چکیده

قاعدة الواحد، یکی از قدیم ترین و پرحاشیه ترین قواعد فلسفی است که همواره با مخالفت ها و موافقت های فراوان به خصوص توسط متکلمان روبرو بوده است. بسته به تفاوتِ تعریف ها از مبادی تصوری این قاعده، مصداق و مجرای این قاعده نیز تغییر کرده و از وحدتِ صادرِ اول تا تعدّدِ قوای نفس، کاربرد پیدا نموده است. مخالفان، اغلب این قاعده را ناقضِ فاعلیت و قدرت و ارادة مطلق خداوند شمرده اند. در این میان، در برخی از آثار سهروردی و صدرالمتألهین -که از مدافعان این قاعده اند- نیز عباراتی وجود دارد که لازمه ای جز نفی یا ترقیقِ بسیارِ این قاعده دربرنخواهد داشت. باید گفت برخی از حکما، از این قاعده، چونان «اصل ِاصیل» و «حصنِ حصین» دفاع کرده اند، اما با بازاندیشی در برخی مبادی این قاعده، می توان ادلّة آن را موردِ نقد و بازنگری قرار داد تا معلوم گردد که برای دفاع از این نظریه، می بایست از دلایلِ دیگری بهره جست.

تبلیغات

آرشیو

آرشیو شماره ها:
۱۴