دانشکده ادبیات و علوم انسانی باهنر کرمان

دانشکده ادبیات و علوم انسانی باهنر کرمان

دانشکده ادبیات و علوم انسانی (باهنر کرمان) دوره جدید زمستان 1386 شماره 22 (مقاله علمی وزارت علوم)

مقالات

۱.

اندیشه کلامی سنایی درباره «عرش» و «استوا»(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹۵۰ تعداد دانلود : ۹۵۴
یکی از شاخه های علوم اسلامی، که در میان مسلمانان در دوره هایی، رشد فزاینده ای داشته و ذهن بسیاری از دانشمندان اسلامی را به خود مشغول کرده، علم کلام و یا اصطلاحا فلسفه اسلامی بوده است. یکی از مباحث علم کلام، جسم پنداشتن خدا و مساله عرش و استوا است. هدف این پژوهش، پاسخ به این پرسش است که دیدگاه کلامی سنایی در این باره بویژه، عرش و استوا با دیدگاه فرقه های کلامی چه تفاوتی دارد. از این رو ضمن تعریف لغوی و اصطلاحی این دو واژه، پیشینه تاریخی آنها در بین فرق مختلف کلامی مورد و اکاوی قرار گرفته و وجود اشتراک و افتراق دیدگاه سنایی با دیگر متکلمان، بررسی شده است
۲.

بررسی اسطوره آرش، جشن تیرگان و بسامد حضور آنها در ادب فارسی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶۳ تعداد دانلود : ۸۵۸
این پژوهش، کوششی برای بررسی روشن تر روایتهای مربوط به اسطوره آرش و تعمقی در پیدایش و فلسفه جشن تیرگان و مطالعه حضور این دو در ادب فارسی و جلب توجه ادیبان ایرانی به این میراثهای باستانی است.
۳.

چهار روایت از عشق مجنون(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۲۶ تعداد دانلود : ۱۲۴۶
سوگنامه لیلی و مجنون رمانی است با عشقی شورانگیز که راه به مرزهای عشق مطلق می برد. «مجنون لیلی» مردی پاکباخته و صادق است که عشق را هم به طفیل غم عشق می خواهد. هر چند در دیوان او آثاری از کامیابی دو دلداده وجود دارد، عشق او معروف به عشق عذری است که عفت، کتمان و غمخوارگی و ناکامی از لوازم آن است. مجنون، متزلزل و ناشکیبا و خود کم بین است و لیلی، محکوم محیط حرمسرایی تازیان است که بر موقعیت مجنون فلک زده غبطه می خورد. این داستان بر اساس نوعی جبر است که قهرمان، تسلیم آن است. ابن سلام قربانی سوم، تلخکام به دیار عدم می رود. پدر مجنون در طلبش آواره بیابانهاست و پدر لیلی طیاره سوار راه غفلت و بر همزن روزگار لیلی. در این مقاله تراژدی لیلی و مجنون از دیدگاه سه شاعر بزرگ فارسی: نظامی، امیر خسرو دهلوی و جامی با توجه به دیوان مجنون و منابع عربی بررسی می شود در عین حال که در عشق عذری و حتی وجود مجنون به دیده شک نگریسته می شود.
۴.

درباره سه اصطلاح طبی در قصاید خاقانی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۷۵ تعداد دانلود : ۸۴۰
زبان پر رمز و راز خاقانی، تصاویر شعرش را چنان در لایه های خیال می پیچد که جز به یاری ذهن نافذ و زیباشناس نمی توان به زیر ساختهای آن نفوذ کرد. اندیشه حکیمانه او مضامین شعرش را به قدری از آبشخورهای علمی و کلامی آبیاری می گرداند که جز با اندیشه دقیقا آشنا به علوم و فنون مختلف نمی توان به درک و وصف آن پرداخت. این شاعر بلند آوازه گاه پرچم پزشکی بر می افرازد و گاه تاج نجوم بر سر می نهد. زمانی درع حکمت می پوشد و زمانی خوان فکرت می گسترد و بدین ترتیب به اشعارش صبغه علمی می بخشد. باری، طب سنتی یکی از آشکارترین و پر کاربردترین موضوعات علمی قصاید خاقانی است. او با توصیف اندیشه ها و تجربه هایش با مضامین طبی، اگرچه زمینه های زیبایی شعرش را فراهم آورده به پیچیدگیها و دشواریهای معنایی و محتوایی آن نیز دامن زده است. نگارنده در این مقاله تنها به شرح و توضیح سه بیماری آبله، استسقا و سرسام پرداخته و کوشیده است معانی اصطلاحی و جایگاه ادبی آنها را در محور همنشینی کلام بررسی کند و درباره تصاویر هنری خلق شده به کمک اصطلاحات طبی و انگیزه های آنها سخن گوید و مشکلات و احیانا ابهامات ادبی پدید آمده با تصاویر طبی را در حد میسور حل کند.
۵.

طرح سه دیدگاه در منطق الطیر عطار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۶۱ تعداد دانلود : ۱۰۶۱
بی تردید منطق الطیر عطار، دل انگیزترین منظومه عرفانی فارسی است. در این اثر، سلوک سالکان خداجو از طلب تا فنا با بیانی رمزوار در قالب سفر مرغان سیمرغ جو ترسیم شده است. عطار، پیش از آغاز داستان در مقدمه ای هنرمندانه به معرفی سیزده پرنده )سالک(: هدهد، موسیچه، طوطی، کبک، تنگ باز یا تند باز، دراج، بلبل، طاوس، تذرو، قمری، فاخته، باز ،مرغ زرین می پردازد. سه دیدگاه نگارنده به همین مقدمه نمادین مربوط است. نویسنده در دیدگاه نخست با عنوان «پرنده گمشده عطار»، مرغ پنجم را «کبوتر» می داند نه «تنگ باز». در دیدگاه دوم با عنوان «هدهد و دوازده پرنده»، نگاه سوال برانگیز به شمار این پرندگان سیزده گانه را به سوی شمار نمادین «یک و دوازده» جلب می کند و بالاخره در دیدگاه سوم با عنوان «مرغ زرین» به رمز گشایی از این مرغ شگفت و نا آشنا می پردازد.
۶.

فرایند دلالت نشانه بر معنا در فهم متن ادبی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۶۴ تعداد دانلود : ۷۲۸
هدف این مقاله، این است که به یاری چهار مقوله نشانه، ساخت، نقش و ارزش به چهار معیار در شناخت معانی اولیه زبانشناختی فهم و تاویل متن دست یابیم که عبارت است از: معیارهای نشانه ای، ساختاری، نقش و ارزش. بر اساس این معیارها به این نتایج می توان اشاره کرد: 1- بر پایه معیار نشانه ای، نشانه های زبانی و دلالت اختیاری و ثابت لفظ بر معنا در انتقال پیام به مخاطب در اثر زبانی و نشانه های ادبی و دلالت انگیخته ای و ناپایدار و غیر ثابت در پیوند بین نشانه و معنا در اثر ادبی مطرح است. 2- بر پایه معیار ساختی، تاثیر ساخت و روابط دستوری در شکل گیری پیام در اثر زبانی و عدم تاثیر ساختها و روابط در شکل گیری پیام در زبان ادبی جلوه می کند. 3- بر پایه معیار نقشی، ابلاغ معنا در اثر زبانی و القای معنا در اثر ادبی صورت می پذیرد. 4- بر پایه معیار ارزشی، پیوند اثر زبانی با مصداقهای عینی و پیوند پیام اثر ادبی با جهان درون متنی مطرح می شود. همچنین در این مقاله این نتایج به دست آمده است: الف- به یاری پژوهشی علمی و جامع و به کمک مطالعات زبانی، دانش نشانه شناسی و معیارهای علمی یاد شده، می توان به اصول و مبانی فهم متن دست یافت. ب- آشنایی با مقتضیات ساختار دلالتی در فهم متن ایجاب می کند به ساختارهای زبانی، جنبه های زیبا شناختی متن و بافت موقعیتی اثر دست یابیم. ج- بدون توجه به مباحثی مانند نظریه ارتباطی زبان و معیارهای نشانه ای، ساختاری، نقشی و ارزشی، نقد و تحلیل متون ادبی و جنبه های تاویل پذیر آن تقریبا دشوار است. د- معنایی که به کمک روابط دستوری، نشانه های زبانی و ساختهای زبانی متنهای ادبی به دست می آید، پذیرفتنی نیست. ه- در اثر زبانی با «ابلاغ معنا» و در اثر ادبی با «القای معنا» سرو کار داریم. و- به نظر می رسد ابزار اصلی آفرینش شعر، هنجار گریزی معنایی است.
۷.

نقد چاپ هند فرهنگ «موید الفضلا» (فصول فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴۲۰ تعداد دانلود : ۹۴۳
فرهنگ نویسی یکی از اصلی ترین تلاش های بنیادی در جهت حفظ زبان فرهنگ یک جامعه است که نه تنها ایرانیان مقیم وطن بلکه فارسی زبانان هندی هم آن را وجهه همت خویش ساخته اند. با وجود اینکه تالیفات فارسی زبانان هندی عاری از اشتباه نیست؛ فرهنگ های مولفه در آن دیار به جهت ترویج و کمک به پیشرفت زبان و ادب فارسی، شایان تقدیر و ملاحظه اند. از جمله قدیمی ترین این فرهنگها، «موید الفضلا» است که همچون پلی ارتباطی شامل چهارده فرهنگ قبل از خود و موثر بر لغت نامه های پس از خود می باشد که در سال 925 ه. ق. به سه زبان فارسی، عربی، و ترکی تدوین گشته. مع الاسف تاکنون تصیحح منقحی از آن انجام نگرفته است و فقط در سال 1302 در مطبع «نول کشور» چاپ شده و استناد به این چاپ در لغت نامه دهخدا مصدر ورود سهوهایی به لغت نامه شده است. لذا در این مقاله به نقد اشتباهات چاپ سنگی می پردازیم؛ باشد که دلایل اقدام به تصحیح مجدد این فرهنگ تصریح گردد.
۸.

نگاهی نو به داستان فرانکن اشتاین اثری از مری شلی (ادبیات گوتیک زنان)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۲۲۹
«گوتیک» اصطلاح چندان دقیقی نیست ولی از قرن هجدهم که برای نامگذاری محصولات فرهنگی اروپا به کار رفت، درباره آن بحث بیشتری صورت گرفته است. آن دسته از آثار ادبی که «گوتیک» نام گرفته اند، اغلب باعث ایجاد نگرشهای متناقضی در دنیای در حال تغییر ادبیات گردیده اند. الن مورز (1976) (Ellen Moers) اولین کسی بود که اصطلاح «گوتیک» زنان را در کتاب خود «زنان ادیب» به کار برد. این کتاب به آن دسته از آثار گوتیک اشاره دارد که توسط زنان به وجود آمده است. تجزیه و تحلیل مورز از این گونه متون ادبی گوتیک فوق العاده تاثیرگذار بوده است. نگرش او در واقع، بیان ضمنی ترس زنان از گرفتار شدن در درون خانه و استثمار جنسی آنان است؛ ترسی که موقع زایمان نیز به طور موحشی تجربه شده است. در ادبیات زنانه، منتقدان بر این باورند که گوتیک به عنوان یک سبک ادبی به کمک نویسندگان مونث آمده است تا آنان بتوانند با سیری در ژرفای خویشتن، راه حلی برای تضادهای دامنگیر نویسندگان و قهرمانان زن پیدا کنند. این تضادها ریشه در موقعیت زنان در جوامع مرد سالار داشته و باعث محرومیت آنها از «قدرت و اعمال نفوذ» شده است. رمان فرانک اشتاین (Frankenstein) نمونه کاملا جدیدی از گوتیک زنان عرضه می کند. در این رمان، ماری شلی (Mary Shelley) بدون استفاده از یک قهرمان زن و یا یک قربانی قابل توجه از رویکرد جدیدی در بیان وحشت در ادبیات استفاده کرده است. می توان گفت که در چارچوب گوتیک هر عنصری به نوعی به جسم زن اشاره می کند و این اشارات در واقع ذکری از درماندگی و ترسی است که هسته نظریه گوتیک را تشکیل می دهد. این مقاله استفاده از مفهوم هیولا به عنوان نماد مسخ شدگی را، که در رمان فرانک اشتاین به طور مجازی ترس گوتیکی از ناشناخته ها و پیامدهای ناشی از رویارویی با این غریبه ترسناک است، مورد بحث قرار می دهد. همچنین کنکاشی از اثر ماری شلی از طریق ارزیابی آن با معیارهای ادبیات گوتیک ارایه خواهد شد. در طی این بررسی، هیولا نه تنها نماد مسخ شدگی است بلکه تجاوز از مرز پنداشته های درونی و برونی رمان را نیز نمایان می سازد. با این حال، تعریف ماهیت هیولا به عهده خواننده گذاشته شده است. این مقاله باخودداری از بررسی روانکاوانه متن رمان به نقش ویژه آن در ایجاد یک نوع ادبی و اهمیت تاریخی- اجتماعی آن می پردازد.
۹.

نگرش تطبیقی مرثیه سرایی عصر جاهلی و صدر اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۰۹ تعداد دانلود : ۸۵۳
مرثیه پاره ای از پیکر ادبیات صدر اسلام به شمار می آید. اسلام با ظهور خود، باورها و اندیشه های تازه ای را به میان آورد که بازتاب آنها را می توان آشکارا در عرصه ادب و شعر و بخصوص مرثیه مشاهده کرد. این باورها و اندیشه های هدایتگر و نو نه تنها در درونمایه شعری، بلکه در شکل آن نیز تاثیر بسزایی گذاشته است؛ بدان گونه که به پیدایش معانی جدید نزد شاعران مرثیه سرا کمک کرده است تا بتوانند اشعاری پر محتوا و چه بسا متفاوت با مجموعه آثار گذشته ادبی خویش بسرایند. با توجه به این مقدمات، بررسی شباهتها، ارتباطها و تفاوتهای مرثیه در دوره جاهلی با صدر اسلام، ما را بیشتر به میزان تاثیرگذاری اسلام بر مرثیه سرایی آشنا می کند.
۱۰.

کنایه لغزان ترین موضوع در فن بیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۴۰ تعداد دانلود : ۱۴۰۲
کنایه یکی از زیباترین و دقیق ترین اسلوب های هنری گفتار و رساتر از حقیقت است، زیرا در کنایه ذهن انسان از ملزوم به لازم منتقل می شود و با نوعی دلیل همراه می شود. کنایه از مهمترین شگردهای زیبا آفرینی در شعر و از طبیعی ترین راههای بیان است که در آیات قرآنی، اعتقادات پیشینیان، آداب و رسوم اجتماعی، گفتار عامه، امثال و حکم، تقاضا، انتقاد و در شعر، بخصوص در انواع هجو، نمونه های بسیاری از استعمال کنایه را می توان یافت. در این مقاله با توجه به تاریک و مبهم بودن مرز بیان کنایه، استعاره، و مجاز در کتب بلاغی، تمامی مباحث علم بیان را می توان از نگاهی دیگر در دو حوزه حقیقت و مجاز جای داد؛ اگر تشبیه در گستره حقیقت و استعاره در پهنه مجاز قرار داشته باشد، کنایه در هر دو میدان می تواند جای گیرد. کنایه مانند استعاره از حوزه حقیقت به مجاز راه می یابد با این تفاوت که معنی حقیقی خود را نیز حفظ می کند، به گونه ای که بزرگان بلاغت نیز بر این باورند که اراده معنای حقیقی در کنایه جایز است. بنابراین می توان گفت کنایه نه حقیقت صرف است نه مجاز صرف بلکه برزخی است ما بین حقیقت و مجاز و یکی از عوامل مهم زیبا آفرینی در کلام ادبی. اصولا در کنایه، کلام یکی است اما دو معنی از آن بر می آید. کنایه چون کیمیایی است که مس زبان عادی را به زر شعر مبدل می سازد.

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۶