بازخوانی امر والا در آثار جیمز تورل و اولافور الیاسون(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
در دوران مدرن و پسامدرن، مفهوم «امر والا» دستخوش تحولی بنیادین شده است. در سنت های پیشین، والایی اغلب با عظمت طبیعت یا نیروهایی فراتر از توان انسانی پیوند داشت؛ با این حال، در هنرهای معاصر، برداشت های کلاسیک از زیبایی جهان شمول مورد بازنگری قرار گرفته و گونه های تازه ای از تجربه های زیباشناختی شکل گرفته اند که ناظر بر خوانش های نوین از مفهوم والایی اند. این تجربه ها با تأکید بر احساس تعالی و عبور از محدودیت های مادی، امکان نوعی مواجهه حسی و ادراکی مخاطب با اثر هنری را فراهم می سازند. در این میان، جنبش «نور و فضا» نمونه ای شاخص به شمار می آید که با تمرکز بر ادراک نور، فضا و مقیاس، و بهره گیری از چیدمان های فراگیر، زمینه تجربه هایی نزدیک به خلسه و رهایی ادراکی را برای مخاطب فراهم می کند. سؤال محوری پژوهش این است که «مفهوم امر والا چگونه در آثار جیمز تورل و اولافور الیاسون تبلور می یابد و این آثار به چه شیوه ای، از طریق نور، فضا و تجربه ادراکی مخاطب، امکان خوانش های معاصر از این مفهوم را فراهم می کنند؟» هدف این پژوهش، تحلیل تطبیقی تجربه والایی در آثار جیمز تورل و اولافور الیاسون، به عنوان دو هنرمند شاخص جنبش نور و فضا، در بستر هنر مدرن و پسامدرن است. یافته ها نشان می دهد آثار جیمز تورل با خلق تجربه ای مبتنی بر ادراک جسمانی و حضوری از نور و فضا، گونه ای از والاییِ مدرن را صورت بندی می کنند؛ والایی ای که هم زمان واجد کیفیت های شورانگیز و تعلیق آمیز است و مخاطب را در مواجهه ای درونی و تأملی درگیر می سازد. در مقابل، آثار اولافور الیاسون با بازنمایی فضاها و مناظر تکنولوژیک و کنترل شده، به تجربه ای معاصر و پست مدرن اشاره دارند که بر جنبه های نمایشی، بازتولیدی و میانجی گرانه ی ادراک تأکید می ورزد.