عباسعلی امیری

عباسعلی امیری

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

بررسی آرای معرفت شناختی ویلفرد سلرز

تعداد بازدید : ۱۶۲ تعداد دانلود : ۱۴
در طول تاریخ معرفت شناسی حملات فراوانی به نظریه مبناگرایی شده است. به جرئت می توان گفت که هیچ کدام آنها به اندازه حمله ای که سلرز به مبناگرایی کرده، از اهمیت برخوردار نیست. در واقع سلرز با نقد «داده» و اسطوره خواندن آن، که بنیان مبناگرایی تجربی را تشکیل می دهد، اساس باورهای غیراستنتاجی را برای منتهی شدن به معرفت فرو می ریزد. در پی نقدهای سلرز به «داده» بحرانی عمیق دامن گیر مبناگرایی تجربی مسلکان می گردد که سلرز می کوشد با طرح مب احث بدیعی مانند فض ای م نطقی دلایل، نومینالی سم روان ش ناسانه و رفتارگرایی روش شناس انه در معرفت شناسی، راه حل مناسبی برای بحرانی که خود آن را پدید آورده بیابد. بارزترین نتیجه حملات سلرز به مبناگرایی تجربه گرایان نفی «آگاهی مس تقیم» فاعل شناساست. فیلسوفان م سلمان بر این باورند که نفی «آگاهی مستقیم» اساس هرگونه معرفتی در فاعل شناسا را ویران خواهد کرد و دسترسی به معرفت را از جانب وی مخدوش می سازد. بررسی دیدگاه سلرز در نفی «آگاهی مستقیم» و ارزیابی راه حل جای گزین آن از اهداف مقاله حاضر است.
۲.

گذر از متافیزیک / عباسعلى امیرى

کلید واژه ها: دازاینهایدگرفلسفهانسانمتافیزیکهستى

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی یونانِ باستان و روم سقراط تا ارسطو افلاطون (428-348 ق.م)
  2. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد تاریخی دوره معاصر (قرون 20 و 21) فلسفه قاره ای متافیزیک باوری معاصر
  3. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی متافیزیک
  4. حوزه‌های تخصصی فلسفه و منطق فلسفه غرب رویکرد موضوعی معرفت شناسی
تعداد بازدید : ۳۴۲۹ تعداد دانلود : ۴۳۹
هایدگر معتقد است افلاطون با نظریه مُثُل و روى گردانى از حقیقت به صدق، سنگ بنایى را گذاشت که بر تمام تاریخ متافیزیک تأثیر داشت. تفکیک میان فاعل شناسا و متعلق شناسایى در فلسفه پس از افلاطون ادامه یافت و در فلسفه دکارت به نقطه اوج خود رسید. سوبژکتیویته حاصل از چنین تمایزى، سیطره اى تام و تمام بر انسان داشت و او را از جایگاه خود کنار زد و به ظهور تکنولوژى و علم جدید انجامید و بى خانمانى را براى انسان معاصر به ارمغان آورد. هایدگر راه رهایى از سیطره سوبژکتیویته را بازگشت به دیدگاه فیلسوفان پیشاسقراطى مى داند و پرسش از هستى را در اولویت طرح فلسفى خود قرار مى دهد. از دیدگاه هایدگر تنها موجودى که مى تواند از هستى پرسش کند، دازاین است که با در جهان بودن در هستى غوطه ور است و مى تواند معناى آن را درک کند. طرح هایدگر به گونه اى است که فلسفه اسلامى را نیز دربر مى گیرد. ازاین روى پیش از هر گونه تطبیق و مقایسه میان این دو فلسفه، باید به نقدهاى بنیادین هایدگر بر متافیزیک توجه لازم و کافى مبذول داشت تا از هر گونه رهزنى شباهت ها و تمایزها دور مانیم.
۳.

در جست وجوی معنا

نویسنده:
تعداد بازدید : ۴۱۸ تعداد دانلود : ۱۹۷
روش جست وجوی معنای یک لفظ یا یک عبارت از اهمیت فراوانی برخوردار است. اختلاف درباره معنای برخی از واژه ها که دارای کارکرد فلسفی هستند، مانند واژه های «تحلیلی» و «ترکیبی»، سبب شد تا توجه فیلسوفان زبانی به بحث «روش به دست آوردن معنا» معطوف گردد. فیلسوفان زبانی به منظور جست وجوی معنا، از روش های گوناگونی بهره برده اند؛ از جمله: روش مفهومی، روش مصداقی و روش شهودهای پیشانظری. روش شهودهای پیشانظری با تکیه بر نوعی درون نگری و بر اساس دو اصل رایج در زبان شناسی توسط یکی از فیلسوفان فلسفه تحلیلی مطرح گردید. این اصول بیان میدارد: الف. فراگیری زبان از مقوله علم مهارتی است؛ ب. سخن گفتن نوعی رفتار قاعده مند است. با توجه به بررسیهای انجام گرفته، روش شهودهای پیشانظری قرابت فراوانی با نظریه «تبادر» دارد؛ نظریه ای که از سوی دانشمندان علم اصول در باب الفاظ مطرح گردیده است.
۴.

نگاهی انتقادی به مبانی معرفت‌شناسی فمینیسم

نویسنده:

کلید واژه ها: رادیکالذات‏گراییاز لحاظ دیدگاهلیبرالعقل دکارتی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۰۰
«معرفت‌شناسی فمینیسم» رویکردی است نوظهور که با تکیه بر تأثیر مستقیم عنصر جنسیت بر معرفت در جامعه غربی متولد شد. اگرچه غایت و هدف این رویکرد به منظور از میان برداشتن تبعیض ادعا شده در معرفت است؛ با این حال، بحث تازه‌ای در عرصه معرفت‌شناسی مطرح می‌سازد که پیش از این در معرفت‌شناسی برجسته نشده بود. رویکردهای سه‌گانه رادیکال، لیبرال، و از لحاظ دیدگاه هر کدام با توسّل به معرفت‌شناسی‌های پیش از خود، به نحوی موضوع تأثیر جنسیت بر امر شناخت را مورد بررسی قرار دادند. با این‌همه، این رویکردها در درون خود، از مبانی معرفت‌شناسی حاکم بر عصر نوین بهره برده و به نوعی آنها را مبنای کار خود قرار داده‌اند. به عبارت دیگر، درون هر رویکرد معرفت‌شناسی فمینیستی، خواه رویکردی حداقلی باشد یا حداکثری، عناصری مانند تفکیک دکارتی سوژه و ابژه، عقل دکارتی، توجه به جایگاه سوژه، ذات‌گرایی و واقعیت ثابت قابل مشاهده و ردگیری است. از این‌رو، بررسی این مبانی کمک زیادی به روشن شدن معرفت‌شناسی فمینیسم می‌کند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان