مطالب مرتبط با کلیدواژه

تمایزگذار


۱.

حذف هم پایگی و خلأ نحوی در زبان فارسی از منظر دستور ساختاری شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حذف خلأ نحوی دستور ساختاری شناختی تمایزگذار ضدتمایزگذار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۹ تعداد دانلود : ۳۸۳
ساختارهای حذف، الگوهایی هستند که در آن ها بخشی از ساختار نحوی که به طور طبیعی بیان می شود تا محتوایی را انتقال دهد، حذف می شود. هدف از پژوهش حاضر، بررسی ساختار حدف هم پایگی و خلأ نحوی در چارچوب دستور ساختاری شناختی است. بنابراین، پژوهش پیش رو مبتنی بر روش توصیفی تحلیلی است و از آنجا که فرایند حذف هم در گونه نوشتاری و هم گونه گفتاری زبان فارسی کاربرد گسترده ای دارد، پیکره مورد بررسی ما هر دو گونه را شامل خواهد شد و از لحاظ نظری (یعنی روش و چارچوب تحلیل) مبتنی بر رویکرد شناختی و ساختاربنیاد است. یافته های پژوهش نشان می دهد که با توجه به مفهوم دسترسی و فعال سازی که از سوی لانگاکر (2012) معرفی شد، داده های زبان فارسی نیز در چارچوب این نظریه قابل توصیف هستند. همچنین، ملاحظه شد که هم پایگی غیرسازه ای در بافت انواع دیگری از «کاهش» بندی تحلیل می شود، از جمله در کاهش تکیه ای در عناصر فاقد تمرکز و همین طور در حذف در مواقعی که محتوای هم پوشانی بیان ناشده باقی می ماند. مفهوم توصیفی محوری در اینجا تمایزگذار بود بدین معنی که این محتوا در یک پنجره بندی ظاهر می شود که در پنجره متقدم آن ظاهر نمی شود. همچنین، این یافته ها بیانگر آن است که جایگاه تمایزگذار در این ساختارها در زمانی که بند پایه را وقفه دار می کند، دارای اهمیت است. از این رو، به آسانی می توان بیان کرد که تمایزگذار مستقیماً پس از ضدتمایزگذار می آید.
۲.

کاهش تکیه ای و حذف در همپایگی سازه ای و غیرسازه ای در زبان فارسی از منظر دستور شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: دستور شناختی همپایگی سازه ای همپایگی غیرسازه ای حذف تمایزگذار

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۱
فرایند نحوی همپایگی که غالباً برای آن دو نوع سازه ای و غیرسازه ای را بر می شمرند، همواره در مطالعات زبانی مورد توجه زبان شناسان بوده است. هدف از پژوهش حاضر که از نوع توصیفی-تحلیلی است، بررسی کاهش تکیه ای و ساخت حذف در انواع ساختار همپایه از منظر دستور شناختی لانگاکر است. داده های موردبررسی در این پژوهش از دو گونه فارسی معیار و محاوره ای گردآوری شده اند. یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که در دستور شناختی به هنگام ترکیب دو همپایه با یکدیگر، عناصر موجود در همپایه دوم که با هم تراز هایشان در همپایه اول همپوشانی مفهومی دارند یا دچار کاهش تکیه ای می شوند، یا از همپایه دوم به طور کامل حذف می شوند و نمود آوایی نخواهند داشت، در عوض آن عناصر واژگان و ساخت هایی که در همپایه دوم با ساختی در همپایه نخست همپوشانی مفهومی نداشته باشند، دارای برجستگی تکیه ای بیشتری می شوند. مفهوم تمایزگذار در تحلیل داده های این پژوهش از اهمیت بالایی برخوردار است؛ بدین معنی که محتوای بیان شده در یک پنجره بندی در پنجره متقدم آن ظاهر نمی گردد. نکته مهم اینکه در پنجره ء دوم ساختار های حذف و همپایه، عبارتی که خودش بند نیست، در قیاس با موردی که بند است خوانش شبه بند پیدا می کند. همچنین بررسی های انجام شده در این پژوهش نشان می دهد که جایگاه تمایزگذار زمانی که بند پایه را وقفه دار می کند در ساختار های مورد بررسی دارای اهمیت است. به بیان ساده تر تمایزگذار مستقیماً پس از ضدتمایزگذار می آید.