چکیده

یکی از مهم ترین روش های قرآن در بیان عقاید و معارف الهی، روش قصه گویی است. این روش می تواند توجه همگان را به خود جلب کرده و آن ها را مجذوب مفاهیم خود کند. قصه های قرآن فقط داستان و سرگرمی نیستند، بلکه معارفی انسان ساز و عبرت آموز در قالب قصه هستند که ما را به سوی هدایت راهنمایی می کنند و صد البته زیبا و جذاب هستند؛ چرا که در آن ها همه نوع داستانی اعم از خانوادگی، مبارزه و پیروزی، عاطفی و . . . وجود دارند. داستان حضرت یوسف هم یکی از داستان های زیبا و جذاب قرآن است که بین قرآن و تورات مشترک است. البته بین نوع داستان گویی و شخصیت های این داستان در قرآن و تورات اختلاف فراوان است و نوع نگاه قرآن به این داستان نشان از حقانیت این کتاب آسمانی دارد؛ زیرا بدون هیچ گونه صحنه ی زشت یا تهمت به پیامبران و بد گفتن از آنان، داستان را بیان می کند. در این مقاله با بررسی تطبیقی میان قرآن وتورات در این قصه و با استفاده از کتب تفاسیر و... به مشابهت و تفاوت های دو کتاب در نقل ماجرا دست یافتیم که هر کدام در نوع خود پرده از حقایق بزرگی درباره قرآن برمی دارد که تأمل در آن بر حقیقت ایمان به قرآن تأثیر بسزا دارد.