سید عباس نوابی سهی

سید عباس نوابی سهی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۲ مورد از کل ۲ مورد.
۱.

تحلیل گفتمان شش داستان براساس مؤلفه پیشرفت آغازگر: رویکرد دستور نقشگرای هلیدی و متیسن (۲۰۱۴)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرانقش متنی نظام آغازگری الگوهای پیشرفت داستان کوتاه فارسی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸ تعداد دانلود : ۷
دستیابی به موفقیت ارتباطی در زبان مستلزم سازمان دهی معانی در متن از جانب نویسنده و شناسایی آن از جانب خواننده است. لیکن عدم شناسایی این نظم از طرف خواننده تحلیل گر باعث شده است که خوانش کاملی از پیام متن ها حاصل نگردد. از آنجا که در دستور نقشگرا فرض براین بوده است که سازماندهی پیام در قالب نظام آغازگری در فرانقش متنی و الگوهای پیشرفت بازنمایی می شود، ابتدا، برای تحلیل گفتمان شش داستان کوتاه فارسی شامل 3736 بند این پژوهش از نویسندگان مختلف با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی از یک تحلیل نامه داده استفاده شد که براساس الگوهای آغازگر شیه و لین (Shieh & Lin, 2011) در چارچوب فرانقش متنی دستور هلیدی و متیسن (Halliday & Matthiessen, 2014) طراحی شد. سپس برای پاسخ به پرسش پژوهش که "چگونه نظام آغازگری در شش داستان کوتاه فارسی به پیوستگی و انتقال پیام نویسنده کمک کرد؟" و محک زدن فرضیه پژوهش که "نظام آغازگری با بکارگیری الگوهای آغازگری در این شش داستان به پیوستگی و انتقال پیام مورد نظر نویسنده مبادرت کرد که نشانگر معانی گفتمانی بود."، بسامد و درصد وقوع الگوهای شناسایی شده محاسبه گردید. نتایج نشان داد که در متون داستانی غالباً از الگوی ثابت به عنوان یک راهبرد و سبک نگارشی متعارف برای سازماندهی معانی، حفظ و تداوم موضوع و انتقال پیام استفاده شد. اما هنگامی که دلایل گفتمانی موجهی مانند جهت دهی، بسط یا محدود کردن موضوع درکار بود از الگوی خطی و گاهی از الگوهای فرااشتقاقی، متناوب و چندتایی به عنوان الگو وسبک نگارشی غیرمتعارف برای دستیابی به پیوستگی و انتقال پیام استفاده شد.
۲.

تحلیل گفتمان متون داستانی فارسی معاصر براساس مؤلفه آغازگری در فرانقش متنی از منظر زبان شناختی: رویکرد دستور نقشگرای هلیدی و متیسن ( ۲۰۱۴)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: فرانقش متنی آغازگر مبتدایی نشان داری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۴۰
مقاله حاضر بر آن است تا در چارچوب دستور نقش گرای هلیدی و متیسن (2014) به تحلیل گفتمان شش داستان فارسی معاصر براساس مؤلفه آغازگر مبتدایی در فرانقش متنی بپردازد. در این دستور، پیام و معانی متنی بندها بدون شناسایی آغازگرهای مبتدایی و عوامل گفتمانی دخیل در این برجسته سازی برای خواننده برملا نمی شود و خوانش کاملی از پیام حاصل نمی گردد. این پژوهش به این پرسش پاسخ می دهد که چگونه ساخت آغازگری در بند به برجسته سازی و انتقال پیام نویسنده کمک می کند. فرضیه پژوهش این است که ساخت آغازگری با برجسته سازی پیام با ابزارهای نحوی به انتقال پیام مورد نظر نویسنده مبادرت می ورزد. پیکره پژوهش شش داستان کوتاه معاصر مشتمل بر 3736 بند است. تمامی 3736 بند پژوهش با استفاده از روش توصیفی تحلیلی براساس ساختار آغازگری در فرانقش متنی تحلیل شدند. تحلیل ها نشان داد که به طور معمول برای حفظ و تداوم موضوع از فاعل و عمدتاً از مشارکان در بندهای بی نشان خبری به عنوان آغازگر مبتدایی برای انتقال پیام استفاده شد. اما هنگامی که دلایل گفتمانی موجهی در کار بود عمدتاً از افزودهای پیرامونی پیشایندشده برای معرفی رویدادی تازه، تغییر موضوع، یا معنی خاص در داستان در بندهای نشان دار و از فرایند برای نشان دادن جایگاه عاملان سخن در بندهای امری به عنوان آغازگرهای مبتدایی استفاده شد. بنابراین، خوانندگان با شناسایی آغازگرهای مبتدایی در ساخت های بی نشان و نشاندار با استفاده از ساخت آغازگری می توانند به پیام و معانی متنی مورد نظر نویسنده دست یابند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان