پگاه نجات

پگاه نجات

مدرک تحصیلی: استادیار گروه روان شناسی، دانشگاه شهید بهشتی

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۱ تا ۲۴ مورد از کل ۲۴ مورد.
۲۱.

بررسی ویژگی های روان سنجی آزمون تداعی ضمنی عزت نفس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: آزمون تداعی ضمنی عزت نفس ضمنی ویژگی های روان سنجی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۹۴
هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی ویژگی های روان سنجی آزمون تداعی ضمنی (IAT) (نسخه عزت نفس) بود. اهداف ویژه، شامل تعیین میزان پایایی بازآزمون، همسانی درونی، روایی همگرا و روایی افتراقی، بود. جامعه پژوهش حاضر دانشجویان دانشگاه شهید بهشتی بودند و 300 نفر به صورت نمونه گیری هدفمند از بین دانشجویان کارشناسی و کارشناسی ارشد انتخاب شدند. همچنین به منظور بررسی پایایی بازآزمون 50 نفر به صورت نمونه گیری در دسترس از دانشجویان دانشکده علوم تربیتی و روان شناسی انتخاب گردیدند. براساس یافته ها، پایایی بازآزمون و همسانی درونی به ترتیب 52/0 و 63/0 به دست آمد روایی همگرا با آزمون حرف-نام 06/0 به دست آمد، اما با کنترل متغیر جنسیت افزایش قابل توجهی در روایی همگرا دیده شد (16/0). همچنین روایی افتراقی آزمون تداعی ضمنی عزت نفس نسبت به عزت نفس روزنبرگ 06/0 به دست آمد. نتایج این پژوهش نشان دهنده این است که آزمون تداعی ضمنی (نسخه عزت نفس) از پایایی و همسانی درونی خوبی برخودار است، روایی همگرای ضعیف ولی روایی افتراقی مناسبی دارد
۲۲.

تأثیرپذیری از تصورات قالبی جنسیتی در شغل گزینی: تمایز بین دانشجویان ریاضی فنّی و علوم انسانی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: تصور قالبی جنسیت شغل گزینی گروه رشته تحصیلی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۱۷ تعداد دانلود : ۴۳۳
هدف این پژوهش مقایسه ی تأثیرپذیری اهداف شغلی زنان و مردان گروه های ریاضی فنّی و علوم انسانی از تصورات قالبی جنس- رشته ی شخصی و غیرشخصی بود. علاوه بر این، اهمیت جنس و همانندسازی گروه رشته ای ضمنی به عنوان تعدیل گرهای این اثرات آزمون شد. روش: روش پژوهش همبستگی بود. از میان 700 نفر دانشجویان سال سوم و بالاتر دوره ی کارشناسی علوم انسانی و ریاضی فنّی دو دانشگاه صنعتی شریف و تهران در سال 1389، 192 نفر (نیمی زن، نیمی از هر گروه رشته) با روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شد. تصور قالبی و همانندسازی ضمنی با گروه رشته ی خود با استفاده از آزمون رایانه ای تداعی ضمنی گرینوالد، مک قی و شوارتز (1998) سنجیده شد. به علاوه، از آزمودنی ها در مورد اهمیت جنس و هدف شغلی شان سوال شد. برای تحلیل داده ها از رگرسیون سلسله مراتبی به طور جداگانه در هر گروه رشته استفاده شد. یافته ها: در گروه ریاضی فنّی، تعامل جنس و همانندسازی گروه رشته ای تمایل به شغل گزینی در رشته ی فعلی را پیش بینی کرد، در حالی که در گروه علوم انسانی، تعامل سه راهه ی جنس و تصور قالبی شخصی و اهمیت جنس پیش بین آن بود. هر دو اثر در جهت مورد انتظار بود. نتیجه گیری: دانشجویان دو گروه رشته از نظر نوع تصور قالبی تأثیرگذار (غیرشخصی در ریاضی فنّی در مقابل شخصی در علوم انسانی) و تعدیل گر اثر آن (همانندسازی گروه رشته ای در ریاضی فنّی در مقابل اهمیت جنس در علوم انسانی) با یکدیگر متفاوتند. این یافته توسط دیرینه بودن حضور اکثریتی مردان در ریاضی فنّی در مقابل اخیرتر بودن حضور اکثریتی زنان در علوم انسانی قابل تبیین است. نتایج این پژوهش در تشخیص دانشجویان آسیب پذیر و طراحی مداخلات با هدف کاهش اثرات منفی تصورات قالبی جنسیتی بر انتخاب های شغلی آنان کاربرد دارد.
۲۳.

نقش هماهنگی شناختی در رابطه ی شناخت اجتماعی ضمنی و آشکار(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: شناخت ضمنی شناخت آشکار هماهنگی شناختی

حوزه‌های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی شخصیت رویکرد شناختی
  2. حوزه‌های تخصصی روانشناسی روانشناسی اجتماعی
تعداد بازدید : ۱۸۲۷ تعداد دانلود : ۹۱۶
هدف: شناخت اجتماعی به دو حوزه­ی ضمنی و آشکار تقسیم شده است. نظریه­ی ارزیابی تداعی­گرا-گزاره­ای گاورونسکی و بودن­هازن (2006) پیش­بینی می­کند که طی فرآیند ترجمه­ی یک شناخت معین از حوزه­ی ضمنی به آشکار، هماهنگی شناخت ضمنی مربوطه با نسخه­های آشکار سایر شناخت­های موجود در ذهن بررسی می­شود و هر چه این هماهنگی بیشتر باشد، نیاز کمتری به ایجاد تغییر در شناخت مربوطه است و لذا نسخه­ی آشکار حاصل، ارتباط قوی­تری با نسخه­ی ضمنی اولیه­ی خود خواهد داشت. این مطالعه به آزمودن این فرضیه در متن سه شناخت هویت جنسی، هویت گروه­رشته­ای و تصور قالبی جنسیت ـ رشته می­پردازد. به­علاوه، بررسی تعدیل­گری هماهنگی با نسخه­های ضمنی سایر شناخت­ها در رابطه­ی ضمنی ـ آشکار نیز به عنوان هدفی اکتشافی دنبال می­شود. روش: 192 دانشجوی کارشناسی از دو دانشگاه تهران (نیمی علوم انسانی و نیمی ریاضی فنّی، نیمی زن و نیمی مرد) در این پژوهش همبستگی شرکت نمودند. سه شناخت مورد تمرکز، به دو طریق، یکی غیرمستقیم با استفاده از آزمون تداعی ضمنی (گرینوالد، مک­قی و شوارتز، 1998)، و دیگری مستقیم با استفاده از پرسش­های لیکرت سنجیده شدند. برای آزمون تعدیل­گری هماهنگی شناختی، از رگرسیون سلسله ­مراتبی برای هر یک از شناخت­ها استفاده شد. یافته­ها: در مورد هویت جنسی و هویت گروه­رشته­ای، نه هماهنگی با دو شناخت آشکار دیگر و نه هماهنگی با دو شناخت ضمنی دیگر تعدیل­گر معناداری در رابطه بین نسخه­های ضمنی و آشکار آنها نبودند. برای تصور قالبی، هماهنگی با شناخت­های آشکار دیگر تعدیل­گر معناداری نبود، اما هماهنگی با شناخت­های ضمنی دیگر به طور حاشیه­ای معنادار شد. نتیجه­گیری: نظریه­ی گاورونسکی و بودن­هازن (2006) در مورد هیچ­کدام از سه شناخت تأیید نشد. در مورد تصور قالبی، نتایج دلالت دارد بر اینکه دو فرآیند متمایز از فرآیند ذکرشده در این نظریه در ساخت تصور قالبی آشکار نقش داشته باشند: یکی فرآیندی براساس شناخت­های آشکار دیگر، و دوم فرآیندی بر پایه­ی میزان تعامل بین سه شناخت در حوزه­ی ضمنی.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان