یاسر کریمی گیلایه

یاسر کریمی گیلایه

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

واکاوی کنش صنفی - سیاسی معلمان و دانش آموزان استان قزوین در فرآیند پیروزی انقلاب اسلامی (1356- 1357 ش)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معلمان دانش آموزان امام خمینی انقلاب اسلامی قزوین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۲۰
در فرآیند پیروزی انقلاب اسلامی ایران نیروهای اجتماعی در قالب اقشار و لایه های اجتماعی مختلف حضور داشتند. قشر معلم و دانش آموز در زمره ی مهمترین نیروهای اجتماعی جدید بودند که به علت انسداد فضای سیاسی و عدم مشارکت در ساختار قدرت، خواهان انجام اصلاحات بنیادین در نحوه توزیع قدرت در ذیل رهنمون های امام خمینی در کشور بودند. معلمان و دانش آموزان قزوینی با روش های مختلف، ساختار سیاسی حکومت را به چالش کشیده و با حضور مستمر در اعتراضات و راهپیمایی ها دست به کنشگری انقلابی زدند. هدف این پژوهش بررسی کنش معلمان و دانش آموزان شهر قزوین به سیاست های ناکارآمد حکومت پهلوی و نقش آنان در بسیج سیاسی توده های مردم در فرآیند پیروزی انقلاب است. با این رویکرد پرسش اصلی این است که معلمان و دانش آموزان شهر قزوین چه نقشی در شکل دهی و انسجام سیاسی نیروهای اجتماعی در فرآیند پیروزی انقلاب اسلامی داشته اند؟ در فرضیه پژوهش می توان اذعان نمود که معلمان و دانش آموزان از مهمترین نیروهای اجتماعی فعال و منتقد در جنبش های اجتماعی معاصر هستند که با حضور گسترده خود در بستر خیابان ها و بسیج سیاسی نیروهای منفعل سهم گسترده در ایجاد یک کنش انقلابی فراگیر دارند. انگاره ای که در خصوص رفتار سیاسی معلمان و دانش-آموزان شهر قزوین نیز صدق می کند. روش و رویکرد این پژوهش به شکل توصیفی - تحلیلی با تکیه بر منابع اسنادی، تاریخ شفاهی و کتابخانه ای است. یافته های پژوهش نشان می دهد که معلمان و دانش آموزان از پیشگامان جریان اعتراضی با رژیم پهلوی در شهر قزوین بوده و نقش مهمی در سازمان دهی و هدایت مردم به جریان انقلاب داشته اند.
۲.

واکاوی کنش فرهنگی و سیاسی معلمان و دانش آموزان استان گیلان در فرآیند پیروزی انقلاب اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: معلمان دانش آموزان استان گیلان امام خمینی (ره) انقلاب اسلامی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۹ تعداد دانلود : ۱۴۷
قشر معلم و دانش آموز از مهمترین نیروهای اجتماعی برآمده از ساختار آموزشی نوین در کشور بودند که نسبت به کارکردهای نامتوازن سیاسی و اجتماعی حکومت پهلوی، موضع انتقادی اتخاذ نمودند. معلمان و دانش آموزان استان گیلان نیز به مانند همنوعان خود در دیگر استان های کشور در پی دگرگونی در ساختار اجتماعی، بسط گفتمان های چالشگر نظام سیاسی و ظهور رهبری ساختارشکن به نام امام خمینی (ره)، شالوده ی بروز نارضایتی و اعتراضات خیابانی را فراهم نمودند و با حضور مستمر در اعتراضات و راهپیمایی ها و توزیع و تکثیر اعلامیه ها و کتب انقلابی دست به کنشگری فرهنگی و انقلابی زدند. این پژوهش می کوشد تا با رویکرد توصیفی- تحلیلی و روش تاریخی و با تکیه بر منابع اسنادی و تاریخ شفاهی به این پرسش پاسخ دهد که معلمان و دانش آموزان شهرهای مختلف استان گیلان چه نقشی در شکل دهی و بسیج سیاسی نیروها در انقلاب اسلامی داشتند؟ یافته های پژوهش نشان می دهد که آنان از پیشگامان جریان آگاهی بخشی و انسجام سیاسی جهت انجام کنش انقلابی در بین اقشار مختلف جامعه بودند و با کنش های رفتاری و بیانی خود زمینه ی حضور توده های انقلابی را در صحنه ی انقلاب فراهم نمودند.
۳.

مقایسه کنش سیاسی محمد مصدق و جمال عبدالناصر در مواجهه با استعمار: شباهت ها و تفاوت ها(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: استعمار انگلیس جمال عبدالناصر محمد مصدق ملی شدن صنعت نفت موازنه منفی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۱۸ تعداد دانلود : ۶۲۹
کشورهای ایران و مصر را می توان پرچم داران اصلی مبارزه با استعمار در منطقه خاورمیانه و جهان اسلام در نیمه اول قرن بیستم دانست. محمد مصدق و جمال عبدالناصر به عنوان پیشوایان استقلال خواهی با رهبری و هدایت جنبش های ضداستعماری وآزادی خواهی ملت های خود، شکل نوینی از مبارزه علیه استعمار را به ظهور رساندند که در نهایت به الگویی مناسب برای دیگر رهبران و جوامع استعمارزده تبدیل شد. مقایسه تطبیقی و بررسی نقش و جایگاه رهبران دو کشور، توجه به شیوه مبارزه و تأثیر و تأثرات آنها بریکدیگر رویکرد بنیادی تحقیق پیش رو است که با روش مقایسه تاریخی و با استفاده از منابع کتابخانه ای بدان پرداخته می شود. پژوهش حاضر در پی آن است تا به این پرسش پاسخ دهد که بارزترین وجوه تمایز و مانندگی دکتر محمد مصدق و جمال عبدالناصر در مواجهه با استعمار چه بود؟ یافته های پژوهش نشان می دهد علیرغم تفاوت در خاستگاه اجتماعی و طبقاتی رهبران دو جنبش یعنی دکتر مصدق با خاستگاه پارلمانی و جمال عبدالناصر با خاستگاه نظامی، هر دو دارای اهداف و شیوه مشترک در مبارزه با استعمار در قالب ناسیونالیسم بیگانه ستیز بوده اند؛ اما برای رسیدن به این هدف، رویکردهای متفاوتی را در برخورد با نظام سلطه در پیش گرفتند چنان که سیاست آنها در سطح منطقه ای و بین المللی به صورت اشکال مختلفی همچون موازنه منفی مصدق و بی طرفی مثبت و وحدت عربی عبدالناصر بازتاب یافته است.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان