بررسی رابطه بین بدرفتاری های دوران کودکی، فقدان ها و جدایی های اولیه و بدتنظیمی هیجانی با اختلال شخصیت مرزی(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
هدف از تحقیق حاضر، پیش بینی اختلال شخصیت مرزی بر اساس تجارب تروماتیک دوران کودکی (سابقه ی بدرفتاری و فقدان ها و جدایی های اولیه از اعضای خانواده) با نقش تعدیل کنندگی بدتنظیمی هیجانی بود. بدین منظور، 413 شرکت کننده از دانشجویان دانشگاه تهران به شیوه ی نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند. برای سنجش متغیرها از پرسشنامه های اطلاعات دموگرافیک، مقیاس شخصیت مرزی، پرسشنامه ی کودک آزاری و مقیاس دشواری در تنظیم هیجانی (DERS) استفاده شد. داده های خام به دست آمده با استفاده از مدل معادلات ساختاری مورد تحلیل قرار گرفت. یافته های پژوهش فعلی، به تحقیقات قبلی نزدیک بود. نتایج نشان داد که مدل نظری برازش مناسبی دارد و تجارب تروماتیک دوران کودکی (بویژه آزارهای هیجانی) و بدتنظیمی هیجانی، پیش بین های خوبی برای اختلال شخصیت مرزی هستند.







