زیستگاه های دوره نوسنگی در سرزمین های کوهستانی و دشت های چهارمحال و بختیاری در زاگرس مرکزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف: مقاله حاضر به بررسی جایگاه و اهمیت منطقه چهارمحال وبختیاری در فرایند گذار از جوامع شکارگر گردآورنده به جوامع نوسنگی تولیدکننده غذا در چارچوب مطالعات پیش ازتاریخ زاگرس مرکزی می پردازد. روش: روش تحقیق مقاله مبتنی بر تلفیق داده های حاصل از پژوهش های میدانی پیشین و نتایج بررسی های میدانی جدید انجام شده در سال ۱۴۰۳ در شهرستان های لردگان، خانمیرزا و فلارد است که با تمرکز بر تحلیل الگوی استقرار اجرا شده اند. نتایج این بررسی ها منجر به شناسایی ۵۳ محوطه نوسنگی شد که برخی دارای چند دوره استقراری و برخی تک دوره ای هستند. تحلیل مواد فرهنگی، به ویژه سفال ها، امکان تفکیک سه مرحله متمایز نوسنگی با سفال را در منطقه فراهم ساخته است که یکی از آن ها به عنوان مرحله ای ناشناخته و نوظهور در نوسنگی منطقه بختیاری مطرح می شود. نتایج: بررسی های میدانی منجر به شناسایی ۵۳ محوطه نوسنگی در چهارمحال و بختیاری شد که عمدتاً در دره ها، دامنه ها و تراس های مجاور منابع آب دائمی و فصلی استقرار یافته اند و بیانگر الگوی استقراری سازگار با دامداری فصلی و تحرک نسبی هستند. مطالعه گونه شناسی سفال ها سه مرحله متمایز فرهنگی را مشخص کرد که نشان دهنده تداوم و تحول سنت های بومی همراه با تعاملات فرامنطقه ای است. نتایج، نقش تعیین کننده عوامل محیطی در سازمان فضایی استقرار و راهبردهای معیشتی را تأیید می کند. نتیجه گیری: یافته های پژوهش نشان می دهد که الگوهای استقراری نوسنگی در چهارمحال وبختیاری، به ویژه در مناطق کوهستانی، به شدت تحت تأثیر شرایط زیست محیطی بوده و با شیوه های معیشتی مبتنی بر کوچ نشینی یا استقرارهای فصلی همخوانی دارد. این پژوهش بر ضرورت تدوین برنامه های پژوهشی جامع، توسعه مطالعات میان رشته ای و انجام کاوش های هدفمند برای بازسازی دقیق تر فرایند نوسنگی شدن در این بخش مهم از زاگرس تأکید می کند.