چکیده

پس از جنگ جهانی دوم، بشر با دو دوره متفاوت روبرو بوده است که ویژگی های خاص خود را دارد؛ دوران جنگ سرد و عصر کنونی که از آن با عناوین مختلف ازجمله عصر جهانی شدن یا جهانی سازی یاد می شود. در این مطالعه که با هدف شناخت پیش فرض های هر دو دوره و به روش توصیفی- تحلیلی و مقایسه ای و با بهره گیری از برخی منابع مرتبط انجام شده، دو سؤال مورد بررسی قرار گرفته؛ فضای ارتباطی در دو مقطع مورد نظر چه مفروضاتی دارد و نقش رسانه ها در دیپلماسی و دستیابی کشورها به اهداف جهانی چه بوده است؟ برخی از مهمترین یافته های این مطالعه عبارتند از: «مشخصه اصلی آن دوران، ایدئولوژیک بودن فضای رقابت است و دولت ها به زبان سمبلیک با یکدیگر همکاری، رقابت یا ستیز داشتند، این همکاری یا ستیز موجب اتحادها و ائتلاف های بین المللی در هر دو بلوک شرق و غرب شد. اما در عصر کنونی، سمبل های گذشته، مانند یکپارچگی، کارکرد خود را از دست داد و جهان با جهش عظیمی در عرصه های مختلف، ازجمله ارتباطات روبرو شده است. کارکرد و نقش بسیاری از سازمان ها و نهادها همچون رسانه ها، دگرگون شد و معنایی جدید یافت و شاهد تحقق نظریه دهکده جهانی مک لوهان شدیم. آنچه در عرصه ارتباطات و جریان رسانه ای رخ داد، حتی نظام دیپلماسی را نیز دگرگون کرد».