این مقاله با هدف تبیین شیوه تفسیری میبدی و با تمرکز بر داستان زندگی موسی (ع) در قرآن و کشف الاسرار به تقسیم بندی نوبت ثالثه تفسیر عرفانی او به دو بخش تاویل گونه ها و نکات و لطایف عرفانی می پردازد و سعی دارد با تکیه بر تحلیل شیوه میبدی در تفسیر و تاویل قرآن، دریچه ای را به سوی فهمی عمیق از تفاسیر عرفانی بویژه کشف الاسرار بگشاید. تفسیری که گونه ای ناقص از تاویل به میزانی محدود در آن موجود است. از سوی دیگر حجمی قابل توجه از لطایف و نکات عرفانی را مولف به شیوه های گوناگون بویژه با تکیه بر دو مفهوم محبت و عنایت کشف و بیان می کند و در غالب موارد، لطیفه گویی را به اثبات فضیلت محمد (ص) و امتش می کشاند.
اشعار خاقانی شروانی را دشوار و دیریاب دانسته اند.عوامل دشواری دیوان خاقانی متعدداست.استعارات نوین و بدیع ، کنایات بعید، تلمیحات گسترده، اقتباسات فراوان از آیات و احادیث و تفاسیر، بهره گیری از باورهای عمومی و اصطلاحات علمی از جمله عناصری است که موجب رازناکی شعر خاقانی می گردد.با پی گیری و تفحص و یافتن برخی منابع می توان اغلب دشواری های دیوان خاقاین را باز گشود.
پیامبر اکرم (ص) و وقایع زندگی او نزد مسلمانان جایگاه ویژه ای دارد. متفکران مسلمان، اعم از عارف و متکلم و فیلسوف، همواره درصدد تبیین شخصیت آن حضرت بوده اند و در باب جایگاه او در نظام آفرینش و سلسله پیامبران سخن گفته اند. بی شک این تلاش در آغاز راه ریشه هایی عاطفی داشته است؛ اما بعد از مدتی جنبه های نظری آن بر زمینه های عاطفی فایق آمده است. این مقاله با عنایت به دو جریان مهم در تبیین شخصیت پیامبر اکرم (ص) در عالم اسلام، سعی دارد جایگاه تفسیر کشف الاسرار را در این دو جریان، شناسایی و نقش معراج را که یکی از مهم ترین وقایع روزگار پیامبر است، در تبیین شخصیت ایشان در این کتاب تحلیل کند. میبدی به دلیل گرایش های عرفانی در تفسیر قرآن و در نقل واقعه معراج به جنبه های عرفانی و عاطفی بیشتر توجه می کند و در تبیین شخصیت پیامبر تنها بر فضیلت و تقدم او در مقامات معنوی تکیه می کند و به طرح مرزهای نظریه «انسان کامل» با محوریت «حقیقت محمد (ص) که بعدها در نظریه عرفانی اسلامی به یکی از اساسی ترین مباحث اهل تصوف و عرفان نظری مبدل می شود، اشاره نمی کند