علی اکبر باقری خلیلی

علی اکبر باقری خلیلی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۵ مورد از کل ۶۵ مورد.
۶۱.

مقایسه و تحلیل سبک شناسی دو سطح فکری و ادبی در تحمیدیّه های حدیقه سنایی و منطق الطیّر عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۶ تعداد دانلود : ۲۴۱
حدیقه سنایی اثری پیشرو در منظومه سرایی ادب فارسی است و به دنبال آن منطق الطّیر نقش مکمل را  برعهده دارد. با این وجود، از جهاتی با حدیقه متفاوت است و سبک شخصی خود را داراست. این پژوهش به دنبال مطالعه و بررسی شباهت ها و تفاوت های فکری و ادبی دو تحمیدیه مهم ادب عرفانی (حدیقه و منطق الطّیر) به منظور درک دقیق تر آرا و اندیشه های دو نگارنده آن هاست. همچنین کشف عناصر زیبایی شناسی ادبی و هنری آن ها در نحوه پردازش اندیشه های عرفانی در تحمیدیّه های شان مدنظر است. در تحقیق پیش رو دو سطح فکری و ادبیّ دو تحمیدیّه براساس دیدگاه ساخت گرایان مورد بررسی قرار می گیرد. نتایج این تحقیق نشان می دهد، مَنِشِ عرفانی سنایی خردمدارانه تر و محتاطانه تر از عطّار است و عناصر ادب تعلیمی در حدیقه او غالب تر است.در مقابل، مَنِشِ عرفانی عطّار، شورانگیزتر و بیقرارانه تر است و عناصر هیجانات عاشقانه به همین دلیل در شعر او بیشتر دیده می شود. در حدیقه، خردِ اجتماعی بازرتر است و در منطق الطّیر، عشق و فردیّت تظاهری بیشتر دارد. تفاوت های موجود به دلیل اندیشه مسلّط توحید عرفانی بر آن ها، به وحدت عقیده شان آسیب نمی زند.اهداف پژوهش:شناخت سطح فکری و ادبی تحمیدیّه های دو اثر بزرگ عرفانی.شناخت دلایل تفاوت های موجود فکری و ادبی دو تحمیدیّه حدیقه و منطق الطیر.سؤالات پژوهش:خردورزی سنایی در تحمیدیّه، مرهون چیست؟عطار در مقابل الگوی خردورزی اجتماعی سنایی، چه الگویی را ارائه می کند؟
۶۲.

عرفان و شبه عرفان در شعر نو ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۸۲ تعداد دانلود : ۱۵۲
ادبیات عرفانی یکی از گونه های غنی و جذاب و در عین حال چالش برانگیز ادبی به شمارمی آید و شاعرانی چون سنایی، عطار و مولوی از سرآمدان آن محسوب می گردند. پرسشی که پس از گذشت یک قرن از تولد شعر نو به ذهن متبادر می شود، این است که این سرمایه ارزشمند، در شعر نو چه سرنوشتی داشته است. برای پاسخ به این سوال باید بررسی نمود که چه شواهدی از وجود مضامین عرفانی یا چیزی شبیه به آن، در شعر نو وجود دارد و شاعرانی که از یک سو، دارای پشتوانه چندین سده ادبیات عرفانی گذشته بوده و از سوی دیگر، در قرن معاصر و در فضای مدرنیته زیسته اند، با چه رویکری با عرفان روبرو شده اند. با بررسی سیرعرفان در آثار بعضی از شاعران نامدار نوپرداز که به نحله های فکری گوناگونی تعلق دارند، مشخص می شود که ایشان، هم با رویکرد غیر مستقیم و منفعلانه از گنجینه عرفانی گذشتگان برای مضمون سازی و زیبایی آفرینی بهره برده و هم با رویکردی مستقیم و خلاقانه، از آفرینش مضامین عرفانی با مختصات زبان روز غافل نبوده اند.خلق عبارات شبه عرفانی، فراروی معرفت اندیش در مضامین دینی و قرآنی، توصیف عشق حقیقی و مرگ اندیشی عارفانه که در تقدیس شهیدان به اوج می رسد، همراه با بیان مضامینی که به تجربه، مکاشفه، حکایت، معراج و مناجات عرفانی شباهت دارد، از مصادیق ابداعات شاعران نوپرداز است. این شاعران گاهی نیز با رویکرد تشبه به عارفان گذشته، به بعضی کنشهای بحث انگیز، مانند نقد فلاسفه و بیان عبارات شطح آمیز، ورود کرده اند.
۶۳.

تحلیل طرح واره حرکت افقی در اشعار پایداری دهه شصت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵ تعداد دانلود : ۶۷
طرح واره حرکت افقی، مفهوم سازیِ استعاری بر پایه تجربه بدن مندِ حرکت است که بر روی یک خطِّ مستقیم، تصویر می شود و موقعیت های انتزاعی را به مثابه حرکت در مسیرِ افقیِ زمان ترسیم می کند. این طرح واره در اشعار پایداری دهه شصت، مفهومِ «ملّت-امّت» را به منزله یک هستیِ رَوَنده در حرکت رو به جلو نشان می دهد. روش پژوهش حاضر، توصیفی-تحلیلی و واحد تحلیل، سروده های دارای طرح واره حرکت افقی است. اطلاعات به شیوه کتابخانه ای جمع آوری می گردد و نمونه های استخراج شده بعد از طبقه بندی موضوعی بر پایه مبانی استعاره مفهومی تبیین خواهندشد. استعاره مفهومی از طریق نگاشت «غیرفیزیکی به مثابه فیزیکی» ساختار استنباط و استدلال درباره حوزه عینیِ حرکت افقی را برای شناخت حوزه های انتزاعی به کار می برد. عناصرِ مفهومی در پژوهش حاضر، بر مبنای استعاره مفهومی «وطن به مثابه ردّپا» در سه نقطه مبدأ، مسیر و مقصد، مکان مند و جهت مند می شوند؛ به این صورت که حرکتِ پیش رونده ملّت از نقطه «من» شروع می شود و به کمک راهنمای سفر که مفهومِ هدایتگری را برجسته می کند به نقطه «ما» می رسد. استعاره «من-ما» در یک خوانش رویداد محور با ارزش گذاری میان «ماندن» و «رفتن» به تقدّس مفهومِ شهادت می انجامد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که کلان استعاره «شهادت راه ابدی است» تعالی را به صورتِ یک سفر گروهی در بسترِ زمانِ «گذشته»، «اکنون» و «آینده» ارزش گذاری می کند. زمانِ گذشته، وقایعِ تاریخی را به مثابه مسافتِ طی شده نشان می دهد؛ زمانِ کنونی، مسیر دوراهی است و زمانِ آینده، به مثابه مسافتِ پیشِ رو معطوف به یک افقِ روشن تصویرسازی می شود. افقِ آینده به زبان استعاری، پایان دوران جهل و ستم را به مثابه «نزدیک شدن» و «رسیدن به» صبح موعود، نشان می دهد.
۶۴.

کارکرد استعاره مفهومی(حجمی) در تبیین مفهوم «خدا» در غزلیات عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۸۵
استعاره، در معناشناسی شناختی عنصری بنیادی در مقوله بندی و درک انسان از جهان بیرونی است. مطابق نظریه لیکاف، انسان ها از طریق تجربه های روزمره و مادّی زندگی، مفاهیمی بنیادی ایجادمی کنند که آن را برای اندیشیدن در امور انتزاعی استفاده می کنند. این مفاهیم بنیادی، زیرساخت طرح واره های تصویری هستند که از طریق تجارب حسی و تعامل با محیط شکل می گیرند و امکان ارتباط میان تجربیات فیزکی ما را با حوزه های شناختی پیچیده تری مانند زبان فراهم می آورند. طرح-واره ها، به سه دسته حجمی، قدرتی و حرکتی تقسیم می شوند. طرحواره حجمی، تجربه ای است که انسان از وجود فیزیک خود مبنی بر اشغال بخشی از فضا دارد. عرفا نیز بسیاری از مفاهیم انتزاعی، از جمله تجربه های عرفانی را در قالب طرح واره ها بیان کرده اند. در این پژوهش به چگونگی بازتاب تجربه شخصی عطار از خداوند در قالب طرح واره ی حجمی پرداخته شده است. دستاورد پژوهش ناظر براین است که تلقّی از خدا در غزلیات عطار، از طریق کشف و شهود است. پیر نیشابور با تشبیه و تجسّم بخشیدن به مفاهیم انتزاعی درک خود را از خداوند زبان مند کرده است. شاعر برای این هدف از نگاشت های مختلفی چون دل، آینه، دریا، معشوق و گوهر سود جسته است که با الگوبرداری از حوزه مبدأ «عینی و تجربی» و تعمیم آن به حوزه مقصد «فراحسی و باطنی»، در بیان مفهوم انتزاعی خداوند سود جسته است.
۶۵.

«تحلیل استعاره مفهومی جاندار و سیال انگاری ریا و سالوس با رویکرد فرهنگی در غزلیات حافظ شیرازی»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۴۸
زبان وسیله ای برای برقراری ارتباط و تبادل اطلاعات است که به منظور پی بردن به افکار و آرای ذهن انسان دارای اهمیت است. با تکامل زبان و ظهور زبان شناسی، شاخه ای از آن با نام زبان شناسی شناختی شکل گرفت و در یکی از حوزه های مطالعاتی آن یعنی معنی شناسی شناختی که به بررسی ارتباط میان تجربه انسان، نظام مفاهیم و ساختار معنایی زبان می پردازد، استعاره مفهومی و طرح و اره های تصویری مطرح شد. در استعاره مفهومی که از دو حوزه مبدأ و مقصد و با تمرکز بر نگاشت ها پدیدار می گردد، نظام مفهومی ما و الگوهای استعاری سازی دارای اهمیت هستند. این الگوها که از حوزه های مختلفی چون تاریخ، اسطوره، حماسه، دین، عرفان و نظایر آن برخاسته اند و می توان تحت عنوان فرهنگ از آن ها یاد کرد، خاستگاه استعاره مفهومی به شمارمی آیند. این پژوهش به شیوه توصیفی-تحلیلی و با رویکرد فرهنگی به بررسی استعاره مفهومی جاندار و سیال انگاری ریا و سالوس در غزلیات حافظ پرداخته است. عمده ترین نتیجه آن، دست یابی به کلان استعاره «ریا، نابودگر است» بوده، زیرا حافظ ریا را با پدیده هایی مفهوم سازی کرده که بی اعتباری، بی حاصلی و نابودی را درپی دارند. استعاره پردازی ریا اغلب با طرحواره قدرتی از نوع نیروی متقابل و ایجاد و رفع مانع انجام می گیرد که به لحاظ فرهنگی، سازگار با شرایط و آداب سلوک عرفانی است. نابودگرانگاری ریا و مبارزه بی-امان حافظ برای ریشه کن کردن آن، محصولِ تجربیات فرهنگی اوست. بعضی از این تجربیات، مثل ریا به مثابه انسان سرکش، ریا به مثابه بوی بد و ریا به مثابه شراب، روایتگر تجربیات درون فرهنگی حافظ در فارس و شیراز و در سطح وسیع تر، روایتگر آرزوی روانِ جمعی ایرانیان در طول تاریخ است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان