مطالب مرتبط با کلیدواژه
۴۱.
۴۲.
۴۳.
۴۴.
۴۵.
سیاست نامه
حوزههای تخصصی:
احضار و بازخوانی گذشته برآیند بروز بحران های اجتماعی و سیاسی زمان حال است. نویسندگان مسلمان برای مشروعیت بخشی و تصدیق حاکمان، به تطبیق طرح واره های دوران باستان با نمونه های معاصر اقدام کرده اند. در این انطباق، شاهِ موجود با شاهِ آرمانی و عملکرد او با عصر زرین ایران سنجیده شده است. تاریخ نگاری متمرکز و سازمان یافته ساسانیان حکایت مزدک را درجهت مشروعیت بخشی به قدرت و عملکرد ساسانیان طرح ریزی کرده و تصویری آرمانی از عصر انوشیروان و عدالت او برساخته است. خواجه نظام الملک، که وزارت را در عصری ملتهب برعهده داشت، افق و ایده آل حکومت را در عصر انوشیروان جست وجو می کرد. او در بخش متأخر سیاست نامه برای مقابله با جنبش اسماعیلیان به الگوی کشتار مزدکیان به دست حکومت ساسانی متوسل شد و با واسازی الگوهای تاریخی، نه تنها کشتار مزدکیان را تصدیق کرد، بلکه قلع وقمع مخالفان سلجوقیان را مشروع جلوه داد.
تحلیل مناسکِ حافظِ نظامِ اتوکراتیک در سیاست نامه ی نظام الملک طوسی با تمرکز بر آرای روان شناختی اریک برن(مقاله علمی وزارت علوم)
سیاست نامه اثری است متعلق به دوره ی سلجوقیان که به قلم یکی از وزرای صاحب نام و خراسانی این حکومت، نظام الملک طوسی نگاشته شده است. در بررسی این کتاب، بایستی این نکته ی مهم را در نظر داشت که وی به عنوان یک شخصیت علمی، سیاسی و فرهنگی مطرح که از منطقه ی خراسان برخاسته، خواه ناخواه ذهنیاتش تحت تأثیر فضای فکری این منطقه است و بررسی اثر وی را می توان، به مثابه ی بررسی و تحلیل "تأثیرات فضای فکری خراسان" بر ایران آن دوره ی تاریخی ارزیابی کرد. در این پژوهش، خواهیم دید که نظام الملک طوسی به سبب باورمندی به حکومت سلطنتی مطلق (اتوکراسی)، در پی ترویج نگرشی است که بر بنیاد آن پذیرش اقتدار و خودکامگی پادشاه، امری پسندیده می نماید. از این رو، زمانی که اثر او را با بهره گیری از آرای روان شناختی اریک برن مورد بررسی قرار می دهیم، نشانگانی از گونه ای مناسک در آن می یابیم که می توان آن را مناسک حافظ نظام اتوکراتیک نامید. مناسکی که می کوشد، مردم را به تبادل از جایگاه کودک تطبیق یافته در برابر پادشاهی تشویق کند که خود با حالت والد به کنشگری می پردازد. امری که در درازمدت سبب پذیرش اتوکراسی در میان مردم می شود و حکومت های خودکامه را قدرت و استحکام می بخشد. از این جهت، این اثر را می توان حاویِ نشانگان زبانیِ یک فرهنگ پذیرای خودکامگی و اتوکراسی ارزیابی کرد که آگاهی دقیق از این موضوع در نوع مواجهه پژوهشگران با این متن ادبی سیاسی، اهمیت ویژه ای دارد.
مؤلفه های خُلقی ایرانیان در شش قرن نخست هجری در آیینه حکایت های تعلیمی(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
اجتماعیات در ادب فارسی سال ۳ تابستان ۱۴۰۳ شماره ۷
63 - 76
حوزههای تخصصی:
متن ها در خلأ پدید نمی آیند؛ متون واقع گرا - به ویژه در ژانر تعلیمی- خواه ناخواه چکیده و افشره فرهنگ زمانه را در خود دارند. در این پژوهش در نظر است با بررسی حکایت های چهار متن از مهم ترین متون تعلیمیِ پنج- شش قرن نخست هجری ( مخزن الاسرار نظامی گنجوی و حدیقه الحقیقه سنایی در شعر، و سیاست نامه خواجه نظام الملک و قابوس نامه عنصرالمعالی در نثر) برجسته ترین مؤلفه های خُلقی و فرهنگی ایرانیان، جمع آوری و صورت بندی گردد. سبب انتخاب حکایت های متون تعلیمی این بوده است که این متون، اساساً برای هنجارگذاری و مبتنی بر بایدها و نبایدها تولید می شوند و مروّج فرهنگ اخلاقی مورد تاییدِ جامعه و نهی کننده ناهنجاری های فرهنگیِ موجود هستند. نتایج این پژوهش که به لحاظ تاریخ سیاسی، دوره دیلمیان، آل بویه و غزنویان را دربر می گیرد، نشان می دهد که در غیاب تواریخ اجتماعی و فرهنگی، حکایت های متون تعلیمی، آیینه ای حقیقت نما و قابل اعتماد در انعکاس مسائل زیستی، فرهنگی و خُلقی مردمان است. در بُعد فردی «واقع بینی» پربسامدترین خُلق مورد تأیید و تشویق است. در بُعد جمعی، «پرسشگری و حق طلبی» و در بخش خلقیات حکومتی، تشویق به «تدبیر و هوشمندی حاکمان» بیشترین بسامد را دارد و آیینه ای از شیوه حکومتداری رایج مبتنی بر بی خردی و تعصب آن دوران است.
تحلیل سیاست گذاری امنیتی خواجه نظام الملک بر اساس کتاب سیر الملوک(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
مطالعات راهبردی سال ۲۷ پاییز ۱۴۰۳ شماره ۳ (پیاپی ۱۰۵)
81 - 103
حوزههای تخصصی:
با آن که در آثار سیاسی متفکران دوران قدیم، از امنیت به عنوان مفهومی مشخص بحث نشده، اما امنیت دغدغه مهمی برای آنان بوده است. در این مقاله بر پایه مفروضه فوق تلاش می شود تا با فهم منطق سیاسی خواجه نظام الملک بررسی شود که خواجه چه عناصری را «ابژه های امنیت» تلقی می کرده و چه «تدابیر، سیاست ها و استراتژی هایی» را برای مقابله با تهدیدات مزبور مطرح ساخته است. به نظر می رسد که مرجع اصلی امنیت و حکومت ایدئال خواجه، پادشاهی نیک بوده که معادل عدل و دارای ترتیبات قواعد مشخصی است. وی تهدیدات را ناشی از دشمنان خارجی، تهدیدات «سخت» خارجیان و اهل فتنه در داخل و تهدیدات «نرم» داخلیِ منبعث از «بدکارکردی» یا «کژکارکردی» نظام عدل مستقر می داند. داشتن سپاه آماده و خزانه مشحون برای تهدید خارجی، رسیدگی به اوضاع دین و تصفیه مداوم دستگاه دولت از نفوذ احتمالی بدمذهبان و ابقانکردن بر بدمذهبان و تهدید سخت داخلی و استفاده از سه دسته راهکار معطوف به ایفای وظایف پادشاهانه، اعمال نظارت ها و مجازات ها، توزیع مناصب بر حسب لیاقت ها، برای مقابله با تهدیدات نرم و تدریجی مطرح می شود. راهکار اخیر شامل نظارت مداوم و پیگیری دائمی از احوال گماشتگان، خاصه وزیر، معطل نگذاشتن اهل فضل، دسترسی آسان به سلطان و نظارت دائمی بر لشکریان و مشخص کردن محدوده های اَعمال گماشتگان می شود.
دلالت های امروزین دیوان سالاری در سیاست نامه خواجه نظام الملک طوسی (راهنمایی برای بایسته های نظم دیوان سالاری در ایران معاصر)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
دولت پژوهی ایران معاصر سال ۱۱ تابستان ۱۴۰۴ شماره ۲
107 - 128
حوزههای تخصصی:
پژوهش حاضر با هدف بررسی دلالت های امروزین دیوان سالاری در سیاست نامه خواجه نظام الملک طوسی نگاشته شد. و در پی پاسخگویی به این سوالات است که سیاست نامه خواجه نظام الملک نسبت به سیاستگذاری و حکمرانی مدرن چه رویکردی داشته است؟ ضمن مقایسه سیاست نامه خواجه نظام الملک و دیوان سالاری مدرن چگونه می توان از آن برای نظم دیوان سالاری در ایران معاصر بهره جست؟ پژوهش حاضر با روش مقایسه ای توصیفی در پی پاسخگویی به سوالات مطرح شده بود.. یافته های پژوهش نشان دهنده آن است که رویکرد حاکم بر نظام سیاستگذاری در سیاست نامه، رویکردی دیوانی و نهادمحور است، که در هشت بُعد مورد بررسی و تحلیل قرار گرفت. که شامل؛ سلطنت و آگاهی اجتماعی، نظارت و نظام دیوانی، نظام دیوانی و شبکه های ارتباطات سازمانی، نظام پیشگیری و تقدم اندرز بر مجازات، نظام دیوانی و اثربخشی و دفع خودکامگی و تجویز سه گانه «صبر، مشورت، ایمان». در واقع خواجه بر نظارت و کنترل قدرت تاکید دارد. با اقتباس از خرد دیوانی خواجه می توان گفت که خرد دیوانی خواجه چون با اتکای بر سنت بومی ایرانی اسلامی است توانست راهبر مدیریت دیوان سالاری باشد. اما ایران معاصر به واسطه دیوان سالاری برآمده از فرهنگ تجدد به دلیل آن که ابتنای جدی بر بنیادهای سنت و فرهنگ بومی ایرانی – اسلامی ندارد توانایی راهبری نظام دیوان سالاری را ندارد.