پویایی در محیطهای کسبوکار که به دلیل بروز عواملی چون رشد یا سقوط اقتصادی، فزونی و شدت رقابت، جهانیسازی، ادغامها و ترکیبها و نوآوریهای تکنولوژیکی به وجود آمده است قابلیت مدیران ردهبالا را در درک بهموقع و پاسخ صحیح به این تغییرات به چالش کشیده است. در بازارهای بهشدت رقابتی جهانی، شناخت نیاز مشتریان و متمایز ساختن خودشان از رقبا بیشازپیش اهمیت حیاتی پیدا کرده است. هدف از این پژوهش بررسی تأثیر تجربه بینالمللی و بازارگرایی بر عملکرد صادرات با نقش میانجی استراتژی بازاریابی بینالمللی است در مدل طراحیشده به شناسایی متغیرهای تأثیرگذار بر استراتژیهای بازاریابی بینالمللی و عملکرد صادرات پرداختهشده است. نتایج بهدستآمده از تجزیهوتحلیل دادههای میدانی، بین گروههای مختلف کارشناسان و مدیران شرکتهای فعال در امر صادرات استان آذربایجان شرقی با استفاده از مدل ساختاری، بیانگر تأثیر مثبت بازارگرایی و تجربههای بینالمللی بر استراتژی بازاریابی بینالمللی بهعنوان متغیر میانجی و همچنین تأثیر مثبت و معنیدار استراتژی بازاریابی بینالمللی بر عملکرد صادرات گردیده است.
آموزشگاه های آزاد فنی و حرفه ای نیز در زمره ارائه دهندگان خدمات در جامعه بوده و می تواند نقش بسزایی در رفاه اجتماعی (جامعه)، خواهان رضایتمندی (مصرف کنندگان) و سود (آموزشگاه های فنی و حرفه ای آزاد) داشته باشد. بنابراین، ضرورت می یابد فرایند بازاریابی (ایجاد ارزش برای مشتری و برقراری رابطه با مشتری و دریافت ارزش متقابل از مشتری) برای حصول اهداف آموزشگاه های آزاد فنی و حرفه ای انجام پذیرد. با توجه به اهمیت روزافزون مسائل بازاریابی و فرآیند آن در آموزشگاه های آزاد فنی و حرفه ای، هدف این تحقیق ارائه الگویی جهت استقرار سیستم بازاریابی در آموزشگاه های فنی و حرفه ای آزاد می باشد. تحقیق حاضر ازلحاظ نوع تحقیقات کاربردی و از حیث روش از نوع تحقیقات توصیفی محسوب می شود، نتایج به دست آمده از تجزیه وتحلیل داده های میدانی بین 417 نفر از مدیران و کارآموزان آموزشگاه های فنی و حرفه ای آزادشهر تبریز، از روش نمونه گیری تصادفی سنجیده شده است . با استفاده از مدل ساختاری و نرم افزار AMOS نسخه 22، بیانگر تأثیر مثبت درک بازار، نیازهای کارآموزان، خواسته های کارآموزان بر راهبردهای بازاریابی کارآموز گرا و برقراری رابطه سودمند با کارآموزان و راضی کردن آن ها و همچنین دریافت ارزش از کارآموزان جهت ایجاد سود و کیفیت در آموزشگاه های فنی و حرفه ای آزادشده است. هم چنین این نتایج می تواند مدیران را یاری کند تا قوت و ضعف آموزشگاه ها را ازنقطه نظر مشتریان (کارآموزان) سنجیده و اعمال لازم را برای بهبود ضعف ها و استفاده از قوت ها انجام دهند.
Understanding and managing customer engagement are crucial in co-creating value and sustaining long-term customer relationships. This study develops a predictive segmentation model tailored to the banking sector, with a specific focus on emerging market contexts. Employing a mixed-methods approach, the research integrates a meta-synthesis of prior studies with a C5.0 decision tree algorithm to identify key engagement drivers. The novelty of the study lies in its integration of Relational Models Theory, Customer Lifecycle stages, and perceived emotional value into a unified predictive framework. A structured survey was administered to Iranian retail banking customers and the model segmented them based on their emotional and functional value perceptions, relational orientations, and lifecycle stages. Findings revealed that emotional value is the most influential predictor of engagement, followed by relationship stage and relational model type. Four distinct customer segments were identified, each with unique engagement profiles. The study offers practical tools for banks to personalize CRM strategies and optimize engagement efforts based on relational and behavioral insights. This research contributes to the literature by combining the relational theory and behavioral prediction within a service-dominant logic, offering actionable insights for banking institutions operating in culturally specific, emerging markets.