فهم فرایند شکل گیری تفکر نقادانه در دانشجویان پردیس فارابی دانشگاه تهران: یک مطالعه کیفی با رویکرد نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های مدیریت منابع سازمانی سال ۱۵ زمستان ۱۴۰۴ شماره ۴
171 - 199
حوزههای تخصصی:
در نظام های آموزشی سراسر دنیا، انگاره آموزش تفکر در سطوح عا لی تر از یک سو و استفاده از مطالب درسی به عنوان ابزاری برای تفکر از سوی دیگر سبب شده است تا تفکر نقادانه به عنوان یک مفهوم بنیادین و یک آرمان آموزشی مطرح شود. از این رو، انجام پژوهش به منظور فهم فرایند شکل گیری تفکر نقادانه از اهمیت به سزایی برخوردار است. به این منظور، پژوهش حاضر با هدف ارائه الگو تبیین کننده تفکر نقادانه در دانشجویان پردیس فارابی دانشگاه تهران با استفاده از نظریه داده بنیاد انجام شده است. روش پژوهش به صورت کیفی و مبتنی بر نظریه داده بنیاد بود و برای بررسی روایی و پایایی پژوهش، از سه معیار کرسول و میلر استفاده شد. برای گردآوری اطلاعات از مصاحبه های نیمه ساختار یافته استفاده شد و تحلیل اطلاعات با روش استراوس و کوربین انجام گرفت. در این راستا، در مرحله اول تعداد 25 مصاحبه عمیق با دانشجویان پردیس فارابی دانشگاه تهران انجام شد. حاصل این مصاحبه ها، مجموعه ای از مضامین اولیه بود که در فرایند کدگذاری باز، گردآوری و از درون آنها مقوله هایی استخراج شد. سپس در مرحله کدگذاری محوری، پیوند میان این مقوله ها ذیل عنوان های شرایط علّی، پدیده محوری، راهبردها، عوامل زمینه ای، شرایط مداخله گر و پیامدهای تفکر نقادانه دانشجویان در قالب پارادایم کدگذاری محوری تعیین شد. در ادامه و در مرحله کدگذاری انتخابی نیز، سیر داستان ترسیم شد. در این پژوهش، مقوله محوری با عنوان پویایی های ذهنی بروز کرده و شرایط علّی اثر گذار بر تفکر نقادانه نیز به دو دسته کلی عوامل فردی و عوامل غیر فردی تقسیم شد. عوامل مداخله گر شناسایی شده، به دو دسته کلی فضای پذیرش افراد نقاد در مراکز علمی و فضای پذیرش افراد نقاد در جامعه تقسیم می شوند. براساس نتایج، عوامل زمینه ای شامل «رتبه دانشگاه، جو مدیریتی محل تحصیل و فرهنگ خانوادگی» و همچنین، پیامدها عبارت از «پیامدهای مترتب بر فرد و پیامدهای مترتب بر دیگران» بوده است.