نمود مفاهیم عرفانی و صوفیانه شعر در معماری بقاع متبرکه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات هنر اسلامی سال هجدهم زمستان ۱۴۰۱ شماره ۴۸
315 - 329
حوزههای تخصصی:
معماری و ادبیات در کنار هنرهای دیگر چون نقاشی و موسیقی ازجمله هنرهای اسلامی اند که از بُعد صوری و لفظی (فرم و ساختار، ریتم و وزن) و کاربرد مفهومی دارای مشترکات زیادی هستند؛ به گونه ای که در برخی موارد تردیدی باقی نمی گذارد که خاستگاه و منشأ وجودی آن ها از منبعی واحد است. ادبیات ابزار تفکیک نشدنی معمار و معمار شخصی شهودگرا است. البته در ادبیات برای رسیدن به اهداف یک طراحی خلاقانه، شعر بر سایر ابعاد ادبیات رجحان دارد. پژوهش حاضر به روش توصیفی و تحلیلی و با تکیه بر داده های منابع کتابخانه به رشته تحریر درآمده است. یافته های پژوهش حاکی از این است که شعر در مفاهیمی چون فضا، فرم، سبک و در حوزه زیباشناسی چون استعاره، تضاد، توازن، نماد، رمز و رنگ دارای مشابهات زیادی می باشد که نه تنها در لفظ، در مفهوم و محتوا نیز نمایان است و این نشان دهنده ارتباط و تأثیر شعر سنتی در معماری امروز است. از نمونه های بارز تأثیر شعر بر معماری، نمود مفاهیم عرفانی و صوفیانه ازجمله افکار خیام، عطار، مولانا و سنایی بر مزار و گنبد بقاع متبرکه است. معماران دوره صفویه و قاجاریه، موسیقایی، هارمونی و مفاهیم شعر شاعران مذکور را دریافته و به حجم بدل ساختند. آثار معماری به دست آمده تبلور شاهکاری برآمده از ارتباط و تلفیق ادبیات و معماری است.اهداف پژوهش:بازشناسی ارتباط شعر سنتی و معماری در ایران.مطالعه نمود شعرهای عرفانی و صوفیانه در معماری بقاع متبرکه.سؤالات پژوهش:شعر سنتی و معماری ایرانی دارای چگونه ارتباطی هستند؟اشعار صوفیانه و عرفانی در معماری بقاع متبرکه چه بازتابی داشته است؟