کامران پاشایی فخری

کامران پاشایی فخری

مطالب
ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین

فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۶۱ تا ۶۷ مورد از کل ۶۷ مورد.
۶۱.

توحّش و تقدّس گراز در ادب منظوم و منثور فارسی و اساطیر ملل(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹ تعداد دانلود : ۱۰۶
در هر برهه از زمان مردم سرزمین های مختلف، در ارتباط های خود به زبانی صحبت می کردند تا مورد تفهیم دیگران قرار گیرد، این زبان، رمز و نماد و استفاده از اسطوره های به جا بود. و اگر بگوییم که ما در دنیایی از مفاهیم اسطوره ای و نمادها زندگی می کنیم سخن به گزاف نگفته ایم. این نمادها و اسطوره ها گاه از جنس گیاهان، اشیاء، میوه ها، رنگ ها، انسان ها و در نهایت حیوانات بودند، مسلم است که رنگ سیاه نمادی از تاریکی، ظلمت، خفقان و افسردگی افکار است؛ میوه انار نماد باروری است و اما اسب نماد همیشگی نجابت است و در کنار هر سردار نامی اسبی درست به شهرت مخدوم خود گام برداشته است، آتش نماد مرگ و باز زایی و در جای دیگر نماد تطهیر و عدم آلایش پنداشته شده است اما این همه ی مفاهیمی نیست که در مورد این عناصر در کتب اساطیر و نمادها بدان پراخته شده است. گاه در میان اقوامی عنصری از همین موارد فوق نشانی متضاد از آنچه نقل شده است را دارد درست به مانند حضور گرگ در میان مردم سرزمین ترک و فارس، به شدت در مقام هم قرار گرفته اند، چنین مفهومی در مورد گراز نیز صادق است. گراز در میان قومی نشانی از شجاعت و تهوّر است و در میان قومی نمادی از حرص و آزمندی. در میان اسطوره های ایرانی و هندی قرابت بسیار نزدیک وجود دارد و در اسطوره ی هر دو ملت تجلّی از وجود ایزدانِ نجات دهنده ی زمین و زمینیان می باشد. .
۶۲.

خوانش نمایشی معراج پیامبر (ص) در الهی نامه عطّار نیشابوری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۷۷
الهی نامه عطار، منظومه ای در قالب مثنوی است. عطار در این منظومه به بازگویی اهداف اهل تصوّف از راه تمثیل پرداخته و کوشیده به انسان بفهماند که حقیقت هر آرزو در درون خ ود اوست و جستجوی آن ن یز از درون انسان است. در ب ررسی جنبه های نمایشی الهی نامه، علاوه بر دانستن افکار و شیوه نگارش عطار باید بر عناصر جنبه های نمایشی نیز آشنایی کامل داشت. توصیف معراج پیامبر اکرم (ص) قابلیت های نمایشی بارزی دارد که با بررسی عناصر نمایشی در داستان و تحلیل آن برای به کار بستن آن ها در نمایش، می تواند به روی صحنه برود. سؤالی که مطرح می شود ای ن است که جنبه های نمایشی در کدام قسمت از بدنه داستان واقع است و با تحلیل آن ها چگونه می توان به خوانش نمایشی دست یابیم؟ با توجه به اهداف پژوهش، روش به کار رفته این گونه است که علاوه بر آثار عطار نیشابوری، در مقالات و کتاب هایی با موضوع؛ اصول درام، ویژگی های عناصر و عوامل دراماتیک، مطالعه و فیش برداری و با تحلیل داده ها نتیجه گیری صورت گرفته است. آن چه که از این تحقیق به دست می آید تا اندازه ای ارزش نمایشی دارد و ضرورت دارد که نمایشنامه نویس زمینه را برای داستان های دیگر مهیّا سازد.
۶۳.

نقش آموزه های معنوی در توانمندسازی اجتماعی و سبک زندگی: تحلیل تطبیقی مثنوی معنوی و آثار کاترین پاندر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۹ تعداد دانلود : ۸۵
تحول سبک زندگی و توانمندسازی اجتماعی از مهمترین چالش های جوامع معاصر است و تحلیل نقش مؤلفه های معنوی در این حوزه می تواند به ارائه چارچوب های نُوین فرهنگی و تربیتی کمک کند. روش تحقیق از نظر هدف بنیادی از بُعد ماهیت کیفی-تحلیلی با رویکردی تطبیقی به واکاوی آموزه های توانمندسازی، خودباوری، دعا، عشق الهی و سبک زندگی در مثنوی معنوی مولانا و آثار کاترین پاندر می پردازد. پژوهش با هدف، تبیین سازوکارهای معنوی مؤثر بر ارتقای کیفیت زندگی فردی و تعاملات اجتماعی، وجوه اشتراک و افتراق این دو دستگاه فکری در زمینه تحول اجتماعی و بهبود نگرش فرهنگی است. یافته ها نشان می دهد که هر دو منظومه باتأکیدبر اتصال انسان به منبع معنا/هستی، بر ایجاد نگرش مثبت، تقویت عاملیت فردی، افزایش مشارکت اجتماعی و اصلاح سبک زندگی تأکید دارند؛ با این تفاوت که مولانا نگاه شهودی–عرفانی و پاندر دیدگاه کاربردی–روان شناختی به توانمندسازی ارائه می دهند. این نتایج می تواند مبنایی برای طراحی برنامه های آموزشی، مداخلات روان - اجتماعی و سیاست گذاری های فرهنگی در جهت ارتقای کیفیت زندگی قرار گیرد.
۶۴.

خوانش نمایشی مثنوی «مولانا در خانقاه شمس» شهریار(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۳
شعر معاصر فارسی در بحبوحه مشروطه به دنبال ترجمه آثار ادبی تکانه های شدید ادبی روبرو شد و به تصویر سازی گرایش نمود و در این مسیر با استفاده از ابزار نمایشی هم چون گفت وگو ، صحنه و شخصیت پردازی و غیره به نمایش نزدیک شد و از محدوده شنیداری به مرحله دیداری و اجرا هدایت گردید. نیما یوشیج در « افسانه» قدم های مهمی در این زمینه برداشت؛سپس شاعرانی هم چون شهریار با این رویکرد به آفرینش ادبی پرداخته اند؛ شهریار شاعر معاصر به تناسب شعر و نمایش توجه داشته و رد پای عناصر درام در اشعارش محسوس می باشد. روش های خوانش مستقیم متون ادبی جهت انتقال پیام های فرهنگی بسنده نبوده، به بستری جدید نیاز دارد تا توانمندی های متون در صحنه ، با برجسته سازی مولفه های نمایش، بازیابی شود تا شاهد یک نمود مجسّم فرهنگی هنرمندانه و قدرتمند باشیم. مثنوی «مولانا در خانقاه شمس» نمونه ای برجسته از پیوند ادبیات و نمایش است که با بهره گیری از عناصر نمایشی، فضایی دراماتیک خلق می کند و در خوانش اولیّه قابلیت اقتباس نمایشی را نشان می دهد. این مقاله به روش توصیفی-تحلیلی از طریق مطالعه کتابخانه ای به بررسی عناصر بنیادین نمایش، همچون طرح، حرکت، روایت، ستیز، شخصیّت ، صحنه پردازی و گفتگو، جهت بازآفرینی ادبیات و زنده نگه داشتن میراث ادب پارسی با تمرکز بر اثری از شهریار، صورت گرفته است. اهمیت این پژوهش تبیین پیوند میان ادبیات و هنرهای نمایشی برای تقویت تاثیرگذاری شعر است تا ضمن شناسایی ویژگی های نمایش، مولفه های موثر در ارتقای کیفیت زیبایی شناختی و معنایی شعر آشکار شود. نتیجه پژوهش نشان می دهد شعر غنای کافی برای تبدیل شدن به متنی نمایشی دارد.
۶۵.

جلوه های اضطراب دو شخصیّت اصلی : مروارید خاتون و آذر، در رمان "مروارید خاتون" اثر فرشته ساری، بر اساس نظریه اضطراب کارن هورنای(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
اضطراب،ازبرجسته ترین مباحث روان شناختی است که درمواردزیادی،روان شناس،ادامه بررسی ودرمان آن رابه روا نپزشک ارجاع می دهد.این پدیده که در روان شناسی به عنوان یک اختلال جدّی است، بیش ترمحصول ترس نهفته کنترل نشده ای با منبع معلوم یا نامعلوم است که خودش را با نشانه هایی مانند تپش قلب، وحشت، بی خوابی، بی اشتهایی، رنگ پریدگی، افت فشارخون، افسردگی، ترس نشان می دهد. به دلیل شرایط خاصّ زنان به ویژه در دوره پیش از انقلاب، زنان بیش از مردان در معرض انواع اضطراب ها قرارداشتند و ناگفته پیداست که خود آنان در تصویرگری اش بهتر از مردان عمل خواهند کرد. فرشته ساری یکی از نویسندگان جریان زنانه نویسی در ایران است که با آثار داستانی خود، اقدام به توصیف وضعیّت زنان در دوره های قبل و بعد انقلاب اسلامی کرده ودردها و اضطراب های زنان ایران را به نمایش گذاشته است. رمان"مروارید خاتون" یکی از آثار داستانی اوست که وضعیّت زنان ایران در قبل و بعد انقلاب را مورد توجّه قرار داده است. پژوهش پیش رو، که از گونه پژوهش کیفی بوده و روش آن، توصیفی- تحلیلی در بستر مطالعات کتابخانه ای است، در پی پاسخ گویی به این پرسش ها است که دو شخصیّت اصلی این رمان یعنی مروارید خاتون و آذر، چه اضطراب هایی را متحمّل شده اند و اضطراب های این دو شخصیّت، تا چه اندازه با اضطراب هایی که "کارن هورنای" مطرح ساخته مطابقت دارد. بر اساس یافته های این پژوهش، شرایط ناهنجار محیطی، نظام فئودالی و عدم اقتدارحکومت مرکزی، موجبات ستم و هجوم انواع اضطراب هابرزنان را به وجود آورده و سایه آثار شوم آن ستم ها و اضطراب ها بر سر نسل های بعد افتاده است.
۶۶.

تحلیل عرفانی حکایت «گوهر شکستن» در مثنوی معنوی بر پایه فرایند تحول درونی انسان(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
حکایت «گوهر شکستن» در مثنوی معنوی یکی از روایت هایی است که فرایند تحول درونی انسان را با زبانی نمادین و عرفانی بازنمایی می کند. مولانا در این حکایت با به کارگیری نماد گوهر، نسبت انسان با نفس، دلبستگی های مادی و حقیقت وجودی او را تبیین می کند و شکستن آن را شرط ضروری رسیدن به معرفت و کمال می داند. پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و بر پایه متن مثنوی و شروح معتبر، ابعاد عرفانی این حکایت را در چارچوب تحول درونی بررسی می کند. یافته ها نشان می دهد که شکستن گوهر نماد فروپاشی منِ کاذب، گذار از خودخواهی و رهایی از تعلقات نفسانی است؛ مرحله ای که در منازل سلوک عرفانی به عنوان مقدمه خودشناسی و وصول به حقیقت مطرح می شود. همچنین تحلیل حکایت نشان می دهد که مولانا با طرح رابطه میان شاه، وزیر و ایاز، سیر حرکت انسان از وابستگی های ظاهری به سوی آگاهی، رنج آگاهانه و تزکیه نفس را ترسیم می کند. نتیجه پژوهش آن است که این حکایت الگویی پویا از دگرگونی معنوی ارائه می دهد و جایگاهی مهم در انسان شناسی عرفانی مثنوی دارد.
۶۷.

مفهوم پذیرش بی قید و شرط خود در اسکندر نامه نظامی گنجوی بر اساس دیدگاه آلبرت الیس(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱ تعداد دانلود : ۱
این پژوهش با هدف تحلیل مفهوم «پذیرش بی قید و شرط خود» در منظومه اسکندرنامه نظامی گنجوی، بر اساس نظریه عقلانی–هیجانی رفتاری (REBT) آلبرت الیس انجام شده است. روش تحقیق، توصیفی– تحلیلی و مبتنی بر خوانش روان شناختی– ادبی است. در این منظومه، مسیر شخصیت اسکندر از«خودباوری مشروط» بر پایه قدرت، عملکرد و فتوحات، به تدریج به «خودپذیری عقلانی و انسانی» دگرگون می شود. تحلیل دو بخش اثر، یعنی شرف نامه و اقبال نامه (خردنامه) ، نشان می دهد که در شرف نامه اسکندر ارزش خویش را در پیروزی و اثبات بیرونی می جوید، اما در اقبال نامه ، با مواجهه با حکیمانی چون سقراط، به پذیرش محدودیت های انسانی و استقلال ارزش وجودی خود نائل می شود. سقراط به عنوان نماد خرد و قناعت، «توانگری از همت» را در برابر «بیش خواری» و بایدگرایی اسکندر قرار می دهد و جوهر USA را نمایان می سازد. یافته های پژوهش بیانگر آن است که نظامی، در قرن ششم هجری، مضمون محوری روان شناسی الیس را در قالبی عرفانی و اخلاقی بیان کرده است که انسان، مستقل از شکست یا موفقیت، دارای ارزش ذاتی است. بنابراین اسکندرنامه را می توان متنی حماسی–درمانی دانست که در آن، کمال گرایی بیرونی جای خود را به پذیرش درونی و آرامش عقلانی می دهد

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان