ناهید قمریان

ناهید قمریان

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۵ مورد از کل ۵ مورد.
۱.

جایگاه توسعه قومی در برنامه های توسعه پس از انقلاب اسلامی ایران

تعداد بازدید : ۷۲ تعداد دانلود : ۵۳
  امروزه مبحث قومیت و نقش آنها در پیشرفت جوامع یکی از مسائل اساسی در تمامی کشورهای جهان به ویژه در جوامع چند قومیتی است. کشور ما نیز که از جوامع چند قومیتی به شمار می رود و در راستای حقوق و توسعه قومیت ها دارای مسائل و چالش های متفاوتی بوده، نیازمند است در سیاست گذاری ها و برنامه ریزی های توسعه به موضوع قومیت ها توجه بیشتر و کاربردی تر شود. در این پژوهش درصدد بررسی جایگاه توسعه قومی در برنامه های توسعه، پس از انقلاب اسلامی هستیم و به این پرسش پاسخ داده خواهد شد که «جایگاه الگوی توسعه قومی در برنامه های توسعه پس از انقلاب اسلامی چگونه بوده است؟»؛  با بررسی اسناد و برنامه های توسعه به این نتیجه خواهیم رسید که توسعه قومی حلقه مفقوده روند توسعه متوازن کشور بوده  و به عبارتی توسعه قومی از دغدغه ها و مسائل اصلی سیاستگذاران توسعه کشور نبوده و به ندرت در برنامه های توسعه نامی از اقوام آمده است. پرداختن به مسئله توسعه اقوام را به سختی می توان در چهارچوب نگاه به مسائل مناطق حاشیه ای، فقرا و نیازمندان دید.
۲.

مطالعه تطبیقی جایگاه حکمران در اندیشه شهاب الدین سهروردی و امام خمینی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: امام خمینی شهاب الدین سهروردی عرفان سیاست حکیم متأله ولی فقیه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰ تعداد دانلود : ۹۴
این مقاله بر اساس مبانی فلسفی و عرفانی (هستی شناسی، معرفت شناسی و انسان شناسی) شیخ اشراق (شهاب الدین سهروردی) و امام خمینی، در نگاه به مسئله رهبری در جامعه اسلامی نگاشته شده است. سهروردی با تلفیق نظریات عرفانی و فلسفی، اندیشه های حکمت خسروانی، نظریات ولایت در اندیشه شیعی و مفهوم انسان کامل، تلاش می کند مناسب ترین گزینه برای رهبری جامعه اسلامی را صورت بندی کند. امام خمینی نیز با تلفیق نظریات فقهی، فلسفی و عرفانی، اندیشه های کلامی در قالب بحث نبوت و امامت و مفهوم انسان کامل، مسئله رهبری جامعه در عصر غیبت را جستجو می کند. براین اساس، سؤال اصلی این نوشتار عبارت است از: تلاقی عرفان و سیاست چه تأثیری بر نگاه امام خمینی و سهروردی بر مفهوم حکمران جامعه اسلامی داشته است؟ دراین راستا، فرضیه چنین است که از تلاقی دو مفهوم «انسان کامل» و «قدرت» که به ترتیب دو مفهوم عرفانی و سیاسی می باشند مفاهیم «حکیم متأله» و «ولی فقیه» در اندیشه سهروردی و امام خمینی حاصل شده است. این مقاله با روش تطبیقی- توصیفی اشتراکات و افتراقات رویکرد این دو اندیشمند را مورد واکاوی قرار داده است. یافته های تحقیق نشان می دهد که مفهوم حکمران جامعه اسلامی محل تلاقی دیدگاه های عرفانی و سیاسی دو اندیشمند است.
۳.

واکاوی مفهوم سنت از دید متفکران ایرانی: بررسی اندیشه های داریوش شایگان و سیدحسین نصر(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: سنت سید حسین نصر داریوش شایگان عادت واره مدرنیته

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۷۴ تعداد دانلود : ۴۱۶
در این نوشتار درصدد بررسی تطبیقی مفهوم سنت در اندیشه متفکران ایرانی با تکیه بر اندیشه های داریوش شایگان و سید حسین نصر براساس نظریه کنش بوردیو خواهیم بود. براساس این استدلال اندیشه ها براساس عادت واره شکل می گیرد و تغییر و تحول در عادت واره، تحولات فکری را در پی دارد. براساس این نظریه سنت را به مثابه یک عادت واره به کار می بریم که برساخته و برسازنده است. ازاین رو تفاوت دیدگاه های این دو اندیشمند هم عصر در مورد سنت و نیز تحولات فکری شایگان را بر این اساس توضیح خواهیم داد و درصدد پاسخ به این پرسش خواهیم بود که منطق شکل گیری مفهوم سنت در اندیشه های این دو متفکر و نیز شباهت ها و تفاوت های این مفهوم چگونه بوده است؟ بنابراین به تفکیک دیدگاه های آنان در دو حوزه سنت، مدرنیته و انسان شناسی خواهیم پرداخت.
۴.

برساختگی فرهنگ و هویت ملی در عصر جهانی شدن

کلید واژه ها: هویت ملی جهانی شدن جامعه شبکه ای فرهنگ

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۸۱ تعداد دانلود : ۳۳۷
هویت ملی یکی از عالیترین سطوح هویتی برای هر فردی است که به لحاظ سلسله مراتبی برتر از سایر سطوح هویتی (هویت فردی و هویت اجتماعی) قرار گرفته وعواملی مانند تاریخ، فرهنگ، فضا، زمان، دین ...  در ساخته شدن آن نقش دارند. از میان منابع تشکیل دهنده هویت ملی، فرهنگ از مهمترین عوامل آن است به طوری که هنگامی فرد در مقابل سوال از چیستی هویت ملی خود قرار بگیرد، خود را متعلق به کشوری میداند که به آن تعلق فرهنگی دارد. اما در عصر جهانی شدن و با فشردگی فضا و زمان، شکلگیری فرهنگهای مجازی، توسعه و گسترش رسانه ها و ابزارهای اطلاعاتی بحث فرهنگ و هویت ملی وارد فاز جدیدی شده است. برخلاف گذشته، امروزه رسانهها و شبکههای اطلاعاتی و ارتباطی یکی از منابع اصلی شکلدهنده به فرهنگ و به تبع آن هویت ملی افراد شده اند. دیگر اهمیت فضا و زمان کمرنگ شده و به دنبال آن افراد تجربه های جدیدی از چندگانگی فرهنگی و هویتی را تجربه می کنند. در این نوشتار ما بر اساس مفهوم جامعه شبکهای مانوئل کاستلز و نیز مفهوم هویت چهل تکه داریوش شایگان بر این مفروض استدلال خواهیم نمود که: فرهنگ و هویت ملی در عصر کنونی یک برساخته فرهنگی اجتماعی است. اکنون هویت ملی  به مانند گذشته برترین شکل هویت فرد نیست و تنها یکی از منابع هویتی فرد در کنار دیگر منابع هویتی است که از فضای جهانی شده و جوامع اطلاعاتی کنونی تغذیه می کنند. در راستای مفرض خود بر اساس مفهوم "جامعه شبکه ای" مانوئل کاستلز و "هویت چهل تکه" داریوش شایگان بر این ایده استدلال خواهیم کرد که در جوامع شبکه ای شده کنونی با توجه به دسترسی آسان و آگاهی همگان از فرهنگ های مختلف، هویت افراد چهل تکه شده و دیگر هویت های یکدست و منسجم نداریم. هر اندازه که هویت و فرهنگ افراد متکثرتر شود، هویت ملی نیز به معنای متعارف آن دچار چالش شده و دیگر سخن از هویت ملی اصیل امری تاریخی است.
۵.

بررسی و تبیین جایگاه دولت در عرصه فرهنگی جامعه از نگاه اسلام و لیبرالیسم(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: فرهنگ دولت اسلامی دولت لیبرالی دخالت حداکثری و حداقلی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی اندیشه سیاسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی اندیشه سیاسی اندیشه سیاسی در اسلام
  3. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی اندیشه سیاسی اندیشه سیاسی در غرب
  4. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی اصول روابط بین الملل مفاهیم پایه ای روابط بین الملل دولت – ملت
تعداد بازدید : ۲۰۸۲ تعداد دانلود : ۱۹۳۵
اگر چه فرهنگ خود جهت دهنده به بسیاری از جنبه ها و حوزه های جامعه و زندگی افراد می باشد، اما در یک گستره وسیع تر، این دولت است که می تواند نقش مهمی در تعیین جایگاه فرهنگ داشته باشد. به عبارت بهتر، فرهنگ می تواند تحت نظارت و تعین پذیری و جهت گیری از سوی دولت و حاکمان قرار گیرد. این مقاله، جایگاه دولت در رابطه با فرهنگ را در دو دیدگاه متفاوت یعنی دولت اسلامی و دولت لیبرالی مورد واکاوی قرار داده و به این پرسش پاسخ می دهیم که: \""از دیدگاه اسلامی و لیبرالیستی دولت از چه جایگاهی در عرصه فرهنگ برخوردار است؟\"". فرضیه مورد نظر این است که \""با توجه به تعریف حداقلی از دولت در قرائت لیبرالیستی، دولت نقشی صرفاً مدیریتی و بعضاً نظاره گر را در عرصه فرهنگ برعهده دارد، اما با توجه به تعریف حداکثری از دولت در دیدگاه اسلامی، دولت علاوه بر نقش مدیریتی، نقش فرهنگ سازی، هدایت و کنترل جوانب مختلف فرهنگی جامعه را نیز بر عهده دارد\"". و با توجه به تعدد مؤلفه های فرهنگی که دولت می تواند به دخالت و نقش آفرینی در آن بپردازد، نوشته حاضر برای جلوگیری از طولانی شدن و همچنین حفظ انسجام آن به چهار حوزه و مؤلفه تعلیم و تربیت، دین، هنر و رسانه ها در دو دولت اسلامی و لیبرالی خواهد پرداخت

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان