مطالب مرتبط با کلیدواژه

کتاب العلل


۱.

نهضت ترجمه متون علمی- فلسفی تمدن اسلامی به زبان لاتینی در اروپا

کلیدواژه‌ها: نهضت ترجمه لاتینی دارالترجمه ها آثار منحول کتاب العلل اسپانیای مسلمان

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۶۹۰ تعداد دانلود : ۹۳۶
نزد بسیاری از محققان تاریخ علم و حکمت، سهم و نقش متون علمی و فلسفی تمدن اسلامی در بیداری و پیشرفت علمی و صنعتی غرب پوشیده نیست. در فاصلة قرون یازدهم تا سیزدهم میلادی، انبوهی از آثار و نوشته های علمی و فلسفی مسلمانان از زبان عربی به زبان لاتینی برگردانده شد و در این فرآیند حتی متون و منابع علمی و فلسفی یونانیان ـ بویژه ارسطوـ نیز از طریق مسلمانان به دنیای غرب شناسانده شد؛ بگونهیی که به اعتراف شماری از مورخان و اندیشمندان غربی، اگر این رویداد تاریخی ـ یعنی نهضت ترجمه عربی به لاتینی ـ اتفاق نمیافتاد، چه بسا دنیای غرب هیچگاه با سرمایه عظیم دانش یونانی آشنا نمیشد. از سوی دیگر در جریان نهضت مذکور، علاوه بر ترجمه آثار یونانی از عربی به لاتینی، بسیاری از شروح و تفاسیر دانشمندان مسلمان نیز به دنیای غرب راه یافت و از این طریق، دشواریها و پیچیدگیهای علمی آن آثار نیز با کوششهای متفکران مسلمان مرتفع گشت. جزئیات و دقایق این رویداد بزرگ علمی- فرهنگی هنوز هم کاملاً روشن نیست و در این مقاله تنها به مهمترین فقرات آن اشاره خواهد شد.
۲.

جایگاه وجودشناسانه عقل در کتاب العلل(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: عقل کتاب العلل ایجاد اندیشه جایگاه وجودشناسانه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳۲ تعداد دانلود : ۱۰۰
کتاب العلل به تبیین مبادی و علل اولیه اشیا می پردازد و از خدا و مراتب علل بحث می کند. مساله این نوشتار جایگاه وجودشناسانه عقل در کتاب العلل و چگونگی تبیین آن است. آیا می توان جایگاه غایت شناسانه برای کمال و سعادت انسان در کتاب العلل قائل شد؟ عقل از حیث وجودی، نخستین مخلوق و نزدیک ترین وجود به علت نخستین است و در مراتب هستی در دومین مرتبه پس از علت نخستین است. فاعلیت وجودشناسانه عقل، از دو طریق «تدبیر و حکم» و «خلق و ایجاد» است. عقل بر اشیا حاکم است و آنها را تدبیر می کند و از حیث فاعلیت شناخت شناسانه نیز فاعلیت شناختی آن ایجاد است؛ فعل اندیشیدن همان فعل خلق است. در این نوشتار برآنم که باب های مربوط به عقل را تبیین و تحلیل کنم.  
۳.

معانی وجود در کتاب العلل (کتاب الایضاح فی الخیر المحض لأرسطوطالیس)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: انیت هویت وجود کون کتاب العلل

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۹ تعداد دانلود : ۳۷
بحث از «وجود» از قدیمی ترین بحث های فلسفی است و در متون عربی فیلسوفان با اصطلاح هایی متعدد از جمله «انیّت»، «هویّت»، «کون» و «أیس» بیان شده است. وجود در کتاب العلل با اصطلاح «انیّت» به معنای «وجود» و «هویّت» به معنای «موجود» و «کون» به معنای «به وجود آمدن» مطرح شده است و معنای وجود برای مراتب هستی متفاوت است. معنایِ وجود برای علت نخستین، وجود محض است؛ اما برای مراتب دیگر عقل و نفس، «وجود محدود» است. توماس بر اساس باب هشتم کتاب العلل ، در شرح این کتاب گفته است «وجود» در کتاب العلل به معنای «فعل وجود» نیست. بر این اساس، این مسأله را طرح می کنیم که «وجود» در کتاب العلل به چه معنایی به کار رفته است؟ آیا می توان به نظر توماس پاسخی دیگر داد؟ برای بررسی این مسأله و پاسخ به این پرسش ها با روش توصیفی – تحلیلی، اصطلاح های مختلف وجود و کاربست معنایی آن ها در کتاب العلل را به تبیین می کنیم و به این نتیجه می رسیم که «وجود» در اطلاق آن برای خدا، وجود محض، برای عقل «نخستین موجود» و برای موجودات به معنای «فعل وجود دادن» است.
۴.

زبان دین در کتاب العلل (کتاب ایضاح فی الخیر المحض لأرسطوطالیس)(مقاله علمی وزارت علوم)

کلیدواژه‌ها: زبان دین الهیات سلبی آنالوژی کتاب العلل خدا

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۴ تعداد دانلود : ۲۵
درکتاب العلل که از اسناد محوری نوافلاطونیان است، درباره امکان شناخت پذیری و نیز سخن گفتن از علت نخستین در باب های پنجم، هفدهم و بیست ویکم بحث شده است. پرسش این است زبان دین در کتاب العلل چگونه است و چگونه مسئله بیان پذیری و شناخت پذیری علت نخستین تبیین می شود؟ در این نوشتار با روش توصیفی-تحلیلی به این یافته ها دست یافتیم که در کتاب العلل بطور مشخص از الهیات تنزیهی و سلبی سخن گفته می شود و الهیات سلبی مطرح شده در آن، هم درمعنای سلب و سکوت و هم در معنای الهیات سلبی تفضیلی است و معنای دوم غالب تر است و علاوه بر آن الهیات ایجابی درمعنای «آنالوژی استعاری» برای توصیف و بیان علت نخستین مطرح می شود؛ اما الهیات ایجابی نیز معنایی سلبی به معنای تفضیلی دارند؛ درنتیجه هردو راه سلبی و ایجابی به راه سلبی تفضیلی منجر می شود. علت نخستین، از حیث ذات و «آنچه او هست» با عقل، یا هر راه دیگری شناخت ناپذیر است؛ اما شناخت علت نخستین توسط علت دوم، یعنی عقل ممکن است؛ درنتیجه علت نخستین بیان پذیر و نیز شناخت پذیر است؛ شناخت آن «لمّی» نیست، بلکه انّی از طریق مخلوقات است.