تحلیل داستان فرود سیاوش در شاهنامه براساس نظریه سائق مرگ فروید(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
متن پژوهی ادبی دوره ۳۰ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰۷
65 - 88
حوزههای تخصصی:
یکی از آرای درخور توجه فروید که جزء نظریات متأخر او محسوب می شود، نظریه غرایز مرگ و زندگی است. براساس این نظریه، فروید جهان را عرصه مبارزه دو سائق مرگ و زندگی می داند و کنش ها و واکنش های انسان نیز از منظر او نتیجه غلبه یکی از این نیروها بر دیگری است؛ علاوه بر این فروید محتاطانه درباره میلی ناهشیار در درون انسان سخن می گوید که او را به سمت نابودی و ویرانگری می کشاند و باور دارد پرخاش به دیگری و تمایل به خودتخریبی دو نمود این میل ناهشیار است. پژوهش حاضر با روش توصیفی–تحلیلی باتوجه به تعریف فروید از سائق مرگ داستان فرود سیاوش در شاهنامه را بررسی و تحلیل می کند؛ زیرا به نظر می رسد این داستان بیش از هر انگیزش دیگری تحت تأثیر سائق مرگ است و صدای مسلّط بر داستان فرود سیاوش طنین تاناتوس یا همان غریزه مرگ است و اتفاقاتی نظیر خودکشی پرستندگان، ناامیدی و سرخوردگی فرود و جریره، کشتن اسب ها، خودکشی جریره و سخنان پایانی فرود و غیره نشان دهنده این تسلط اند.