علی سلیمی

علی سلیمی

مدرک تحصیلی: دکتری زبان و ادبیات عرب، دانشگاه تربیت مدرس
رتبه علمی: استاد گروه زبان و ادبیات عربی دانشگاه رازی
لینک رزومه

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۸۱ تا ۸۴ مورد از کل ۸۴ مورد.
۸۱.

روابط ترا روایتی نمایشنامه «مجلس قربانی سنمّارِ» بیضایی و «جزاء مینالي» ماجد الخطیب با داستان «سمنار و ساختن خُورنق» در «هفت پیکر» نظامی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۸ تعداد دانلود : ۱۴۲
هدف: نهاده کیفیّت روابط، کشف و فهم مبادلات میان روایت ها یکی از محورهای اجتناب ناپذیر نظری ترامتنی در تجربه روایی است، آنطور که به یکی از شالوده های روایت شناسی تبدیل گشته است. از نسبت های بیناروایتی، که درون یک نظام فرهنگی واحد و یا بینافرهنگی شکل گیرد، بیش متنیّت است که هسته نظرگاه ژرار ژنت را به خود اختصاص داده است. در همین راستا، نسبت روایت نمایشنامه های «مجلس قربانی سنمّارِ» بیضائی و «جزاء مینالیِ» ماجد الخطیب به عنوان بیش روایت با داستان «سمنار و ساختن خُورنق» که در «هفت پیکر» نظامی بدان اشارت رفته، به عنوان «پیش روایت ویا زِبرمتن» مشهود است.روش پژوهش: این گفتاورد با روش مقایسه تطبیقی – تحلیلی، در جستجوی کارکرد عناصر کیفی بیش روایتی با عنوان «عناصر پیرا آرایه ای» و روابط میان آنها در نمایشنامه بیضائی و نمایشنامه الخطیب به عنوان بیش متن ومقایسه آنها با سروده نظامی در هفت پیکر به عنوان پیش متن با تکیه بر نظریه تراروایتی ژنت است. یافته ها: عناصر کیفی بیش روایتی بسان انگیزه، ارزش، شخصیّت، بهره مندی از اسطوره، ملیّت وقومیّت شخصیّت ها در هر دو نمایشنامه فارسی و عربی در مقایسه با سروده نظامی به منظور تولید و باروری روایی در سنت های روایی هر دو نمایشنامه نویس یافت می شوند. نتیجه گیری: بهره مندی از عناصر پیرا آرایه ای در نمایشنامه بیضائی با هویّت سازی جمعی در جامعه ایرانیِ و در نمایشنامه الخطیب با مسائل اجتماعی روز و رنج جامعه عراقی انطباق می یابد. اما؛ قدرت باروری و تکثیر روایی به منظور تولید یک روایت ماندگار در اثر بیضائی که بیشتر با تحلیل تاریخی و خلق صحنه های روانشناختی آمیخته شده، در مقایسه با اثر الخطیب تأثیرگذارتر است.
۸۲.

تحلیل بازنمایی شخصیت های زنانه دینی در اشعار جابر الجابری با تکیه بر نظریه ارتباطی رومن یاکوبسن(مطالعه موردی: حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) )(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳ تعداد دانلود : ۱۲۴
شخصیت های زنانه دینی از دیرباز تاکنون پیوسته از نمادهای ارزشمند و الهام بخش در ادبیات و فرهنگ شاعران معاصر عرب بشمار می روند. جابر الجابری(مدین الموسوی) شاعر معاصر عراقی است که با استفاده از میراث دینی در اشعارش بر اصالت و غنای ادبی شعرش افزوده است. بازنمایی شخصیت های زنانه دینی در اشعار جابر الجابری در کشف لایه های معنائی شعر وی کمک کرده و زوایای جدیدی از سبک شعری او را نمایان می سازد. نظریه ارتباطی رومن یاکوبسن؛ زبان شناس برجسته روسی به بررسی نقش های ششگانه زبانی در راستای جهت گیری پیام شاعر (فرستنده)به سمت یکی از عوامل سازنده فرایند ارتباطی می پردازد. بررسی کارکردهای زبانی در متون ادبی بویژه شعر، مخاطب را به درک عمیق تری از هنر کلامی شاعر و ادبیت وی می رساند. این پژوهش بر آن است با رویکردی توصیفی- تحلیلی شخصیت های زنانه دینی را در اشعار جابر الجابری با تکیه بر نظریه ارتباطی رومن یاکوبسن مورد بررسی و تحلیل قرار دهد. یافته های پژوهش بیانگر آن است که پربسامدترین نقش های زبانی در به تصویر کشیدن شخصیت های حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) در شعر جابری به ترتیب و با توجه به جایگاه متفاوتی که دارند نقش ترغیبی، عاطفی، همدلی و ارجاعی هستند که به شکل جداگانه و یا شکل مکمل یکدیگر بکار رفته اند. در شاعرانگی جابر الجابری شخصیت های برجسته حضرت زهرا(س) و حضرت زینب(س) به عنوان نمادهایی از انسان کامل، صبور و ایثارگر به همراه شاخصه های زنانگی مطرح شده اند تا تأثیر مهمی بر بافت فرهنگی و اجتماعی جامعه داشته و مخاطب را به درک و آشنائی بیشتر از ابعاد فکری و ایدئولوژی جابری برسانند.
۸۳.

تحلیل جامعه شناختی رمان «برید اللیل» با تکیه بر نظریه جورج لوکاچ(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵ تعداد دانلود : ۴۷
بیان مسئله و هدف: میان رویکردهای متنوع نقد ادبی، جامعه‌­شناسی ادبیات جایگاه ویژه‌­ای دارد؛ این رویکرد با تکیه بر معیارهای اجتماعی به بررسی محتوای آثار ادبی می‌­پردازد و به دنبال کشف و تبیین روابط پیچیده بین اثر ادبی و بسترهای اجتماعی شکل‌­دهنده آن است. جورج لوکاچ (1885-1971م)، منتقد و نظریه‌پرداز برجسته معاصر، با ارائه نظریات بدیع، تحولی عمیق در رویکرد جامعه‌شناختی نقد ادبی ایجاد کرد. در نظریه او پیرامون رمان مفاهیمی نظیر رئالیسم، شخصیت‌ نوعی، رابطه علی و معلولی و محتوای اجتماعی به‌مثابه ارکان اساسی تحلیل ادبی مطرح می­‌شود. از دیدگاه لوکاچ، رئالیسم ناب باید تصویری یکدست و هماهنگ از انسان و جامعه ترسیم کند و در تلاش برای بازنمایی وحدت و یکپارچگی این دو عنصر اساسی باشد. رئالیسم مدنظر لوکاچ دارای سه ویژگی اساسی است؛ نخست انتقادی بودن آن است؛ لوکاچ بر این باور است که دوران­‌های مهم تاریخی دوره­‌هایی گذرا و سرشار از تغییر و تحول است که با چالش‌­ها و تحولات فراوانی مواجه است. از‌این‌رو، نویسندگان واقع‌­گرا باید با نگاهی انتقادی به جامعه بنگرند و نابرابری‌­ها، بی‌عدالتی‌­ها و سایر معضلات اجتماعی را به تصویر بکشند. ویژگی دوم رئالیسم لوکاچ چیرگی واقعیت است. این بدان معناست که نویسنده باید تشنه حقیقت باشد و واقعیت را صادقانه و بی‌­پرده بیان کند. لوکاچ تأکید می­‌کند که نویسنده واقع‌­گرا باید تصویری عینی از واقعیت ارائه دهد، حتی اگر این تصویر با باورها و اعتقادات شخصی او در تضاد باشد. سومین اصل رئالیسم لوکاچی مردمی‌بودن است. این اصل حکم می‌­کند که نویسنده مسائل اساسی و ژرف جامعه را در بالاترین سطح ممکن باز‌گو کند و به عمق دردها، احساسات، افکار و رفتارهای انسانی راه یابد. رمان «برید اللیل»، اثر نویسنده لبنانی، هدی برکات، که برنده جایزه بوکر عربی است، نمونه­‌ای درخشان از آثاری است که، با رویکردی انتقادی و واقع‌­گرایانه، تصویری تلخ و گزنده از اوضاع نابسامان و آشفته جامعه امروز به مخاطب عرضه می‌­کند. هدف اصلی این پژوهش تحلیل این رمان بر‌اساس اصول رئالیسم لوکاچی و برجسته‌ساختن نقش حیاتی و اثر‌گذار ادبیات در راستای فهم، تحلیل و بهبود کاستی­‌ها و نابسامانی­‌های جامعه است. روش­‌شناسی: جامعه­‌شناسی ادبیات، به‌مثابه رویکردی میان‌­رشته­‌ای، پیوندی عمیق بین دو حوزه مطالعاتی مجزا، یعنی جامعه و اثر ادبی، برقرار می‌­سازد. این رهیافت با بررسی دقیق و تحلیل انتقادی روابط و تأثیرات متقابل در این دو حوزه در پی کشف چگونگی بازتاب نابسامانی­‌های ساختاری جامعه در ابعاد اقتصادی و اجتماعی بر ذهنیت و وجدان هنری نویسنده است. پژوهش حاضر با اتخاذ شیوه‌­ای توصیفی- تحلیلی و با تکیه بر چهارچوب نظری جورج لوکاچ به واکاوی رمان «برید اللیل» اثر هدی برکات می‌­پردازد. هدف غایی این پژوهش پاسخ‌گویی به این پرسش کلیدی است که چگونه نابسامانی­‌های ساختاری جامعه، از طریق تمهیدات هنری و بازنمایی‌­های روایی، در تار‌و‌پود رمان باز‌تولید و منعکس شده است. بحث و تحلیل: رمان «برید اللیل» اثر هدی برکات، به‌عنوان اثری رئالیستی، به کاوش عمیق در معضلات اجتماعی می­‌پردازد و تلاشی هدفمند را برای ارائه تصویری بی­‌پرده از واقعیت­‌های تلخ و ناگوار جامعه به نمایش می­‌گذارد. از برجسته‌­ترین مؤلفه‌­های سبک­‌شناختی برکات در این اثر، اتخاذ رویکردی انتقادی است که در قالب نقدی بنیادین بر شرایط نامطلوب جوامع عربی و جهان غرب تبلور می­‌یابد. این نقد طیف گسترده‌­ای از مسائل و معضلات، از‌جمله فقر موجود در جوامع عربی، توزیع نابرابر ثروت، پدیده‌­هایی چون کودک‌همسری، کودکان کار، ازدواج‌­های اجباری و... را در‌بر‌می­‌گیرد. نویسنده، در این رمان، معضلات اجتماعی و آسیب­‌های فرهنگی را بی­‌پرده بیان می­‌کند؛ از‌جمله آنها می­‌توان به بی‌سوادی اشاره کرد که، از منظر او، معلول فقر و علت برخی نابسامانی­‌های دیگر است. برکات، علاوه‌بر معضل بی‌­سوادی، که بخش عظیمی از جامعه را از کنشگری مؤثر باز‌می‌­دارد، به پدیده‌­هایی نظیر انحرافات جنسی، تن­‌فروشی و روسپیگری نیز اشارات صریحی دارد. برکات به بازتاب اساسی­‌ترین چالش‌­های زنان در عصر معاصر مبادرت می‌­ورزد و انتقاد شدید خود را از خشونت، تنبیه بدنی و آزار جنسی زنان، که از موارد شایع ستم بر آنان به‌شمار می­‌آید، ابراز می­‌دارد. پیامد­های ویران­گر جنگ، از‌جمله دست‌گیری­‌های بی‌­دلیل، وضعیت اسفبار زندان­‌ها، شکنجه و تجاوز به زندانیان از دیگر موضوعاتی است که نویسنده به شیوه‌­ای دردناک به روایت آنها می‌پردازد. بر‌اساس دیدگاه لوکاچ، رئالیسم سترگ و راستین باید در‌بردارنده اساسی­‌ترین و حادترین مشکلات جامعه باشد. در همین راستا، برکات نیز بر یکی از مسائل مهم جهان معاصر، یعنی مسئله مهاجران و پناهندگان تمرکز می‌کند و مشکلات آنها را به‌تصویر می­‌کشد. با بررسی رمان برید اللیل در چهارچوب نقد جامعه‌شناختی بر مبنای نظریه لوکاچ شواهد متعددی دال بر حضور رئالیسم انتقادی، پیروزی رئالیسم و مردمی‌بودن، که به‌عنوان سه اصل بنیادین این نظریه شناخته می­‌شود، مشاهده شد. دستاوردها: نتایج این تحلیل نشان می‌­دهد که روح رئالیسم لوکاچی به شیوه‌­ای پویا در این رمان تجلی یافته است. نویسنده جهانی را به‌تصویر کشیده است که ضربان نبض واقعیت­‌های اجتماعی در بافت روایی آن به‌وضوح احساس می­‌شود. برکات در این اثر به بازنمایی عینی و نقادانه مسائلی از‌جمله فقر و فاصله طبقاتی، جنگ‌­های ویران­گر و شیوع بی­‌سوادی پرداخته که به زعم وی جامعه بشری را به‌سوی سراشیبی انحطاط سوق داده است. بازتاب این معضلات ساختاری در ظهور پدیده‌­هایی چون کودکان کار و کودک‌آزاری، ازدواج‌های اجباری و کودک‌همسری، بیکاری، اعتیاد، انحرافات جنسی و... مشهود است.
۸۴.

فمینیسم عربی در مدار سنت و مدرنیته با تأملی در دیدگاه های عایشه تیمور و می زیاده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۶۲
جنبش زنان در جهان عرب ابتدا توسط مردان شروع شد، اما سرانجام زنان رهبری آن را به دست گرفتند. «عایشه تیمور» شاعر سنت گرای مصری و «می زیاده» نویسنده نوگرای سوری از دو موضع متفاوت، ندای این آزادی خواهی را سر دادند. پژوهش حاضر به روش توصیفی-تحلیلی، به بررسی این جنبش در دنیای عرب با تأملی در اندیشه این دو نویسنده می پردازد و به این پرسش پاسخ می گوید که این جنبش چه فرازوفرودهایی پیموده است. نتیجه پژوهش نشان می دهد در جهان عرب، دو جریان فکری این موضوع را به چالش کشیده اند. یکی سنت گرای افراطی و مخالف با هرگونه حضور زنان در جامعه و دیگری جریانی که پیشرفت زنان را فقط در آزادی بی قیدوشرط از سنت های پیشین و تقلید از غرب می دانست. در این میان، یک رویکرد اعتدالی توسط عایشه تیمور و می زیاده به وجود آمد که نقطه بهینه این جنبش را در ترکیبی متعادل از سنت و مدرنیسم، با رعایت شئون زندگی اجتماعی می دانست. هرچند خاستگاه فکری این دو به کلی متفاوت بود، یکی در سنت اسلامی ریشه داشت و دیگری یک مسیحی متأثر از غرب و متمایل به مدرنیته بود، اما به باور آن ها، ایجاد دگرگونی در نگاه به زن و رفتار با او، یک ضرورت تاریخی شمرده می شد؛ بنابراین، هرگاه بحث از حقوق تضییع شده زنان به میان می آمد، این دو با هم یک صدا می شدند و این امر، نقشی بسیار مؤثر در پیشرفت این جنبش در جهان عرب بر جای گذاشت.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان