سعید عبادی جمیل

سعید عبادی جمیل

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

بلاغت اسطوره (بررسی بنیاد اساطیری یک تصویر رایج در شعر فارسی)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: اسطوره بلاغت فرم آب شاه تصویر

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 621 تعداد دانلود : 74
پرسش اصلی این مقاله این است که آیا اسطوره می تواند حضوری ناخودآگاهانه در فرایند شکلگیری فرم ادبی داشته باشد؛ برای پاسخ به این پرسش ابتدا با رویکردی توصیفی تحلیلی لایه های دوگانه باورهای اساطیری درباره رابطه آب و باران، باروری و نعمت بخشی با خویشکاری اصلی پادشاه در یک نظام سیاسی فرهنگی تشریح شده است. در ادامه یافته های این مقاله نشان می دهد که باور به رابطه شاه و مجموعه عقاید مرتبط با آب و باران منبع مهم و مؤثری در شکلگیری ناخودآگاهانه رایجترین و پربسامدترین خانواده تصویری در شعر مدحی فارسی بوده است. هم چنین این مقاله با توضیح رابطه اسطوره و ادبیت و بررسی روابط متناظر مفهوم شاه با آب و باران و باروری و تحلیل ویژگیهای شاه اسطوره ای، ابعاد تکوین یک کلیشه تصویری متکرر را مورد بررسی قرار می دهد.
۲.

درک نادرست معنای «کُرد» در شاهنامه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: شاهنامه فردوسی کرد قوم و نژاد شبان نقد مقاله

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 272 تعداد دانلود : 940
در روایت فردوسی از اسطوره ضحاک، ارمایل و گرمایل پس از راه یابی به خورش خانه ی او، هر روز با آمیختن مغز جوانی با مغز گوسفند، یک تن را از مرگ می رهانند. جوانان از مرگ رسته، با بز و گوسفندانی که خورشگران در اختیار آنان می گذارند، راه کوه و صحرا در پیش می گیرند. در اینجا، فردوسی یادآور می شود که نژاد کرد از این جوانان شکل گرفته است (کنون کرد از آن تخمه دارد نژاد). برخی پژوهندگان شاهنامه، از جمله اکبر نحوی، مصطفی جیحونی و تیمور مالمیر، کرد را در مصراع یادشده، نه به معنای قوم و نژاد کرد، بلکه در معنای چوپان، چادرنشین، ساده، امّی و اندک فهم تلقی کرده اند. در این جستار، نگارندگان پس از واکاوی متون پیش و پس از اسلام و قراین درون متنی و برون متنی، به این دریافت رسیده اند که چهار خطای ارزیابیِ شتاب زده، استقصای ناقص، تعمیم ناروا و بی توجهی به بافت معنایی ابیات شاهنامه منجر به تحلیل نادرست واژه ی «کرد» شده است. توضیح، این که متون پیش از اسلام و تواریخ دوره اسلامی همه حاکی از آنند که کاربرد واژه ی «کرد» در معنای قوم و نژاد، امری متکرر بوده و گرچه بعدها به واسطه ی شبان پیشگی کردها، این واژه در برخی از متون در معنای شبان نیز به کار رفته است؛ این امر قابل تعمیم به شاهنامه و مصراع مورد نظر نیست.  
۳.

بررسی خاستگاه غیاب رستم در منابع پیش از اسلام(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: رستم شاهنامه موبدان زردشتی اساطیر تاریخی حکومت دینی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 730 تعداد دانلود : 841
رستم بزرگترین و محبوب ترین شخصیّت حماسه های ایرانی است که تصویری جامع از یک قهرمان ملّی را به نمایش می گذارد. دایره حضور او از سترگ ترین آثار ادبی پارسی همچون شاهنامه فردوسی تا فرهنگ شفاهی عامّه ایرانیان را در بر می گیرد. با این همه در منابع پیش از اسلام نامی از رستم نیامده است. تنها در چهار متنِ یادگار زریران، درخت آسوریک، بندهش و تک روایتی با نام کلّیِ داستان سغدی رستم اشارات موجزی درباره رستم وجود دارد. بندهش مختصراً در دو موضع از او نام برده است و از اشاره یادگار زریران و درخت آسوریک هم هیچ گونه اطّلاعی درباره او به دست نمی آید؛ امّا هرچه منابع عمدتاً دینی - حکومتیِ پیش از اسلام در مواجهه با این شخصیّت مهم اساطیری/تاریخی سکوت کرده اند، در منابع پس از اسلام به فراوانی از او سخن رفته است؛ به طوری که عمده متون پهلوانیِ پس از اسلام، حول رستم و خاندان رستم شکل گرفته اند. با وجود انفصال منابع پس از اسلام از منابع پیش از اسلام مربوط به رستم، او محبوب ترین و مشهورترین قهرمان ملّی در گستره ادبیّات فارسی است؛ شخصیّتی که دارای حوزه نفوذ فراگیری در حماسه های ملّی، روایات عامیانه و حتّی ادبیّات عرفانی است. با توجّه به تعارض رستم با مقدّسان آیین زردشت مانند کاووس، گشتاسپ، توس و اسفندیار و همچنین رابطه او با ببر بیان و برخی قراین پنهان در شاهنامه و نیز سایر قراین فرامتنی ارائه شده در این مقاله، فرضیّه سانسور و حذف رستم از متون دینی/حکومتیِ پیش از اسلام به ذهن متبادر می شود. از دیگرسو به نظر می رسد در انتساب رستم به ضحّاک و زایش اهریمن گونه اش از پهلو، موبدان نقش بسیار پر رنگی داشته اند.
۴.

جلوه های درد سترونی در مجموعه داستان به کی سلام کنم؟(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: بیفرزندی سترونی نقد روان کاوانه سایق مرگ و زندگی اسطوره مار سیمین دانشور

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 201 تعداد دانلود : 556
یکی از مهم ترین جنبه های بررسی و تحلیل متون ادبی توجه به انعکاس اندیشه ها، آرزوها، اندوه ها و حسرت های نویسنده درقالب سازوکارهای دفاعی است. در بررسی بازتاب ناخودآگاه نویسنده در آثارش معمولاً از روش های نقد روان کاوانه یا روان شناختی استفاده می شود و منتقد می کوشد با استفاده از قاعده های روان کاوی یا روان شناختی، تأثیر دغدغه های ذهنی مؤلف را در بخش های پنهان اثر آشکار کند یا گره های متن را بگشاید. در این مقاله، نگارندگان کوشیده اند بازتاب یکی از مهم ترین اضطراب های روانی سیمین دانشور، یعنی «درد سترونی»، را در مجموعه داستان کوتاه به کی سلام کنم؟ بررسی کنند، دردی که البته به شیوه جلال آل احمد در اثری مستقل منعکس نشده است، اما در جای جای داستان های دانشور به گونه های مختلف ظهور کرده و مجموعه به کی سلام کنم را به روایتی زنانه از سنگی بر گوری جلال بدل کرده است. موضوع اغلب داستان های این مجموعه درد سترونی است که با استفاده از بن مایه هایی چون فرزند، فرزندخوانده و نوه درقالب بن مایه های آزاد یا وابسته اثر به نمایش گذاشته می شود. دانشور در گسترش ناخودآگاه مسیله ناباروری از نمادهایی مانند پیرزنان نیز استفاده می کند. واکنش های شخصیت های داستان دربرابر سترونی را می توان ذیل سازوکار های دفاعی همچون فرافکنی، والایش و برون افکنی قرار داد. البته، در جریان بحث، به مناسبت، موضوع از جنبه های دیگری چون نقد اسطوره ای نیز بررسی خواهد شد.
۵.

بررسی اسطوره ضحاک بر اساس ساختار تقابل های دوگانه کلود لوی استروس(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: اسطوره شاهنامه ضحّاک لوی استروس تقابل های دوگانه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : 422 تعداد دانلود : 593
کلود لوی استروس برای منطق اسطوره قائل به ساختاری دوقطبی -تقابلی است. به عقیده او ساختار ذهن انسان برای درک پدیده ها هر پیوستاری را در قطب های متقابل دوگانه ای قرار می دهد و این کنشِ ذهنیِ فراگیر در نهایت منجر به تقابل های دوگانه ای چون شب/ روز، سیاه/ سفید، خام/ پخته و مفاهیمی از این دست می شود. او معتقد است در یک مطالعه ساختارگرایانه نمی توان از زنجیره تشکیک مراتب اجزا غافل بود. بنابراین باید هر تقابل کلی در اسطوره قابل تقسیم به تقابل هایی جزئی تر باشد. البته این تجزیه پذیری پیوسته، بدان معنا نیست که تجزیه پذیری اسطوره ای به معنی قطع ارتباط جزء و کل است؛ بلکه کنش و معنای هر تقابل خُرد همواره در راستای تقابل کلان تر قرار دارد. در این جستار با بررسی اسطوره ضحاک از منظر تقابل های دوگانه روشن شد که تقابل هایی چون تقابل ایرانیان و انیرانیان، شیر و خون، کاوه و ضحاک، جامعه اشتراکی و حکومت متمرکز، شهرناز، ارنواز و تقابل های آتیِ شاهنامه و ... همه در خدمت تقابل های کلّی تر و در جهت تقویت سویه های متقابل بنیادین اسطوره است. به عبارتی دیگر، اسطوره در بطن خود تقابل های کلانی دارد که هریک قابل تجزیه به تقابل هایی خردترند.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان