قداست و امر قدسی مقوله ای تفسیری و ارزش گذاردرقلمرو دین است و بی حضور چنین معنایی هیچ دینی شایستگی نام دین را نخواهد داشت . از سوی دیگر در حوزه جامعه شناسی، بر اساس رابطه تنگاتنگ «ارزش ها» و «هنجارها» می توان در کنار مقدس شمرده شدن زمان و مکانی خاص در یک جامعه، هنجارهای مرتبطی را نیز مشاهده کرد. هدف از مقاله حاضر بررسی گزاره های هنجاری مربوط به مکان ها و زمان های مقدس در سه کتاب قرآن ، تورات و انجیل و مشابهت ها و تفاوت های آنها میباشد که به کمک نرم افزاری خاص با «روش تحلیل محتوای عمقی »که یکی از روش های مختلط کمی - کیفی است، پردازش تحلیل و تفسیر شده است.
نتایج جستجو در سه کتاب مقدس، دستیابی به 10 هزار و 396 گزاره هنجاری بود که در 123 دسته جای گرفت. دسته ای از آن ها به تعداد 295 گزاره، مضمون مکان های مقدس و دسته دیگر با 301 گزاره، مضمون زمان های مقدس را داشت. به این ترتیب 5.7 درصد بایدها و نبایدهای سه کتاب مذکور، متمرکز بر هنجارهای مکان ها و زمان های مقدس بود که جداول آن در مقاله آمده است. به موجب جداول مذکور، تورات به مراتب بیش از دو کتاب دیگر به بایدها و نبایدها در رابطه ما و مکان های مقدس و همچنین ما و زمان های مقدس پرداخته است. در داخل دسته مکان های مقدس، سهم گزاره های هنجاری مربوط به ما و اشیاء مقدس در تورات به مراتب بیش از قرآن و انجیل است. از آن سو، انجیل به مراتب بیش از دو کتاب دیگر حاوی هنجارهای مرتبط با عبادتگاه ها (کلیسا، کنیسه و..) است. ضمن آنکه کمترین تعداد گزاره های هنجاری مرتبط با ما و زمان های مقدس را می توان در انجیل یافت. گزاره های هنجاری مرتبط با ماه های حرام فقط در قرآن دیده شد و انجیل و تورات فاقد چنین مضمونی هستند.
در ادامه مقاله، فهرستی از 596 گزاره هنجاری استخراجی، همراه با شماره شناسایی آن ها که نماینده آدرس دقیق آیه منبع گزاره هاست فهرست شده است.
در پایان مقاله، مدل تقارن مضامین پنجگانه هنجارهای مکان ها و زمان های سه کتاب مقدس محاسبه و ترسیم شده است. از نکات قابل توجه این مدل، دستیابی به ضریب همبستگی فی معادل 0.7 میان مضمون اعیاد و ایام مقدس + اشیاء و اماکن مقدس است.
باور به دو اصل مبدأ و معاد در دلبستگی و پایبندی به ملکات و سجایای اخلاقی حائز اهمیت و خاستگاه پژوهش های بسیار است.
باور به شعور عالم هستی و تأثیر تکوینی رذایل و فضائل اخلاقی بر جهان و مرجعیت اخلاقی خداوند به این معنا که اساس همه چیز در عالم، به ذات مطلق الهی باز میگردد، از نتایج التزام به وجود خداوند یگانه است.
حسن فاعلی و تقرب به او از پیامدهای اخلاق موحدانه است، به خصوص اینکه در این رویکرد نیت امری اعتباری و قراردادی نیست بلکه حقیقتی تکوینی و تأثیرگذار بر افعال اخلاقی به حساب می آید.
باور به معاد و روز واپسین، نگاه زاهدانه به دنیا را درپی خواهد داشت، علاوه بر اینکه مسئله قیامت، بهترین ضمانت اجرا در فعل و ترک فضائل و رذائل اخلاقی است.
ساخت گرایی اجتماعی به روایت راولز، عینیت اخلاقی را فرآورده دیدگاهی اجتماعی میداند که منسجم ساخته شده باشد و همگان نیز آن را بپذیرند. بر این اساس، شناخت الزاماً بازتابی از واقعیت عینی نیست؛ بلکه ساختاری پویاست که فرد به طور ذهنی آن را تجربه میکند. راولز با اتکای بر این رهیافت معرفت شناختی، تمایز میان حق و خیر و نیز تقدم اخلاقی حق بر خیر را مطرح میکند.
این نوشتار با تبیین سه مفهوم خیر اجتماعی، خیر طبیعی و حق فطری نشان می دهد تقدم اخلاقی حق در ساخت گرایی اجتماعی به دلیل نااستواری «باور به اراده محض و عمل سازندگی»، «نقش انحصاری اراده آزاد و عقل در فرآیند اعتبارسازی» و «تقدم بخشیدن ایدئالیستی به ذهن، نفی مطابقت خارجی مفاهیم اخلاقی و فروکاستن گزاره های اخلاقی به معقولیت» دچار کاستی است.
Sustainable development is a Controversial concept which has been considered over the three decades. It is comprehensive development and includes all of dimensions as “economic’’, “social’’ and ‘‘environmental’’. In economic objective, it requires substantial economic change that can be brought about by investment and trade. They are effective factors of sustainable development for all countries. This paper provides useful information of these issues. We analyze the relationships between trade, investment and sustainable. Using the average of annual time series data from 1990 to 2009, we apply Analytical Hierarchy Process (AHP) to countries classification. The results indicated that economic factors are key criteria to achieve sustainable development while China has the highest priority among the selected countries.
مقدمه: این پژوهش با هدف بررسی ساختار انگیزشی و سبک های خوردن در زنان مراجعه کننده به یکی از مجموعه های ورزشی شهر مشهد اجرا شد.
روش کار: در این پژوهش توصیفی مقایسه ای، در پاییز 1389 بر اساس نمایه ی توده ی بدنی (BMI)، 60 نفر خانم مبتلا به اضافه وزن و 60 نفر خانم دارای وزن در محدوده ی طبیعی به روش نمونه گیری در دسترس به صورت داوطلبانه در پژوهش شرکت کردند. آزمودنی ها پرسش نامه های اهداف شخصی و عادات خوردن داچ را تکمیل کردند. برای آزمون فرضیه ها از MANCOVA و ANOVA و تحلیل رگرسیون استفاده شد.
یافته ها: دو گروه از نظر ساختار انگیزشی و سبک های خوردن تفاوت داشتند، به طوری که افراد مبتلا به اضافه وزن و چاقی، ساختار انگیزشی غیر انطباقی تر و در مقیاس خوردن هیجانی، هیجانی سرگردان، هیجانی مشخص و بیرونی نمرات بالاتری را گزارش کردند (05/0>P). هم چنین، افراد مبتلا به اضافه وزن و چاقی با سابقه ی شکست مکرر، ساختار انگیزشی غیر انطباقی تری نسبت به افراد موفق (بدون سابقه ی شکست) داشتند (001/0≥P). به علاوه، نتایج تحلیل رگرسیون سلسله مراتبی نشان داد که ساختار انگیزشی می تواند ورای اثرات سن و تحصیلات، BMI و تعداد شکست در رژیم درمانی را پیش بینی کند و سبک خوردن می تواند BMI پیش بینی کند (001/0≥P).
نتیجه گیری: افراد مبتلا به اضافه وزن و چاقی، ساختار انگیزشی غیر انطباقی تر و سبک خوردن متفاوتی نسبت به افراد با وزن طبیعی داشتند. هم چنین، افراد مبتلا به اضافه وزن با شکست های مکرر، ساختار انگیزشی غیر انطباقی تری نسبت به افراد موفق داشتند. ساختار انگیزشی، تعداد شکست در رژیم درمانی و BMI را پیش بینی کرد و سبک خوردن، BMI را پیش بینی نمود.
مقدمه: مضامین دینی حاکی از این است که انسان به هنگام برخورد با شرایط تهدیدکننده، خدا را می خواند. تحقیقات آسیب شناسی روانی نیز نشان داده است که وقایع تکان دهنده و تهدیدکننده ممکن است در برخی از افراد مستعد، علایم اختلال استرس پس از سانحه را ایجاد نماید. لذا هدف این تحقیق، بررسی رابطه ی بین نگرش مذهبی و علایم اختلال استرس پس از سانحه در افرادی بود که در زلزله ی بم حضور داشتند.
روش کار: تحقیق حاضر از نوع همبستگی و پس رویدادی است. آزمودنی ها شامل 117 نفر (70 مرد و 47 زن) از مردم شهرستان بم بودند که به روش نمونه گیری تصادفی ساده از بین افرادی که در حادثه ی زلزله حضور داشتند، انتخاب شدند. آزمودنی ها دو مقیاس نگرش مذهبی و اختلال استرس پس از سانحه ی می سی سی پی (اشل) را به صورت فردی تکمیل کردند. برای تحلیل داده ها از روش های آماری ضریب همبستگی پیرسون، رگرسیون گام به گام و آزمون تی استفاده شد.
یافته ها: نگرش مذهبی تنها قادر بود مولفه های ناتوانی در مهار عاطفی و افسردگی مقیاس اشل را به صورت معکوس پیش بینی کند. هم چنین، آزمودنی های دارای علایم خفیف در مقایسه با آزمودنی های دارای علایم شدید، نگرش مذهبی برتری نشان دادند (001/0P<).
نتیجه گیری: نگرش مذهبی می تواند در کاهش علایم عاطفی اختلال استرس پس از سانحه موثر باشد ولی بر علایم خودآیند آن تاثیری ندارد.
مقدمه: بر اساس پژوهش های صورت گرفته توسط انجمن جراحان پلاستیک، میزان اختلالات و آسیب های روانی در میان متقاضیان جراحی زیبایی بیشتر از افراد عادی است. مطالعه ی حاضر به منظور مقایسه ی نیمرخ آسیب شناسی روانی بین جمعیت عادی و متقاضیان جراحی پلاستیک انجام گرفت.
روش کار: در این مطالعه ی توصیفی مقطعی با روش نمونه گیری قضاوتی در زمستان 1388 نمونه ای با حجم 50 نفر از میان متقاضیان جراحی پلاستیک مراجعه کننده به چند کلینیک جراحی زیبایی شهر تهران انتخاب شدند که در دامنه ی سنی 18 تا 45 سال قرار داشتند و با 50 نفر از همراهان این افراد به عنوان گروه شاهد که از لحاظ برخی متغیرهای جمعیت شاختی با یکدیگر همتا شده بودند، مقایسه شدند. برای گردآوری داده ها از پرسش نامه ی 175 سئوالی چند محوری بالینی میلون (MCMI-III) استفاده شد. داده ها با استفاده از تحلیل واریانس چند متغیره تحلیل شدند.
یافته ها: نتایج پژوهش نشان داد که جویندگان جراحی پلاستیک در مقیاس های افسرده، نمایشی، خودشیفته، وسواسی، خودآزار، مرزی و اسکیزوتایپال از میان شاخص های مربوط به الگوهای بالینی شخصیت نمرات بالاتری داشتند. هم چنین از میان شاخص های مربوط به نشانگان بالینی نیز در مقیاس های اضطراب، شبه جسمی، وابستگی به الکل، اختلال تفکر و افسردگی اساسی نمرات آنان بالاتر از جمعیت عادی بود (در سطح 05/0P<).
نتیجه گیری: متقاضیان جراحی های زیبایی تفاوت هایی در مقیاس های شخصیت و نشانگان بالینی با گروه شاهد داشتند که شاید آن ها را به سمت جراحی زیبایی سوق داده است. ارزیابی های روان شناختی در تعیین نیمرخ بالینی متقاضیان، شناسایی اختلالات شخصیت و روان پزشکی و ارجاع آن ها قبل از اجرای اعمال جراحی به روان درمانی، مفید و کمک کننده است.
در بازار تجهیزات پزشکی در کشور ایران در حال حاضر سالیانه رقمی حدود5000 - 4000 میلیارد ریال واردات یا تولیدات دستگاه های پزشکی و بیمارستانی وجود دارد که این دستگاه ها در طیف وسیعی از تجهیزات فوق پیشرفتة تشخیصی درمانی یا سایر موارد بیمارستانی قرار میگیرند که شامل دستگاه های پزشکی نظیر تصویربرداری، آزمایشگاهی، قلب و عروق، جراحی مغز و اعصاب، نورولوژی، گوش و حلق و بینی، چشم پزشکی، گوارش، ریه، اورولوژی، ارتوپدی، رادیوتراپی و طب هسته ای و سایر دستگاه های پزشکی است. با توجه به فناوری فوق پیشرفتة این دستگاه ها تاکنون صنعت بیمه توانایی ورود تخصصی به این حوزه را نداشته یا در موارد اندکی که بیمه گران جهت پوشش ریسک این دستگاه ها اقدام نموده اند به دلیل عدم شناخت ریسک و مقتضیات دستگاه ها با زیان های زیادی مواجه شده اند و به همین دلیل این بازار گسترده از پوشش و تعهدات شرکت های بیمه گر بیبهره بوده است. هم اکنون کارگروهی متشکل از پزشکان ، مهندسین تجهیزات پزشکی و کارشناسان صنعت بیمه با طراحی و نظارت آقای دکتر مسعود قاسم زاده نسبت به طراحی بیمه نامة مهندسی و مسئولیت دستگاه های پزشکی و بیمارستانی و تدوین فرایندهای کارشناسی و محاسبة ریسک دستگاه ها توسط شرکت خدمات بیمه ای هوشمند زندگی نوین اقدام کرده اند و بااستفاده از ابزار تعیین ریسک دستگاه های پزشکی و بیمارستانی نسبت به فراهم سازی امکان ارائه این بیمه نامه در صنعت بیمه اقدام کرده اند.
رشد سریع بنگاه های اقتصادی، تغییرات سریع، ابهام محیطی و پاره ای مسائل دیگر باعث شده است که بحث نوآوری در سازمان ها از اهمیت بالایی برخوردار باشد. امروزه فعالیت های خدماتی به تنهایی یا در کنار تولیدات کارخانه ای از عوامل اصلی رقابت پذیری اقتصاد جهانی است. نوآوری در بنگاه های خدماتی و از جملة آن صنعت بیمه، مقوله نسبتاً جدیدی است که طی دو دهة گذشته مطرح شده و ادبیات وسیعی پیرامون آن در حال شکل گیری است. در تحقیق حاضر سعی شده است ده مؤلفة نوآوری سازمانی که با تجزیه وتحلیل آماری داده های حاصل از این پژوهش به ترتیب عبارت اند از، آموزش و توسعة مستمر کارکنان، تمرکز خارجی، جو خلاق، رهبری، سازمان یادگیرنده، درگیری همه جانبه با نوآوری، افراد کلیدی، ساختار سازمانی مناسب، ارتباطات گسترده و تیم سازی را پس از تأیید توسط خبرگان صنعت بیمه در بین مدیران عالی شرکت های بیمه مورد بررسی قرار داده و به این سؤال ها پاسخ داده شود که مؤلفه های نوآوری سازمانی در صنعت بیمه ایران کدام اند و رتبه بندی آنها چگونه است. روش تحقیق توصیفی و از نوع پیمایشی بوده و نمونة آماری شامل 64 نفر از مدیران عالی صنعت بیمه است. داده های به دست آمده از پرسش نامه ها درنهایت نشان داد که تمامی مؤلفه های تحقیق مورد تأییدند. یعنی تمامی این مؤلفه ها برای ایجاد نوآوری در صنعت بیمه ایران مؤثرند.
مقدمه: بیماری های انسدادی مزمن ریه (COPD) از بیماریهای شایع تنفسی هستند که در بیماران مبتلا به دلیل ازمان بیماری و از کارافتادگی مشکلات روانی ایجاد شده و منجر به تشدید بیماری می شوند. داده های کافی در این مورد در ایران موجود نیست لذا به بررسی آسیب شناسی روانی این بیماران پرداختیم.
روش کار: در این پژوهش توصیفی تحلیلی، از بین بیماران درمانگاه تخصصی ریه بیمارستان قائم (عج) مشهد طی نیمه ی اول سال 1387، 43 نفر که به تشخیص یک فوق تخصص ریه مبتلا به COPD بودند به روش نمونه گیری در دسترس انتخاب شده و اسپیرومتری شدند، سپس توسط یک روان شناس بالینی مورد ارزیابی وضعیت روانی با «چک لیست ویرایش شده ی 90 سئوالی (SCL-90-R)»، و آزمونهای افسردگی هامیلتون و بک قرار گرفتند. داده ها توسط نرم افزار SPSS نسخه ی 14 و با آزمونهای آماری تی، تحلیل واریانس یک طرفه و پیرسون تحلیل شدند.
یافته ها: میانگین نمره ی شاخص کلی علایم (GSI) در مردان 56/0 و در زنان 98/0 بود و 2/51 درصد بیماران در محدوده پاتولوژیک روانی قرار داشتند. 1/58% بیماران افسردگی و 5/46 درصد بیماران اضطراب غیرطبیعی داشتند. زنان به طور بارزتری دچار افسردگی، اضطراب، فوبی و اختلالات شبه جسمی بودند (05/0 P<). بیماران مبتلا به COPD شدید نسبت به دو گروه خفیف و متوسط، افسردگی بیشتری داشتند (03/0= P و 01/0= P).
نتیجه گیری: بیماران مبتلا به COPD میزان آسیب شناسی روانی بالایی دارند، خصوصا افسردگی به ویژه در زنان مبتلا شایع است که با شدت بیماری ریوی ارتباط مستقیم دارد.
مقدمه: یکی از اختلالات روان شناختی در حاملگی و دوره ی پس از آن، افسردگی پس از زایمان می باشد که تهدیدی بر امنیت و سلامت مادر و نوزاد می باشد. این مطالعه با هدف بررسی شیوع افسردگی پس از زایمان و عوامل مرتبط با آن انجام گردید.
روش کار: این مطالعه ی توصیفی تحلیلی در سال 1386 در بخش زنان و زایمان بیمارستان امام علی (ع) زاهدان انجام شد. سیصد خانم مراجعه کننده به بخش زایمان، به روش نمونه گیری در دسترس وارد مطالعه گردیدند و در چهار نوبت (بلافاصله پس از زایمان، 4 هفته پس از ارزیابی اول، 6 هفته پس از ارزیابی دوم و 8 هفته پس از ارزیابی سوم) با استفاده از پرسش نامه ی مشخصات جمعیت شناختی و پرسش نامه ی افسردگی بک، بررسی شدند که ارزیابی اولیه، حضوری و سایر ارزیابی ها از طریق تماس تلفنی توسط محقق انجام شد. مادرانی که درحال مصرف داروهای روان پزشکی بودند، نوزادشان مشکل جدی در سلامت جسمانی داشت، نمره ی آزمون افسردگی بک اولین ارزیابی آن ها بالای 14 بود و موارد با عدم امکان برقراری تماس تلفنی با آن ها، از مطالعه خارج شدند. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS و ضریب اطمینان 05/0 تحلیل گردیدند.
یافته ها: افسردگی در 88 نفر (7/33%) گزارش شد. بین شیوع افسردگی و نوع زایمان، سن مادر، جنسیت ناخواسته ی نوزاد از طرف والدین، میزان تحصیلات، سابقه ی قبلی افسردگی مادر، سابقه ی قبلی مراجعه به روان پزشک و مصرف داروهای روان در مادر، ارتباط معنی داری مشاهده شد (05/0P<).
نتیجه گیری: افسردگی پس از زایمان شیوع نسبتا بالایی دارد، لذا تعدیل هر یک از عوامل مرتبط با آن در کاهش بروز افسردگی، تاثیر دارد.
زمینه و هدف: افراد در طول زندگی با وقایع استرس زای متعددی روبه رو می شوند که می تواند تأثیرات منفی اساسی بر روی سلامت روان فرد داشته باشد و بسیاری از افراد از سیگار به عنوان وسیله ای جهت مقابله با استرس استفاده می کنند. با توجه به شیوع به نسبت بالای مصرف سیگار در مناطق مرکزی ایران، مطالعه حاضر با هدف مقایسه سطح استرس در افراد سیگاری، غیر سیگاری و افرادی که سیگار را ترک کرده اند، انجام شد.
مواد و روش ها: این مطالعه به عنوان بخشی از برنامه قلب سالم اصفهان، بر روی 9752 نفر از جمعیت شهرستان های اصفهان، اراک و نجف آباد در سال 1387 انجام شده است. نمونه گیری به صورت خوشه ای چند مرحله ای و تصادفی شده انجام شده است. اطلاعات مربوط به سن، جنس، مشخصات جمعیت شناختی، وضعیت مصرف سیگار جمع آوری شد. همچنین، سطح استرس بر اساس پرسش نامه GHQ12 مورد پرسش گری قرار گرفت. آزمون های مورد استفاده لوجستیک رگرسیون و 2χ بود.
یافته ها: در مطالعه حاضر، 30 درصد از افراد غیر سیگاری، 1/32 درصد از کسانی که سیگار را ترک کرده بودند و 9/36 درصد از افراد سیگاری GHQ 4 و بالاتر داشتند (010/0 = P). در آنالیز رگرسیون، مدل نهایی که اثر سن، جنس و عوامل اقتصای اجتماعی شامل، محل سکونت، وضعیت تأهل و سطح تحصیلات همسان سازی شد، شانس نسبی استرس در افراد سیگاری و کسانی که سیگار را ترک کرده بودند، در مقایسه با افراد غیر سیگاری به طور معنی داری بالاتر بود (به ترتیب 66/1 = OR و 12/1 = OR).
نتیجه گیری: از آن جایی که در این مطالعه مسایل و مشکلات روان شناختی و استرس ها ارتباط معنی داری با سیگار کشیدن افراد داشته است، مناسب به نظر می رسد که مداخلاتی جهت روش های صحیح مقابله با استرس در راستای کاهش شیوع افراد سیگاری در جامعه ارایه شود.