بازتجربه گری مخاطب مثنوی به میانجی گری روایت(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارهای نوین ادبی زمستان ۱۴۰۴ شماره ۲۳۱
123 - 151
حوزههای تخصصی:
با اهمیت یافتن «تجربه» در غرب که مرهون تغییرات پارادایمی در علم، فلسفه، الهیات و تحت تأثیر جریان هایی چون نهضت اصلاح دینی، پروتستانتیسم، رمانتیسم و الهیات مدرن بود، فردیت، سوژگی و نفی نظام سلطه-واسطه کلیسا در ارتباط با خدا و امر قدسی و به تبَعِ آن ها انواع «تجربه های زیستی، وجودی، دینی و عرفانی»، اعتباری خاص یافتند. ازاین رو «تجربه» و نسبتش با زبان، ذهن، حافظه، عواطف/احساسات، بدن، بافت/زمینه، سنت و روایت در کانون مطالعات قرار گرفت. به تدریج بحث «تنوع تجربه» ازجمله گونه های تجربه دینی (جیمز، دی ویس و… ) و عرفانی (اُتّو، اِستیس، کَتز و… ) طرح شد. درمقابلِ کسانی که بر «بلاواسطگی» تجربه های دینی و عرفانی، پافشاری می کردند، عده ای بر وجود «میانجی»ها تأکید کردند (کَتز و… ). به این معنی که هر تجربه در درون چارچوبى روى می دهد که آن تجربه را ممکن می سازد. به تعبیری تجربه عرفانی از ظرفیت میانجی زبان و دیگر میانجی ها (ازجمله روایت) در امان نیست. زبان، روایت، خیال، مفهوم و فرم، میانجی ها و واسطه هایی هستند که امور درونی، انتزاعی، ایده ها و نظریه ها را صورت بندی و منتقل می کنند. روایت به مثابه یک میانجی، صرفاً محتوا را منعکس نمی کند بلکه از محتوا جدایی ناپذیراست؛ یعنی نمی توان با کنارزدن روایت، به کمینه محتوا (در این بحث، تجربه عرفانی) دست یافت. به این معنا که نحوه روایت، کنش روایت و نوع روایتگری نیز محتواآفرین است. شیوه روایت مولوی در مثنوی و شگردهای داستان گویی او که از امور و مسائل ملموس و فراگیر انسانی و موقعیت های آشنا آغاز می کند و به تدریج به طرح دقایق وجودی و بن بست ها و شکست ها و برون رَفت ها و مَخلص ها می پردازد سبب می شود که قصه ها و استطرادهای مثنوی هم زمان دو نوع حرکت را شکل دهند و پیش برند: حرکت افقی و گسترش یابنده و حرکت عمقی و عمودی. در این شیوه خاص روایت، سطح روایت و «صورت افسانه» برای مخاطب عام، نقش می خورَد و عمق و باطن روایت، زمینه را برای فهم استعاری و تأویلی و خوانش استغراقی مخاطبان خاص و اخص فراهم می آورد. در خوانش استغراقی برای مخاطب/خواننده، فرصت بازتجربه گری (تجربه کردن تجربه اولیه) فراهم می شود. در این مقاله در ابتدا به نقش روایت در مقام یک میانجی پرداخته ایم و سپس شیوه های خاص مولوی در روایتگری و زمینه سازی برای بازتجربه گری مخاطب را نشان داده ایم.