حسین ربیعی

حسین ربیعی

مدرک تحصیلی: استادیار گروه جغرافیای سیاسی دانشگاه خوارزمی، تهران، ایران، (نویسنده مسئول)

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۴۱ تا ۴۵ مورد از کل ۴۵ مورد.
۴۱.

تبیین ژئواکونومیک جاده ابریشم و تأثیر آن بر قدرت منطقه ای ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶ تعداد دانلود : ۷۹
از نظر پتانسیل های ژئواکونومیکی جاده ابریشم از وضعیت ممتازی در میان کشورهای حوزه های مختلف نظیر جنوب شرق آسیا، آسیای مرکزی، شبه قاره هند و غرب آسیا برخوردار است. ایران یکی از کشورهای واقع در مسیر این جاده است. وجود منابع غنی انرژی و معدنی از جمله اهم جذابیت های اقتصادی ایران به شمار می آیند و افزون بر آن ایران از نظر جغرافیایی نیز در یکی از منحصربه فردترین موقعیت های ژئواکونومیکی جهان واقع شده است. امّا در طی دهه های اخیر به دلیل ضعف مدیریت سیاسی فضا و به ویژه مشکلات بین المللی، استفاده از کریدورها برای تبدیل پتانسیل های گفته شده به قدرت منطقه ای صورت نگرفته است. در این زمینه پژوهش حاضر با روش توصیفی- تحلیلی و پیمایشی نقش ژئواکونومیک جاده ابریشم و تأثیر آن بر قدرت منطقه ای ایران را مورد مطالعه قرار داده است. جامعه آماری را کلیه کارشناسان حوزه جغرافیای سیاسی تشکیل می دهند که حجم نمونه آن تعداد 35 نفر تعیین گردید. تحلیل یافته ها نیز بر اساس مدل های اقتصادی مشابهت و کسینوس و نرم افزار spss استفاده گردید. نتایج نشان داد توسعه جاده ابریشم افزون بر ارتقاء جایگاه ایران از بعد اقتصادی، تجاری، سیاسی و نظامی، می تواند برد دیپلماسی اقتصادی جمهوری اسلامی ایران را نیز فراخ تر نماید. توسعه جاده ابریشم بیش از همه می تواند منافع ژئواکونومیک ایران را در میان کشورهای آسیای مرکزی، خزر و شبه قارّه هند تأمین نماید و همچنین می تواند افزایش صادرات نفت و انرژی و همچنین افزایش همکاری ها و وابستگی های کشورهای آسیای مرکزی به خصوص چین را به همراه داشته باشد.
۴۲.

واکاوی رابطه جغرافیا و تروریسم با استفاده از روش داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶ تعداد دانلود : ۵۹
ترور و تروریسم پدیده ای به قدمت تاریخ بشر است. پراکندگی و شدت عملیات تروریستی در نقاط مشخصی از جهان این فرضیه را پیش می کشد که عوامل و مولفه های جغرافیایی می توانند بستر ساز تفکرات یا عملیات تروریستی باشند. این پژوهش با در نظر داشتن این پیشفرض تلاش دارد تا بسترهای جغرافیایی تروریسم را واکاوی و تحلیل کند. باعنایت به عدم وجود نظریه مشخص در این خصوص، این پژوهش در بستر تحقیقات کیفی و با استفاده از روش «گرندد تئوری» شکل گرفته است. به این منظور هفت بخش اصلی جغرافیا شامل جغرافیای اقتصادی، جغرافیای اجتماعی، جغرافیای طبیعی، جغرافیای فرهنگی، جغرافیای امنیتی، جغرافیای سیاسی و سرانجام ژئوپلیتیک شناسایی شدند. در گام بعدی شاخص های هر بخش که به نوعی موثر در تکوین و توسعه تروریسم نقش دارند استخراج و نهایتاً با استفاده از نرم افزار تحلیل محتوای کیفی «اطلس تی»، الگوی نظری ارتباط جغرافیا و تروریسم به عنوان مهمترین یافته این پژوهش ترسیم گردید. توجه جدی و عمیق به رابطه میان جغرافیا و تروریسم بویژه در حوزه جغرافیای سیاسی، شناخت شاخص های تاثیرگذار در هر بخش و روشن شدن نسبی نحوه تاثیرگذاری هر بعد از جغرافیا در تکوین پدیده تروریسم از دیگر نتایج این پژوهش می باشد. پیش بینی و به تبع آن کنترل و مدیریت محدود تروریسم از مسیر توجه به شاخص های جغرافیایی-سیاسی نیز از نتایج کاربردی استفاده از الگوی مذکور می تواند باشد.
۴۳.

بررسی عوامل مؤثر بر سازمان دهی سیاسی فضا در استان البرز با روش گرند تئوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴ تعداد دانلود : ۵۸
هدف از انجام این پژوهش شناسایی عوامل تأثیرگذار بر سازمان دهی سیاسی فضا در استان البرز است. روش حاکم بر پژوهش توصیفی- تحلیلی است. ماهیت داده ها کیفی و روش گردآوری داده ها کتابخانه ای و میدانی است. در این پژوهش بعد از بررسی اسناد و متون معتبر و مصاحبه با خبرگان پژوهش عوامل مؤثر بر سازمان دهی سیاسی فضا در استان البرز شناسایی و با بهره گیری از روش گرند تئوری تحلیل و بررسی شدند. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد عوامل تأثیرگذار بر سازمان دهی سیاسی فضا در استان البرز در قالب 50 عامل زمینه ای، 22 عامل علی، 55 عامل راهبردی و 56 پیامد قابل تفکیک است. مهم ترین عوامل زمینه ای تأثیرگذار بر سازمان دهی سیاسی فضا در استان البرز شامل داوری عدالت گستر، تضمین عدالت اجتماعی، حقوق شهروندی، مدیریت سیاسی فضای ملی، تعیین مدیران سیاسی واحدهای تقسیماتی، ارتباط میان دولت و مردم، تأکید بر مسئولیت و شناخت دقیق آن است. فرهنگ جامعه، موقعیت جغرافیایی از مهم ترین عوامل علی و بینش استراتژیک، تدوین راهبردهای آموزشی و پژوهشی از مهم ترین راهبردها؛ عوامل مدیریتی، نظامی- امنیتی و اقتصادی از پیامدهای تأثیرگذار بر سازمان دهی سیاسی فضا در استان البرز است. سیستم کشورداری در استان البرز یک سیستم باز است. به عبارتی عوامل تشکیل دهنده این سیستم خاصیت هم افزایی دارند و می توانند در طی زمان تکمیل شوند و افزایش یابند. محققان نتایج پژوهش خود را در قالب مدل ارائه دادند و نام مدل خود را شکست در موفقیت نامیدند؛ زیرا که استفاده مناسب و همه جانبه از عوامل تشکیل دهنده سیستم باعث موفقیت و استفاده نادرست باعث شکست در سیستم کشورداری در استان البرز می شود.
۴۴.

تحلیل ژئوپلیتیکی روابط ایران و آسیای مرکزی و قفقاز(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳ تعداد دانلود : ۳۵
مهم ترین و اصلی ترین پیش نیاز برخورداری از یک سیاست خارجی موفق، آگاهی و شناخت عمیق از صحنه است. این صحنه می تواند، قدرت ملی کشورها، علائق گوناگون بازیگران در جهت بازیگری در نقش های استراتژیک باشد. در واقع ژئوپلیتیک با بررسی عوامل تشکیل دهنده قدرت ملی کشورها، علائق گوناگون بازیگران، ریشه یابی بحران های منطقه ای و تحلیل جایگاه منطقه در ژئواستراتژی قدرت ها، درک لازم برای تدوین سیاست خارجی آگاهانه و سنجیده را فراهم می نماید. از سویی دیگر منطقه آسیای مرکزی و قفقاز، با بافت قومی و مذهبی متنوع، ضمن داشتن سابقه حضور قدرت های مختلف، دارا بودن ارزش های فراوان و جاذبه های مختلف اقتصادی، فرهنگی ، سیاسی و... و دارا بودن اشتراکات زبانی، قومی، مذهبی و اقتصادی ، فرهنگی با جمهوری اسلامی ایران می تواند نقش مؤثری را ایفا نماید. زیرا با جداسازی منطقه قفقاز و بخشی از آسیای مرکزی در پی جنگ های روسیه با ایران و با انجام اقدامات متنوع هنوز نتوانسته ایم به آن هدف نهایی یعنی پیوند مشترک و دائمی ایران با آسیای مرکزی و قفقاز برسیم. در این مقاله سعی شده است با استفاده از روش توصیفی- تحلیلی، ضمن شناخت عمیق عوامل مثبت و منفی ژئوپلیتیکی گام های مؤثر در جهت تقویت روابط موفق سیاسی، اقتصادی و فرهنگی فیمابین ایران وکشورهای آسیای مرکزی و قفقاز برداشته شود.
۴۵.

تدوین سناریوهای ژئوپلیتیک روابط ایران و افغانستان در عصر طالبان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۳۷
هدف: این پژوهش با رویکردی ترکیبی (کمی-کیفی) و با هدف تدوین سناریوهای ژئوپلیتیک روابط ایران و افغانستان در عصر طالبان انجام شد. روش: داده ها از طریق مطالعات کتابخانه ای، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با خبرگان و پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شدند. برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای Micmac و Scenario Wizard استفاده گردید. یافته ها: با شناسایی ۲۴ وضعیت احتمالی مرتبط با ۶ عامل کلیدی (مهاجرت، به رسمیت شناختن طالبان، تنش های مرزی، حقآبه رودخانه های مرزی، امنیت ترانزیت چابهار، و نقش قدرت های بزرگ)، بیش از ۴۵۱۰ سناریوی تلفیقی استخراج شد. نتایج نهایی نشان داد چهار سناریو با «سازگاری قوی» از جمله وضعیت بحرانی (۳۳.۳۳ درصد)، نیمه بحرانی (۲۸.۱۴ درصد)، ایستا (۲۸.۵۷ درصد)، و مطلوب (۲۳.۸۰ درصد) محتمل ترین مسیرهای آینده هستند.در سناریوی بحرانی، ترکیب عواملِ مهاجرت غیرقانونی، جنگ آب هیرمند، رقابت قدرت های خارجی، و ناامنی مرزی، افغانستان را به «سیاه چاله امنیتی» تبدیل می کند و ایران را با بحران های اجتماعی-اقتصادی مواجه می سازد. سناریوی ایستا، با حفظ «ثبات شکننده»، تنش هایی مانند اختلافات آبی و مرزی را عادی سازی می کند. در مقابل، سناریوی مطلوب، با تکیه بر دیپلماسی چندجانبه، به رسمیت شناختن مشروط طالبان، و اتصال چابهار به افغانستان، همگرایی منطقه ای را ممکن می داند. نتیجه گیری: نتایج نشان می دهند که غلبه روندهای بحرانی، جایگاه راهبردی ایران به عنوان «دروازه آسیای میانه» را تضعیف و امنیت مرزها را به مخاطره می اندازد. با این حال، سناریوی مطلوب نشان میدهد که همکاری های اقتصادی-امنیتی و میانجیگری نهادهای بین المللی می تواند افغانستان را از میدان نبرد نیابتی به پُل ارتباطی تبدیل کند. این پژوهش بر ضرورت خروج از چرخه تنش و اولویت دهی به منافع بلندمدت تأکید دارد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان