مطالب مرتبط با کلیدواژه

دشمن مشترک


۱.

چشم انداز تمدن نوین اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: تمدن نوین اسلامی چشم انداز ارزش های اسلامی فرهنگ جغرافیا منافع مشترک دشمن مشترک

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۵۳ تعداد دانلود : ۴۸۱
وضعیت امروزی جهان اسلام نشان می دهد که به رغم ظرفیت های بسیار بالای تمدن سازی، دنیای اسلام هنوز با مشکلات و بحران های فراوانی همراه است و نتوانسته است تمدن اسلامی را تحقق بخشد. این تحقیق در تلاش است با مدل چشم انداز سازی ارگون که فرایندی متشکل از چهار گام و پرسش ساده اکنون کجا هستیم؟ به کجا می رویم؟ کجا می خواهیم باشیم؟ چگونه آنجا برسیم؟ است به این پرسش پاسخ دهد که تمدن نوین اسلامی دارای چه چشم اندازی است؟ بررسی ها نشان می دهد که در صورتی که جهان اسلام به هویت مشترک خود توجه کنند می توانند به مجد و شکوه گذشته خود دست یابد. جهان اسلام با داشتن جمعیتی بیش از یک میلیارد نفر به منزله یک قطب جمعیتی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی بزرگ، قابلیت های مهم برای احیای تمدن اسلامی دارد از مهم ترین این ظرفیت ها و قابلیت ها، هویت مشترک اسلامی مانند موانع مشترک، سابقه تاریخی، ارزش های مشترک، پیوستگی جغرافیایی و مرز مشترک، قابلیت های فوق العاده ژئوپلیتیکی مشترک، تهدیدات خارجی، داشتن دشمنان مشترک و منافع متقابل مشترک هستند
۲.

از همکاری تا منازعه: تحلیلی بر روابط ایران و طالبان(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:

کلیدواژه‌ها: دشمن مشترک ترجیحات مشترک ریالیسم لیبرالیسم سازه انگاری

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۹۹ تعداد دانلود : ۱۱۲
روابط ایران و طالبان را می توان به سه دوره تقسیم کرد. دوره اول از اوایل دهه 1370 تا اواخر این دهه را شامل می شود. روابط در این دوره جنبه منازعه آمیز داشت. دوره دوم از اوایل دهه 1380 تا سال 1400 است و علی رغم واگرایی اولیه، ایران و طالبان بسوی همکاری حرکت کردند. دوره سوم از 1400 به بعد را شامل می شود. در این دوره، همکاری ایران و طالبان در دوره قبل جای خود را به منازعه داده است. سوال این مقاله آن است که چه عللی باعث منازعه در روابط  ایران و طالبان در این دوره شده است؟ فرضیه مقاله که به روش توصیفی-تحلیلی بررسی شده آن است که از بین رفتن تهدید مشترک و شکل گرفتن ترجبحات ناسازگار باعث ایجاد منازعه در روابط ایران و طالبان شده است. یافته های مقاله نشان داد که همکاری طرفین در دوره گذشته، به دلیل وجود دشمن مشترکی بنام امریکا و همچنین ترجیحات سازگاری بود که در دستگاه تصمیم گیری ایران و طالبان نسبت به یکدیگر ایجاد شده بود. اکنون با از بین رفتن تهدید مشترک و بازگشت ترجیحات ناسازگار که در دوره اول روابط ایران و طالبان وجود داشت، روابط دو طرف وضعیت منازعه پیدا کرده است. مقاله پیشنهاد می دهد که ایران و طالبان با اتخاذ یک رویکرد سازه انگارانه می توانند فرهنگ هابزی موجود را به فرهنگ کانتی یا لاکی تبدیل کنند.
۳.

تحلیل الگوی مقاومت در تفکر انقلاب اسلامی و حزب الله لبنان(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: حزب الله لبنان انقلاب اسلامی مقاومت اسلامی موازنه قدرت هویت مشترک دشمن مشترک ائتلاف سازی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵۳ تعداد دانلود : ۱۳۸
ازآنجاکه جهان اسلام عمق راهبردی انقلاب اسلامی است، حمایت و توجه عمیق و جدی به توسعه نهضت های اسلامی و کاربست «دیپلماسی وحدت» در مواجهه با طرح های سلطه طلبانه نظام سلطه، ضرورتی راهبردی به نظر می رسد. در این راستا هدف پژوهش حاضر، «تحلیل تفکر حمایت گرایانه و الگوی اتحاد و ائتلاف انقلاب اسلامی و محور مقاومت، در قبال حزب الله لبنان» است ازاین رو، مطابق با هدف پژوهش حاضر، پرسش مقاله این است که علت سیاست های حمایت گرایانه انقلاب اسلامی از حزب الله لبنان چیست و دلایل شکل گیری اتحاد و ائتلاف و الگوی مقاومتی شکل گرفته، چگونه قابل سنجش و ارزیابی است؟ براساس فرضیه، مقاله، دلیل اصلی سیاست حمایت گرایانه را نفی سلطه و درکِ تهدیدات از جانب رژیم صهیونیستی و غرب/استکبار می داند. به تعبیردقیق تر، مسأله حمایت انقلاب اسلامی از نهضت ها و حرکت های آزادی بخش، ریشه در مسائل ژئوپولیتیکی و منشأ ایدئولوژیکی، ارزشی و هویتی دارد. یافته های پژوهش حاکی از همکاری متقابل ایران و حزب الله لبنان و نتایج مثبت حاصل از این همکاری است؛ زیرا از یک سو بر اهمیت نقش جمهوری اسلامی ایران در حفظ موجودیت و قدرت یابی حزب الله تأکید می کند و از سوی دیگر، استدلال می شود که اگر بازیگر فروملی (نهضتی) هم چون حزب الله در کنار ایران در محور مقاومت وجود نداشت، اکنون جمهوری اسلامی در شرایط بسیار دشوارتری برای مقابله با تهدیدات رژیم صهیونیستی، آمریکا، متحدان غربی آن ها و کشورهای محافظه کار منطقه مواجه بوده و مخاطرات امنیتی را به دنبال داشته که محور مقاومت موجب دفع آن و افزایش امنیت ملی ایران انجامیده است. از این جهت، الگوی برخورد با نظام سلطه، الگوی تعامل گرایی ضدنظام سلطه ازطریق همکاری واحدهای دولتی و غیردولتی با تکیه بر اشتراکات ارزشی هویتی، جهت مقابله و مهار سلطه گران و اشغالگران می باشد.