پروانه شمسی پور دهکردی

پروانه شمسی پور دهکردی

مدرک تحصیلی: استادیار گروه رفتار حرکتی دانشکده تربیت بدنی دانشگاه الزهرا (س) تهران

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۳ مورد از کل ۶۳ مورد.
۶۱.

تأثیر تمرینات بازتوانی شناختی و حرکتی با تحریک شنیداری بر کارکرد اجرایی و خودکارآمدی درد زنان مبتلا به ام اس(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۰ تعداد دانلود : ۵۴
مشکلات شناختی اصلی ترین عامل در محدودیت فعالیت و مشارکت در افراد مبتلا به ام اس است. درمان های بازتوانی را می توان به عنوان روشی مؤثر در بهبود علائم ناشی از بیماری ام اس مورد مطالعه قرارداد. مطالعه حاضر باهدف بررسی تأثیر تمرینات بازتوانی شناختی و تحریک شنیداری ریتمیک بر کارکرد های اجرایی سرد و خودکارآمدی درد در زنان مبتلا به ام اس انجام شد. نمونه آماری پژوهش 30 زن مبتلا به ام اس بود، که به صورت هدفمند، بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب شدند، سپس آزمون بررسی مختصر وضعیت شناختی را تکمیل نمودند و به صورت تصادفی به دوگروه تمرینات بازتوانی شناختی، بازتوانی تحریک شنیداری تقسیم شدند. آزمودنی های هر دوگروه به مدت 8 هفته، هفته ای 3 جلسه 60 دقیقه ای به تمرینات خود پرداختند. در پیش آزمون و پس آزمون، آزمودنی های هر دو گروه پرسشنامه خودکارآمدی درد را تکمیل و آزمون ان بک و آزمون برو/نرو را جهت ارزیابی کارکردهای اجرایی انجام دادند. یافته های تحلیل واریانس با اندازه های مکررنشان داد پس از حذف اثر پیش آزمون، در پس آزمون دوگروه در متغیرهای حافظه کاری، خطای ارائه و خطای حذف پیشرفت معناداری کرده اند. تمرینات بازتوانی شناختی به طور معنادار تاثیر بیشتری در بهبود کارکرد های اجرایی سرد و خودکارآمدی درد زنان مبتلا به ام اس دارد. پیشنهاد می شود از این تمرینات در توانبخشی افراد مبتلا به ام اس استفاده شود.
۶۲.

تأثیر تمرین افتراقی و تداخل زمینهای بر یادگیری و بازنمایی ذهنی ضربه گلف(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۰ تعداد دانلود : ۳۱
هدف: هدف پژوهش حاضر بررسی اثر تمرین افتراقی و تداخل زمینه ای بر یادگیری و بازنمایی ذهنی ضربه گلف بود. روش پژوهش: 50 دانشجوی دختر راست دست 20 تا 35 ساله با بینایی طبیعی از دانشگاه الزهرا به صورت هدفمند انتخاب و به طور تصادفی در پنج گروه یادگیری افتراقی تصادفی، افتراقی مسدود، تداخل زمینه ای تصادفی، تداخل زمینه ای مسدود و کنترل تقسیم شدند. برای اجرای تکلیف از توپ و چوب استاندارد گلف، اهداف دایره ای با قطر 11 سانتی متر روی زمین چمن (9×4 متر) و نرم افزار سنجش بازنمایی ذهنی استفاده شد. آزمودنی ها در پیش آزمون تکلیف سنجش بازنمایی ذهنی و 15 ضربه از فاصله 3 متری را اجرا کردند. در مرحله اکتساب، 12 بلوک 15 کوششی مطابق دستورالعمل گروهی انجام دادند. 24 ساعت بعد، در آزمون یادداری مشابه با پیش آزمون و در آزمون انتقال، 15 ضربه از فاصله 5 متری اجرا شد. یافته ها: نتایج نشان داد در مرحله اکتساب، عملکرد گروه افتراقی تصادفی به طور معناداری ضعیف تر از سایر گروه ها بود (0/001=P). در آزمون یادداری، گروه های افتراقی تصادفی و تداخل زمینه ای تصادفی دقت بالاتری نسبت به گروه های مسدود داشتند (0/001=P) و در آزمون انتقال، گروه های یادگیری افتراقی عملکرد دقیق تری نشان دادند. همچنین بازنمایی ذهنی در یادداری برای گروه افتراقی تصادفی نسبت به پیش آزمون به طور معناداری بهبود یافت (0/001=P). نتیجه گیری: تغییرات مستمر در یادگیری افتراقی احتمالاً به دلایلی مانند ظهور جاذب های وابسته به خود و زمینه و نوسانات تصادفی به تعمیم پذیری بالاتر در مقایسه با تداخل زمینه ای منجر شده است.
۶۳.

نقش سیستم های مغزی رفتاری و عدم تقارن نیمکره ای در خلاقیت حرکتی نوجوانان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷ تعداد دانلود : ۲۶
هدف: هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش سیستم های مغزی رفتاری و عدم تقارن نیمکره ای بر خلاقیت حرکتی در نوجوان بود. موارد و روش ها: 239 دانش آموز دختر و پسر (با میانگین سنی0.6±15.4) به روش نمونه گیری هدفمند پرسشنامه های جمعیت شناختی، دست برتری ادینبرگ ویلیامز (1986) و سیستم های مغزی رفتاری کارو و وایت (1994) را تکمیل، سپس 207 نوجوان بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب و با توجه به نمرات پرسشنامه های سیستم های مغزی رفتاری و دست برتری در گروه های راست برتر_فعال ساز (58 نوجوان)، راست برتر_ بازدارنده (64 نوجوان)، چپ برتر_ فعال ساز (37 نوجوان) و چپ برتر_ بازدارنده (48 نوجوان) قرار گرفتند. سپس آزمون خلاقیت حرکتی نوجوانان (مارتینز و فرنانندز ریو،2019) را اجرا کردند. یافته ها: یافته های تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد نوجوانان با سیستم فعال ساز رفتاری در مقایسه با سیستم بازداری رفتاری دارای میانگین بالاتری در مولفه های روانی (P= 0/03)، ابتکار (P= 0/001)، انعطاف پذیری (P= 0/01) و خلاقیت حرکتی ((P=0/001 هستند. همچنین نوجوانان چپ برتر دارای میانگین بالاتری در مولفه های روانی، ابتکار، تخیل و خلاقیت حرکتی در مقایسه با نواجوان راست برتر بودند. نتیجه گیری: افراد چپ برتر که نیمکره غالب آنها راست و دارای سیستم فعال ساز رفتاری می باشند دارای خلاقیت حرکتی بهتری نسبت به افراد راست برتر با سیستم مغزی رفتاری بازدار می باشند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان