کریم حسین زاده دلیر

کریم حسین زاده دلیر

مدرک تحصیلی: استاد گروه جغرافیا و برنامه ریزی شهری، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۲۱ تا ۱۲۴ مورد از کل ۱۲۴ مورد.
۱۲۱.

تحلیل ساختاری شاخص های الگوی تاب آوری شهرهای جدید با تأکید بر پایداری (مورد مطالعه: شهر جدید سهند)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷ تعداد دانلود : ۸۷
هدف اصلی پژوهش حاضر تحلیل ساختاری شاخص های الگوی تاب آوری شهرجدید سهند با تأکید بر پایداری می باشد. برای وصول بدین هدف از مطالعات توصیفی-تحلیلی، اسنادی و پرسشنامه(استفاده از نظر خبرگان و متخصصین) و تحلیلهای ساختاری در محیط نرم افزاری استفاده شد. این مقاله ازلحاظ هدف، توسعه ای-کاربردی و از نظر ماهیت، توصیفی-تحلیلی است. در تحقیق حاضر نخست مروری بر ادبیات نظری انجام شده و در مرحله بعد با روش دلفی و نظرخواهی تعداد 25 نفر ازخبرگان و متخصصین، مهمترین متغیرها، استخراج شد. محاسبات مربوط به ماتریس مستقیم و غیرمستقیم متغیرها، از طریق نرم افزار میک مک انجام شد. هشتاد و چهار متغیر در 9 بعد حوزه/زمینه(حوزه کالبدی-فضایی شهر، حوزه دسترسی و زیرساختی، حوزه اجتماعی شهر، حوزه اقتصاد شهری، حوزه زیست محیطی، حوزه برنامه ریزی، مدیریتی و نهادی شهری، حوزه سیاست، حکمرانی و حکمروائی شهری، حوزه امنیت شهر، حوزه شرایط روانی شهروندان) تعیین شد. یافته ها نشان داد که بیشترین تأثیرگذاری در بین متغیرها به ترتیب مربوط به «کیفیت بناهای شهری»، «عمر بنا (سال)»، «میزان تورم»، «فاصله از کانون های خطر»، «کیفیت زیرساخت ها و بناهای شهری»، «شبکه معابرو معابر دسترسی (کمی و کیفیت معابر)»، «میزان آگاهی و دانش شهروندان از بحران ها»، «فاصله از گسل و مخاطرات محیطی (سیل، زلزله و...)»، «سلامت جسمی و روانی شهروندان»، «مدیریت یکپارچه»، «قانون مداری در نهادهای عمومی شهر»می باشد. هم چنین، تحلیل اثر وابستگی و تاثیرگذاری مستقیم متغیر های تاب آوری در شهر جدید سهند با در نظر گرفتن قوی ترین اثرات مستقیم بین متغیر ها نشان داد متغیرهای تأثیرگذار، بر تعداد زیادی از متغیرها تأثیر نداشته در عین حال، تعداد متغیرهایی که از تعداد زیادی متغیر تأثیر می پذیرند، بسیار زیاد می باشد. حاکمیت چنین شرایطی و هم چنین، کمبود متغیرهای کلیدی و استراتژیک تأثیرگذار در تاب آوری شهر جدید سهند نشان می دهد آینده ی تاب آوری شهر جدید سهند، ناپایدار خواهد بود.
۱۲۲.

بررسی و تبیین نظامند برنامه ریزی حمل و نقل انسان محور با تأکید بر ساختار فضایی شهری در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۱۷
با گسترش شهرنشینی و افزایش وابستگی به خودروهای شخصی، رویکرد حمل ونقل انسان محور به عنوان راهکاری مؤثر برای بهبود کیفیت زندگی، کاهش آلودگی و ارتقای کارایی فضاهای شهری مطرح شده است. هرچند الگوی خودرومحوری همچنان بر ساختار فضایی شهرهای ایران غالب است، اما حمل ونقل انسان محور می تواند با بازتعریف اولویت های برنامه ریزی شهری جایگاهی شایسته در این ساختار بیابد. توسعه سه محور کلیدی شامل حمل ونقل عمومی کارآمد، پیاده راه های امن و جذاب و مسیرهای ایمن دوچرخه سواری، از مهم ترین راهکارها برای تحقق اهداف این رویکرد به شمار می روند. هدف اصلی این تحقیق، بررسی و تبیین نظام مند برنامه ریزی حمل ونقل انسان محور در بستر ساختار فضایی شهرهای ایران می باشد. این تحقیق، از نوع مطالعات توصیفی-تحلیلی و بنیادی است. گردآوری داده ها بر اساس رویکرد کتابخانه ای و اسنادی، تحلیل محتوای کیفی و در قالب مرور نظام مند طراحی شده است. حجم نمونه شامل 18 مقاله علمی-پژوهشی (وزارت علوم، تحقیقات و فناوری)،           5 مقاله علمی-تخصصی (وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی) و ۹ عنوان پایان نامه و رساله مرتبط تا سال ۱۴۰۳ است ،که با بهره گیری از مدل فراترکیبی مورد تحلیل و بررسی قرارگرفته اند. در این تحقیق مشخص شد که در اکثر مطالعات، چهار بُعد اقتصادی، اجتماعی، زیست محیطی و زیرساختی-کالبدی بیشترین تمرکز را به خود اختصاص داده اند. در این میان، بُعد اجتماعی با دارا بودن ۹ مؤلفه بیشترین فراوانی را در میان مطالعات موردبررسی داشته است. یافته ها نشان می دهد که از میان ۳۲ منبع بررسی شده، ۲۵ مورد (۷۸٫۱۳٪) به طور مشخص به ارزیابی پایایی ابزارهای گردآوری داده ها پرداخته اند. این موضوع بیانگر آن است که در بیشتر این مطالعات از ابزارهای سنجش معتبر و قابل اعتماد استفاده شده است. همچنین، ۷۵٪ از منابع دارای فرضیه، ۶۲٫۵٪ دارای مدل مفهومی و تمامی آن ها (۱۰۰٪) در حوزه مطالعات کاربردی قرارگرفته اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که اغلب مطالعات با رویکردی کاربردی و توصیفی-تحلیلی انجام شده اند، اما به ابعاد نظری و فرآیند نظریه پردازی توجه کمتری شده است. ازاین رو، بهره گیری از نظریه های مرتبط با حمل ونقل انسان محور و تلاش برای کاربردی سازی آن، می تواند نقش مؤثری در ارتقای کیفیت نظام حمل ونقل شهری و کاهش چالش های ترافیکی کشور ایفا کند.
۱۲۳.

ارزیابی نقش پیاده راه ها در کیفیت بخشی به فضاهای شهری با تأکید بر دلبستگی به مکان (مطالعه موردی: کلان شهر تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۴۸
متأسفانه در کلان شهر تبریز، عدم توجه به طراحی و برنامه ریزی مناسب فضاهای شهری موجب کاهش بار هویتی و کارکردی و همچنین اضمحلال آن ها گردیده است. در این راستا، در سالیان اخیر احداث پیاده راه ها با هدف رعایت حقوق طبیعی شهروندان، کاهش آلودگی ها و معضلات ترافیکی و همچنین ارتقاء روابط اجتماعی و برخورد چهره به چهره، افزایش کیفیت محیط و درنهایت شکل گیری حس و دلبستگی به مکان مورد توجه طراحان و برنامه ریزان شهری قرار گرفته است. از این رو ارزیابی پیاده راه های احداث شده از منظر کیفیت بخشی به فضاهای شهری با تأکید بر دلبستگی به مکان و بررسی میزان موفقیت آن ها، می تواند ایده های نوینی به طراحان و برنامه ریزان در راستای ایجاد پیاده راه های جدید ارائه دهد و پژوهش حاضر با توجه به این هدف چهار پیاده راه تربیت، ارک، شهریار و فجر در کلان شهر تبریز را مورد بررسی قرار داده است. روش تحقیق در مطالعه حاضر آمیخته (کمی و کیفی) با هدف کاربردی و ماهیت توصیفی-تحلیلی است که در راستای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل حداقل مربعات جزئی در نرم افزار Warp-pls، تحلیل واریانس و آزمون پیرسون در نرم افزار SPSS و رویکرد کیفی تحلیل مضمون استفاده شده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که در پیاده راه های کلان شهر تبریز بیشترین تحقق پذیری و مطلوبیت در مؤلفه های دلبستگی به مکان به ترتیب مربوط به پیوندهای اجتماعی، دلبستگی عاطفی، وابستگی به مکان و هویت مکان با ضرایب 613/0، 544/0، 521/0 و 432/0 می باشد. همچنین آزمون تحلیل واریانس نشان می دهد که سه پیاده راه شهریار، تربیت و ارک وضعیت مطلوب تری نسبت به پیاده راه فجر از منظر مؤلفه های دلبستگی به مکان دارا می باشند. درنهایت می توان گفت که شکل گیری دلبستگی به مکان در پیاده راه های شهر ناشی از توجه به مؤلفه های کیفیت فضایی در طراحی این پیاده راه ها به ویژه در ابعاد سرزندگی، انعطاف پذیری و ایمنی است.
۱۲۴.

تبیین هویت تاریخی و منظر فرهنگی در توسعه گردشگری شهری: مطالعه موردی شهر مراغه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۴۸
مقدمه: هویت تاریخی و منظر فرهنگی از بنیادی ترین عناصر شکل دهنده تجربه گردشگران در شهرهای تاریخی به شمار می آیند و هرگونه ضعف در سازمان دهی آن ها می تواند به گسست روایی، ناپیوستگی بصری و افت کیفیت تجربه مقصد منجر شود. شهر مراغه، با وجود برخورداری از لایه های ارزشمند تاریخی و فرهنگی، با چالشی مواجه است که در آن میان «اهمیت ادراکی» عناصر هویتی و «کارکرد واقعی» آن ها در فضای شهری فاصله ای محسوس دیده می شود. این شکاف به ویژه در زمینه هایی همچون تداوم بصری بافت تاریخی، حضور مؤثر نشانه های فرهنگی و خوانایی مسیرهای گردشگری نمود بیشتری دارد. از این رو، بررسی نظام مند نقش هویت تاریخی و منظر فرهنگی در توسعه گردشگری شهری مراغه ضروری است. هدف پژوهش حاضر تبیین این نقش و تعیین اولویت های مدیریتی و برنامه ریزی لازم برای ارتقای تجربه گردشگران و تقویت هویت مکان است. مواد و روش ها: پژوهش حاضر با هدف تبیین نقش هویت تاریخی و منظر فرهنگی در توسعه گردشگری شهری مراغه و با بهره گیری از رویکرد کمّی اکتشافی انجام شده است. این تحقیق از نظر ماهیت کاربردی و از حیث روش، توصیفی تحلیلی است و تلاش می کند سازه های ادراکی مؤثر بر تجربه گردشگران را بر اساس داده های میدانی معتبر و تحلیل های آماری قابل اتکا شناسایی و تبیین کند. جامعه آماری پژوهش شامل گردشگران و بازدیدکنندگان فضاهای تاریخی شهر مراغه است که با توجه به نامشخص بودن حجم واقعی جامعه، به صورت نامحدود در نظر گرفته شد. نمونه گیری به روش هدفمند انجام گرفت تا تنها افرادی وارد مطالعه شوند که تجربه حضور در بافت تاریخی شهر را داشته باشند و بتوانند ارزیابی معتبری از مؤلفه های هویتی و منظری ارائه دهند. حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران برای جوامع نامحدود، با سطح اطمینان ۹۵ درصد، خطای مجاز ۰٫۰۵ و نسبت واریانس p=q=0.5، برابر با ۳۸۴ نفر تعیین شد. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه ای ساخت یافته بود که بر اساس شاخص ها و ابعاد معتبر بین المللی مرتبط با هویت تاریخی و منظر فرهنگی طراحی شد. روایی محتوایی پرسشنامه از طریق نظرخواهی از متخصصان حوزه گردشگری، طراحی شهری و میراث فرهنگی تأیید گردید. پایایی ابزار با استفاده از ضریب آلفای کرونباخ و پایایی ترکیبی ارزیابی شد که مقادیر به دست آمده همگی بیش از ۰٫۷ بودند و از اعتمادپذیری مناسب ابزار حکایت دارند. تحلیل داده ها در دو مرحله انجام شد. ابتدا تحلیل عاملی اکتشافی به منظور شناسایی سازه های پنهان و روابط میان متغیرها اجرا گردید. در ادامه، تحلیل اهمیت–عملکرد برای تعیین شکاف میان اهمیت ادراکی و عملکرد مؤلفه ها به کار رفت. کلیه تحلیل ها با استفاده از نرم افزار SPSS انجام شد و نتایج مبنای ارائه اولویت های مدیریتی و راهبردهای پیشنهادی قرار گرفت. نتایج و بحث: یافته های پژوهش نشان داد هویت تاریخی و منظر فرهنگی مهم ترین عوامل شکل دهنده تجربه گردشگران مراغه هستند و ساختاری یکپارچه مبتنی بر خوانایی تاریخی، روایت هویتی، انسجام بصری، تمایز هویتی، کیفیت تجربه فضا و نمادهای شهری ایجاد می کنند. نتایج تحلیل اهمیت–عملکرد نشان داد بسیاری از این شاخص ها، با وجود اهمیت بالا، از عملکرد مطلوب برخوردار نیستند و به ویژه روایت هویتی، روایت فضایی، تمایز هویتی و نشانه گذاری شهری نیازمند اقدام فوری اند. در مقابل، خوانایی تاریخی، خوانایی منظر و تصویر مقصد عملکرد قابل قبولی دارند. این یافته ها تأکید می کند که توسعه گردشگری مراغه مستلزم سازمان دهی روایت محور و منسجم عناصر هویتی و منظری است. نتیجه گیری: نتیجه گیری پژوهش نشان می دهد توسعه گردشگری شهری مراغه زمانی حاصل می شود که هویت تاریخی و منظر فرهنگی در قالب روایتی یکپارچه، خوانا و منسجم سامان یابند. تقویت انسجام بصری، بازطراحی نظام نشانه گذاری، ارتقای کیفیت روایت هویتی و بهبود تجربه فرهنگی گردشگران از ضرورت های اصلی هستند. نتایج تأکید می کند که موفقیت برنامه ریزی گردشگری در مراغه وابسته به مدیریت هماهنگ عناصر هویتی و منظری و بازنمایی آن ها در چارچوب تجربه ای منسجم است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان