مطالب مرتبط با کلیدواژه

قصیده المواکب


۱.

تحلیل نقشی بند گردان های قصیده «المواکب» جبران بر اساس فرانقش بینافردی در رویکرد دستور نقش گرای نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دستور نقش گرا فرانقش بینافردی جبران خلیل جبران قصیده المواکب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۷۷ تعداد دانلود : ۱۸۸
دستور نقش گرای نظام مند هلیدی زبان را در بافت متن و در سه حوزه فرانقش اندیشگانی، بینافردی و متنی بررسی کرده و کارکرد آن را در تحول فرایندهای شناختی توضیح می دهد. از آنجا که ساختارهای زبانی نظیر قواعد دستوری، نوع واژگان و ترکیب آن ها در تکوین و توسعه فرایندهای شناختی انسان و فهم و تحلیل متون مؤثر هستند، بررسی قصیده «المواکب» به عنوان اثری فلسفی و مطول با موضوعاتی چون تأمل در طبیعت، خیر، شر، زندگی و مرگ بر اساس رویکردهای تحلیلی زبان شناختی، ابعاد تازه ای از جنبه های فنی و متنی این اثر را آشکار می سازد. در این پژوهش، تحلیل بندگردان ها در ترجیع بندهای قصیده «المواکب» با روش توصیفی-تحلیلی و بر اساس فرانقش بینافردی انجام شده است تا با تبیین پیوستگی معنایی، ابعادی از ویژگی های زبان شناختی و درکی از محتوای قصیده، دلالت ها و پیام های آن به دست آید. یافته ها نشان دهنده این هستند که شاعر از انواع بیان خبری، تأکیدی، امری، آرزومندانه و قطبیت مثبت برای توصیف تجارب مادی و مفهومی استفاده کرده و با تکرار بیان خبری و تأکیدی، با مخاطب تعامل برقرار نموده و او را با اندیشه خود همراه می کند و از طریق استفاده از صیغه امر، او را به نواختن «نی» که نمادی از جاودانگی و آرامش است، فرا می خواند.
۲.

دراسة الاستعارة المفهومية في قصيدة المواكب لجبران خليل جبران علي ضوء آراء لايكوف وجونسون(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: لایکوف وجونسون الاستعاره المفهومیه جبران خلیل جبران قصیده المواکب

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۲
الاستعاره، وفق الأبحاث اللغویه الکلاسیکیه، تعنی تعبیرا لغویا قائما علی المجاز، یتم فیه استعمال اللفظ فی غیر ما وضع له مع علاقه مشابهه، تربط بین اللفظ المطوی ذکرُه واللفظ الملفوظ. وهناک ضرب آخر من جنس الاستعاره، ظهر حدیثا، یتبناه کلّ من العالمینِ اللغویینِ، لایکوف وجونسون. وحسب رؤیه هذین المنظرین، فإنها تَصوّر لمفهوم ما عبر مفهوم من میدان آخر، کأن نُدرک مفهوما معنویا عن طریق مفهوم حسی. وتنقسم الاستعاره الأخیره إلی ثلاثه أصناف: الاستعاره البنیویه، والفضائیه (الفیزیئیه أو الاتجاهیه)، والأنطولوجیه (الوجودیه). تهدف هذه الدراسه، عبر المنهج الوصفی التحلیلی، وبالاعتماد علی آراء جونسون ولایکوف، إلى دراسه أنواع الاستعاره المفهومیه فی قصیده المواکب للشاعر اللبنانی، جبران خلیل جبران. وتوصلت إلی أن الشاعر وظف الاستعاره المفهومیه بأنواعها الثلاثه: البنیویه، والأنطولوجیه، والفضائیه. فأما الاستعاره البنیویه، فبرهنت علی أن جبران ینظر إلی الحیاه علی أنها زائله وعابره، وعلی إثر هذا یدعو الناس إلی الانتفاع باللحظات الراهنه، کما یؤمن بأن البساطه فی الحیاه ألیق بها من التعقید. فالإنسان فی هذه الحیاه مسلوب الإراده، تقهره الظروف. وأما الاستعاره الفضائیه، فتظهر أن الحبّ، حسب وجهه نظر جبران، لیس له موضع غیر الروح، وأنّ ما یتعلق بالجسد، ویعتبرونه حبا، فما هو إلا نزوه. کما أنّ الاستعاره الأنطولوجیه تکشف أن الشاعر یعتبر أن الأشیاء الهادئه لیست معدومه العزم، وإنما یبرز هذا الجانب منها فی الوقت المناسب.