اسماعیل نوشاد

اسماعیل نوشاد

مدرک تحصیلی: دانشجوی دکتری فلسفه دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه اصفهان

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۴ مورد از کل ۴ مورد.
۱.

خاستگاه فلسفه اسلامی در نهضت ترجمه و پیشینه ایدئولوژیک آن در زمان ساسانی

تعداد بازدید : ۱۰ تعداد دانلود : ۱۱
از آغاز جنبش های مانوی و مزدکی و تشکیل طبقه دهقانی و همچنین مهاجرت مسیحیان نسطوری به شاهنشاهی ساسانی، می توان تنش شبکه هایی ایدئولوژیک را با سیاست و اقتصاد حاکم دنبال کرد. این جریان ها پس از فراز و نشیب های بسیار، سرانجام در قرن دوم هجری به نهضت ترجمه عربی منتهی شد. ظهور اسلام منجر به از بین رفتن کاست های نفوذناپذیر جامعه ساسانی شد و همین امر کمک شایانی به توسعه علوم کرد و کتاب ها از گوشه خزانه های سلطنتی به کتابخانه ها منتقل شد. این نهضت به هیچ عنوان خنثی نبود و جریان ها و طبقات دخیل در شکل گیری آن، باعث هدایت هدفمند و سرانجام گونه خاص فلسفه و علوم اسلامی شدند. از مکاتب فکری ناهمسو با سیاست حاکم که «زنادقه» نام گرفتند، تا مکتب فلسفی منطقی بغداد و فلسفه تأویل گرای باطنیان اسماعیلی، همگی به نحوی ریشه در این تنش ایدئولوژیک طبقاتی حاکمیتی داشته اند. در نهایت، این فارابی بود که همه این جریان ها را در ساختاری واحد با عنوان فلسفه اسلامی، عرضه کرد.
۲.

نیچه و مسئله جدایی نفس و بدن در فلسفه دکارت

تعداد بازدید : ۵ تعداد دانلود : ۶
در فلسفه دکارت نفس و بدن به گونه ای پیچیده، هم به صورتی متمایز از هم جدا هستند و هم دارای اتحادی ریشه ای هستند. فیلسوفان معاصر و خلف دکارت به راه های مختلفی برای رفع این تناقض متوسل شده اند. شاید بتوان این مسئله را مهم ترین مسئله مدرن دانست، که در تمام شئون مدرنیسم خود را نشان داده است. پاسخ نیچه به این مسئله متفاوت است. طبق نگرش نیچه این تناقض نمایشی است که دکارت به گونه ای مقدر آن را ارائه می دهد. دکارت مجبور به ارائه این تناقض است، چرا که بدن به گونه ای متناقض به مثابه «چیز گم شده» و در عین حال هدفِ میل برای پیدا کردن آن، عمل می کند. در ادامه سعی کرده ایم تا این نگرش را به سمت یک انتقاد بنیادی از «ایده آلیسم» به صورتی بنیادی سوق دهیم.
۳.

بررسی چگونگی ارتباط نقدهای سه گانه کانت

کلید واژه ها: نفسخدااختیارجهانامر والااستعلانقدهای سه گانه

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۳ تعداد دانلود : ۲۱۲
در نقد عقل محض، سه ایده نفس، خدا و جهان به صورت تنظیمی عمل می کنند. این ایده ها در نقشی وحدت بخش به عالم پدیداریِ حاصل اطلاق شهودهای پیشینی مکان و زمان و مقولات فاهمه بر کثرات حسی به دست آمده اند و عمل می کنند. طبق تفسیری که ما در این مقاله ارائه کرده ایم، کانت در نقد عقل عملی به کمک اختیار استعلایی سوژه را به صورتی تقویمی و غیر نظری برمی نهد. بنابراین اختیار در انجام فعل اخلاقی به صورت یک ایده استعلایی اساسی برای تقویم سوژه ظاهر می شود. ایده های خدا و جهان به صورتی «تأملی» و ذهنی، از طریق نقد قوه حکم، فراهم می شوند. به این ترتیب پیوندی استعلایی بین سه نقد کانت شکل می گیرد و نقد دوم و سوم نقشی تقویمی برای قوام ایده های عقل محض را بازی می کنند. با این حال، چالشی مسئله ساز در نقد سوم با عنوان «امر والا» طرح می شود که در کلیت نظام کانتی به سادگی نمی نشیند. کانت امر والا را حالت نمادینه ایده های عقل می داند؛ اما این تجربه فوق العاده قوی حسی به صورتی آشوب ناک تمامیت نظام کانتی را تهدید می کند و امکان تفسیرهایی ساختارشکنانه مانند تفاسیر دریدا و دولوز را فراهم می کند.
۴.

بررسی مسئله عینیت در پدیدارشناسی هگلی

تعداد بازدید : ۷ تعداد دانلود : ۷
پدیدار شناسی جان، از منظر هگل سیر تطور آگاهی از امر جزئی تا صورت معقول است. سعی هگل بر آن است تا از معضل شناخت شناسی سنتی - جدا افتادگی اساسی آگاهی و جهان واقع - گذر کرده و به صورت بندی جدیدی برسد. راه درک نحوه این گذار، چگونگی رفع (Aufheben) امر جزئی در دل مفهوم (Begriff) است. امر واقع به صورتی منفی در دل مفهوم جای می گیرد و همین منفیت بنیاد واقع بودگی در دل آگاهی است. سعی ما در این مقاله بیان منظور هگل از منفیت واقعیت در دل مفهوم با توجه به تفسیر خاصی است که جورجو آگامبن از ماهیت زبان دارد. آگاهی هیچ گاه نمی تواند به صورتی مستقل از امر واقع باشد، چرا که این منفیت و مقاومت آن، همواره، آگاهی را یک آگاهی شکافیده و بنابراین «ناخشنود» می سازد. این رخداد دلیل اصلی تنش مفهوم و بنابراین حرکت دیالکتیکی آن است.

کلیدواژه‌های مرتبط

پدیدآورندگان همکار

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان