تحلیل گفتمان شش داستان براساس مؤلفه پیشرفت آغازگر: رویکرد دستور نقشگرای هلیدی و متیسن (۲۰۱۴)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان پژوهی سال ۱۷ بهار ۱۴۰۴ شماره ۵۴
37-68
حوزههای تخصصی:
دستیابی به موفقیت ارتباطی در زبان مستلزم سازمان دهی معانی در متن از جانب نویسنده و شناسایی آن از جانب خواننده است. لیکن عدم شناسایی این نظم از طرف خواننده تحلیل گر باعث شده است که خوانش کاملی از پیام متن ها حاصل نگردد. از آنجا که در دستور نقشگرا فرض براین بوده است که سازماندهی پیام در قالب نظام آغازگری در فرانقش متنی و الگوهای پیشرفت بازنمایی می شود، ابتدا، برای تحلیل گفتمان شش داستان کوتاه فارسی شامل 3736 بند این پژوهش از نویسندگان مختلف با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی از یک تحلیل نامه داده استفاده شد که براساس الگوهای آغازگر شیه و لین (Shieh & Lin, 2011) در چارچوب فرانقش متنی دستور هلیدی و متیسن (Halliday & Matthiessen, 2014) طراحی شد. سپس برای پاسخ به پرسش پژوهش که "چگونه نظام آغازگری در شش داستان کوتاه فارسی به پیوستگی و انتقال پیام نویسنده کمک کرد؟" و محک زدن فرضیه پژوهش که "نظام آغازگری با بکارگیری الگوهای آغازگری در این شش داستان به پیوستگی و انتقال پیام مورد نظر نویسنده مبادرت کرد که نشانگر معانی گفتمانی بود."، بسامد و درصد وقوع الگوهای شناسایی شده محاسبه گردید. نتایج نشان داد که در متون داستانی غالباً از الگوی ثابت به عنوان یک راهبرد و سبک نگارشی متعارف برای سازماندهی معانی، حفظ و تداوم موضوع و انتقال پیام استفاده شد. اما هنگامی که دلایل گفتمانی موجهی مانند جهت دهی، بسط یا محدود کردن موضوع درکار بود از الگوی خطی و گاهی از الگوهای فرااشتقاقی، متناوب و چندتایی به عنوان الگو وسبک نگارشی غیرمتعارف برای دستیابی به پیوستگی و انتقال پیام استفاده شد.