عباس فرهادی

عباس فرهادی

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۳ مورد از کل ۳ مورد.
۱.

مؤلفه های اعتماد سیاسی در جمهوری اسلامی ایران

تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۱۷
پژوهش پیش رو به بررسی اعتماد سیاسی و مؤلفه های آن در جمهوری اسلامی در طول دهه اول انقلاب (1368-1357) پرداخته است. در این پژوهش، اعتماد سیاسی با توجه به مؤلفه های مشارکت مردم در انتخابات دهه اول انقلاب، نوع نگرش و پایگاه اجتماعی نخبگان سیاسی دهه اول، وضعیت اقتصادی و نحوه تعامل دولت و مردم به لحاظ اقتصادی و برآیند اعتمادی این حوزه و همچنین نوع و میزان مشارکت مردم سنجیده شد. بر اساس روش های «توصیفی – تحلیلی» و همچنین تحلیل ثانویه اطلاعات دهه اول کشور، یافته های پژوهش بیانگر آن است که بر اساس میزان بالای مشارکت مردم در انتخابات مختلف و نوع داوطلبانه بودن مشارکت آن ها، همچنین تلاش دولت در جهت تحقق عدالت اجتماعی در حوزه اقتصاد، وجود نخبگان و شخصیت های سیاسی و مذهبی از طبقات پائین و مورد اعتماد مردم مانند امام خمینی (ره) و دیگران، جنگ تحمیلی و شرایط برخاسته از جنگ، تحمل شرایط نامطلوب اقتصادی و تداوم حمایت های مردم از نظام و نخبگان و...، در دهه اول اعتماد سیاسی بالای مردم به نظام جمهوری اسلامی مشاهده می شود.
۲.

بررسی عوامل موثر بر روند جامعه پذیری سیاسی دانشجویان در ج.ا.ا 1

تعداد بازدید : ۴۱۹ تعداد دانلود : ۱۶۸
این مقاله به بررسی عوامل موثر بر روند جامعه پذیری سیاسی دانشجویان پرداخته است که طی آن تأثیر تشکل های سیاسی درون دانشگاهی و برون دانشگاهی (همچون احزاب و شخصیت های سیاسی) و همچنین سیاست های وزارت علوم، تحقیقات و فناوری بر این روند مورد مطالعه قرار گرفته است. اطلاعات پژوهش نیز با روش پیمایشی، از نمونه ای با حجم 1210 نفر از میان دانشگاه های دولتی سراسر کشور با روش نمونه گیری طبقه ای انتخاب و جمع آوری شده و تحلیل در سال 1392 انجام شده است. spss آن ها نیز با نرم افزار نتایج مربوط به بررسی این فرضیات نشان م یدهد که تشکل های سیاسی درو ن دانشگاهی تأثیری مثبت بر روند جامعه پذیری سیاسی دانشجویان داشته است و تشکل های سیاسی برون دانشگاهی همچون احزاب و شخصیت های سیاسی نتوانسته اند تأثیرگذاری عمده ای بر این روند داشته باشند. همچنین سیاست ها و برنامه های وزارت علوم نیز نتوانسته اند روندی غالب در جامعه پذیری سیاسی دانشجویان داشته باشند
۳.

بررسی و تبیین جایگاه دولت در عرصه فرهنگی جامعه از نگاه اسلام و لیبرالیسم

کلید واژه ها: فرهنگ دولت اسلامی دولت لیبرالی دخالت حداکثری و حداقلی

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی اندیشه سیاسی
  2. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی اندیشه سیاسی اندیشه سیاسی در اسلام
  3. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی اندیشه سیاسی اندیشه سیاسی در غرب
  4. حوزه‌های تخصصی علوم سیاسی اصول روابط بین الملل مفاهیم پایه ای روابط بین الملل دولت – ملت
تعداد بازدید : ۸۶۰ تعداد دانلود : ۵۹۱
اگر چه فرهنگ خود جهت دهنده به بسیاری از جنبه ها و حوزه های جامعه و زندگی افراد می باشد، اما در یک گستره وسیع تر، این دولت است که می تواند نقش مهمی در تعیین جایگاه فرهنگ داشته باشد. به عبارت بهتر، فرهنگ می تواند تحت نظارت و تعین پذیری و جهت گیری از سوی دولت و حاکمان قرار گیرد. این مقاله، جایگاه دولت در رابطه با فرهنگ را در دو دیدگاه متفاوت یعنی دولت اسلامی و دولت لیبرالی مورد واکاوی قرار داده و به این پرسش پاسخ می دهیم که: \""از دیدگاه اسلامی و لیبرالیستی دولت از چه جایگاهی در عرصه فرهنگ برخوردار است؟\"". فرضیه مورد نظر این است که \""با توجه به تعریف حداقلی از دولت در قرائت لیبرالیستی، دولت نقشی صرفاً مدیریتی و بعضاً نظاره گر را در عرصه فرهنگ برعهده دارد، اما با توجه به تعریف حداکثری از دولت در دیدگاه اسلامی، دولت علاوه بر نقش مدیریتی، نقش فرهنگ سازی، هدایت و کنترل جوانب مختلف فرهنگی جامعه را نیز بر عهده دارد\"". و با توجه به تعدد مؤلفه های فرهنگی که دولت می تواند به دخالت و نقش آفرینی در آن بپردازد، نوشته حاضر برای جلوگیری از طولانی شدن و همچنین حفظ انسجام آن به چهار حوزه و مؤلفه تعلیم و تربیت، دین، هنر و رسانه ها در دو دولت اسلامی و لیبرالی خواهد پرداخت

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان