا قابل استنباطی بر هیجانات انسانی (مانند خوف، حزن، خشم، امید) و راهبردهای مقابله ای دارند. نمونه گیری آیات به صورت هدفمند نظری و براساس چهار معیار اصلی انجام شد: وجود دلالت هیجانی، قابلیت انطباق با یکی از مراحل پنج گانه مدل گراس، برخورداری از پشتوانه تفسیری معتبر (با استناد به تفاسیری چون المیزان، تسنیم و مجمع البیان) و التزام کامل به چارچوب نظری از پیش تعیین شده برای پرهیز از تحلیل ذوقی. فرایند تحلیل شامل چهار مرحله بود: 1. تدوین چارچوب کدگذاری نظری (براساس مؤلفه های CBT)؛ 2. شناسایی و غربال آیات؛ 3. کدگذاری محتوای مفهومی (به صورت دستی و تحلیلی با اعمال کدگذاری چندگانه در صورت لزوم) و 4. تحلیل تفسیری و استنتاج نظری با تطبیق دلالت های قرآنی با مفاهیم CBT. برای تضمین اعتبار نتایج از مثلث سازی نظری (تطبیق داده ها با مدل گراس و تفاسیر) و شفافیت روش شناختی استفاده شد تا اطمینان از انسجام درون تحلیلی و اعتبار تفسیری حاصل شود. نتایج: تحلیل داده ها براساس چارچوب نظری مستخرج از CBT و مدل گراس به شناسایی هم راستایی های ساختارمندی بین آموزه های قرآنی و راهبردهای تنظیم هیجان انجامید. یافته های کلیدی نشان داد که به نظر نگارنده احتمالاً قرآن کریم به گونه ای نظام مند هر پنج مرحله تنظیم هیجان را پوشش دهد. در مرحله ارزیابی مجدد شناختی آیاتی مانند «قُلْ یَا عِبَادِیَ الَّذِینَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لَا تَقْنَطُوا مِن رَّحْمَهِ اللهِ…» (زمر، 53) با تکنیک بازسازی شناختی در CBT انطباق دارند. این آیه با جایگزینی شناخت ناکارآمد «من غیرقابل بخشش هستم» با باور قوی «من همچنان مورد رحمت هستم»، احساس شکست و ناامیدی را تعدیل می کند و تقویت امید و اصلاح تصویر از خود را در پی دارد. در حوزه توجه انتخابی، آیه «أَلَا بِذِکْرِ اللَّهِ تَطْمَئِنُّ الْقُلُوبُ» (رعد، 28) کارکردی معادل ذهن آگاهی درمانی را نشان می دهد؛ ذکر الهی به عنوان یک تمرکز آگاهانه بر لحظه حال با محتوای معطوف به خداوند به تثبیت هیجانی و کاهش اضطراب ناشی از نشخوار فکری می انجامد؛ همچنین در مرحله تعدیل پاسخ رفتاری، فرمان قرآنی «الْکَاظِمِینَ الْغَیْظَ وَالْعَافِینَ عَنِ النَّاسِ» (آل عمران، 134)، الگویی فعال از کنترل تکانه رفتاری و انتخاب پاسخ جایگزین (عفو) به جای واکنش هیجانی زودگذر (انتقام یا پرخاشگری) را ارائه می دهد. درنهایت آیاتی مانند «وَلَاتَهِنُوا وَلَا تَحْزَنُوا وَأَنتُمُ الْأَعْلَوْنَ إِن کُنتُمْ مُّؤْمِنِینَ» (آل عمران، 139)، بر اهمیت تاب آوری شناختی و حفظ عزت نفس در مواجهه با سختی ها تأکید دارند که بازتابی از تقویت باورهای برگرفته از توحید است. جدول تطبیقی ارائه شده در پژوهش، این موارد را به صورت نظام مند دسته بندی می کند. بحث و نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که قرآن کریم به عنوان کتاب هدایت، فراتر از یک نظام اخلاقی، یک الگوی شناختی-رفتاری منسجم برای تنظیم هیجان ارائه می دهد که به نظر می آید با مراحل مدل فرایندی گراس (1998) و اصول بنیادی CBT همخوانی دارد. این هم راستایی نشان می دهد که راهبردهای معنوی مانند توکل، صبر و ذکر، مکانیسم های روان شناختی مشخصی را در چارچوب درمان شناختی-رفتاری فعال می سازند؛ برای مثال صبر صرفاً تحمل منفعلانه نیست، بلکه یک راهبرد فعال شناختی برای ارزیابی مجدد موقعیت های تنش زا و حفظ کنترل پاسخ های رفتاری درونی و بیرونی است. این کشف، اهمیت بالایی در بومی سازی دانش روان شناسی دارد؛ زیرا یک مدل روان درمانی مبتنی بر حکمت اسلامی را پایه ریزی می کند که برای جوامع مسلمان دارای اعتبار درونی و فرهنگی بیشتری است. نکته قابل تأمل آن است که رویکرد قرآن، برخلاف برخی رویکردهای مدرن که ممکن است بر سرکوب هیجان تأکید کنند، بر هدایت هیجان به سوی هدفی متعالی تر استوار است؛ یعنی تبدیل هیجانات بالقوه مخرب به انرژی سازنده و معنادار. اگرچه ماهیت کیفی پژوهش مستلزم احتیاط در تعمیم های بالینی است، نتایج به طور قوی بر لزوم تلفیق این آموزه ها در مداخلات بالینی مبتنی بر CBT تأکید دارند. مطالعات آتی باید این یافته های نظری را از راه طراحی و اجرای پروتکل های مداخله ای کمّی و کارآزمایی بالینی مورد تأیید قرار دهند. تقدیر و تشکر: نویسندگان مراتب قدردانی عمیق خود را نسبت به کلیه اساتید و متخصصانی ابراز می دارند که در مرحله اعتبارسنجی چارچوب نظری و تحلیل تفسیری این پژوهش همکاری کردند. دانش و وقت ارزشمند ایشان در ارتقای اعتبار علمی این مطالعه نقشی محوری داشته است. تعارض منافع: نویسندگان این مقاله هیچ گونه تعارض منافع مالی یا شخصی در انجام، نگارش و ارائه این پژوهش نداشته اند و تمام فرایند تحقیق براساس اصول علمی و حرفه ای انجام پذیرفته است.