واکاوی پدیدارشناسانه ساختار «خود» و نقد اراده گرایی در اندیشه ی جیدو کریشنامورتی (با تأکید بر پارادوکس زمان و امکان سنجی جهش آگاهی)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حکمت و فلسفه سال ۲۲ بهار ۱۴۰۵ شماره ۱ (پیاپی ۸۵)
211 - 244
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با کاربست رویکردی پدیدارشناسانه و تحلیلی، به واکاوی ساختار «خود» و نقد رادیکال انگاره ی اراده گرایی در منظومه ی فکری جیدو کریشنامورتی می پردازد. استدلال محوری مقاله بر این مبنا استوار است که «خود» نه یک جوهر ثابت و استعلایی، بلکه برساختی تجمعی و روان شناختی از زمان، حافظه و تجربه های گذشته است که ذاتاً ماهیتی متناقض و تجزیه کننده دارد. پژوهش نشان می دهد که هرگونه «اراده ی معطوف به تغییر» که از این مرکز شرطی شده سرچشمه بگیرد، به دلیل توسل گریزناپذیر به «زمان روان شناختی» و خلق دوگانه ی کاذب «ناظر و منظور»، صرفاً به بازتولید و تقویت همان ساختار مسئله ساز می انجامد. از این رو، تمامی سیستم های اخلاقی، متدولوژی های رایج خودسازی و تلاش های ارادی برای «شدن»، استراتژی های پنهان «خود» جهت تداوم بخشیدن به بقای خویش ارزیابی می شوند. بدیل پیشنهادی کریشنامورتی، گذار بنیادین از پارادایم «تغییر تدریجی» به «ادراک آنی» است. این گذار پارادایمی تنها از طریق «آگاهی بدون انتخاب» —یعنی مشاهده ی کاملاً بی واسطه و فاقد قضاوت «آنچه هست»— محقق می گردد که سرانجام به «مرگ روان شناختی» (قطع ریشه ای وابستگی به انباشت گذشته) و زایش هوشمندی خلاق و عشقی فاقد مرکزیت منتهی می شود. در نهایت، مقاله با ارزیابی انتقادات وارد بر این دیدگاه از منظر فلسفه ی تحلیلی، روان کاوی و جامعه شناسی، بر این مدعای محوری تأکید می ورزد که دگرگونی عمیق و غیرارادی فرد، یگانه پیش شرط ضروری برای تکوین هرگونه تحول اصیل و پایدار اجتماعی است.