نقش فرازبان در بازتاب حقوق شهروندی زنان (نمونه بررسی: رمان لیله الجنونِ مُنی الشافعی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زن در فرهنگ و هنر دوره ۱۸ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱
1-22
حوزههای تخصصی:
راست است که زبان مهم ترین ابزار آدمی برای برقراری پیوند با دیگران است، ولی هنگامی که موضوعِ نشان-دادن حس های درونی پیش می آید، توصیف، تصویر، پیرازبان، زبان بدن (= ارتباط های غیرزبانی)، بهتر و روشن تر از زبان می تواند پرده از ناگفته ها بردارد. امروزه فرازبان به عنوان یکی از مهم ترین شیوه های برقراری پیوند میان شخصیت های رمان، کاربردی گسترده دارد و چون موضوع احساس یا ناگفته هایی که بر زبان-آوردنش به ویژه برای زنان، دشوار و نافراهم است، پیش آید، ارزش آن افزون می گردد. مُنی شافعی نویسنده کویتی در بیش تر آثار داستانی اش پدیده های در پیوند با زنان کویتی یا شرقی را بازتاب داده و تا بدان اندازه از ابزارهای غیرزبانی برای بازتاب دادن حس های گاه تابوشده زن بهره برده که به عنوان یکی از ویژگی های سبک شناختی نوشته های وی درآمده است. لیله الجنون (شب دیوانگی)، بُرشی از زندگی دختری ناهم ساز با سنت های شرقی را بازتاب می دهد که در سر، آرزوهایی می پروراند، هرگز ناامید نمی شود و با اینکه به بخشی از حقوق شهروندی سیاسی و اجتماعی خود دست یافته، ولی در بیان حس های عاطفی خود با مشکل روبه-روست. پژوهش پیشِ رو با رویکردی توصیفی- تحلیلی، نخست به گرفتاری ها یا چالش های اجتماعی، سیاسی و مذهبیِ فراروی زنان لیله الجنون اشاره دارد، سپس بررسی می کند چگونه این زنان از بیان آشکارِ حس های درونی که خود از جمله مهم ترین حقوق شهروندی زن است، منع گشته و از این رو برای بازتاب چنین احساسی، از فرازبان و بیان غیرمستقیم بهره گرفته اند. زنان روایت با حالت هایی دوگانه چون اضطراب، پریشانی، شرمساری، دل مُردگی از یک سو و بی پروایی، شادی و امیداوری از دیگرسو، دست و پنجه نرم می-کنند.