پرستو مصباحی جمشید

پرستو مصباحی جمشید

مطالب

فیلتر های جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱ تا ۷ مورد از کل ۷ مورد.
۱.

مسائل تربیت دینی در فضای مجازی و نحوه مواجهه با آن(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۲۶۳ تعداد دانلود : ۱۸۵
تربیت دینی به عنوان یکی از رویکردها به تربیت، در مواجهه با فضای مجازی به عنوان یکی از بسترهای تحقق این رهیافت با مسائلی مواجه است که هدف این پژوهش، پرداختن به آن است. دستیابی به این هدف ازطریق تبیین مبانی نظری موضوع پژوهش و تحلیل استلزامات آن صورت گرفته است. در این پژوهش به مبحث آشنایی با محکمات و متشابهات در تربیت دینی و بایسته های فضای مجازی که در دو محور «ضرورت درک خدای همه جا حاضر» و «وجود اخلاق نظارتی» می گنجند، پرداخته شده است. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی انجام شده است و یافته ها حاکی است میان عناصر تربیت دینی و ویژگی های فضای مجازی تناظری برقرار است که در برخی موارد به تحقق تربیت دینی مطلوب یاری می رساند و در مواردی نیز به عنوان مانع عمل می کند. تحلیل این تناظر علاوه بر اینکه به شناخت عوامل و موانع تربیت دینی یاری می رساند، راهکار مواجهه با مسائل تربیت دینی در فضای مجازی را نشان می دهد.
۲.

بررسی نقش علم گرایی در زوال معنویت با رویکرد انسان شناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۰۹ تعداد دانلود : ۹۹
دوره مدرنیسم یکی از دوره های جریان ساز و مهم در تاریخ بشری است؛ به ویژه از جهت وجود علم گرایی افراطی و خداباوری طبیعی. هدف این پژوهش بررسی تأثیرات علم گرایی بر سطوح معنوی حیات انسان با تأکید بر انسان شناسی دوره مدرنیسم است. لذا نخست زمینه و سازوکار علم گرایی بررسی شده است؛ سپس تأثیرات، ملاحظات و مداخلات تربیتی آن در حوزه گسترده معنویت مورد مداقه قرار گرفته است. روش پژوهش توصیفی – تحلیلی است و نتایج تحقیق حاکی از این است که در اثر حرکت های تحول ساز در دوره مدرن، معنا جویی در نظام های علمی مورد بازبینی اساسی قرار می گیرد؛ به گونه ای که فرآیند معنویت زدایی اجتناب ناپذیر می شود؛ این امر به دلیل انسان شناسی غیرتوحیدی است که در این دوره بنا می شود. در این دوره به دلیل غلبه نگرش کمّی در علم، تغییر تعریف فلسفی از علیت به تعریف علمی و اثرات زیست مکانیکی که همراه با پدیده تأخر فرهنگی بوده است، رویکرد علمی مرجعیت تام یافت و منجر به تضعیف معنویت گردید.
۳.

کارکردهای تفسیر انسان به انسان در اخلاق(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۹۳ تعداد دانلود : ۱۲۱
نسان شناسی از اهم مسائل فلسفی و بستری برای مباحث اخلاقی تلقی می گردد. در این پژوهش برای تبیین ماهیت انسان، سه تفسیر بیان شده است: «تفسیر انسان به طبیعت» که در دوره مدرنیسم جریان داشت و طبق آن انسان موجودی هم رتبه با طبیعت است؛ «تفسیر انسان به مثابه خدا» که برآمده از تحولات تکنولوژیکی دوره پست مدرنیسم است و حاکی از فرارَوی انسان از محدودیت های مادی و تحقق آرمان جاودانگی است و «تفسیر انسان به انسان» که مستخرج از اندیشه اسلامی می باشد. این پژوهش با روش توصیفی تحلیلی و با هدف تبیین جایگاه تفسیر انسان به انسان در کنار دو تفسیر دیگر و تعیین کارکرد این تفسیر در حوزه اخلاق، نگاشته شده است. یافته ها حاکی است با مبنا قرار دادن تفسیر انسان به انسان، مغالطات تفاسیر دیگر آشکار می شود و با رجوع انسان متشابه به انسان محکم، این مغالطات رفع می گردد. همچنین با این مبنا می توان لزوم اخلاقی بودن را استنباط کرد و میان فهم اخلاقی و وجوبِ عمل اخلاقی، لازمه ای برقرار کرد.
۴.

بررسی امکان تربیت دینی بر مبنای نظریه عقلانیت وحیانی با تکیه بر نظریات علامه جوادی آملی(مقاله علمی وزارت علوم)

تعداد بازدید : ۱۴۳ تعداد دانلود : ۲۴۶
بیشتر پژوهش های انجام شده در بیست سال اخیر در حوزه تعلیم و تربیت، در سنت فلسفه تحلیلی صورت گرفته و مهم ترین بحث چالش برانگیز، نفی معناداری و امکان تربیت دینی بوده است. فیلسوفان تحلیلی تربیت، مانند هرست و پیترز، بر تعلیم و تربیت آزاد تأکید می کنند و تربیت دینی را به این دلیل ناممکن می شمارند که فاقد ویژگی های قابل ارزیابی بودن، تعمیم پذیری و انتقال پذیری است. نگرش آن ها نسبت به تربیت، برگرفته از رویکردی است که نسبت به صور دانش دارند؛ بنا براین رویکرد، امر دانشی، امری است که اصول آن درون نظریه ای است و اعتبار آن منتزع از عملکرد است، نه امری بیرون از آن. ادعای آن ها در رد تربیت دینی، به جایگاه شناختی نامتعین دین، ماهیت علمی تربیت و فقدان عقلانیت در تربیت دینی بازمی گردد. در این پژوهش، نظریه عقلانیت وحیانی به عنوان مبنای نظری، عهده دار پاسخ گویی به اشکالات یادشده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که تربیت و دین به دلیل برخورداری از موضوع و غایت مشترک، سازنده ترکیب مفهومی معناداری هستند. همچنین از خلال اثبات علم دینی و ترسیم حدود و ثغور عقلانیت، تربیت دینی قابل اثبات است. عقلانیت دینی با نفی تلقی تصریحی یا قانع کننده از غایت تربیت، معیار ارزشمندی و سعادت را عقل مستند به وحی معرفی می کند، نه بنای عقلا و نه کارایی موجه؛ همچنین اتهام فقدان عقلانیت در تربیت دینی که منجر به شیوه تلقینی و نه تربیتی می شود، با پرداختن به معنای ایمانیِ تلقین، برطرف می شود. در این پژوهش، ساختمان عقلی انسان با ابتنا به دو وجه خودفرمانی و غیرخودفرمانی شناخته می شود که وجه اول با همراهی اراده و وجه دوم با اخذ اعتبار از وحی فعالیت می کند.
۵.

نگاهی اصلاحی به برنامه فلسفه برای کودکان در بستر حکمت متعالیه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: فلسفه برای کودکان تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تربیت در دیدگاه ملاصدرا

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی منطق، فلسفه و کلام اسلامی فلسفه اسلامی کلیات مکتب های فلسفی حکمت متعالیه
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه‌ تعلیم و تربیت
  3. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات شخصیت ها[زندگینامه ها؛ اندیشه ها و...]
  4. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت نظری تعلیم و تربیت و کودک، نوجوان و جوان
تعداد بازدید : ۹۴۸ تعداد دانلود : ۷۲۷
در این پژوهش پس از تبیین معنای فلسفه در تربیت به تعیین نسبت حقیقت با ساخت معنا و ارتباط آنها با نسبی گرایی پرداخته، و میزان سازگاری و ناسازگاری این برنامه با تعلیم و تربیت اسلامی در بستر فلسفه صدرایی واکاوی می شود. طبق نظریه حرکت جوهری ملاصدرا، سیالیت هویت انسان برخلاف نگرش پست مدرنی که بستر ظهور برنامه فلسفه برای کودکان است، تغییرات متزلزل معقولیت و تنوع معرفت در حیطه امور قراردادی، بدون التزام به حقیقت قلمداد نمی شود، بلکه آن جوشش و کششی ذاتی، برخاسته از معیار وزین عقل و باور ایمانی در راستای کشف و درک حقیقت است و در مسیر استکمال نفس انسان قرار دارد. هدف این مقاله تبیین، تحلیل و تصحیح برنامه فلسفه برای کودکان متناسب با بسترهای فرهنگی جامعه ایرانی با روش توصیفی تحلیلی است. به نظر می رسد بهره گیری از نظام فلسفه صدرایی در تبیین چگونگی تکوین و به-کارگیری باورهای عقلی و ایمانی در زمینه تربیت بدرستی می تواند توان دیدگاه اسلام را در زمینه ایجاد و تقویت نظام آموزشی رسمی و غیر رسمی نشان دهد.
۶.

وضعیت عقل، دین و علم در عصر پست مدرن و ملاحظات آن در تربیت معنوی با رویکرد انسانشناسانه(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: عقل و دین و علم در پست مدرنیسم معنویت در پست مدرنیسم عصر پست مدرن و دین

حوزه های تخصصی:
  1. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی اخلاق اسلامی کلیات فلسفه‌ اخلاق
  2. حوزه‌های تخصصی علوم اسلامی اخلاق و تعلیم و تربیت اسلامی تعلیم و تربیت اسلامی کلیات فلسفه‌ تعلیم و تربیت
تعداد بازدید : ۸۶۱ تعداد دانلود : ۲۱۳۷
در این پژوهش که با راهبرد کیفی به صورت کتابخانه ای و با روش توصیفی و تحلیلی انجام شده، نخست سیر تاریخی سه مفهوم عقل، دین و علم در چهار دوره قبل از قرون وسطی، دوره میانه، دوره مدرنیسم و پست مدرنیسم بررسی شده است؛ سپس تأثیرات، ملاحظات و مداخلات تربیتی این سه ابر مفهوم در حوزه گسترده معنویت مورد مداقه قرار گرفته و با تأکید بر انسانشناسی پست مدرنی به وضعیت تربیت معنوی در عصر حاضر پرداخته شده است. نتایج تحقیق حاکی است رویارویی انسان پست مدرن با مقوله معنویت فارغ از اتصال و اتکای معرفتی و وجودی به این مفاهیم است؛ زیرا انسانشناسی پست مدرنی ماهیتی را برای انسان درنظر می گیرد که طبق آن غایت و روش معنویت نیز همچون ذات انسانی ماهیت سیال دارد و تناقض پذیر است.
۷.

تمایز نفس و بدن و تبعات آن در مکاتبات میان دکارت و الیزابت(مقاله علمی وزارت علوم)

کلید واژه ها: حرکت جوهر امتداد تمایز نفس و بدن وابستگی علی وابستگی مابعدالطبیعی

حوزه های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۰۷۲ تعداد دانلود : ۵۱۱
در قرن هفدهم در کنار ظهور متفکران دوران سازی که تأثیر مهمی در جهت دهی به جریان تفکر در عصر خود و اعصار بعدی داشتند، امکان رشد فکری زنان بزرگی نیز فراهم شد که به لحاظ استعداد و توانایی عقلانی، از زنان هم دوره جامعه خود به مراتب برتر بودند. این امکان در شرایطی به وجود آمد که زن در آن روزگار به هیچ وجه جایگاه قابل توجهی نداشت اما کسانی مثل شاهزاده الیزابت، ملکه بوهمیا، توانستند با استفاده از اعتبار خانوادگی و استعداد فردی به مباحثه با بزرگترین و نامی ترین متفکر و فیلسوف زمان خود، رنه دکارت بپردازند. الیزابت در مواجهه با یکی از مهمترین مسایل فلسفی مطرح برای دکارت یعنی مسأله تمایز میان نفس و بدن، به کندوکاو فلسفی پرداخت و ماحصل تلاش فکری خویش را در این باره در قالب نامه هایی برای دکارت فرستاد و پرسش هایی از او پرسید. در مکاتبات میان الیزابت و دکارت آنچه بیش از هر چیزی توجه خواننده را به خود جلب می کند، تقابل سنت ارسطویی/ دکارتی است این تقابل را در خصوص تعریف حرکت، جوهر، نفس و حیات می توان به خوبی مشاهده کرد. ما وقتی به اهمیت مکاتبات الیزابت و دکارت به درستی پی می بریم که بدانیم جوهره پرسش های الیزابت از دکارت، یعنی نحوه تعامل نفس و بدن، همان چیزی است که توجه فیلسوفان مطرح و بزرگ بعد از دکارت را مانند لایب نیتس، مالبرانش، اسپینوزا، بارکلی و هیوم به خود جلب کرد و سبب شد هر کدام از آنان به نوعی برای یافتن راه حل این معضل بزرگ در نظام دکارتی، نظام های فلسفی تازه ای را پی بیفکنند.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان