قالی کردی به مثابه متن: خوانشی پساساختارگرایانه از معنا در قالی بومی کلیایی
منبع:
مطالعات هنر سال ۴ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲ (پیاپی ۱۱)
81 - 106
حوزههای تخصصی:
بررسی آثار تمدنی همچون متونی قابل بازخوانی می تواند به درکی تازه از میراث نمادین نقش ها و نشانه ها بیانجامد. در نظریه پساساختارگرایی، تولیدات فرهنگی مانند متن هایی زنده، قابل تغییر و چندبعدی هستند و می توانند دوباره تفسیر شوند. هنر قالی، به مثابه متنی دیداری، عرصه ای برای بیان معنا و بازنمایی فرآیندهای فکری و ارتباطی میان بافنده با جهانِ پیرامون و بیننده است. قالی کلیایی، به عنوان محصولی فرهنگی، واجدِ نقش مایه هایی برگرفته از مفاهیم اسطوره ای، روایت های افسانه ای وموتیف هایی برخاسته از طبیعت است. این نقش ها بستری برای شناخت معرفت شناسی مردمان کرد و الگوی تعامل و استحاله های فرهنگی آنان به شمار می آید. به نظر می رسد شناخت نشانه معنایی طرح های قالی کردی بسان یک متن برای مخاطب به منظور کیفیت بخشی گفتمان دیداری ضرورت داشته باشد. با توجه به این نیاز پژوهشی، پرسش این است که چگونه مخاطب در ارتباط با قالی کردی نه به عنوان یک اثر بلکه یک متن، به بازیافت تجارب زیسته خود می پردازد؟ روش پژوهش این مطالعه میان رشته ای مبتنی بر روش توصیفی و تحلیلی نقوش سه نمونه قالی منطقه کلیاییِ کرمانشاه است. نتایج حاکی از این است که مخاطب در هر یک از این سه گونه قالی کردی نسخه ای عینی از نمودهای برآمده از بطن اسطوره های کردی، بازنمودهای محیط طبیعی و ابژه های زندگی مردمان کرد را دریافت می کند. معنای دریافتی از این نمودها با آنچه در متن قالی ها ثبت شده اند تفاوتی را نشان می دهد که تا پیش ازاین در حالت تعلیق و یا غیاب بوده اند. لذا مخاطب با جهت دهی یک رشته معناهای جدید مسیر نوینی از معنای قالی های کردی را بازآفرینی می کند.