ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸۰٬۶۸۱ تا ۱۸۰٬۷۰۰ مورد از کل ۵۵۵٬۷۴۸ مورد.
۱۸۰۶۸۱.

تحلیل ارتباط هوشمندسازی و پایداری در فضاهای شهری (مطالعه موردی: منطقه 6 شهر تهران)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۴ تعداد دانلود : ۴۵۸
با ورود به هزاره سوم میلادی، شهرها در اثر رشد جمعیت و شهرنشینی، با چالش های گسترده ای ناشی از رشدی فراتر از ظرفیت های پاسخگو مواجه شده اند که نمود عینی آن را در مسائلی چون فقر شهری، کمبود زیرساخت ها، اسکان غیررسمی، رشد آلودگی ها، کاهش کیفیت زندگی و در مجموع، رشد ناپایداری ها می توان مشاهده نمود. در چنین وضعیتی، یافتن راهکارهای جدید و کم هزینه در جهت دستیابی به پایداری، بیش از پیش ضروری به نظر می رسد. بر این اساس، پژوهش حاضر استدلال می کند که هوشمندسازی، با بهره گیری از شاخص هایی همچون حکمروایی هوشمند، محیط زیست هوشمند، اقتصاد هوشمند، تحرک هوشمند، زندگی هوشمند و مردم هوشمند، رویکرد موثری در جهت نیل به پایداری (در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، محیطی و کالبدی) محسوب می گردد. روش تحقیق مبتنی بر روش همبستگی است، بدین معنی که ارتباط معناداری بین هوشمندسازی و پایداری شهری وجود دارد. گردآوری داده ها به روش های کتابخانه ای و میدانی (با ابزارهای پرسشنامه، مشاهده و مصاحبه) انجام شده است. در تحلیل داده ها نیز از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی (شامل رگرسیون چندمتغیره، ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی تک نمونه ای، تحلیل واریانس، و ضریب بتا) استفاده شده است. جامعه آماری شامل محله های منطقه 6 کلانشهر تهران است که بنا به تقسیمات اداری شهرداری منطقه، از 18محله تشکیل شده است. پایایی شاخص ها به کمک آلفای کرونباخ و روایی آنها براساس روش صوری انجام شده است. نتایج تحقیق بیانگر وجود ارتباط مستقیم بین سطح هوشمندسازی و پایداری شهری است، به طوری که با افزایش سطح هوشمندی محله ها، بر میزان پایداری آن ها نیز افزوده می شود. محله های آرژانتین- ساعی و دانشگاه تهران که از بیشترین سطح هوشمندی برخوردار هستند، دارای بالاترین میزان پایداری نسبت به سایر محله ها می باشند و محله های قزل قلعه، گاندی و عباس آباد که از کمترین سطح هوشمندی برخوردارند، تقریباً دارای پایین ترین میزان پایداری نیز هستند. با ورود به هزاره سوم میلادی، شهرها در اثر رشد جمعیت و شهرنشینی، با چالش های گسترده ای ناشی از رشدی فراتر از ظرفیت های پاسخگو مواجه شده اند که نمود عینی آن را در مسائلی چون فقر شهری، کمبود زیرساخت ها، اسکان غیررسمی، رشد آلودگی ها، کاهش کیفیت زندگی و در مجموع، رشد ناپایداری ها می توان مشاهده نمود. در چنین وضعیتی، یافتن راهکارهای جدید و کم هزینه در جهت دستیابی به پایداری، بیش از پیش ضروری به نظر می رسد. بر این اساس، پژوهش حاضر استدلال می کند که هوشمندسازی، با بهره گیری از شاخص هایی همچون حکمروایی هوشمند، محیط زیست هوشمند، اقتصاد هوشمند، تحرک هوشمند، زندگی هوشمند و مردم هوشمند، رویکرد موثری در جهت نیل به پایداری (در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، محیطی و کالبدی) محسوب می گردد. روش تحقیق مبتنی بر روش همبستگی است، بدین معنی که ارتباط معناداری بین هوشمندسازی و پایداری شهری وجود دارد. گردآوری داده ها به روش های کتابخانه ای و میدانی (با ابزارهای پرسشنامه، مشاهده و مصاحبه) انجام شده است. در تحلیل داده ها نیز از آزمون های آماری توصیفی و استنباطی (شامل رگرسیون چندمتغیره، ضریب همبستگی پیرسون، آزمون تی تک نمونه ای، تحلیل واریانس، و ضریب بتا) استفاده شده است. جامعه آماری شامل محله های منطقه 6 کلانشهر تهران است که بنا به تقسیمات اداری شهرداری منطقه، از 18محله تشکیل شده است. پایایی شاخص ها به کمک آلفای کرونباخ و روایی آنها براساس روش صوری انجام شده است. نتایج تحقیق بیانگر وجود ارتباط مستقیم بین سطح هوشمندسازی و پایداری شهری است، به طوری که با افزایش سطح هوشمندی محله ها، بر میزان پایداری آن ها نیز افزوده می شود. محله های آرژانتین- ساعی و دانشگاه تهران که از بیشترین سطح هوشمندی برخوردار هستند، دارای بالاترین میزان پایداری نسبت به سایر محله ها می باشند و محله های قزل قلعه، گاندی و عباس آباد که از کمترین سطح هوشمندی برخوردارند، تقریباً دارای پایین ترین میزان پایداری نیز هستند.
۱۸۰۶۸۲.

شناسایی و تحلیل همدیدی تیپ های هوای شهر اهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۶۷ تعداد دانلود : ۴۷۶
یکی از کارهایی که در زمینه اقلیم شناسی همدید انجام می شود تیپ بندی هواست. در این پژوهش به منظور شناسایی تیپ های هوای ایستگاه اهر ، داده های روزانه مربوط به 16 پارامتر جوی طی دوره آماری 1/1/1365 تا 10/10/1391 استفاده شده است. برای این کار یک تحلیل خوشه ای با روش ادغام وارد بر روی ماتریس استاندارد شده با آرایه P( 16 ×9227)، انجام گرفت که در این آرایه روز ها در سطرها ومتغیرها در ستون ها قرار دارند و در نهایت 5 تیپ هوا برای شهر اهر شناسایی شد که عبارتند از: 1- تیپ گرم، نیمه خشک و بدون بارش2- تیپ معتدل، نیمه مرطوب و کم بارش3- تیپ خیلی سرد و یخبندان، نیمه مرطوب و بدون بارش4- تیپ معتدل سرد، نیمه مرطوب و کم بارش5- تیپ سرد، بسیار مرطوب و پربارش. نتایج مطالعه نشان داد تیپ معتدل، نیمه مرطوب و کم بارش بیشترین فراوانی را در شهر اهر و تیپ گرم، نیمه خشک و بدون بارش کمترین درصد حاکمیت را دارا می باشند. همچنین بررسی تغییرات زمانی تیپ های شناسایی شده حاکی از سیر نزولی تیپ هوای سرد، مرطوب و پربارش بوده و این در حالی است که تیپ های هوای متمایل به گرم ، روند عکس (افزایشی) را نشان می دهد. همچنین تیپ های هوایی که در دوره سرد سال و در شش ماه دوم سال فعال هستند با 8/58 درصد بیشترین درصد حاکمیت را به خود اختصاص داده اند.
۱۸۰۶۸۳.

برآورد مقدار تبخیر با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی و الگوریتم ژنتیک (مطالعه موردی: ایستگاه تبریز)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۱ تعداد دانلود : ۴۷۵
به سبب تأثیر متقابل عناصر هواشناختی در محاسبه قدرت تبخیر جو، تخمین آن یک کار پیچیده و غیر خطی است. لذا برای تخمین آن باید از مدل های پیشرفته ریاضی استفاده نمود. در این مطالعه جهت برآورد قدرت تبخیر جو در سطح ایستگاه تبریز از شبکه های عصبی مصنوعی بر پایه دو الگوریتم آموزشی لونبرگ مارکوئت و الگوریتم ژنتیک، رگرسیون خطی چند متغیره و معادله پنمن فائو استفاده شده است. بر این اساس در مدل شبکه عصبی با اتخاذ یک و دو لایه پنهان و دو تابع فعال سازی تان سیگمویید و لوگ سیگمویید، 56 مدل شبکه عصبی تولید شد. ارزیابی و مقایسه نتایج این مدل ها براساس معیارهای چون ضریب تعیین و مجذور میانگین مربعات خطا نشان داد که دقت مدل ها بستگی به نوع تابع محرک، نوع الگوریتم آموزشی، تعداد لایه های پنهان و تعداد نرون های اتخاذ شده دارد. از سوی نتایج نشان داد که در مدل های تک لایه، دقت وزن دهی الگوریتم ژنتیک برای هر دو تابع فعال ساز بیش از الگوریتم لونبرگ مارکوئت است. از سویی در مدل های با دو لایه پنهان دقت وزن دهی الگوریتم آموزشی لونبرگ مارکوئت بیش از الگوریتم ژنتیک بوده؛ به طوری که دقیق ترین مدل شبکه با آرایش 5-7-7-1 با مجذور میانگین مربعات خطای 227/0 میلی متر بر اساس الگوریتم آموزشی لونبرگ مارکوئت و دو لایه پنهان و تابع فعال سازی تان سیگمویید تولید شده بود. همچنین مجذور میانگین مربعات خطای مدل رگرسیون خطی چند متغیره و معادله پنمن فائو به ترتیب به مقدار 79/0 و 34/1 بدست آمد. بنابراین مدل شبکه عصبی در قیاس با دو مدل مذکور دارای کارایی بهتر، ضریب دقت بیشتر و مقدار خطای کمتری جهت پیش بینی مقدار تبخیر ایستگاه تبریز است.
۱۸۰۶۸۴.

ارزیابی توانمندی ها و چالش های طبیعی زمین برای فعالیت کشاورزی در شهرستان فریدونشهر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۹۷ تعداد دانلود : ۴۳۸
مطالعه و شناخت توانمندی های نواحی جغرافیایی جهت ایجاد زمینه های علمی لازم به منظور نیل به بهره مندی بهتر از منابع موجود در راستای توسعه کشاورزیِ سودمند و پایدار ضروری است. ساختار کوهستانی منطقه فریدونشهر، اهمیت فضای جغرافیایی این ناحیه را از دیدگاه توسعه روستایی و کشاورزی دوچندان نموده است. بنابراین، رویکرد اصلی پژوهش حاضر، شناخت و معرفی توانمندی ها و محدودیت های مرتبط بر سطح زمین برای فعالیت کشاورزی در شهرستان می باشد. این مطالعه می تواند بخشی از طرح جامع تعیین قابلیت های اراضی ناحیه برای توسعه پایدار کشاورزی در منطقه باشد. در این مطالعه، ارزیابی توان زمین و تهیه نقشه های تعیین پتانسیل از طریق سیستم اطلاعات جغرافیایی (GIS) بر مبنای رویکرد تحلیلی تصمم گیری چند معیاره (MCDM) انجام پذیرفته است. فرآیند تحلیل سلسله مراتبی (AHP) جهت وزن دهی به معیارها و در نهایت روش ترکیب خطی وزنی (WLC) نیز جهت تلفیق نقشه ها در دستیابی به این نتیجه مورد استفاده قرار گرفته است. پارامترهای مورد استفاده در این مطالعه عبارتند از: توپوگرافی شامل مدل رقومی ارتفاع و شیب، ویژگی های خاک شامل: عمق خاک، بافت خاک و سنگریزه خاک و همچنین کاربری و پوشش زمین. نتایج ارزیابی توانمندی کشاورزی شهرستان نشان می دهد 25/6 درصد از منطقه در طبقه مناسب، 15/6 درصد اراضی منطقه در طبقه نسبتاً مناسب، 88/12 درصد از اراضی منطقه در طبقه کمی مناسب و 88/6 درصد از زمین منطقه در طبقه تقریباً نامناسب قرار گرفته اند. این در حالی است که 84/67 درصد از منطقه در محدودیت کامل برای فعالیت کشاورزی قرار دارد.
۱۸۰۶۸۵.

تحلیل فقر از منظر عدالت فضایی مطالعه موردی: استان های شمالی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۷ تعداد دانلود : ۴۵۳
عدالت فضایی به حاکمیت شرایطی اشاره دارد، که در آن منابع، مزایا، قدرت و ثروت جامعه از یک توزیع متوازن برخوردار باشد. تجلی این امر را می توان در توزیع نسبی متوازن شاخص های توسعه در مقیاس های ملی و محلی مشاهده کرد. از سویی دیگر بی عدالتی فضایی به حاکمیت شرایطی اشاره دارد که منابع، مزایا، ثروت و قدرت در جامعه از توزیع نامتوازنی برخوردار بوده و جامعه میل به دوگانگی و شکاف ساختاری داشته، و پیامدهای مختلفی را خواهد داشت. جدای از پیامدهای سیاسی و امنیتی آن، از نظر اجتماعی، حاکمیت بی عدالتی فضایی، پیامدهایی همچون گسترش فقر، حاشیه نشینی و ناهنجاری های دیگری را در بر خواهد داشت. این پژوهش با روش توصیفی – تحلیلی، تکیه بر اطلاعات کتابخانه ای، تجزیه و تحلیل داده ها، تولید نقشه ها و استفاده از نرم افزار Excel و ArcGIS در پی مطالعه و تحلیل فقر استان های شمالی جمهوری اسلامی ایران از منظر عدالت فضایی می باشد. بدین منظور، هفت استان خراسان شمالی، گلستان، مازندران، گیلان، اردبیل، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی به عنوان محدوده مطالعاتی انتخاب شده است. نتایج نشان می دهد که استان خراسان شمالی جزو فقیرترین استان های کشور می باشد. بعد از آن استان های گلستان، گیلان و اردبیل به لحاظ شاخص فقر و محرومیت در رتبه بعدی قرار دارند. استان های مازندران، آذربایجان شرقی و آذربایجان غربی در مقایسه با استان های پیش گفته وضعیت مطلوب تری داشته و در رتبه دوم فقر و محرومیت قرار دارند.
۱۸۰۶۸۶.

واکاوی جریان معاصر ضد تقریب فریقین در درون اهل سنت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۱۵ تعداد دانلود : ۵۴۸
اندیشمندان مسلمان شیعه و سنی، باوجود اختلا های نگرشی، در راستای اتحاد امت اسلامی، همواره اقدامات تقریب گرایانه را در اولویت هدف های خویش گنجانده اند؛ این اتحاد بر مبنای آیات قرآنی، روایات معصومین و سیره عقلا استوار است؛ اما گروهی در هر دو فرقه به دلیل های مختلف از پیوستن به جریان تقریب درونی امت اسلامی ابا ورزیده و با آن مخالفت کرده اند. در این مقاله جریان معاصر ضدّ تقریب در درون اهل سنت، مطرح شده است و با استقراء در کتاب های آنان، علت های هم نوانبودن آنان با جریان تقریب، استخراج و با توجه به نوع و شدت مخالفتشان، در سه دسته معارضان، مخالفان و مرتدان تقریب تحلیل شده اند. همچنین دیدگاههایشان نقد شد تا معلوم شود دلایل آنان برای مخالفت با جریان تقریب امت اسلامی، ناموجه و بیشتر ناشی از رویکرد و تحلیل اشتباه آنان نسبت به موضوع تقریب است.
۱۸۰۶۸۷.

نقش واسطه ای سرزندگی تحصیلی و شوخ طبعی در رابطه بین هیجانهای تحصیلی و درگیری تحصیلی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۰ تعداد دانلود : ۶۶۸
مقدمه: هدف این پژوهش تعیین نقش واسطه ای سرزندگی تحصیلی و شوخ طبعی در رابطه میان هیجانهای تحصیلی و درگیری تحصیلی بود. روش: نمونه پژوهش شامل 332 نفر از دانشجویان تحصیلات تکمیلی و ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه درگیری تحصیلی (ریو،2013)، مقیاس هیجان امید (پکران و دیگران،2002)، پرسشنامه کنجکاوی (کاشدان وهمکاران،2009)، پرسشنامه همدلی (وسن و دیگران، 2015 )، پرسشنامه شوخ طبعی (مارتین،2001)، و پرسشنامه سرزندگی تحصیلی(مارتین و مارش،2006) بود. یافته ها: یافته ها نشان داد تمامی روابط بجز خرده مقیاس رفتاری با شوخ طبعی، درگیری تحصیلی با شوخ طبعی و امید به یادگیری با شوخ طبعی معنادار هستند. تمامی ضرایب مسیر بجز مسیر شوخ طبعی به درگیری تحصیلی معنادار هستند، بنابراین این مسیر از مدل مفهومی حذف شد و مسیر شوخ طبعی به سرزندگی تحصیلی اضافه گردید و مدل دوباره برازش شد. در مسیر غیر مستقیم اول سرزندگی تحصیلی نقش میانجیگر معناداری را در رابطه بین هیجان و درگیری تحصیلی دارد. شوخ طبعی نیز نقش میانجیگر معناداری را در بین رابطه هیجان و سرزندگی تحصیلی دارد. همچنین سرزندگی تحصیلی در رابطه بین شوخ طبعی و سرزندگی تحصیلی نقش میانجیگری را دارد. نتیجه گیری: هرساله دانشجویان جدیدی در دانشگاه ها پذیرش و دانشجویان دیگری فارغ التحصیل می شوند که در این چرخه مستمر، توجه به کیفیت آموزشی از جایگاه ویژه ای برخوردار است. دانشگاه ها هرساله دانشجویانی را در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری تخصصی پذیرا هستند که توجه به عوامل اثرگذار بر یادگیری و پیشرفت تحصیلی آن ها می تواند باعث ارتقا و پیشرفت بیشتر در دانشگاه ها شود.
۱۸۰۶۸۸.

مقایسه اثربخشی برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی کودکان قوی بر شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلّق به مدرسه دانش آموزان مقطع ابتدایی مناطق برخوردار و محروم شهر همدان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۳ تعداد دانلود : ۵۷۰
مقدمه: هدف از انجام این پژوهش ارزیابی اثربخشی برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی کودکان قوی بر شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلّق به مدرسه دانش آموزان ابتدایی شهر همدان می باشد که به مقایسه اثربخشی برنامه فوق در مناطق برخوردار و محروم نیز می پردازد. روش: این پژوهش به روش نیمه آزمایشی و طرح مقایسه گروه های نابرابر انجام شد. 4 کلاس درس (2 کلاس از مناطق محروم و 2 کلاس از مناطق برخوردار) از مدارس پایه پنجم ابتدایی شهر همدان به صورت هدفمند انتخاب و به صورت تصادفی در هر منطقه یک کلاس درس در گروه آزمایش و یک کلاس درس در گروه کنترل جایگزین شد. ابتدا پرسشنامه های شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلّق به مدرسه در مرحله پیش آزمون اجرا و بعد از 12 جلسه آموزش برنامه یادگیری اجتماعی-هیجانی کودکان قوی در گروه های آزمایش به مدت 3 ماه در هر 4 گروه پرسشنامه های فوق مجدداً به عنوان پس آزمون اجرا گشت. یافته ها: نتایج تحلیل واریانس عاملی نشان داد شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلّق به مدرسه دانش آموزان گروه آزمایش بیشتر از شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلّق به مدرسه دانش آموزان گروه کنترل می باشد. همچنین نتایج نشان داد که آموزش برنامه اجتماعی-هیجانی کودکان قوی بر شایستگی اجتماعی-هیجانی و تاب آوری تحصیلی و دانش آموزان منطقه محروم بیشتر از دانش آموزان منطقه برخوردار تأثیر دارد. امّا در متغیّر احساس تعلّق به مدرسه تفاوت معناداری بین دانش آموزان منطقه برخوردار و محروم مشاهده نشد. نتیجه گیری: با توجه به اینکه برنامه کودکان قوی در ایران دارای روایی اجتماعی است؛ بنابراین امید می رود جهت بهبود شایستگی اجتماعی-هیجانی، تاب آوری تحصیلی و احساس تعلق به مدرسه دانش آموزان از این برنامه استفاده شود.
۱۸۰۶۸۹.

اثر بخشی کارگاه آموزشی مبتنی بر رویکرد بین حرفه ای بر تغییر نگرش دانشجویان علوم سلامت به همکاری و یادگیری بین حرفه ای(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶۸ تعداد دانلود : ۵۷۵
مقدمه : با توجه به تحولات هزاره ی سوم در حوزه سلامت، ایجاد توانمندی همکاری بین حرفه ای و عملکرد تیمی در دانشجویان، از مهمترین وظایف سازمان های آموزشی است. این مطالعه با هدف بررسی اثر بخشی کارگاه آموزشی مبتنی بر رویکرد بین حرفه ای بر تغییر نگرش دانشجویان علوم سلامت به یادگیری وهمکاری بین حرفه ای انجام شده است. روش : مطالعه ی نیمه تجربی در سال 1397 در دانشگاه علوم پزشکی بقیه الله (عج) انجام شد. 56 نفراز دانشجویان پزشکی و پرستاری در مطالعه شرکت داشتند، نمونه گیری ابتدایی به روش در دسترس بوده، سپس نمونه ها به روش تخصیص تصادفی ساده به دو گروه آزمون و کنترل تقسیم شدند. مداخله به شکل کارگاه تعاملی مبتنی بر رویکرد بین حرفه ای با محتوای آموزشی ارتباطات و همکار ی بین حرفه ای انجام شد. اطلاعات با ابزار امادگی و نگرش به یادگیری بین حرفه ای (RIPLS) و پایایی 0/8 گردآوری و با نرم افزار 22 spss تحلیل شدند. یافته ها: هر دو گروه از نظر نگرش به همکاری و یادگیری بین حرفه ای قبل از مداخله تفاوت معنادار آماری نداشتند(0/05 p> )، پس از مداخله نگرش به همکاری و یادگیری بین حرفه ای در گروه آزمون با میانگین 80/80 و انحراف معیار 8/59 و گروه شاهد با میانگین 59/72 و انحراف معیار 8/29 تفاوت معنادار آماری مشاهده شد(0/001 P< ). نتیجه گیری: یافته ها، بیانگر فراهم بودن بستر انگیزشی و نگرشی مناسب برای تلفیق آموزش بین حرفه ای در علوم سلامت است. سازمان های آموزشی جهت تربیت نیروهای پاسخگو به نیاز سلامت نسل کنونی و آینده، از اکنون بایستی به فکر طراحی و اجرای آموزش بین حرفه ای در حوزه سلامت باشند.
۱۸۰۶۹۰.

رابطه بین هوش موفّق و خِرَد با یادگیری زبان انگلیسی در زبان آموزان دختر و پسر شهرستان های قائم شهر، بابل، ساری(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۸۷ تعداد دانلود : ۶۲۶
مقدمه: با توجه به اهمیت هوش موفق و خرد، هدف پژوهش حاضر بررسی رابطه بین هوش موفّق و خِرَد با یادگیری زبان انگلیسی در زبان آموزان دختر و پسر می باشد. آموزش هوش موفق و خرد می تواند مزایایی برای معلمان و یادگیرندگان داشته باشد و یادگیری را به خصوص در یادگیرندگان زبان انگلیسی تقویت کند . روش : روش این پژوهش از نوع توصیفی و همبستگی می باشد. در پژوهش حاضر جامعه آماری شامل کلّیه زبان آموزان، زبان انگلیسی دختر و پسر شهرستان های قائم شهر، بابل، ساری که در سال 97 1396 مشغول به تحصیل می باشند، که از این تعداد، نمونه ای به حجم 625 نفر انتخاب گردید که از این تعداد351 نفر پسر و 274 نفر دختر بودند، که به شیوه طبقه ای انتخاب شدند. پرسشنامه های هوش موفق استرنبرگ، خرد آردلت نیز ابزار پژوهش را تشکیل می دهند. یافته ها : برای تحلیل نتایج از روش هبستگی پیرسون استفاده شد. در مجموع یافته های این پژوهش نشان داد که بین هوش موفّق و خِرَد در افزایش یادگیری یادگیرندگان زبان انگلیسی رابطه معناداری(0/01 > P ) وجود دارد. نتیجه گیری: نتایج بدست آمده نشان داد که با بهره گیری از هوش موفق و خرد در یادگیری یادگیرندگان زبان انگلیسی می توان آموزش را سرعت بخشید و در نتیجه برای افزایش چهار مهارت اصلی در یادگیری زبان انگلیسی، تکنیک هایی جهت بهبود کیفیت آموزش آنها پیشنهاد می گردد.
۱۸۰۶۹۱.

مقایسه اثربخشی بازی های رایانه ای با بازی های سنتی ایرانی بر تفکر انتقادی دانش آموزان دارای ناتوانی ریاضی(مقاله پژوهشی دانشگاه آزاد)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۸ تعداد دانلود : ۵۹۸
هدف: باتوجه به اینکه ناتوانی های یادگیری مهم ترین عملکرد ضعیف تحصیلی محسوب می شوند و روش های سنتی تدریس، دیگر جوابگوی نیازهای تربیتی نسل حاضر و آینده نیست، هدف پژوهش حاضر مقایسه اثربخشی بازی های رایانه ای با بازی های سنتی ایرانی بر تفکر انتقادی دانش آموزان دارای ناتوانی ریاضی بود. روش بررسی: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری پژوهش حاضر شامل کلیه دانش آموزان پایه چهارم تا ششم دبستان شهر تهران با سنین 12-10 سال بودند که در سال تحصیلی 97-96 با ناتوانی ریاضی مواجه بودند. بدین منظور تعداد 30 نفر آزمودنی به شیوه نمونه گیری در دسترس و هدفمند انتخاب شدند و سپس به 3 گروه تقسیم شدند (گروه کنترل، گروه آزمایشی بازی های سنتی و گروه آزمایشی بازی های رایانه ای). ابزارهای پژوهش آزمون هوش کودکان وکسلر تجدیدنظر شده WISC-R (1949) و آزمون ریاضی کی-مت (1976) جهت غربالگری اولیه و پرسشنامه تفکر انتقادی کرنل X (1985) جهت بررسی اصلی بودند. تجزیه وتحلیل داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس چند متغیری مانووا و نرم افزار spss-24 انجام گرفت. یافته ها: بر اساس نتایج به دست آمده هر دو روش آموزش بازی های سنتی ایرانی و بازی های رایانه ای در بهبود تفکر انتقادی دانش آموزان مؤثر بوده اند که دراین بین میزان اثربخشی بازی های رایانه ای، در بهبود تفکر انتقادی دانش آموزان دارای ناتوانی ریاضی، بیشتر از بازی های سنتی ایرانی است (01/0>p). نتیجه گیری: براساس یافته های پژوهش مشاهده شد که بازی رایانه ای استراتژیک جذابیت بسیار زیادی برای شرکت کنندگان داشت و همین امر می تواند از علت های موفقیت بیشتر این نوع برنامه باشد.
۱۸۰۶۹۲.

نقش جریان های فضایی در تحولات اقتصادی سکونتگاه های روستایی مورد: روستاهای پیرامونی شهر زاهدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۲۱ تعداد دانلود : ۶۱۰
جریان های فضایی بین سکونتگاه های روستایی و شهری وجود دارند که در غالب جریان افراد، سرمایه، کالا، اطلاعات و فناوری و مانند آن تعریف می شود. جریان های فضایی بین شهر و روستا در گذر زمان از عوامل کلیدی در تحولات اقتصادی سکونتگاه های روستایی است. هدف اصلی پژوهش حاضر بررسی نقش جریان های فضایی در تحولات اقتصادی سکونتگاههای روستایی پیرامون شهر زاهدان است. تحقیق حاضر با توجه به ماهیت مسئله و موضوع مورد بررسی، از نوع تحقیقات داده پردازی است و جامعه آماری پژوهش را 218 روستای شهرستان زاهدان تشکیل می دهند که از این میان 30 روستا با استفاده از روش تخمین شخصی به عنوان نمونه موردی تحقیق برگزیده شده اند. با توجه به هدف پژوهش، از بین خانوارهای روستاهای نمونه، 348 خانوار به عنوان نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعیین شده اند. نمونه های تحقیق (اعم از روستا و خانوار) به ترتیب با استفاده از روش های طبقه ای(فاصله از شهر و جمعیت) و تصادفی انتخاب شده اند. روش گردآوری اطلاعات به صورت کتابخانه ای و میدانی (ابزار پرسشنامه)بوده است. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات از آمار توصیفی (میانگین ) و آمار استنباطی ( آزمون رگرسیون و آزمون کندال تائوبی) و برای تعیین وضعیت شدت تحولات در روستاهای نمونه از تکنیک Vikor استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که جریان های فضایی در بهبود ساختار اشتغال، گسترش فعالیت های گردشگری، بهبود وضعیت مسکن، بهبود وضعیت صنعت، بهبود وضعیت کشاورزی و خدمات تأثیر گذاشته است اما این تحولات در همه ابعاد و در همه روستاها مثبت نبوده و تحولات منفی را نیز (تغییر کاربری اراضی زراعی و باغی، گسترش الگوی مسکن شهری، تداوم جریان سرمایه در بخش های غیر تولیدی) در پی داشته است.
۱۸۰۶۹۳.

اثر تغییر اقلیم بر فنولوژی بادام در استان چهار محال و بختیاری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۰۸ تعداد دانلود : ۶۷۱
هدف از این پژوهش بررسی اثرات تغییر اقلیم بر فنولوژی بادام در استان چهار و محال بختیاری به عنوان یک منطقه با نوسانات دمایی شدید می باشد. بدین منظور در این تحقیق با استفاده از مدل ریز مقیاس کننده SDSM و داده های بزرگ مقیاس گردش عمومی جو canESM2 استفاده شد. داده های روزانه دمای کمینه، بیشینه و بارش در دوره آماری 30 سال (2015-1985) برای چهار ایستگاه به عنوان داده های مبنا استفاده شد و با استفاده از مدل SDSM و گردش عمومی canESM2 تحت دو سناریو RCP 4.5 و 8.5 از سال 2020 تا 2050 میلادی با مقادیر فعلی مقایسه و تغییرات آن مورد ارزیابی قرار گرفت. نتایج نشان داد که عامل ارتفاع نقش مهمی در تغییر عناصر اقلیمی و به تبع آن تغییرات زمانی مراحل فنولوژی بادام در منطقه پژوهش شده است. بررسی سناریوهای مورد بررسی نشان می دهد که تحت تأثیر تغییرات اقلیمی تقویم زراعی محصول بادام تغییر می کند و تاریخ مراحل فنولوژی محصول زودتر اتفاق می افتد. همچنین طول دوره ی رشد به علت گرم شدن منطقه و زودتر کامل شدن درجه روزهای رشد مورد نیاز کاهش پیدا می کند. الگوی مکانی تغییرات مراحل فنولوژی نشان داد که در هر دو سناریو میزان تغییرات در قسمت های جنوبی استان بیشتر و به سمت شمال از میزان تغییرات کاسته می شود. با توجه به اینکه در دوره ی پیش بینی مرحله ی شکفتن جوانه ها زودتر اتفاق می افتد و با یخبندان های دیررس بهاره درخت بادام همزمان است و این مرحله در مقابل سرما حساس است باید اقدامات مراقبتی افزایش داده شود. نتایج نشان داد در مناطقی که مراحل فنولوژی زودتر اتفاق می افتد، میزان تأثیرپذیری مراحل فنولوژی کشت بادام از تغییرات اقلیمی بیشتر است. در مناطق جنوبی استان مراحل فنولوژی استان زودتر از سایر قسمت ها اتفاق می افتد و این مناطق تأثیرپذیری بیشتری از تغییر اقلیم دارند
۱۸۰۶۹۴.

پیش بینی بارش های سنگین غرب کشور بر اساس برآوردهای رادار هواشناسی با استفاده از روش Z-R(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۵۱۴ تعداد دانلود : ۶۷۷
میزان بارش اندازه گیری شده توسط رادار با میزان بارش دریافت شده در سطح زمین تفاوت دارد. این اختلاف علل متعددی دارد که برخی از آن ها به ماهیت رادار و برخی دیگر به شرایط آب وهوایی هر منطقه مربوط می شود. در نتیجه برای تعیین میزان بارش های دریافتی در سطح زمین از داده های حاصل از رادار، باید داده های رادار را بر اساس داده های زمینی تصحیح کرد. پیوند میان بارش و بازتابندگی رادار نمایی است از z=aRb. اگر مقادیر ضرایب این مدل درست انتخاب نشوند برآورد مقدار بارش توسط رادار با اشتباه همراه می شود. اندازه و توزیع چکه های بارش اثر زیادی بر مقادیر ضرایب این مدل دارد. دامنه ی وردش در ضرایب این مدل بسیار زیاد است. دراین پژوهش از داده های رادار کرمانشاه به عنوان نماینده غرب کشور استفاده شد. ایتدا بارش های 26 تا 27 آبان سال 1394 و 10 تا 12 آذر سال 1395 ایستگاه های کرمانشاه، سرپل ذهاب، قصرشیرین، اسلام آباد، کنگاور، روانسر، سنقر، گیلان غرب، جوانرود، هرسین، سومار و تازه آباد که در محدوده ی 30 تا 100 کیلومتری رادار کرمانشاه جا گرفته اند، بررسی شد. در بارش اول برای هریک از نقاط مورد مطالعه، زاویه ی ارتفاع بهینه ی پرتو انتخاب و رابطه ی مربوط به آن نقطه استخراج و ضرایب تصحیح بدست آمد. با استفاده از این رابطه مقدار بارش برآوردی رادار از 31 درصد به 96 درصد افزایش یافت و میانگین مجموع بارش برآورد شده رادار از 9/8 به 4/32 میلی متر رسید که از میانگین واقعی فقط 1 میلی متر کم تر است. در بارش دوم، با استفاده از داده های بارش تمام نقاط مورد مطالعه، فقط یک معادله استخراج شد و ضرایب تصحیح رادار به دست آمد. نتایج برآورد بارش رادار به این روش نیز با تقریب خوبی مورد قبول بود و میانگین مجموع بارش برآورد رادار از 6/9 به 5/23 میلی متر افزایش یافت که 4 میلی متر از مقدار واقعی کم تر بود.
۱۸۰۶۹۵.

واکاوی و پیش بینی پدیده گرد و غبار در جنوب غرب ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸۴ تعداد دانلود : ۶۶۰
گرد و غبار پدیده ای است که آثار زیست محیطی مخرب زیادی را در بخش های مختلف زندگی انسان ها از جمله: کشاورزی، اقتصاد، بهداشت و غیره دارد. کشور ایران، به ویژه منطقه غرب و جنوب غرب آن، به دلیل قرار گرفتن در منطقه درگیر با پدیده گرد و غبار هر ساله خسارات زیادی را از این پدیده می بینند بنابراین توجه به این مساله و کاهش خسارات های حاصل از آن، در اولویت می باشد. هدف از پژوهش حاضر بررسی و پیش بینی پدیده گرد و غبار در جنوب غرب ایران می باشد. برای انجام این پژوهش از داده 27 ساله گرد و غبار در 14 ایستگاه سینوپتیک در جنوب غرب ایران در بازه زمانی(2017- 1990) استفاده شد. در این پژوهش، ابتدا داده های گرد و غبار در 14 ایستگاه مورد مطالعه نرمال سازی شد و سپس با استفاده از مدل های شبکه عصبی هیبرید- پانل دیتا، شبکه عصبی تطبیقی ANFIS در نرم افزار MATLAB خطایابی و پیش بینی شدند و در نهایت برای اولویت سنجی ایستگاه های بیش تر، در معرض گرد و غبار از مدل های تصمیم گیری چند متغیره TOPSIS و SAW استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که میزان اطمینان حاصل از مدل های خطاسنجی (شبکه عصبی هیبرید-پانل نسبت به شبکه عصبی تطبیقی ANFIS) بیش تر می باشد. براساس مدل های پیش بینی بیش ترین احتمال رخداد، حداکثر گرد و غبار در23 سال آینده پیش بینی شده در منطقه مورد مطالعه در دو ایستگاه سرپل ذهاب و آبادان به ترتیب با درصد (917/128، 709/120) می باشد. براساس مدل SAW بیش تر مقدار احتمال رخداد گرد و غبار، در 23 سال آینده پیش بینی شده در ایستگاه آبادان با 0/99 درصد و براساس مدل TOPSIS ایستگاه اسلام آباد غرب با مقدار درصد 0/97 به خود اختصاص داد. برای کاهش خسارات های حاصل از پدیده گرد و غبار در منطقه مورد مطالعه علاوه بر اقدامات داخل کشور مثل همکاری های بین سازمانی باید با انعقاد تفاهم نامه بین المللی با کشورهای همسایه بر آن فایق آمد.
۱۸۰۶۹۶.

مقایسه سوگیری توجه بین کودکان مبتلا به آسم و کودکان سالم با اضطراب بالا و پایین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۳ تعداد دانلود : ۴۸۱
مقدمه: شیوع مشکلات اضطرابی در کودکان مبتلا به بیماری های مزمنی مانند آسم، لزوم شناسایی عوامل زیر بنایی ایجاد و تداوم اضطراب را ضروری می سازد. مطالعات سوگیری توجه در کودکان مبتلا به آسم نه تنها بسیار محدود بلکه نتایج نیز متفاوت بوده است. این پژوهش با هدف مقایسه سوگیری توجه نسبت به محرک های مرتبط با بیماری و تهدید درکودکان مبتلا به آسم و کودکان سالم مضطرب انجام شد. روش کار: نمونه ها شامل 64 کودک مبتلا به آسم و سالم در گروه سنی 12 - 9 سال بودند که در چهار گروه (مبتلا به آسم و سالم با اضطراب بالا و پایین) قرار گرفتند. ابزار پژوهش آزمون اضطراب خصلتی کودکان اشپیلبرگر و آزمون دات پروب تصویری چهره ای محقق ساخته بود. تحلیل داده ها با بهره گیری از روش تحلیل واریانس چند متغیره و تک متغیره انجام شد. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد، سوگیری توجه در گروه سالم و بیمار نسبت به چهره ها و محرک های مرتبط با مولفه بیماری و چهره ای هیجانی منفی تفاوت معناداری داشت (0/05 P< ). ولی تفاوت معناداری در مولفه آسم بین گروه ها مشاهده نشد (0/05 P> ) . همچنین بین شدت بیماری و سوگیری توجه تفاوت معنا داری مشاهده نشد (0/05 P> ). نتیجه گیری: یافته ها نشان داد کودکان مضطرب مبتلا به آسم نسبت به محرک های مربوط به بیماری و چهره های هیجانی منفی گوش به زنگی دارند . نتایج این تحقیق می تواند به شناسایی عوامل واسطه ای و ارتباط متغیرهای روان شناختی و جسمی کمک کند و در تهیه ابزارهای مداخله ای در کاهش اضطراب کودکان مبتلا به آسم و سایر بیماری های مزمن موثر باشد.
۱۸۰۶۹۷.

تدوین و اعتباریابی راهبردهای یاددهی- یادگیری در برنامه درسی فطرت گرای توحیدی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۸۱ تعداد دانلود : ۸۸۳
مقدمه: یکی از مهمترین عناصر طراحی برنامه درسی با رویکرد فطرت گرای توحیدی، راهبردهای تدریس و یادگیری است که نقش کلیدی در اجرا و کارایی برنامه درسی دارد. روش های تدریس باید با اهداف و محتوای مورد تدریس مطابقت داشته باشد و براساس نیازهای فراگیران طراحی شود. بنابراین، پژوهش حاضر با هدف تبیین راهبردهای یاددهی-یادگیری در تدوین برنامه درسی فطرت گرای توحیدی صورت گرفته است. روش کار: تحقیق حاضر به صورت آمیخته و شامل بخش های کیفی و کمی است. در بخش کیفی از روش تحلیل محتوای کیفی به صورت قیاسی و در بخش کمی از روش تحقیق پیمایش استفاده شد. در تحلیل محتوی، 42 مقاله مطابق معیارهای مورد نظر بررسی شد. برای تشکیل الگوی پیشنهادی، داده های حاصله تلفیق شدند. ابزار تحقیق پیمایش، پرسش نامه محقق ساخته بود که روایی آن به تایید 5نفر متخصص حوزه علوم تربیتی رسید . برای اعتباربخشی الگوی پیشنهادی، 20نفر از متخصصان حوزه علوم تربیتی به صورت هدفمند انتخاب شدند که الگوی پیشنهادی براساس نظرات آنها اعتباریابی شد. نتایج با استفاده از نرم افزار SPSS 18 مورد تحلیل قرار گرفت . یافته ها: نتایج به دست آمده بر اساس مطالعات منابع مختلف در این حوزه مشخص شد که ، راهبردهای یاددهی -یادگیری در نگاه فطرت گرای توحیدی با سایر دیدگاهها کاملا متفاوت است، زیرا مهمترین مولفه های آن این است که نمی تواند جدای از ارزشها و هدفها تدوین شود و بطور خلاصه دارای ویژگیهای زیر است: نتیجه گیری: در نظر گرفتن تفاوتهای فردی در فرایند یاددهی-یادگیری؛ انسانها دارای توانائیها و استعدادهای مختلف هستند بگونه ای پیامبر گرامی اسلام(ص) از آن بعنوان معادن سیم و زر یاد می کند لذا برنامه درسی فطرت گرای توحیدی در فرایند تدریس به آن توجه دارد.
۱۸۰۶۹۸.

مقایسه تطبیقی نظام آموزشی مقطع دکتری پرستاری در دانشگاه های ایران و ییل(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۶ تعداد دانلود : ۴۸۴
مقدمه: دانشگاه ها نقش مهمی در توسعه اجتماعی و تولید دانش دارند. تولید نیروی کار واجد شرایط جهت تولید دانش عمدتا از طریق برنامه های دکترا در دانشگاه ها صورت می گیرد. فارغ التحصیلان دکتری پرستاری به عنوان عامل پیشبرد علم پرستاری، مشاوران حرفه و آموزش دهنده محققان آینده پرستاری هستند. برنامه های درسی در ایفای بهتر این وظایف نقش دارند؛ لذا، شناخت نقاط قوت و ضعف برنامه آموزشی کشورمان ضروری به نظر می ر سد؛ بنابراین هدف از این مطالعه مقایسه تطبیقی دوره دکتری پرستاری در ایران با دانشگاه ییل بود. روش کار: مطالعه حاضر از نوع توصیفی - تطبیقی است که در سال 1397 انجام شد. پس از دریافت برنامه درسی دوره دکتری ایران و دانشگاه ییل از سایت های معتبر مرتبط مقایسه با استفاده از الگوی Beredy انجام شد. این الگو از روش های مطالعات تطبیقی است که چهار مرحله توصیف، تفسیر، همجواری و مقایسه را شامل می شود. یافته ها: علیرغم برخی شباهت ها در نحوه پذیرش، توجه به خدمت عادلانه و تساوی حقوق، جامعه محور بودن حرفه پرستاری، بیان صلاحیت ها، تفاوت هایی نیز در برگزاری سمینارهایی در راستای پایان نامه، بالینی بودن اعضا هیات علمی، داشتن برنامه عملیاتی، بسترسازی جهت تحقق رسالت و چشم انداز، دارا بودن دوره Doctor of Nursing Practice ، واحدهای درسی بین دانشکده ییل و ایران دیده شد. نتیجه گیری: نتایج این مطالعه نشان می دهد که برنامه آموزشی دکتری پرستاری با اعمال تغییراتی در نحوه پذیرش، استراتژی اجرایی آموزشی، تدوین برنامه عملیاتی و واحدهای درسی باید گام هایی در تحقق رسالت، چشم انداز و در نهایت رشد و تعالی سیستم آموزش پرستاری بردارد
۱۸۰۶۹۹.

ارزیابی خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قم در سال 1396(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۶۴ تعداد دانلود : ۵۵۵
مقدمه: دستیابی به موفقیت تحصیلی و پیشرفت به عنوان هدف غایی فراگیران و نظام آموزشی هر کشوری تلقی می شود، که تحقق این امر متأثر از عوامل متعددی است. یکی از این عوامل، خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان می باشد که باورهای فراگیران در مورد توانایی های خود در فرایند تحصیل تعریف می شود. این مطالعه با هدف ارزیابی خودکارآمدی تحصیلی در دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قم در سال 1396 انجام شد. روش: در این مطالعه مقطعی که به صورت توصیفی تحلیلی انجام شد 188 دانشجوی دانشگاه علوم پزشکی قم به روش نمونه گیری چند مرحله ای از بین دانشکده ها با رعایت معیارهای ورود و خروج از مطالعه انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه مشخصات دموگرافیک و پرسشنامه استاندارد خودکارآمدی تحصیلی (32 گویه) بود. داده ها توسط نرم فزار SPSS 19 توسط شاخص های مرکزی و توزیع فراوانی توصیف و با استفاده از آزمونهای T مستقل، ANOVA ، آزمون دانکن و ضریب همبستگی پیرسون و اسپیرمن در سطح معنی داری کمتر از 0/05 تحلیل شد. یافته ها: میانگین و انحراف معیار سن نمونه های 1/72 ± 21/38 سال، 81/9% نمونه ها مؤنث، 78/7% مجرد و 56/9% خوابگاهی بودند. میانگین و انحراف معیار نمره خودکارآمدی تحصیلی دانشجویان 21/19 ± 109/84 نمره از دامنه قابل اکتساب 160- 30 نمره بود. این نتایج نشان داد که 4/3% دارای خودکارآمدی تحصیلی ضعیف، 57/4% دارای خودکارآمدی تحصیلی متوسط و 38/3% دارای خودکارآمدی تحصیلی خوب بودند. آزمون های آماری نشان دادند که خودکارآمدی تحصیلی بر حسب جنس (0/014= P ) و دانشکده محل تحصیل (0/001= P ) اختلاف معنی داری دارد. آزمون ضریب همبستگی پیرسون نشان داد که بین خودکارآمدی تحصیلی با معدل تحصیلی همبستگی مستقیم معنی داری وجود دارد (0/001> P و 0/381= r ). نتیجه گیری: در نهایت نتایج نشان داد که دانشجویان دانشگاه علوم پزشکی قم از خودکارآمدی تحصیلی متوسطی برخوردار هستند و با توجه به ارتباط آن با برخی مؤلفه های مؤثر در تحصیل لازم است برنامه های ارتقاء آن در دانشگاه جهت دانشجویان لحاظ گردد.
۱۸۰۷۰۰.

ارتباط تستوسترون پیش از تولد با توانایی های فضایی در ورزشکاران زن و مرد: تکنیک جستجوی بینایی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۷۲ تعداد دانلود : ۴۶۷
مقدمه : نسبت انگشت دوم به چهارم نشان گری قابل پیش بینی برای تستوسترون پیش از تولد است که با طیف گسترده ای از رفتارهای متفاوت از نظر جنسی ارتباط دارد. هدف : هدف از مطالعه حاضر تمرکز بر ۲D:۴D و نقش احتمالی آن به عنوان نشانگر زیستی بر توانایی های فضایی در ورزشکاران زن و مرد است. روش : پژوهش حاضر از نوع توصیفی - همبستگی بود. نمونه ها به صورت تصادفی در دسترس انتخاب شدند. نموند پژوهش شامل ۴۰ ورزشکار زن و ۴۰ ورزشکار مرد بود. برای ارزیابی توانایی های فضایی از آزمون چرخش ذهنی ( MRT ) و توانایی هدف گیری استفاده شد. همچنین در این آزمون از دستگاه ردیابی چشم به منظور بررسی و بازبینی حرکات چشم به هنگام اجرای تکلیف هدف گیری استفاده شد. برای بررسی تستوسترون پیش از تولد از نسبت انگشت دوم به چهارم به وسیله اندازه گیری طول انگشتان توسط متر نواری استفاده شد. داده ها با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون تحلیل شدند. یافته ها : یافته ها نشان داد بین نسبت انگشت دوم به چهارم و توانایی های فضایی رابطه منفی و معناداری وجود داشت (۰/۰۱ p< ). همچنین بین ۲D:۴D با شاخص های توجه بینایی در این پژوهش رابط معناداری وجود داشت (۰/۰۱ p< ). نتیجه گیری : این یافته ها می تواند توضیح دهد که چگونه مردان و زنان هیپر آندروژنیک از اثرات تقویت عملکرد آندروژن ها در ورزش هایی که توانایی های فضایی با عملکرد بهتر ارتباط دارد، سود می برند.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان