هیرو فرکیش

هیرو فرکیش

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۶ مورد از کل ۲۶ مورد.
۲۱.

تحلیل سازمان فضایی مدرسۀ غیاثیۀ خرگرد با استفاده از روش نحو فضا جهت شناخت روابط فضایی مدارس دورۀ تیموری در خراسان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۴ تعداد دانلود : ۷۶
هر سرزمینی، پیشینه ای دارد که فرهنگ مردم آن سرزمین را شکل داده است. یکی از مهم ترین دوره های معماری ایرانی، معماری دوران تیموری است. این پژوهش در تلاش بوده، شناختی از معماری ایران، خراسان، و یکی از مدارس دارای اهمیت دوره تیموری، مدرسه غیاثیه خرگرد را ارائه نماید. با کمرنگ شدن مولفه های شکل دهنده پیکره بندی فضایی معماری گذشته در پلان بناهای معاصر ضرروت انجام این پژوهش احساس می شود. در این پژوهش از روش نحو فضا جهت تحلیل روابط فضایی و چگونگی پیکره بندی فضایی در مدرسه غیاثیه خرگرد استفاده شده است. در نهایت با تکیه بر آن، تلاش شده الگویی از مدرسه غیاثیه خرگرد به جهت بهره مندی در طراحی فضاهای آموزشی و پژوهشی جدید برای جلوگیری از الگوبرداری از معماری های غیراصلی ارائه گردد. این پژوهش با هدف تجزیه و تحلیل ویژگی پیکره بندی فضایی، به شناسایی روابط فضایی و اجتماعی در الگوی شکلی پلان مدرسه غیاثیه خرگرد برای دستیابی به چیدمان مطلوب فضایی پرداخته است. در این پژوهش از روش توصیفی تحلیلی در نمونه موردی برای پاسخ به سوالات، و رسیدن به اهداف استفاده شده و ابزار مورد استفاده پژوهش، شامل مطالعات کتابخانه ای، بررسی اسناد و مدارک مکتوب، مشاهده و برداشت میدانی و در نهایت شبیه سازی با استفاده از نرم افزار نحو فضا(دپس مپ)است. یافته ها نشان داد میان نوع سازماندهی فضایی و میزان همپیوندی، عمق، اتصال و وضوح در مدرسه غیاثیه خرگرد رابطه معنادار وجود دارد؛ با توجه به اینکه الگوی سازماندهی و آرایش فضایی در مدرسه، سازماندهی مرکزی و خطی است، فضای حیاط مرکزی دارای بیشترین میزان همپیوندی، اتصال وکمترین میزان عمق است. چیدمان مرکزی پلان مدرسه باعث ایجاد وضوح بالا شده است. به نظر میرسد استفاده از سازماندهی مرکزی در پلان های برگرفته از الگو مدرسه خرگرد یکی از مهم ترین راهکار های طراحی در طراحی فضاهای آموزشی و پژوهشی جدید است.
۲۲.

تبیین و دسته بندی جریان معاصرسازی در مطالعات نظری میان رشته ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷ تعداد دانلود : ۱۱۴
در مطالعات میان رشته ای با محوریت موضوع معاصرسازی یک مدل جامع که معرف تمام ابعاد وجودی آن باشد، وجود ندارد. از این جهت مقاله قصد دارد جریان معاصرسازی در مطالعات نظری میان رشته ای را تبیین و دسته بندی کند؛ ظرفیت رشته های علمی (توانمندی یا ضعف) در میزان درکِ فرایند معاصرسازی و تطبیق با آن را بسنجد؛ و تأثیر یکپارچه سازی دانش های مختلف (با رویکرد میان رشته ای) بر میزان فهم معاصرسازی را مورد واکاوی قرار دهد. روش تحقیق در این مطالعه، تحلیل محتوا (روش استدلال استقرایی) با رویکرد مرور نظام مند است که تحلیل محتوای کمی-کیفی منابع فارسی حوزه معاصرسازی را انجام داده است. مطالعات به ترتیب فراوانی در چهار حوزه معماری و شهرسازی، هنر، دین و ادبیات تقسیم بندی شده اند. هر حوزه دارای زیرمجموعه ای است، که به لحاظ محتوایی همگرا با موضوع اصلی پژوهش می باشد. حوزه مطالعاتی معماری و شهرسازی با بیشترین موضوعات محوری، در این زمینه نیز پیشرو می باشد. ارائه مدل جریان معاصرسازی دستاورد دیگر پژوهش می باشد. یافته ها نشان داد که معاصرسازی، فرایندی نامتوازن است. نامتوازن از این جهت که سرعت تطبیق حوزه های دانشی مختلف با تحولات معاصر، متفاوت می باشد؛ و این ناهم زمانی به «ناسازگاری» منجر می شود. اگرچه رشته های دانشی به صورت منفرد، در فهم جامع فرایند معاصرسازی، ضعیف عمل می کنند؛ اما تعامل میان رشته ای در سه سطح بنیادین، روشی و کاربردی، توانمندی سیستم را افزایش می دهد. حوزه های علمی چهارگانه، به دو شکل اساسی می توانند در فرایند معاصرسازی مشارکت داشته باشند: نخست، از طریق بازتعریف رابطه دیالکتیکی سنت-مدرنیته در حوزه تخصصی خود؛ دوم، با ایفای نقش مترجم فرهنگی که مفاهیم انتزاعی مدرنیته را به زبان قابل درک برای جامعه تبدیل می کنند.
۲۳.

تحلیلی بر مؤلفه های کیفیت کالبدی مسکن مطلوب در بافت حاشیه شهرها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲ تعداد دانلود : ۷۱
مسکن مناسب، جزء اولین نیازهای بشر بوده است و کیفیت آن یکی از مؤلفه های مورد نظر انسان در ساخت آن است. امروزه به سبب گسترش شهرنشینی، به تأمین نیاز مسکن و ارتقاء کمی آن بیش از مسائل کیفی و مطلوبیت مسکن توجه شده است، این موضوع در مسکن حاشیه شهر که با مشکل کمبود مسکن روبه رو هستند، بیشتر نمود یافته است. بنابراین ضرورت توجه به مؤلفه های کیفی تأثیرگذار بر مطلوبیت مسکن در حاشیه شهرها بیشتر از زمان های دیگر اهمیت خود را آشکار می سازد. ازآنجاکه ابعاد کالبدی عینی ترین موضوع در ارزیابی و برنامه ریزی مسکن است؛ لذا هدف از انجام این پژوهش تبیین و تحلیل مؤلفه های کیفیت کالبدی مسکن مطلوب در بافت حاشیه شهرها می باشد. روش گردآوری داده ها و استخراج مؤلفه ها به صورت کتاب خانه ای – اسنادی بوده است و از روش تحلیل محتوای کیفی متن و تجزیه وتحلیل توسط نرم افزار MAXQDA جهت دسته بندی مفهومی مؤلفه ها و شناسایی معیارهای پژوهش و همچنین روابط بین مؤلفه ها استفاده شده است. براساس نتایج پژوهش مؤلفه ها در 8 معیار دوام، استحکام و مقاومت مسکن؛ تناسبات، ابعاد و اندازه؛ شکل، فرم و الگو؛ تسهیلات رفاهی؛ ایمنی و امنیت؛ تسهیلات بهداشتی؛ امکانات و خدمات؛ نمای ظاهری و سیمای بصری طبقه بندی شده است. روابط بین مؤلفه ها نیز گویای این است که مؤلفه های جنس و نوع مصالح، وضعیت مصالح، سازه و اسکلت، قوانین و مقررات ساخت وساز، امنیت مالکیت، مکان یابی مناسب، ایمنی در برابر مخاطرات طبیعی، ابعاد و اندازه فضاها، تعداد اتاق، نور و روشنایی، تهویه مناسب و جهت گیری بنا با یکدیگر بیشترین ارتباط را دارا می باشند. با توجه به یافته ها چنین به نظر می رسد که بین مؤلفه های کالبدی مسکن مطلوب رابطه مستقیم وجود دارد. همچنین ارتباط بین مؤلفه ها حاکی از آن است که معیارهای دوام، استحکام و مقاومت؛ تناسبات، ابعاد و اندازه؛ شکل، فرم  الگو؛ ایمنی و امنیت؛ تسهیلات رفاهی نیز با یکدیگر رابطه مستقیم دارند.
۲۴.

تحلیل عملکرد تضاد فضایی در شکل گیری هویت مکانی با تکیه بر رویکرد کالبدی-ادراکی (مورد پژوهی: کاروانسرای رباط شرف و مجتمع خدماتی چناران)(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴ تعداد دانلود : ۴۴
شکل گیری هویت مکانی در فضاهای معماری سنتی و معاصر، تحت تأثیر روابط کالبدی، الگوهای فضایی و تجربه ادراکی کاربران قرار دارد. در دهه های اخیر، بحران هویت مکان در معماری معاصر به دلیل یکنواختی فضاها و گسست ارتباط میان انسان و محیط، به یکی از چالش های اصلی طراحی شهری بدل شده است. ازاین رو، بازشناسی مؤلفه های مؤثر بر تقویت حس تعلق و ادراک فضایی، ضرورتی انکارناپذیر دارد. این پژوهش با رویکرد کالبدی–ادراکی، به تحلیل نقش تضادهای فضایی در شکل دهی هویت مکان پرداخته و تلاش دارد ارتباط میان سازمان فضایی، تجربه کاربر و تثبیت ذهنی مکان را تبیین کند. روش تحقیق ترکیبی از تحلیل کمی و کیفی است. در بخش کمی، شاخص های هم پیوندی، عمق نسبی، اتصال، کنترل، پراکنش و نقاط دید با استفاده از نرم افزار DepthMap استخراج و بر پایه داده های میدانی و نقشه های پلان دو نمونه، شامل کاروانسرای رباط شرف به عنوان الگوی سنتی و مجموعه خدماتی چناران به عنوان نمونه معاصر، تحلیل شد. داده های حاصل امکان شناسایی مسیرهای اصلی و فرعی، فضاهای کلیدی و نقاط کانونی و ارزیابی ارتباط میان مؤلفه های فضایی و ادراک کاربران از هویت مکان را فراهم آورد. یافته ها نشان می دهد که در نمونه سنتی، تضاد میان فضاهای بسته و باز، مسیرهای طولی و حجره ها و ترکیب فضاهای میانی با حیاط مرکزی، تجربه فضایی غنی تری را ایجاد کرده و موجب تقویت حس تعلق می شود. در مقابل، در نمونه معاصر، تمرکز بر لابی ها و فضاهای مرکزی موجب کاهش تنوع فضایی و تضعیف ادراک هویت مکان شده است. در مجموع، نتایج نشان می دهد که تضادهای فضایی، خوانایی مسیرها و هم پیوندی ساختاری از عناصر کلیدی در ایجاد تجربه مکانی معنادار و تثبیت هویت در ذهن کاربران هستند.
۲۵.

نقش قومیت در تعیین موقعیت و بازتولید سازماندهی فضایی مسکن مهاجران (نمونه موردی: شهرک گلشهر مشهد)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸ تعداد دانلود : ۳۲
قومیت یکی از ویژگی های فرهنگی مهاجران است که می تواند بر ساختار مسکن تاثیرگذار باشد. بطوری که؛ ساختار مسکن برای مهاجران به عنوان فضایی برای تقویت هویت جمعی و فردی، برآورده سازی نیازهای اساسی و حفظ ارتباط با ریشه های قومیتی آنها است. این درحالیست که مسکن مهاجران با قومیت های متفاوت، اغلب براساس فرهنگ اقوام در شهر میزبان (مقصد) یا نیازهای فیزیکی آنها است و با نیازهای واقعی مهاجران مطابقت ندارد. بنابراین تحلیل ساختار مسکن مهاجران پاسخ مناسبی به انطباق این خانه ها با نیازهای قومیتی آنها است. هدف این پژوهش شناسایی و بررسی تاثیر قومیت بر ساختار مسکن مهاجرین می باشد؛ و برای دستیابی به این هدف، محققان با انجام مطالعات میدانی در پی پاسخگویی به سوال « تاثیر قومیت مهاجران بر تعیین موقعیت و سازماندهی فضایی مسکن آنها چیست؟» هستند. جهت انجام تحقیق حاضر از روش توصیفی-تحلیلی با رویکرد مقایسه ای و نتیجه گیری بر پایه استدلال منطقی، به شیوه استقرایی استفاده شده است. گردآوری داده ها به کمک دو تکنیک مطالعات اسنادی-کتابخانه ای و برداشت میدانی از طریق ابزارهای مشاهده، مصاحبه هدفمند، عکسبرداری و بررسی پلان ها انجام شده است. یافته ها حاکی از آن است که قومیت مهاجران باعث تغییر در فرهنگ، هویت و نیازهای آنها شده و بیشترین تحولات را در ساختار و موقعیت مسکن مهاجران شهرک گلشهر ایجاد کرده است. بازتولید سازماندهی فضایی در خانه مهاجران گویای ساختارهای متفاوت پلان، تغییرات در نحوه چیدمان فضایی از عمومی تا خصوصی، سازماندهی متفاوت نشیمن و پذیرایی، میزان فضای باز و بسته، چگونگی ایجاد محرمیت بصری، تعیین متفاوت مکان ساخت فضاهای مسکن و جانمایی مکانی متفاوت فضای پذیرایی از مهمان است که بیشترین ارتباط را با قومیت آنها دارد. همچنین با توجه به یافته ها چنین به نظر می رسد که میان قومیت و تعیین موقعیت مسکن رابطه مستقیم وجود دارد. چنانکه مهاجران، محله ای را برای سکونت برمی گزینند که بیشترین ارتباط را با هم قومی های خود داشته باشند.
۲۶.

ارائه مدل مسکن مطلوب در بافت حاشیه شهرها با تاکید بر ارتقاء کیفیت کالبدی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲ تعداد دانلود : ۳۴
توسعه فیزیکی و شتابان و نامتعادل شهرها، پیامدهای نامطلوب اقتصادی، اجتماعی و کالبدی بسیاری داشته که حاشیه نشینی یکی از این آثار است. وجود مساکن ارزان در مناطق حاشیه شهر متناسب با استطاعت مالی حاشیه نشینان، یکی از مهمترین عوامل مهاجرت افراد به سوی این سکونتگاه ها است. شواهد حاکی از آن است که این مساکن فاقد استانداردهای لازم بوده و از مطلوبیت مناسب برخوردار نمی باشند. این مساله در حالی اتفاق افتاده است که نیمی از زمان افراد در خانه و محیط های مسکونی سپری می شود و مطلوبیت مسکن بر کیفیت زندگی ساکنان تاثیر مستقیم دارد. از این رهگذر شناسایی ویژگی های مسکن مطلوب، دیدی کلی نسبت به تدوین معیارهای مناسب طراحی مسکن در اختیار معماران و برنامه ریزان شهری قرار می دهد. لذا پژوهش حاضر با هدف ارائه مدل مسکن مطلوب در بافت حاشیه شهرها با تاکید بر ارتقاء کیفیت کالبدی صورت گرفته است. روش تحقیق از نوع کیفی و تحلیل محتوا با استفاده از نرم افزار مکسکیودا می باشد. گردآوری اطلاعات با استفاده از شیوه های اسنادی و همچنین مصاحبه ای باز و عمیق از طریق 15 نفر از خبرگان حوزه مسکن حاشیه شهری انجام شده است .تحلیل داده ها در فرآیند سه مرحله ای کدگذاری به کمک نرم افزار منجر به ظهور 35 مقوله فرعی در قالب 8 مقوله اصلی شد. پس از انجام طبقه بندی مفهومی مقولات فرعی و یکپارچه سازی آن ها، تعداد آن ها به ۱۸ مقوله نهایی کاهش یافت. در نهایت، این ۸ مقوله اصلی و ۱۸ مقوله فرعی نهایی، ساختار مدل پژوهش را شکل دادند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان