۱.
هدف: هدف این مطالعه بررسی تاثیر امیدواری تقویت شده از طریق دست کاری معیارهای موفقیت (آسان در مقابل دشوار) در مهارت ضربه شوت فوتبال بر یادگیری حرکتی، انگیزش درونی و خودکارآمدی بود. مواد و روش ها: شرکت کنندگان شامل ۶۰ زن بزرگسال مبتدی (میانگین سن = 22/21 سال، انحراف معیار = 54/1) بودند که پس از ۱۲ کوشش پیش آزمون، بصورت تصادفی به یکی از سه گروه آزمایشی تخصیص یافتند: ۱) معیار نسبتاً آسان برای موفقیت، ۲) معیار نسبتاً دشوار برای موفقیت، و ۳) گروه کنترل. هر گروه در روز نخست مهارت های شوت فوتبال را در پنج بلوک ۱۲ کوششی تمرین کرد. در روز دوم، یک آزمون یادداری شامل ۱۲ کوشش انجام شد. علاوه بر این، تمامی شرکت کنندگان پرسشنامه انگیزش درونی و مقیاس خودکارآمدی را تکمیل کردند. یافته ها: نتایج نشان داد که هم در مرحله تمرین و هم در آزمون یادداری، تمرین با معیارهای نسبتاً آسان موفقیت بهبود یادگیری حرکتی و عملکرد را در مقایسه با معیارهای نسبتاً دشوار و شرایط کنترل به همراه داشت. به هرحال، تفاوت معناداری در انگیزش درونی و خودکارآمدی بین گروه ها مشاهده نشد. نتیجه گیری: بطورکلی میتوان نتیجه گرفت که بهبود مشاهده شده در یادگیری حرکتی، همراه با عدم افزایش انگیزش درونی و خودکارآمدی، پیش بینی های ارائه شده توسط نظریه یادگیری حرکتی بهینه را به چالش می کشد و بر ضرورت انجام پژوهش های آتی با روش شناسی دقیق تر و حجم نمونه بزرگ تر در جمعیت های متنوع تأکید دارد.
۲.
هدف: پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی آموزش مبتنی بر نوروفیدبک بر موفقیت و عملکرد ورزشی در نوجوانان فوتبالیست انجام شد. مواد و روش ها: روش پژوهش از نوع شبه آزمایشی و طرح پژوهشی پیش آزمون–پس آزمون باگروه کنترل بود. جامعه آماری این پژوهش ورزشکاران فوتبالیست شهرستان آستانه اشرفیه در سال 1400 بودند که از این جامعه آماری تعداد 24 نفر از پسران نوجوان به صورت دردسترس انتخاب شده و پس از همتاسازی بر اساس سن و سطح تحصیلات به صورت تصادفی به 2 گروه 12 نفره گروه آزمایش و کنترل تقسیم شدند و پرسشنامه های عملکرد ورزشی چاربونیو (۲۰۰۱) و مقیاس موفقیت ورزشی موسوی و واعظ موسوی (۱۳۹۳) به عنوان پیش آزمون و پس آزمون برای هر دو گروه اجرا شد. به گروه دریافت کننده آموزش نوروفیدبک طبق پروتکل درمانی 15 جلسه 30 دقیقه ای، آموزش نوروفیدبک داده شد. یافته ها: نتایج نشان داد میانگین تعدیل یافته گروه آموزش مبتنی بر نوروفیدبک درمقایسه با گروه گواه در مرحله پس آزمون در عملکرد ورزشی به طورمعنادار بهتر است (001/0 P<). همچنین میانگین تعدیل یافته گروه آموزش مبتنی بر نوروفیدبک درمقایسه با گروه گواه در مرحله پس آزمون در تمامی مولفه ها و نمره کل موفقیت ورزشی به طورمعنادار بهتر بود (001/0P<). نتیجه گیری: یافته ها نشان می دهد که آموزش مبتنی بر نوروفیدبک تأثیر قابل توجهی بر بهبود عملکرد و موفقیت ورزشی دارد. این روش، با تنظیم فرآیندهای عصبی و تقویت تمرکز، خودتنظیمی و مدیریت استرس، به ورزشکاران کمک می کند تا عملکرد خود را بهینه کنند. بافته ها تأکید می کند که نوروفیدبک می تواند به عنوان یک ابزار نوین در روانشناسی ورزشی بیشتر مورد استفاده قرار گیرد.
۳.
هدف: هدف از این پژوهش؛ بررسی تأثیر تحریک فراجمجمه ای با جریان مستقیم بر تصمیم گیری ریسک پذیر دانش آموزان شطرنج باز، با توجه به ویژگی های شخصیتی آن ها بود. مواد و روش ها: در این پژوهش، تعداد 28 دانش آموز متوسطه دوم که در ورزش شطرنج فعالیت داشته و در مسابقات لیگ استانی و کشوری شطرنج حضور داشتند، شرکت نمودند که بر اساس پرسش نامه 5 عاملی ویژگی های شخصیتی نئو به دو گروه؛ 14 دانش آموز برون گرا (88/0±17) و 14 دانش آموز درون گرا (02/1±5/16) تقسیم شدند. هر آزمودنی در سه جلسه مجزا با فاصله حداقل 72 ساعت استراحت بین جلسات در آزمایشگاه حضور یافت. آزمودنی ها در هر جلسه، قبل از هر نوع تحریک، تکلیف شرط بندی آیووا و بازی رایانه ای لیچز را انجام دادند. سپس، تحت یکی از 3 شرط؛ آنودال راست/کاتودال چپ، کاتودال راست/آنودال چپ و شَم به مدت 20 دقیقه با شدت 2 میلی آمپر بر روی قشر خلفی جانبی پیش پیشانی مورد تحریک الکتریکی قرار گرفتند. آزمودنی ها، پس از اتمام تحریک، مجدداً تکلیف شرط بندی آیووا و بازی رایانه ای لیچز را انجام دادند. یافته ها: تحلیل داده ها با استفاده از آنوای دو راهه مرکب نشان داد که در تکلیف شرط بندی آیووا، بین تحریک آنودال راست/کاتودال چپ و کاتودال راست/آنودال چپ براساس ویژگی های شخصیتی تفاوت معناداری وجود داشت (001/0p=). نتیجه گیری: یافته های این پژوهش نشان داد که تحریک فراجمجمه ای با جریان مستقیم براساس ویژگی های شخصیتی بازیکنان شطرنج تأثیر متفاوتی بر روی تصمیم گیری آن ها دارد. به طوری که؛ نتایج پژوهش نشان داد بازیکنان برون گرا ریسک پذیرتر و بازیکنان درون گرا محتاطانه تر عمل می کردند.
۴.
هدف: هدف این پژوهش بررسی مکانیزم های شناختی مرتبط با نقض یکپارچگی در ورزش، به ویژه دوپینگ است. مواد و روش ها: این مطالعه در پی ترکیب و تعمیم تحقیقات مربوط به فرآیندهای شناختی تأثیرگذار بر رفتارهای غیر اخلاقی و ضد اجتماعی در ورزشکاران می باشد. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از جهت نوع پژوهش کیفی است و برای دسترسی به نمونه، از روش نمونه گیری هدفمند استفاده شده است. برای تحقق این هدف، دو پایگاه داده الکترونیکی تیلور و فرانسیس به عنوان مرجع استراتژی جست و جو انتخاب شد. برای هدایت نظامند، اطمینان از شفافیت و کامل بودن گزارش ها از دستورالعمل موارد گزارش برگزیده (P.R.I.S.M.A) برای بررسی های سیستماتیک و متاآنالیز استفاده شد. بعد از فرآیند تعدیل و غربالگری سنتژپژوهی، 31 سند به عنوان نمونه مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها: تحلیل مضمون ادبیات علمی مرتبط با نقض یکپارچگی حاکمیت ورزش، 11 مکانیسم شناختی گسست اخلاقی را شناسایی کرد. این مکانیسم ها در چهار مقوله فراگیر 1). مکانیسم رفتاری " توجیه اخلاقی، توجیه عاطفی – روانی، توجیه اجتماعی، توجیه اقتصادی، مقایسه، زبان تعبیر"، 2). مکانیسم عاملیت بیرونی "جابه جایی مسئولیت، انتشار مسئولیت"، 3). مکانیسم تعدیل پیامدها و اثرات منفی" بی توجهی، تحریف، انکار پیامدها و معکوس سازی علیت"، 4). مکانیسم قربانی (انسان زدایی) دسته بندی شد. نتیجه گیری: یافته های پژوهش حاضر به محققان و متخصصان مدیریت ورزشی امکان می دهد تا به نوعی عمیق تر به بررسی نقش مکانیسم های شناختی در تبیین رفتارهای غیر اخلاقی و ضد اجتماعی در ورزش بپردازند. این یافته ها همچنین به درک بهتر رفتارها و تصمیم گیری های غیرمعمول و چالش برانگیز در این حوزه کمک کرده و ابعاد جدیدی از این موضوع را نمایان می سازد.
۵.
هدف: این پژوهش با هدف بررسی تأثیر جهت گیری مقایسه اجتماعی بر عملکرد ورزشی با توجه به نقش میانجی خودکارآمدی و اضطراب رقابتی در ورزشکاران انجام شد. رویکرد اصلی این پژوهش مبتنی بر بررسی مدلی مفهومی بود که در آن نقش مستقیم و غیرمستقیم متغیرهای روان شناختی بر عملکرد ورزشی بررسی شد. مواد و روش ها: روش پژوهش توصیفی-همبستگی بوده و جامعه آماری شامل 214 دانشجوی ورزشکار (123 مرد و 91 زن) شرکت کننده در شانزدهمین المپیاد فرهنگی-ورزشی دانشجویان کشور بود. ابزارهای گردآوری اطلاعات شامل پرسشنامه های استاندارد جهت گیری مقایسه اجتماعی، خودکارآمدی عمومی، اضطراب رقابتی و عملکرد ورزشی بودند. داده ها با استفاده از مدل سازی معادلات ساختاری و آزمون سوبل تحلیل شدند. یافته ها: نتایج نشان داد که جهت گیری مقایسه اجتماعی تأثیر مستقیم و غیرمستقیم معناداری بر عملکرد ورزشی دارد. نقش میانجی خودکارآمدی قوی تر از نقش اضطراب رقابتی بود؛ به این صورت که خودکارآمدی تأثیر مثبت و اضطراب رقابتی تأثیر منفی بر عملکرد ورزشی داشتند. همچنین، جهت گیری مقایسه اجتماعی به شکل مثبتی بر خودکارآمدی و به شکل منفی بر اضطراب رقابتی تأثیرگذار بود. نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهد که جهت گیری مقایسه اجتماعی می تواند ابزار مفیدی برای بهبود عملکرد ورزشی از طریق تقویت خودکارآمدی و کاهش اثرات منفی اضطراب رقابتی باشد. این پژوهش بر اهمیت مداخلات روان شناختی در مدیریت عوامل مرتبط با عملکرد ورزشی تأکید دارد. پیشنهاد می شود که مربیان و روانشناسان ورزشی از راهبردهایی برای تقویت خودکارآمدی و کاهش اضطراب رقابتی استفاده کنند. همچنین انجام پژوهش های طولی برای بررسی پایداری روابط میان متغیرها در سایر گروه های سنی و سطوح ورزشی توصیه می شود.
۶.
هدف: در ورزش های مبتنی بر عملکرد شناختی بالا مانند تنیس روی میز، آموزش نوروفیدبک مؤثر نیازمند شاخص های زیستی دقیق و متناسب با عملکردهای شناختی خاص، مانند توجه بصری است. با این حال، اغلب پروتکل های نوروفیدبک فعلی بر ویژگی های کلی EEG تکیه دارند که لزوماً بازتاب دهنده صحیحی از عملکردهای ذهنی مورد نیاز در این ورزش های سرعت محور نیستند. پژوهش حاضر با هدف رفع این خلأ، به بررسی ویژگی های سیگنال EEG مرتبط با توجه بصری پرداخته است. مواد و روش ها: براین اساس در این مطالعه، سیگنال EEG از ناحیه Cz در دو حالت استراحت و تصمیم گیری از ۸ ورزشکار مرد نیمه حرفه ای تنیس روی میز (۱۸ تا ۲۵ سال) ثبت شد. ویژگی های آماری متوسط و واریانس، میانگین دامنه و توان تبدیل فوریه ، میانگین قدرمطلق و انحراف معیار ضرایب تبدیل ویولت، و ویژگی های غیرخطی آنتروپی، بُعد فرکتال، بُعد همبستگی و نمای لیاپانوف استخراج گردید. سپس همبستگی این ویژگی ها با نمرات آزمون TOVA از جمله زمان واکنش و خطاهای توجه محاسبه شد و آزمون تی برای بررسی تغییرات قبل و بعد آزمون به کار رفت. یافته ها: نتایج نشان داد ویژگی های فرکانسی و زمان-فرکانسی بیشترین همبستگی را دارند به گونه ای که متوسط همبستگی ویژگی های فرکانسی و زمان فرکانسی با شاخص زمان واکنش به ترتیب 84/0 و 89/0 بدست آمد. علاوه بر این ویژگی های فرکانسی و زمان-فرکانسی نیز بیشترین تغییرات را در قبل و بعد از آزمون (P ≤0.02 ) داشت. نتیجه گیری: این یافته ها نشان می دهند که می توان از این ویژگی ها به عنوان نشانگرهای زیستی مؤثر برای پایش و ارتقاء فرآیندهای توجهی در ورزشکاران استفاده کرد. بنابراین، استفاده از این ویژگی ها در طراحی پروتکل های نوروفیدبک به منظور بهبود واکنش سریع شناختی در ورزشکاران مستعد، به ویژه در رشته هایی مانند تنیس روی میز، کاربردی و مؤثر خواهد بود.
۷.
هدف: هدف از تحقیق حاضر تعیین روایی و پایایی پرسشنامه خودگویی ارگانیک در ورزش بر اساس طبقه بندی خودگویی ارگانیک به خودگویی خودکار و خودگویی هدفمند بود. مواد و روش ها: پرسشنامه خودگویی ارگانیک از انگلیسی به فارسی ترجمه شد و روایی صوری و محتوای آن با استفاده از نظر 10 استاد صاحب نظر در زمینه خودگویی تعیین گردید. در مرحله جمع آوری داده ها، تعداد 450 ورزشکار از رشته های تیمی و انفرادی به صورت داوطلبانه انتخاب شدند و پرسشنامه خودگویی ارگانیک را پس از تمرین یا رقابت تکمیل نمودند. یافته ها: نتایج تحلیل عاملی تاییدی در نرم افزار SMART-PLS نشان داد که ضریب آلفا کرونباخ و پایایی مرکب برای مولفه های خودگویی ارگانیک از معیار 70/0 بیشتر و از معیار 95/0 کمتر بود. بنابراین، پرسشنامه از همسانی درونی یا پایایی قابل قبولی برخوردار است.معیار متوسط واریانس استخراج شده (AVE) به عنوان شاخص روایی درونی مدل اندازه گیری نیز بیشتر از معیار قابل قبول 50/0 بودند، بنابراین، روایی همگرا برقرار است. شاخص های نیکویی برازش RMSEA، مجذور کای اسکوئر، NFI، CFI، GFI، SRMR قابل قبول بودند. بنابراین، پرسشنامه خودگویی ارگانیک از روایی سازه در میان ورزشکاران ایرانی برخوردار است. نتیجه گیری: پرسشنامه خودگویی ارگانیک مقیاسی مبتنی بر نظریه چند بعدی و حالتی خودگویی ارگانیک در وزشکاران می باشد و دو نوع خودگویی خودکار و خودگویی هدفمند را از طریق ارزیابی چهار مولفه خودگویی خودکار و هفت مولفه خودگویی هدفمند را می سنجند و نتایج تحقیق حاضر از روایی و پایایی نسخه فارسی آن حمایت کردند
۸.
هدف: رفتار های وندالیتی(تخریبگرانه) تماشاگران فوتبال به عنوان چالشی مهم در حوزه روانشناسی ورزش و رفتار جمعی، نیازمند بررسی عوامل روان شناختی و عصب شناختی مؤثر است. این پژوهش با هدف بررسی تأثیر سیستم های مغزی – رفتاری بر رفتار های وندالیتی و نقش میانجی نوع عاطفه (مثبت/منفی) انجام شد. مواد و روش ها: این مطالعه از نوع تحلیل مسیر بود که با استفاده از پرسشنامه های استاندارد شامل مقیاس عاطفه مثبت و منفی(PANAS)، پرسشنامه تخریبگرایی (وندالیسم)، و پرسشنامه شخصیتی گری-ویلسون انجام شد. جامعه آماری شامل تماشاگران فوتبال بود و داده ها با نرمافزار SASJMP-18 و روش تحلیل مسیر (مدل معادلات ساختاری) بررسی شدند. یافته ها: عاطفه منفی رابطه مثبت و معناداری با رفتار های تخریبگرانه داشت. عاطفه مثبت تأثیر معناداری بر رفتار های تخریبگرانه نشان نداد. اجتناب فعال با میانجیگری عاطفه منفی، رابطه معکوس و معناداری با رفتار های تخریبگرانه داشت. جنگ با میانجیگری عاطفه منفی، رابطه مثبت و معناداری با رفتار های تخریبگرانه نشان داد. عاطفه مثبت به عنوان میانجی در هیچیک از مسیر ها تأثیر معناداری نداشت. نتیجه گیری: عاطفه منفی نقش کلیدی در تبدیل راهبرد های سیستم های مغزی-رفتاری (به ویژه اجتناب فعال و جنگ) به رفتار های تخریبگرانه ایفا می کند، در حالی که عاطفه مثبت در این زمینه تأثیری ندارد. این یافته ها بر اهمیت مدیریت عاطفه منفی و تقویت راهبرد های مقابله ای سازگارانه برای کاهش رفتار های وندالیتی تأکید می کنند. پیشنهاد می شود مطالعه های آینده متغیر های تعدیل کننده دیگری مانند شدت عاطفه و زمینه های فرهنگی را نیز بررسی کنند.
۹.
هدف: با توجه به نقش حیاتی ورزش مدارس در رشد روانی-اجتماعی دانش آموزان، مدیریت فضای روان شناختی به منظور پیشگیری از به حاشیه رانده شدن آنان ضرورتی انکارناپذیر است. تحقیق حاضر باهدف ارائه مدل مدیریت فضای روان شناختی در جهت کنترل به حاشیه رانده شدن دانش آموزان در ورزش مدارس طراحی گردید. مواد و روش ها: تحقیق حاضر ازجمله تحقیقات کیفی بود که به صورت میدانی اجرایی گردید. روش کیفی مورداستفاده در تحقیق حاضر از نوع گرانندتئوری با رویکرد اکتشافی نظام مند با استفاده از تحلیل مضمون بود. مشارکت کنندگان در تحقیق حاضر شامل دانش آموزانی بودند که پدیده به حاشیه رانده شدن در ورزش را تجربه کرده باشند. مشارکت کنندگان در این پژوهش با استفاده از نمونه گیری هدفمند و با رویکرد انتخاب نمونه گیری همگون و درعین حال با رعایت حداکثر تنوع نمونه گیری شدند. این مسئله تا رسیدن به اشباع نظری شکل گرفت. درنهایت تعداد ۱۴ مصاحبه در این خصوص انجام گردید. این افراد شامل خبرگانی بودند که به موضوع پژوهش حاضر اشراف کامل داشتند. به عبارتی از منظر علمی و عملی سوابق ارزشمندی در این خصوص داشت. ابزار گردآوری اطلاعات در تحقیق حاضر مصاحبه نیمه ساختاریافته بود. یافته ها: مدل پیشنهادی در سه سطح طراحی شده است: سطح فردی (شامل ارزیابی توانایی ها و علایق دانش آموزان)، سطح تعاملی (شامل بهبود روابط معلم-دانش آموز و پیشگیری از قلدری) و سطح سازمانی (شامل توزیع عادلانه منابع و تجهیزات). یافته ها نشان داد این مدل می تواند از طریق راهکارهای کوتاه مدت (مانند طراحی تکالیف اختصاصی)، میان مدت (مانند آموزش معلمان) و بلندمدت (مانند استعدادیابی نظام مند) به ایجاد محیطی فراگیر در ورزش مدارس کمک کند. نتیجه گیری: این پژوهش مدلی برای مدیریت فضای روان شناختی ورزش مدارس ارائه می دهد که بر طراحی فعالیت های ورزشی انعطاف پذیر و غیررقابتی تأکید دارد. راهکار اصلی، آموزش معلمان برای استفاده از روش های مشارکتی و توجه به تفاوت های فردی دانش آموزان است.
۱۰.
هدف: هدف پژوهش حاضر، تعیین نقش سیستم های مغزی رفتاری و عدم تقارن نیمکره ای بر خلاقیت حرکتی در نوجوان بود. موارد و روش ها: 239 دانش آموز دختر و پسر (با میانگین سنی0.6±15.4) به روش نمونه گیری هدفمند پرسشنامه های جمعیت شناختی، دست برتری ادینبرگ ویلیامز (1986) و سیستم های مغزی رفتاری کارو و وایت (1994) را تکمیل، سپس 207 نوجوان بر اساس معیارهای ورود به مطالعه انتخاب و با توجه به نمرات پرسشنامه های سیستم های مغزی رفتاری و دست برتری در گروه های راست برتر_فعال ساز (58 نوجوان)، راست برتر_ بازدارنده (64 نوجوان)، چپ برتر_ فعال ساز (37 نوجوان) و چپ برتر_ بازدارنده (48 نوجوان) قرار گرفتند. سپس آزمون خلاقیت حرکتی نوجوانان (مارتینز و فرنانندز ریو،2019) را اجرا کردند. یافته ها: یافته های تحلیل واریانس چندمتغیره نشان داد نوجوانان با سیستم فعال ساز رفتاری در مقایسه با سیستم بازداری رفتاری دارای میانگین بالاتری در مولفه های روانی (P= 0/03)، ابتکار (P= 0/001)، انعطاف پذیری (P= 0/01) و خلاقیت حرکتی ((P=0/001 هستند. همچنین نوجوانان چپ برتر دارای میانگین بالاتری در مولفه های روانی، ابتکار، تخیل و خلاقیت حرکتی در مقایسه با نواجوان راست برتر بودند. نتیجه گیری: افراد چپ برتر که نیمکره غالب آنها راست و دارای سیستم فعال ساز رفتاری می باشند دارای خلاقیت حرکتی بهتری نسبت به افراد راست برتر با سیستم مغزی رفتاری بازدار می باشند.