مطالب مرتبط با کلید واژه

محلات سنتی


۱.

نقش سرمایه های اجتماعی در دلبستگی به مکان در محلات سنتی (نمونه ی موردی: محلات شهر همدان)

کلید واژه ها: همدان سرمایه ی اجتماعی اجتماعات محلی فرآیند دلبستگی به مکان محلات سنتی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی جامعه شناسی جامعه شناسی شهری و روستایی جامعه شناسی شهری
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اجتماعی مفاهیم علوم اجتماعی (هویت، سرمایه اجتماعی و ...)
تعداد بازدید : ۷۸۳ تعداد دانلود : ۴۹۳
سرمایه ی اجتماعی و دلبستگی مکانی از مفاهیم مهم و از دارایی های یک اجتماع محلی محسوب می شوند. ارزش های اجتماعی یک مکان می تواند حس تعلق و دلبستگی افراد به محل زندگی را بهبود بخشده و از این طریق پایداری و هویت مندی محلات را تضمین کند. در این راستا و برای ارتقای ارزش های اجتماعی محلات شهری، در این مقاله سعی شده است نقش سرمایه ی اجتماعی در دلبستگی به مکان در محلات سنتی شهر همدان مورد بررسی قرار گیرد. در پژوهش حاضر از روش تحقیق، توصیفی - تحلیلی و از شیوه های مرور متون، منابع و اسناد تصویری در بستر مطالعات کتابخانه ای و همچنین از روش تحقیق موردی و شیوه ی تحقیق مشاهده در بستر مطالعات میدانی و از ابزار پرسش نامه بهره گرفته شده است. همچنین با توجه به اهداف و سوال های تحقیق برای محاسبه و تحلیل مقدار بارهای عاملی و ضریب همبستگی بین مؤلفه ها و شاخص های سرمایه ی اجتماعی و احساس دلبستگی به مکان از نرم افزارهایSpss وLisrel استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد که سرمایه های اجتماعی یک مکان تأثیر معناداری در فرآیند دلبستگی مکانی افراد نسبت به محله های مورد مطالعه دارد. در این روند و در فرآیند دلبستگی به مکان چهار عنصر انسان، مکان، ارزش های اجتماعی مکان و زمان، به عنوان بعد چهارم نقش موثری را می توانند در طراحی و ارتقای دلبستگی افراد به محلات شهری داشته باشند به طوری که زمان می تواند با عواملی چون گذشته تعاملی با مکان، خاطرات و رویدادها، طول مدت آشنایی افراد با یک مکان، میزان حضور و استفاده از آن و خاطره انگیزی مکان نقش مهمی در فرآیند دلبستگی به مکان داشته باشد.
۲.

بررسی و ارزیابی تطبیقی سرزندگی شهری در محله های اختصاصی و محلات سنتی با رویکرد توسعه پایدار در جغرافیا: مطالعه موردی کلان شهر تبریز

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۴
 پایداری و سرزندگی شهری از جمله موضوعاتی است که در طی چند دهه اخیر، مفاهیم کیفی برنامه ریزی شهری را تحت تأثیر قرار داده است. محیط هایی که از نظر مولفه های کالبدی - فیزیکی، اکولوژیکی، اجتماعی و فرهنگی و اقتصادی در سطح مطلوبی قرار دارند، به همان اندازه از نظر سرزندگی شهری و پیامدهای مثبت آن یعنی از کیفیت زندگی مناسبی برخوردار هستند. با توجه به متنوع بودن بافت های شهری و انواع متفاوت مسکن و گسترش نوع خاصی از مجتمع های زیستی تحت عنوان محله های اختصاصی، تعیین میزان سرزندگی شهری به صورت مطالعه تطبیقی بین محلات سنتی و مجتمع های مسکونی برای تقویت ابعاد مثبت و کاهش موانع سرزندگی ضروری است. مقاله حاضر با نشان دادن اهمیت سرزندگی شهری به عنوان عامل مؤثر در بهبود کیفیت فضاهای شهری به ارزیابی تطبیقی سر زندگی شهری در مجتمع های مسکونی اختصاصی و محلات سنتی می پردازد. برای این منظور محله سنتی چرنداب و مجتمع مسکونی آسمان تبریز (به عنوان محله اختصاصی شده) جهت سنجش میزان سرزندگی شهری انتخاب گردیدند. روش تحقیق حاضر توصیفی - تحلیلی است و از ابزار مطالعات اسنادی و پرسشنامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها در نرم افزار SPSS انجام یافته است. نتایج تحقیق نشان می دهد که تفاوت معنا داری از نظر پایداری و سرزندگی شهری بین محلات سنتی و محله های اختصاصی وجود دارد. همچنین بین مولفه های اجتماعی وکالبدی و میزان پایداری و احساس سرزندگی ساکنین ارتباط مثبت و معنی داری وجود دارد. بطوریکه همبستگی بین متغیرهای بررسی برابر با 0.488 می باشد. ضریب تعیین 0.23 نشان می دهد که 23 درصد تغییرات سرزندگی شهری مربوط به مؤلفه های اجتماعی و کالبدی است.    
۳.

واکاوی فرهنگ سکونت در خانه های محلات سنتی از دیدگاه ساکنین بر پایه نظریه آموس راپاپورت (مطالعه موردی: محله سرخاب تبریز)

تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
فرهنگ سکونت تاثیر بسزایی در زندگی ساکنین محلات سنتی با خانه های سنتی و جدید دارد و مغایرت فرهنگ سکونت با فضای سکونتی موجب عدم رضایت ساکنان می شود. پژوهش حاضر با هدف واکاوی فرهنگ سکونت در خانه های محلات سنتی از دیدگاه ساکنین با بهره گیری از استراتژی پس کاوی درصدد است تا بر پایه ی نظریه آموس راپاپورت سه مولفه فرهنگ سکونت شامل آداب سکونت، الگوهای معنایی و ترجیحات را در محله سرخاب تبریز که از تنوع سکونتی مناسبی برخوردار است مورد ارزیابی قرار دهد. داده ها از مصاحبه نیمه ساختار یافته با ساکنین خانه های سنتی و جدید محله سرخاب بدست آمده است. مصاحبه ها تا حداشباع داده ها انجام شد و پاسخ های دریافت شده از ساکنین مقوله بندی شدند. برای سنجش روایی و پایایی سوالات از پیش آزمون و آلفای کرونباخ استفاده شد، در ادامه ی تحلیل ها، مقایسه خانه های سنتی و جدید برای متغیرهای مورد بررسی با استفاده از آزمون t-student)) و مقایسه ی میانگین گروه های سنی با استفاده از آزمون چند دامنه ای دانکن صورت گرفت و همبستگی صفات و تجزیه ی واریانس بر روی گروه های سنی انجام شد. نتایج حاصل از تحلیل داده ها در حیطه آداب سکونت، الگوهای معنایی و ترجیحات سکونتی در خانه های سنتی و جدید بدست آمد. بین ساکنان، گروه میانسال و پیر نسبت به جوانان تمایل بیشتر به سکونت در محلات سنتی داشتند. این تحقیق لزوم توجه به بازسازی و نوسازی خانه ها در محلات سنتی جهت زیست مطلوب ساکنان را آشکار می کند.