مطالب مرتبط با کلیدواژه
۲۱.
۲۲.
۲۳.
۲۴.
۲۵.
۲۶.
۲۷.
رمان فارسی
حوزههای تخصصی:
مطالعه آثار ادبی منطبق با نظریه های ادبی از کاربردی ترین شیوه های نقد نو است که برای مخاطبان، منجر به تولید معنا می شود. در بستر این مطالعات، آثار ادبی به ابزاری برای انعکاس اوضاع و احوال جامعه تبدیل می شوند و از این طریق به افزایش سطح آگاهی و شناخت اجتماعی مخاطبان خود یاری می رسانند. نظریه زیبایی شناسی دریافت از نظریه های روایت شناسی مطرح است. این نظریه، کنش متن را موجد افق انتظار ادبی در خواننده می داند که نتیجه تولید اثر است. در این رابطه افق های اجتماعی، مخاطب را به سوی اثر جلب می کند. درواقع الگوهای جمعی موجود در ذهن مخاطب، چارچوب فکری اوست که تحت تأثیر شرایط مسلّط بر جامعه است و در کنار افق هنری اثر، در تداوم خوانش آن اثر، عاملی تعیین کننده محسوب می شود. پژوهش حاضر با مطالعه کیفی و با روش تحلیل مضمون به بررسی افق انتظارات و انطباق آن با مؤلفه های جمعی، در دو رمان دالان بهشت و پاییز فصل آخر سال است، می پردازد. یافته های این پژوهش نشان می دهد که رمان دالان بهشت با نوع نگاه سنتی به جنس زن، بیشتر به مسائلی می پردازد که در آن صدای مردان، صدای برتر است، درحالی که در رمان پاییز فصل آخر سال است، مسائل متنوع تری در ارتباط با زنان جامعه این اثر مطرح می شود که با مؤلفه ها و افق انتظارات جمعی مرتبط با دیدگاه زن محوری منطبق است.
تحلیل گفتمان وندایکی هویت زنان در چهار رمان منتخب فارسی (سووشون، چراغ ها را من خاموش می کنم، سال بلوا، شوهر آهو خانم)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان شناسی و گویش های خراسان سال ۱۵ پاییز ۱۴۰۲ شماره ۳۲
119 - 91
حوزههای تخصصی:
هویت زنان و مسائل پیرامون آن ها از موضوعات مهم این روزهای جامعه جهانی است؛ اما این بخش از جامعه به علت برخی سنت ها و عادات حاکم بر جوامع و نگاه خاص به آن ها، همیشه جنس دوم تلقی شده اند. این شیوه نگرش به هویت زن در ادبیات داستانی نیز نمود پیداکرده است. تحلیل گفتمان بر این اصل تأکید دارد که نحوه خلق هر گفتمان ریشه در دیدگاه خالق آن گفتمان و شرایط اجتماعی حاکم بر دوره خلق آن گفتمان دارد. در این تحقیق اصول مربع ایدئولوژیک ون دایک، کارکرد سه گانه گفتمان و همچنین استراتژی های گفتمانی به کاررفته توسط نویسندگان بررسی شده و رمان ها در سطوح معنا، توصیف، سبک و استدلال تحلیل شده اند. این تحقیق بر روی چهار رمان مشهور فارسی انجام شده است. رمان های «سووشون» اثر سیمین دانشور، «چراغ ها را من خاموش می کنم» اثر زویا پیرزاد، «سال بلوا» اثر عباس معروفی، «شوهر آهو خانم» اثر علی محمد افغانی. این تحقیق از نوع کیفی است و به روش توصیفی-تحلیلی انجام شده است. علاوه بر آشکار کردن تفاوت بازنمایی هویت زن در آثار نویسندگان زن با نویسندگان مرد، نشان می دهیم که چگونه شرایط حاکم بر جامعه، افکار عمومی، اخلاق اجتماعی و حتی اصول تربیتی در خانواده ها می تواند بر شکل گیری هویت مستقل زن و کمرنگ شدن روابط ناعادلانه میان زن و مرد و حتی تغییر آن کمک کند. طی این مقاله استراتژی ها را در خدمت سه عامل اصلی، شامل رفتار اجتماعی، رفتار تربیتی و آگاه شدن و آگاهی بخشیدن می بینیم که هویت مستقل زن را آشکار، شکوفا و سپس به جامعه اثبات می کنند.
تحلیل چگونگی تجسم بخشی به هویت زنانه از طریق رمزگان زبانیِ داستان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
نقد ادبی سال ۱۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۶۷
39 - 99
حوزههای تخصصی:
پیچیدگی زبان به طیف گسترده ای از روش ها و رویکردهای علمی در مطالعه آن انجامیده است. یکی از این رویکردها، بررسی ارتباط زبان با متغیرِ جنسیت است. در این مقاله بر مبنای این نوع رویکرد به زبان، با روش توصیفی تحلیلی و با شیوه کتابخانه ای، چگونگی تأثیر جنسیت زنانه بر زبان رمانِ کولی کنار آتش بررسی شده است. بر همین اساس مشخص شد که در این داستان، زنانگی با چه الگوهایی در زبان و نشانه های زبانی متن به کار رفته و در نتیجه به کارگیری آن ها، هویت زن به چه صورت هایی بازنمایی شده است. در این رمان که به دنبال نمایش هویت پاره پاره زن در یک جامعه سنتی شکل گرفته، نویسنده در جهت خلق درون مایه اثر، ابتدا زنانگی را در قالب کاربرد خاص رمزگان زبانی در داستان و با الگوهایی چون به کارگیری زبان عاطفی، زبان مونولوگ محور، کاربرد خاص جملات پرسشی، رنگ واژه ها، توصیف، تنانه توصیفی، فقر واژگانی، به کارگیری زبان بدن، سکوت زبانی، زبان نصیحت آمیز، حسی بودن زبان و تردیدنماها نمایش داده و به دنبال آن، از طریق به کارگیریِ این رمزگان زبانی، موفق به خلق دوازده سوژه زبانی شده که هریک دربردارنده نقش های کلیشه ای و طرح واره های جنسیتی متعددی از زن هستند.
ژانر اتوپیا در رمان فارسی؛ ویژگی ها و زمینه های پیدایش(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
زبان و ادب فارسی سال ۷۷ پاییز و زمستان ۱۴۰۳ شماره ۲۵۰
187 - 202
حوزههای تخصصی:
اتوپیا ژانری برآمده از نقطه عطف های تاریخی است و اتوپیای ایرانی، برآیند اتفاقات خاص عصر مشروطه و بیداری است. عمده آثار اتوپیایی فارسی در فاصله سالهای 1303 تا 1332 به رشته تحریر درآمده اند و این بازه زمانی را می توان عصر اتوپیانگاری نامید. این نویسندگان رمان اتوپیایی، با نقد وضع موجود، طرحی از جامعه کمال مطلوب را میریختند تا افق دید خوانندگان را وسعت دهند و زمینه تعلیم همراه با التذاذ ادبی آنان را فراهم آورند. این پژوهش در حیطه ادبیات ژانری است و پژوهش های ژانری در ادبیات فارسی از مایه و پیشینه قابل توجهی برخوردار نیست. و در زمینه ژانر اتوپیا و شناخت و نیز چگونگی پیدایش آن، پژوهشی مستقل و منسجمی انجام نشده است. مسأله این پژوهش، چگونگی شناخت ژانر اتوپیا و زمینه پیدایش آن در رمان فارسی است و در راستای پاسخ به این پرسش، پس از تعریف ژانر اتوپیا و بیان ویژگیهای سازنده آثار اتوپیایی، به بررسی زمینه های پیدایش این ژانر در سه ساحت؛ اجتماعی _تاریخی، ادبی و شخصی پرداخته شده است و به این نتیجه رسیدیم که پیدایش این نوع ادبی، حاصل تاریخ مشروطه و بیداری، سفرنامه های خیالی و رمانهای ترجمه ای و نیز نقش اساسی صنعتی زاده کرمانی به عنوان توسعه دهنده ژانر اتوپیاست. انجام این تحقیق به روش توصیفی - تحلیلی و تطبیقی، مبتنی بر تحقیقات کتابخانه ای است.
تیپ شناسی شخصیتی سه قهرمان زن در رمان "پاییز فصل آخر سال است" بر اساس نظریه کارن هورنای(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)
منبع:
مطالعات زبان و ادبیات غنایی سال ۱۴ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۵۲
26 - 42
حوزههای تخصصی:
روانشناسی ادبیات با تحلیل روانی شخصیت های داستان به درک عمیق تری از انگیزه ها، احساسات و رفتارهای آنان کمک می کند و نشان می دهد که چگونه تجربیات روانی و درونی قهرمانان بر تصمیمات و کنش های آنان در داستان تأثیر می گذارد. این رویکرد به مخاطب امکان می دهد تا لایه های پنهان شخصیت ها را بهتر فهمیده و ارتباطی عمیق تر با اثر برقرار کند. در این پژوهش، به تیپ شناسی شخصیتی سه قهرمان زن رمان «پاییز فصل آخر سال است» نوشته نسیم مرعشی بر اساس نظریه کارن هورنای پرداخته شده است. هدف اصلی این تحقیق بررسی شخصیت های لیلا، شبانه و روجا و تطبیق آنها با سه جهت گیری شخصیتی هورنای، یعنی مهرطلبی، عزلت طلبی و برتری طلبی است. روش تحقیق توصیفی-تحلیلی است و نتایج نشان می دهد که هرکدام از این سه زن، نماینده یک تیپ شخصیتی متمایز هستند؛ شبانه در جایگاه فردی عزلت طلب، در جستجوی معنا در دنیای درونی و فردی خود است و از تعاملات گسترده اجتماعی دوری می کند. روجا با مهرطلبی اش به دنبال عشق و حمایت از سوی دیگران است و وابستگی عاطفی شدیدی دارد. لیلا برتری طلب است و می خواهد با موفقیت ها و دستاوردهایش به دیگران ثابت کند که در جایگاه برتری قرار دارد.
مسیر رنج زنان در جامعه سنتی ایران با تحلیل دو رمان سگ و زمستان بلند و طوبا و معنای شب براساس آراء پی یر بوردیو(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۴ بهار ۱۴۰۴ شماره ۱۰
1 - 18
حوزههای تخصصی:
رمان از زمان پیدایش آن تاکنون اصلی ترین گونه ادبی برای بازتاب زندگی زنان بوده است و نویسندگان زن برای انعکاس جنبه های مختلف اندیشه و زندگی خود از آن بیشترین بهره را برده اند. امروزه با عنایت به نقش اساسی زنان در رشد و پیشرفت جوامع و به تبع آن، ضرورت توجه به جایگاه و موقعیت آنان، لزوم پرداختن به دغدغه ها و مسائل زنان، آن هم از رهگذر مطالعه در رمان فارسی، بیش از پیش آشکار است. شهرنوش پارسی پور (1324) از جمله نویسندگان موفق و پرکار در عرصه ادبیات داستانی ایران است که بسیاری از آثار خود از جمله سگ و زمستان بلند (1355) و طوبا و معنای شب (1368) را با محوریت دادن به زنان نوشته است. این دو اثر نمایانگر وضعیت زندگی زنان ایرانی در دوره قاجار، انقلاب مشروطه و نیز عصر پهلوی است. در این پژوهش، با تمرکز بر افکار، دغدغه ها و کنش های شخصیت های زن این دو رمان تلاش می شود تا تصویری از جامعه و فرهنگ حاکم، نوع نگاه جامعه به زنان و نوع مواجهه جامعه با آنان و نهایتاً دگرگونی احتمالی سرمایه های زنان، نشان داده شود. به منظور دست یابی به این اهداف بر آنیم تا به بررسی و تحلیل میدان هایی که شخصیت های زن در آن ها حضور دارند و نیز میزان بهره مندی زنان از سرمایه های مختلف در این میدان ها، برپایه نظریه انواع سرمایه و میدان پیر بوردیو بپردازیم. بررسی ها نشان می دهد که با وجود محدودیت ها و فشارهای محیط مردسالار خانواده و اجتماع، زنان هرگز از تلاش برای هویت یابی و تغییر نگاه جامعه به خود، دست برنداشته اند و نه تنها با سرمایه صفر، بلکه گاهی صرفاً با سرمایه های منفی چون خرافات و عادت واره هایی همچون شایعه سازی و پذیرش آن، همچنان برای بهبود جایگاه خود تلاش کرده اند. بدیهی است که این تلاش ها در مواردی مفید و مؤثر بوده و در برخی موارد نیز ناکامی در پی داشته است.
بررسی و تحلیل جامعه شناسانه رمان های فارسی برجسته دهه نود خورشیدی با رویکرد به مؤلفه شکاف نسلی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
جستارنامه ادبیات تطبیقی سال ۸ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۳۳
63 - 90
حوزههای تخصصی:
یکی از مفاهیم اساسی و پرتکرار جامعه شناسانه در گستره ادبیات داستانی معاصر ایران، شکاف نسلی میان شخصیت هاست. بسیاری از نویسندگان ادبیات فارسی در آثار خود، با بهره گیری از این موضوع، شیوه تعارض ها و تفاوت های افراد را در جامعه به تصویر کشیده اند و به ذکر دلایل و پیامدهای این مقوله پرداخته اند. در پژوهش حاضر، هدف آن است تا با استناد به منابع کتابخانه ای و روش توصیفی- تحلیلی و رویکرد تطبیقی، سه اثر داستانی دهه نود خورشیدی (اندوه مونالیزا، سامار و قیدار) برپایه مقوله شکاف و تمایز نسلی از آنتونی گیدنز بررسی و به این پرسش پاسخ داده شود که: شکاف نسلی در داستان های مذکور، چگونه و در قالب چه مفاهیمی منعکس شده است؟ نتایج تحقیق نشان می دهد که این داستان ها با هدف نشان دادن اختلافات و تعارضات میان افراد خانواده و جامعه، به عنوان کشمکش ناشی از تعارضات نسلی و گاهی انقطاع نسلی صورت پذیرفته است. همچنین، شکاف نسلی در این آثار، در قالب مفاهیمی چون: «اختلافات خانوادگی»، «کشمکش های منجر به انقطاع نسلی میان افراد خانواده در دو نسل بالغ و جوان» و «تضاد در ارزش ها و هنجارهای افراد دو نسل در اجتماع» نشان داده شده است. افزون بر این، حضور زنان در جریان این تغییرات اجتماعی حائز اهمیت است که در قالب باورمندان به سنت و مدرنیته نقش آفرینی کرده اند.