آرشیو

آرشیو شماره ها:
۲۷

چکیده

سرزمین مغرب اسلامی و اندلس از سرزمین های قدیمی و سنتی جهان اسلام و جزء لاینفک تاریخی آن محسوب است. شمال آفریقا سرزمینی وسیع و بسیار حادثه خیز بود؛ چرا که به خاطر وسعت و بافت جغرافیایی و همچنین دوری نسبی از حوزه مرکزی و شرق اسلامی، مکرر پذیرای جریان های متعدد موافقان و مخالفان سیاسی و مذهبی وضع موجود بود. خوارج، اسماعیلیان و علویان با همراه کردن ساکنان بومی بربر و قبایل آن سامان، تأثیرات و تحولات فراوانی را در آن دیار موجب شدند و اولین حکومت های بزرگ و مستقل از خلافت عباسی را بنیاد نهادند که در جهان اسلام بی سابقه بود. اما علی رغم این همه تغییر و تحولات بزرگ و کوچک، تاریخ و احوال این منطقه، در نوشته های مورخان مرکز و مشرق اسلامی بازتاب چندانی نیافت که آن خود ناشی از دلایل متعدد بود. در میان مورخان مرکزنشین، شاید تنها ابن اثیر، برخلاف دیگران، با حساسیت زیادی درصدد بیان و رصد تاریخ مغرب و اندلس برآمده است که ضمن بیان اخبار مهم و تفصیلی از آن منطقه، از مورخان قبلی به خصوص طبری، به خاطر این بی توجهی انتقاد کرده است.اما ابن اثیر علی رغم بیان تاریخ مغرب و اندلس از ایام فتوحات تا عصر خود، از ذکر منابع خود تا حد زیادی خودداری ورزیده است. این نوشته درصدد است تا تعدادی از این منابع(ناشناس) مغرب و اندلس را که منبع و مرجع ابن اثیر بوده اند، از راه مقایسه و مقابله بشناساند و معرفی نماید.