سرشت روزنه خیزِ مثال های نقض فرانکفورتی: نقد نقد اِلِنور استامپ بر راهبرد روزنه آزادی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تأملات اخلاقی دوره ۶ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
61 - 89
حوزههای تخصصی:
مسئله اساسی این پژوهش، تبیین نقد اِلِنور استامپ بر راهبرد روزنه آزادی و بررسی انتقادی دیدگاه وی به روش توصیفی_تحلیلی است. بر اساس اصل امکانهای بدیل، کنشگر تنها زمانی در قبالِ یک کنش مسؤولیت اخلاقی دارد که بتواند از انجام آن کنش اجتناب کند. هدف از مثالهای نقض فرانکفورتی، نشان دادن کذبِ این اصل است. حامیان این مثالها معتقدند که میتوان سناریوهایی را طراحی کرد که در آنها بهرغم اینکه کنشگر نمیتواند از انجام کنشِ بهخصوصی اجتناب کند، امّا شهود قوی ما او را در قبالِ انجام آن کنش بهلحاظ اخلاقی مسئول میداند. یکی از مهمترین واکنشهای مدافعان اصل امکانهای بدیل در راستای به چالش کشیدن کارآمدیِ مثالهای نقض فرانکفورتی، راهبرد روزنه آزادی است. طبق این راهبرد، کنشگر ترسیم شده در مثالهای نقض فرانکفورتی، همچنان دارای نوع بهخصوصی از توانایی اجتناب کردن است و چنین نیست که تمام گزینههای بدیل به روی او مسدود باشند. اِلِنور استامپ، یکی از حامیان مثالهای نقض فرانکفورتی، معتقد است که میتوان مثال نقضی طراحی کرد که در آن همین توانایی اجتناب کردنِ ویژه نیز برای کنشگر فراهم نباشد و با وجود اینکه کنشگر هیچ امکان بدیلی ندارد، همچنان بهلحاظ اخلاقی در قبالِ کنش خویش مسئول است. در این پژوهش سعی میشود عدم انسجامِ مثال استامپ نشان داده شود. یافته اصلی این پژوهش این است که روزنهخیزی، ناشی از ویژگی ذاتیِ مثالهای نقض فانکفورتی است. در نتیجه باید گفت که مثالهای فرانکفورتی، بنابر سرشتشان، روزنهای از آزادی را برای کنشگر باقی میگذارند و بدین دلیل تهدیدی علیه اصل امکانهای بدیل به شمار نمیروند.