از دیدگاه محدثان عوامل گوناگونی در پذیرش روایات راویان دخیل است که آسیب در هر یک از آن ها می تواند منجر به تردید در پذیرش روایات راوی گردد. گرچه در شرایطی خاص می توان از برخی از آسیب های وارد شده بر متن یا سند روایات چشم پوشی نموده و به صحت آن ها حکم نمود، اما دروغ گویی و اشتهار راوی به بدعت گذاری به سبب خلل جدی که در عدالت راوی وارد می سازند، از جمله عواملی هستند که از دیدگاه حدیث پژوهان فریقین بدون هیچ استثنایی منجر به سقوط قطعی روایات راوی از حجیت می گردند. در این مقاله با تأمل در شواهد و توصیفاتی که در کلام پیشوایان معصوم (ع) درباره راویان بیان گشته و نیز بررسی اقوال دانشمندان علم رجال، این فرضیه به اثبات رسیده است که دو عامل دروغ گویی و بدعت گذاری در میان گستره راویان حدیث شیعی، بیش از همه در غالیان نمود داشته و اشتهار غالیان به این دو امر از مهمترین دلایل جرح آنان بوده است.
یونس بن عبدالرحمان از برجستگان اصحاب امامان و مشایخ حدیث امامیه است. در منابع، علاوه بر گزارش های فراوان مدح یونس، گزارش های جرح نیز درباره او نقل شده است. در حل تعارض این دو دسته از گزارش ها، رویکردهایی چون مردود دانستن گزارش های جرح به دلیل ضعف سند، توجیه آن ها با حمل بر تقیه و جرح مصلحتی و یا جعلی دانستن برخی از آن ها از سوی برخی از رجالیون ارائه شده است. مقاله حاضر به بررسی علت های گوناگون اختلاف نظر درباره یونس بن عبدالرحمان می پردازد و هدف آن شناسایی و سامان دهی شاخص هایی علاوه بر وثاقت، عدالت و مقام علمی، به منظور افزایش امکان فهم جایگاه مشایخی چون یونس است؛ از جمله شاخص هایی مانند: فضای دینی، فرهنگی و علمی که مطالب در آن ارائه و عرضه شده، اوضاع اجتماعی و سیاسی و نسبت آن به طور خاص با یک راوی، انگیزه های شخصی و فرقه ای برای قدح و ایجاد بدبینی درباره ی یک راوی.