ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۹٬۲۸۱ تا ۱۰۹٬۳۰۰ مورد از کل ۵۵۵٬۷۴۸ مورد.
۱۰۹۲۸۱.

نوقاجارگرایی در هنرهای تجسمی معاصر و جدید ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۴ تعداد دانلود : ۴۳۹
هنر دوره قاجار به نوعی هنر دوره گذار محسوب می شود. مضامین آن اشاره به آینده ای است که هنوز متولد نشده و تنها گذشته را هم نشان نمی دهد. هنر این دوره به دلایل قابل توجهی از جمله، آغاز دوره مدرنیسم در ایران، ورود صنعت چاپ و کتاب، گسترش روشنفکری، تأسیس دارالفنون و رواج بیان فردیت، وضعیت ناایستا و گذرایی را نشان می دهد. با این وجود در چند دهه اخیر، هنرمندان تجسمی به استفاده از مضامین، مفاهیم و عناصر دیداری هنر این دوران در آثارشان، گرایش زیادی نشان داده اند که هدف این پژوهش بررسی آن تمایلات است. در این پژوهش با بررسی نمونه های انتخاب شده - بر اساس سؤال تحقیق- عناصر و نشانه های آشکار و پنهان آثار هنرمندان معاصر و جدید ایران که پیوندی با دوره قاجار دارند، شناسایی و با استفاده از روش توصیفی-تحلیلی مورد واکاوی قرار گرفته است. پس از بررسی های اولیه روشن شد که بسیاری از عناصر و ویژگی های هنر قاجار، در هنر امروز ما هنوز جریان دارند که می توان آنها را در سه سطح: آثاری که به طور مستقیم از هنر دوران قاجار اقتباس شده اند، آثاری که از نقش مایه ها و نمادهای دوران قاجار استفاده کرده اند و آثاری که در لایه های پنهان خود، از این فرهنگ الهام گرفته اند؛ طبقه بندی و بررسی کرد. توجه به گستردگی فرهنگ تصویری واقع گرایانه دوره قاجار به عنوان آغاز دوره مدرنیسم در ایران از جمله موضوعات مورد توجه هنرمندان مدرن ایران بوده است که مجموعه داران و دارندگان نگارخانه ها، درجهت رشد و رونق بازارهای هنری به آن دامن زده اند.
۱۰۹۲۸۲.

مطالعه تطبیقی ایکات ایران (یزد) و ازبکستان از منظر رنگ و نقش(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۷ تعداد دانلود : ۳۱۱
ایکات یکی از منحصربه فردترین پارچه ها در جهان است که روش بافت و نقش اندازی روی آن با دیگر پارچه ها متفاوت است. دستبافته های ایکات منسوجات طرح داری هستند که با گره زدن و مقاوم ساختن در برابر رنگ کردن تار و یا رنگ کردن تار قبل از بافتن تولید می شوند، تکنیکی که در بسیاری از نقاط جهان شناخته شده است. این بافته در کشورمان با نام «دارایی» شناخته می شود. هدف اصلی در این پژوهش، شناسایی تفاوت ها و شباهت های میان پارچه های دستباف ایکات یزد و ازبکستان است که زمانی در یک جغرافیای فرهنگی وجود داشتند. پژوهش حاضر در پی پاسخ به این سؤال است که میان نقوش و رنگ ایکات های ایران و ازبکستان چه شباهت ها و چه تفاوت هایی وجود دارد؟ این پژوهش به شیوه توصیفی- تحلیلی با رویکرد تطبیقی و با بهره گیری ازمنابع کتابخانه ای صورت گرفته است. یافته های این پژوهش حاکی از آن است که ایکات ازبکستان از منظر رنگ و نقش تنوع گسترده تری دارد و رنگ های به کاررفته در ایکات ازبکستان درخشان تر هستند اما ایکات یزد از تنوع رنگ و نقش کمتری برخوردار است و بیشتر از نقوش هندسی در آن استفاده شده است. زمینه پارچه های ازبکستان از نقوش پرشده است اما زمینه پارچه های یزد خلوت بوده و فضاهای خالی در آنها دیده می شود.
۱۰۹۲۸۳.

ارزیابی اثر شاخص هندسی خیابان (H/W) برعملکرد حرارتی مسکن؛ نمونه مورد مطالعه: آپارتمان های مسکونی همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۱۰ تعداد دانلود : ۳۹۴
پیوند بین هندسه معابر شهری (H/W) و مصرف انرژی ساختمان، تعامل پیچیده ای بین عوامل اقلیمی، الگوهای مکانی، نحوه قرارگیری فضاهای باز و همجواری ساختمان هایی است که آنها را تشکیل می دهند.  این تحقیق، با استفاده از مفهوم خرد اقلیم ایجاد شده متأثر از هندسه معابر شهری به بررسی عملکرد حرارتی ساختمان های مسکونی شهرهمدان پرداخته است. ارزیابی اثر هندسه معابر شهری(H/W)  بر میزان مصرف انرژی، هدف اصلی است. در این مطالعه مجموعه جامعی از شبیه سازی های حرارتی مبتنی بر آب و هوای منطقه همدان و تحلیل آماری، برای بررسی چگونگی تأثیر تغییرات ضابطه ارتفاع نسبت به عرض معبر بر میزان مصرف انرژی انجام شده است. روش تحقیق به صورت ترکیبی از روش های کیفی و کمی(داده های عددی شبیه سازی) است. در مرحله شبیه سازی برای شناخت تأثیر(H/W)، بر میزان مصرف انرژی دو حالت در نظر گرفته شده است. ابتدا برای بررسی اثر شاخص عرض معبر، ارتفاع ثابت و عرض معبر متغیر و سپس برای بررسی شاخص ارتفاع، عرض معبر ثابت و ارتفاع متغیر در مدلسازی ها در نظر گرفته شده و در تحلیل یافته ها از روش های آماری، ضریب همبستگی، مقایسه با مدل مرجع و رگرسیون چندگانه بهره گرفته شده است. نتایج بیان می دارد که در تمام قطعات مسکونی الگوهای شمالی، بین ( متغّیر(6الی36متری) W/ ثابت H) و میزان انرژی سالانه، رابطه همبستگی مستقیم و با شدت زیاد و در الگوهای جنوبی، بدون همبستگی است. همچنین بین ( ثابت W/ متغیر(3الی10طبقه)H) و انرژی سالانه در قطعات شمالی، همبستگی مستقیم و در قطعات الگوهای جنوبی رابطه همبستگی معکوس ولی با تاثیر بسیار کم برقرار است. بنابراین شاخص هندسی معابر شهری در الگوهای شمالی مؤثر بوده و افزایش ارتفاع با افزایش فاصله افقی بین ساختمان ها در کاهش مصرف انرژی تأثیرگذار است. هرچه مقدار شاخص ((H/W در معابر شهری اقلیم سرد همدان عدد کمتری باشد(دره های کم عمق)، با افزایش جذب تابش خورشیدی، میزان مصرف انرژی ساختمان کاهش می یابد. با تحلیل رگرسیون چندگانه مشخص شد، شاخص های هندسی ((H/W و مقدار سطوح درمعرض آفتاب(Ssu) و سایه(Ssh) نسبت به زیربنا(A) و سطح کل(S)، بیشترین تبیین کننده مصرف انرژی در الگوهای قطعات شمالی هستند. الگوی پیشنهادی (تغییر در استقرار سطح اشغال الگوی اول) بهینه ترین عملکرد حرارتی را با کاهش 9/42 درصد انرژی سرمایشی و 73/4 درصدی انرژی نهایی دارد.
۱۰۹۲۸۴.

گونه شناسی فضاهای دانش بنیان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۳۵ تعداد دانلود : ۴۶۹
امروزه با توجه به ضرورت استفاده از راه حل های نوآورانه مؤثر، باز و مشارکتی و بهره برداری از قابلیت های ICT برای ایجاد زندگی پایدار در شهرها، به تدریج انواع مختلفی از مفاهیم با عنوان فضاهای دانش بنیان با اهداف و کارکردهای گوناگون شکل گرفته است. درک ابعاد، ویژگی ها و تمایز این مفاهیم، موجب کمک به سیاست گذاران شهری در انتخاب راهبردها و سیاست ها و سرمایه گذاری در این حوزه ها از طریق جلوگیری از اغتشاش ذهنی و بروز تناقض های درونی و التقاط های نامنسجم این مفاهیم می شود. تاکنون گونه بندی های مختلفی از فضاهای دانش بنیان ارائه شده ولی بررسی تطبیقی یکپارچه ای برای تمامی مفاهیم فضاهای دانش بنیان که تصویری روشن و جامع و درکی عمیق و منسجم از این فضاها را ارائه نماید، انجام نشده است. در این راستا، پژوهش حاضر با رویکرد فراترکیب و در چارچوب مرور نظام مند کیفی و با هدفی توصیفی_اکتشافی، به بررسی تطبیقی مفاهیم فضاهای دانش بنیان بر اساس شش مؤلفه گفتمان توسعه، نوع دانش مورد نیاز برای توسعه، مکان مندی، کنشگران اصلی، الگوی مدیریت و دوره تاریخی پرداخته است. همچنین گونه شناسی فضاهای دانش بنیان، برای به دست دادن درکی بهتر، بر اساس دو مؤلفه مکان مندی و نوع دانش مورد نیاز برای توسعه صورت گرفته است که چهار گونه فضای دانش 1- مبتنی بر فناوری_غیرمکان مند، 2- مبتنی بر فناوری_مکان مند، 3- مبتنی بر دانش_غیرمکان مند و 4- مبتنی بر دانش_مکان مند قابل شناسایی است. یافته های پژوهش نشان می دهد که اکنون مفاهیمی چون شهر هوشمند و شهر دانش (به دلیل شمول معنایی) تا حدود زیادی جایگزین مفاهیمی مانند شهر دیجیتال و شهر مجازی شده اند. مفهوم شهر دانش نیز به عنوان چتری برای سایر مفاهیم همچون مکان دانش، شهر یادگیری و شهر هوشمند تلقی شده است. فضاهای دانش بنیان با گذشت زمان با تغییرات پارادایمی مواجه بوده است. گذار از مفهوم فناورانه دانش به مفهوم وسیع تر دانش، مشارکت فعالانه شهروندان در ایجاد، توسعه و مدیریت فضاهای دانش بنیان، حکمروایی شبکه ای مبتنی بر تعامل طیف وسیعی از کنشگران، تأکید بر سرمایه های فکری غیرملموس و ظرفیت سازی تعامل شهروندان برای یادگیری بلندمدت است.
۱۰۹۲۸۵.

تبیین مدل مفهومی مؤلفه های مؤثر در شکل گیری تجربه زیبایی شناسی معماری از منظر علوم شناختی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰۱ تعداد دانلود : ۳۵۵
بیان مسئله: پذیرش زیبایی شناسی معماری، به خصوص به صورت تجرییات عمیق افراد از بناها، زمینه ای است که اهمیت بسزایی دارد و معمولاً توجه چندانی برای شناخت آن به لحاظ محتوای علمی نمی شود و همواره این سردرگمی وجود دارد که کدام الگوی نظری زیبایی شناسی برای معماری از این منظر همه جانبه و کامل تر است، زیرا این مفهوم کیفیتی مبهم به نظر می رسد و نیازمند داده های منسجمی برای انجام پژوهش هایی دقیق تر است. تجربه زیبایی شناسی معماری، همواره مقوله ای پیچیده و تحت تأثیر عوامل متفاوت است، لذا شناخت چیستی و چگونگی این تجربه به عنوان یک ضرورت کیفی می تواند بر فرایند طراحی و اصول معماری تأثیرگذار باشد. لذا این پرسش مطرح می شود که تجربه زیبایی شناسی معماری چگونه کیفیتی است و به چه مؤلفه هایی وابسته است؟ هدف پژوهش: هدف پژوهش حاضر خلق یک توصیف جامع و چارچوب منسجم ا پدیده تجربه زیبایی شناسی معماری برای دستیابی به درک ساختار ذاتی آن تجربه از طریق ارائه یک مدل مفهومی است. روش پژوهش: این پژوهش با رویکردی کیفی و روشی توصیفی-تحلیلی انجام گرفته است و با دیدگاهی تفسیری از طریق تشریح ادبیات نظری از منظر یافته های علوم شناختی، یافته های بحث را در چارچوب مدلی مفهومی معرفی کرده است. نتیجه گیری: تجربه زیبایی شناسی معماری عبارت است از ارزیابی عاطفی تجربه ادراک فضا براساس رهیافتی مستقیم از طریق مؤلفه های ادراکی، انگیزشی، حسی-حرکتی، شناختی و رفتاری که به صورت ترکیبی از تصورات احساسی مختلف (نظیر لذت، خوشایندی و غیره) بروز می یابد. لذا با استناد بر نظریه های علوم شناختی می توان گفت دخالت واکنش های بدنی غیر آشکار در تجربه معماری عنوان می کند مؤلفه های ادراکی و انگیزشی منجر به واکنش های رفتاری می شوند که این خود بیانگر رابطه بین ابعاد هیجانی و همچنین درگیری مؤلفه های حسی-حرکتی از طریق بدن با فضاست. در حقیقت تعامل با فضای معماری از طریق قابلیت های ایجادشده آن می تواند مؤلفه های انگیزشی را درگیر کند. بنابراین مبنی بر آنکه ادراک زیبایی معماری بستگی به فعالیت های درونی تحریک شده دارد که شامل پردازش عاطفی و نیز عوامل شناختی مرتبط با زمینه های فردی می شود، در نتیجه مؤلفه های رفتاری هم می توانند مسبب فعال سازی توجه و انگیزش جهت امکان دادن به فرد برای تجربه آگاهانه خود به عنوان نهاد تجربه کننده و همچنین تجربه زیبایی به واسطه پدیده اثر معماری باشد.
۱۰۹۲۸۶.

تبیین انگاشت تاب آوری فضایی در طراحی شهری: یک مرور نظام مند کیفی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۹۷ تعداد دانلود : ۳۴۶
بیان مسئله : در پاسخ به طیف گسترد ه ای از چالش ها و معضلات ناشی از تغییرات اجتماعی و اقتصادی، تاب آوری فضایی به عنوان نظریه متأخر تاب آوری شهری، هم در حوزه نظری و  هم حوزه عملی در حال توسعه و مفهوم سازی است. با این وجود، دلالت های مفهومی تاب آوری فضایی به ویژه در حوزه طراحی شهری هنوز به طور مشخص تبیین نشده است و مفاهیم آن در سایر حوزه ها به طور پراکند ه ای در حوزه طراحی شهری به کار رفته است. هدف پژوهش : تاب آوری فضایی از بسیاری ابعاد بیانگر یک رویکرد گفتمانی نوین و چند بعدی در نسبت با تاب آوری شهری با تمرکز بر مکان است، جایی که سیستم شهری در مواجهه با تغییرات، ویژگی های تطبیق پذیری و تغییرپذیری را تولید و بازتولید می کند. این مقاله بنا دارد فصل مشترک های مفهومی و متقنی را برای فضایی بودن تاب آوری فراهم کند. هدف این مقاله تعریف چارچوب مفهومی تاب آوری فضایی در حوزه طراحی شهری و بینش های تأثیرگذار و کلیدی آن است. روش پژوهش : این پژوهش بر اساس چارچوب مفهومی مکان تاب آور (RPA) مطالعات تاب آوری فضایی را بررسی کرده است. در این پژوهش بررسی نظام مند تاب آوری فضایی تحقق یافته و در چهار مرحله از طریق جستجوی واژه «تاب آوری فضایی» در پایگاه داده اسکوپوس از سال 1973 تا آوریل 2020 انجام شده است. نهایتاً 14 مقاله برای تحلیل محتوا انتخاب شدند. نتیجه گیری : فضایی بودن تاب آوری بر جنبه های مکانی و محلی سیستم شهری و یکپارچگی آن با مقیاس های فراتر تأکید دارد. تعاملات و تبادلات درون مقیاسی و بین مقیاس ها، تطبیق پذیری و تغییرپذیری، نوآوری و خلاقیت، هم تکامل بودن و هویت مکان از ویژگی ها و جنبه های پنج گانه تأثیرگذار تاب آوری فضایی است. تاب آوری فضایی ورای تاب آوری سنتی با رویکرد مهندسی، برای یکپارچه سازی و هم پیوندی سیاست های تاب آوری با دیگر سیاست ها و برنامه ها که بر ماهیت مکان ها و چگونگی عملکرد آن ها تأثیرگذارند اهمیت قائل است.
۱۰۹۲۸۷.

تحلیل عوامل عدم تحقق پذیری طرح های جامع در شهرهای کوچک (مطالعه موردی: شهرهای سنگر، خشکبیجار و شفت)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۴ تعداد دانلود : ۴۲۰
بیان مسئله : ارزیابی تحقق پذیری طرح های توسعه شهری در پژوهش های متعدد صورت گرفته، حاکی از عدم موفقیت آن ها بوده و ضرورت بازنگری و ریشه یابی علل عدم تحقق پذیری چنین طرح هایی را در برنامه ریزی شهری آشکار می سازد. هدف پژوهش : پژوهش حاضر به دنبال واکاوی و تحلیل عوامل مؤثر بر عدم تحقق پذیری طرح های جامع در شهرهای کوچک است که بدین منظور سه شهر کوچک استان گیلان به عنوان نمونه موردی انتخاب شدند. روش پژوهش : جهت حصول به هدف مورد نظر از روش تحقیق کیفی از نوع نظریه زمینه ای استفاده شد تا اطلاعات و نظرات موثق و قابل اطمینانی با استفاده از مصاحبه نیمه ساختارمند حاصل شود. بدین ترتیب جهت رسیدن به اشباع نظری، با 23 نفر از افراد مطلع و صاحب نظر در حوزه مدیریت شهری شهرهای کوچک مصاحبه صورت گرفت که هر مصاحبه حدود یک ساعت تا یک ساعت و سی دقیقه به طول انجامید. فرایند تحقیق به صورت رفت و برگشتی بوده است. نتیجه گیری : پس از تجزیه و تحلیل مصاحبه ها و کدگذاری ها، هفت محور اصلی برای علل عدم تحقق پذیری طرح جامع استخراج شد. این محورها عبارتند از: ضعف نظام مدیریتی، مشکلات نظام قانونی، مشکلات نظام اجرایی، مشکلات مالی، مشکلات ماهوی طرح، نبود مشارکت سازنده و مشکلات نظام فرایند تهیه طرح. در هر محور راه حل های متناسب با کدهای باز اولیه و فراوانی آن ها ارائه شده است. یافته های این پژوهش نشانگر این بود که مقوله های متفاوت در عدم تحقق پذیری طرح های جامع، ارتباط تنگاتنگی با یکدیگر دارند و به عبارتی دیگر به صورت زنجیره وار می توانند به یکدیگر متصل باشند و با اصلاح برخی موارد می توان به بهبود مقوله های دیگر نیز کمک نمود.
۱۰۹۲۸۸.

پیشنهادی برای احیای بِرکَه ها، سامانه ذخیره آب شیرین در نواحی شمالی خلیج فارس(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۵۶۹
بخش اعظمی از ایران در مناطق خشک قرار گرفته است، به همین دلیل از گذشته های دور تدابیر گوناگونی برای مدیریت آب و به خصوص آب های سطحی انجام شده است. آب و هوای خشک، کمبود ریزش باران، فصلی شدن آب رودخانه ها و خشک شدن تدریجی رودها، زمینه ساز اندیشه ذخیره آب به صورت بند و قنات و آب انبار در ذهن انسان گردید. آب انبارها بسته به شرایط اقلیمی و اجتماعی هر منطقه، طراحی متفاوتی دارند، هم چنین معماری چنین بناهایی در مناطق مختلف تحت تأثیر معماری محلی قرار گرفته است. مدیریت بهینه نزولات جوی اندک در چند روز از سال در منطقه ای که به دلیل بافت زمین شناسی سفره های آب زیرزمینی ناچیز و شوری دارد، نشانه نبوغ ساکنان فلات ایران برای ذخیره سازی آب بود. با پیشرفت این سنت، به خصوص در طی ادوار اسلامی بر تعداد استقرارگاه های منطقه افزوده شد؛ ازجمله سازه های ذخیره آب، یکی آب انبارها بوده که در مسیر سیلاب ساخته می شدند تا آب های سطحی پس از باران به آن ها هدایت شده و جهت مصارف مختلف استفاده شود. پرسش این است که، با توجه به کم آبی منطقه آیا می توان با احیاء فنون گذشته به بازسازی این سازه به صورت امروزی پرداخت؟ با توجه به میزان بارندگی اندک اما سیل آسای جنوب کشور، بِرکَه ها علاوه بر تأمین بخش مهمی از آب ساکنان، حکم سیل گیر را دارند و با یک باران در پایان فصل تابستان و چند بارش در فصل زمستان تمامی چندین هزار برکه جنوب کشور پر می شوند. اما با وابستگی این مناطق به آب سدها علاوه بر فشار به منابع آبی کشور، این سنت تاریخی رفته رفته رو به فراموشی است. با این وصف، از نتایج حاصل در این پژوهش این است که با اتکاء به آمار به نظر می رسد احیاء برکه ها -با حمایت های دولتی و با طراحی امروزی از الگوهای تاریخی- امکان تأمین آب برای ساکنان منطقه فراهم خواهد آمد.
۱۰۹۲۸۹.

تحلیلی بر چگونگی اتحاد و انقطاع نفس از بدن از منظر ابن سینا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۱ تعداد دانلود : ۳۲۸
نگرش دوساحتی بودن انسان و اعتقاد به تجمیع نفس مجرد و بدن مادی به عنوان دو سنخ متمایز در موجودی به نام انسان از مباحث چالش انگیز تاریخ فلسفه است. در این میان، می توان به سهم چشمگیر ابن سینا در تبیین ماهیت نفس، چگونگی ارتباط نفس با بدن و به موازات آن انقطاع نفس از بدن اشاره کرد. این مقاله با رویکرد تحلیلی و بررسی اسنادی با هدف تبیین چگونگی اتحاد و انقطاع نفس از منظر ابن سینا تدوین یافته است. یافته های پژوهش حاکی از این است که در اندیشه ابن سینا نفس، بدون سابقه مادی و مجرد آفریده شده و از تنزلات عقل در عالم ماده و همراه بدن خلق گردیده، سپس از بدن جدا شده، در قوس صعود، دیگر بار مجرد می شود. پس چیزی در «قوس صعود مجرد نمی گردد مگر اینکه از ابتدا نیز مجرد باشد. وی علت انقطاع نفس را بدن و اختلالات ناشی از روح بخاری می داند؛ زیرا براساس نظام واره فلسفی ابن سینا با تحلیل بدن و از بین رفتن وساطت روح بخاری، نفس منقطع می شود. همچنین وی درباره مرگ ارادی و اخترامی نتوانسته تبیین دقیقی ارائه دهد و علت انقطاع نفس را تنها در مرگ طبیعی به طور واضح و سازگار با مشاهدات بشری شرح می دهد.
۱۰۹۲۹۰.

درآمدی بر مبانی انسان شناسی عدالت جنسیتی از منظر حکمت صدرایی، با تأکید بر نقد مبانی فمینیستی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹۵ تعداد دانلود : ۲۹۵
حکمت متعالیه چه مبانی انسان شناسانه ای برای دستیابی به عدالت جنسیتی مطرح می سازد؟ فمینیست ها در مقام دفاع از حقوق زنان با تکیه بر برخی مبانی انسان شناسانه، تلاش های نظری متعددی داشته اند. این مقاله با روش توصیفی تحلیلی، به دنبال مبانی بدیل حکمت متعالیه در این حوزه است. براساس حکمت متعالیه و در تقابل با آرای فمینیستی، زن و مرد فراتر از پیکر مادی اند؛ هر دو در گوهر مشترک انسانیت به عنوان نوع متوسط اشتراک دارند و همین امر امکان وصول هریک از آنها به بالاترین مراتب کمال را میسر می کند. دستیابی به این مراحل کمالی، مشروط بر جنسیت خاصی نیست، بلکه مبتنی بر فعلیت مراتب عقل نظری و عملی است که آن نیز برای هریک از زن و مرد میسر است. غایات و مطالبات زن و مرد فراتر از حیات مادی است و آنها خود را مسافر عوالم برتر از عالم ماده می شمارند و در نهایت تمایز حقوقی میان آنها در آنجا که کمالات وجودی متمایز دارند یا عقل عملی هنجارهای متفاوتی در مورد آنها مطرح می کند، قابل قبول است.
۱۰۹۲۹۱.

پیشنهاد الگوی تحلیل عاملی اطلاع رسانی مخاطرات طبیعی شهری ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۵۳ تعداد دانلود : ۴۲۲
هدف: ارائه الگوی اطلاع رسانی و اطلاع دهی برای آشنایی جامعه ایران با مخاطرات طبیعی مانند زلزله. روش: پرسش نامه محقق ساخته بین ۱۸۴ نفر از مدیران ارشد جمعیت هلال احمر ایران، که به روش نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند، توزیع شد. شاخص های این پرسش نامه از ۱۱۴ منبع منتشرشده بین سال های ۱۹۹۰ تا ۲۰۲۱ به دست آمده و با استفاده از روش فراترکیبی و تأیید خبرگان تدوین شده است. ۱۳۸ پرسش نامه تکمیل و دریافت شده است. روش آماری مبتنی بر مدل سازی و تحلیل مسیر براساس معادلات ساختاری با استفاده از نرم افزار اسمارت پی.ال.اس. بود. در مدل از شاخص میانگین واریانس استخراج شده یا روایی هم گرا استفاده شده است. در این پژوهش برای ازبین بردن خطاهای اندازه گیری از روش پایایی ترکیبی استفاده شده است. یافته ها: فرایند اطلاع رسانی در سه بخش (اطلاع رسانان، ابزار و رسانه ها، محتوای پیام اطلاع دهی) بررسی شده است. معیارهای اطلاع رسانان شامل سازمان های مدیریت در سطح کشور، سازمان های مدیریت در سطح محلی، جامعه مدنی و بخش خصوصی است. معیارهای ابزار و رسانه ها شامل انتشارات، عملکرد هنری، بازی ها و مسابقات، مواد صوتی و تصویری، منابع وب، رسانه های اجتماعی، سامانه های اطلاعات جغرافیایی و برنامه کتاب درسی است. معیارهای محتوای پیام اطلاع دهی شامل فردی و خانوادگی، سازمان های حاکمیت ملی و محلی با بررسی جامع مخاطره زلزله در سه موقعیت پیش از بحران، حین بحران و پس از بحران، براساس تحلیل عاملی اکتشافی بررسی شده است و درنهایت ۳۴ شاخص در بخش اطلاع رسانان، ۴۱ شاخص در بخش ابزار و رسانه ها و ۵۶ شاخص در بخش محتوای پیام اطلاع دهی تأیید شد. نتیجه گیری: در بخش اطلاع رسانان نهاد ریاست جمهوری، وزارت کشور، وزارت راه و شهرسازی، وزارت ارتباطات و فناوری اطلاعات، سازمان شهرداری ها و دهیاری ها، سازمان صداوسیما، جمعیت هلال احمر، فرمانداری، نمایندگان مردم در مجلس، اعضای شورای شهر و شهرداری، رؤسای ادارات محلی، معتمدان محلی، سازمان های مردم نهاد، شورایاران در تمام موقعیت های بحران تأیید قرار گرفته اند، در بخش ابزار و رسانه ها، هوش مصنوعی و فضای ابری، پیام رسان ها) تلگرام، واتساپ،...)، نرم افزارهای کاربردی (اپلیکیشن ها)، سیستم های اطلاعاتی زلزله نگاری، سامانه های اطلاعات جغرافیایی(جی.آی.اس.)، نقشه ها و تصاویر ماهواره ای، سیستم های هشدار در هر سه موقعیت بحران تأیید شده اند. در محتوای پیام اطلاع دهی زلزله در معیار فردی و خانوادگی (تهیه کیف اضطراری ۰/۷۴۶ در پیش ازبحران، تعامل با سایر افراد محل سکونت ۰/۹۱۵ در حین بحران، مهارت های زندگی و حل مسئله ۰/۹۱۰ پس از بحران) تأیید شده اند و در معیار سازمان های مدیریت ملی و محلی (بررسی مشاغل و معیشت جامعه ۰/۶۵۵ در پیش از بحران، سازمان دهی سازمان های مردم نهاد ۷۲۱/ ۰در حین بحران و ارزیابی هشدار اولیه ۰/۷۴۳ پس از بحران) تأیید شده اند.  
۱۰۹۲۹۲.

اثربخشی درمان بین فردی فراشناختی بر کاهش احساس تنهایی و افزایش سرزندگی در زنان بازنشسته

تعداد بازدید : ۲۸۷ تعداد دانلود : ۲۷۸
پژوهش حاضر با هدف بررسی اثربخشی درمان بین فردی فراشناختی بر کاهش احساس تنهایی و افزایش سرزندگی در زنان بازنشسته انجام گرفت. پژوهش حاضر از نوع مطالعه نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون–پس آزمون با گروه کنترل بود. نمونه آماری شامل 30 زن بازنشسته فرهنگی بودند که به صورت هدفمند بر اساس ملاک های ورود به مطالعه انتخاب و در دو گروه آزمایش و کنترل (هر گروه15 نفر) جایگزین شدند. ابزار مورداستفاده در این پژوهش مقیاس های احساس تنهایی راسل، پپالو و فرگوسن و سرزندگی ذهنی رایان و فردریک بود. گروه آزمایش 8 جلسه ی 90 دقیقه ای آموزش گروهی درمان بین فردی فراشناختی را دریافت کردند درحالی که گروه کنترل هیچ آموزشی را دریافت نکردند. داده ها با استفاده از تحلیل کوواریانس تک متغیره (آنکوا) در نرم افزار 25-SPSS تجزیه وتحلیل شدند. نتایج نشان داد درمان بین فردی فراشناختی باعث کاهش احساس تنهایی و افزایش سرزندگی در زنان بازنشسته شده است. پیشنهاد می شود از درمان بین فردی فراشناختی برای کاهش احساس تنهایی و افزایش سرزندگی در زنان بازنشسته استفاده شود.
۱۰۹۲۹۳.

اثربخشی درمان ذهن آگاهی بر ارتقای تاب آوری و تنظیم شناختی هیجان در دختران آسیب دیده از رابطه با جنس مخالف

تعداد بازدید : ۲۴۶ تعداد دانلود : ۲۴۳
رابطه با جنس مخالف در سنین نوجوانی و جوانی غالباً می تواند به برخی آسیب های جبران ناپذیر برای دختران منجر شود. بر همین اساس پژوهش حاضر باهدف تعیین اثربخشی درمان ذهن آگاهی بر ارتقای تاب آوری و تنظیم شناختی هیجان در دختران آسیب دیده از رابطه با جنس مخالف انجام شد. روش پژوهش نیمه آزمایشی با طرح پیش آزمون و پس آزمون با گروه گواه بود. جامعه آماری شامل تمامی دختران آسیب دیده از رابطه با جنس مخالف در سال 1400-1399 بود که به مراکز مشاوره و روان درمانی تحت نظارت بهزیستی شهر مهاباد جهت دریافت خدمات مشاوره مراجعه کرده و از طریق روش نمونه گیری هدفمند و بر اساس معیارهای ورود و خروج تعداد 30 نفر وارد مطالعه شده و به صورت تصادفی در دو گروه 15 نفره آزمایش و گواه جایگزین شدند. ابزار اندازه گیری در این پژوهش پرسشنامه تاب آوری کانر و دیویدسون (2003) و تنظیم شناختی هیجان (گرانفسکی و همکاران، 2006) بود. گروه آزمایش تحت درمان ذهن آگاهی ویلیامز وسگال (2003) به مدت 8 جلسه 2 ساعته قرار گرفتند و گروه گواه هیچ مداخله ای دریافت نکرد. تجزیه وتحلیل داده های آماری با استفاده از روش تحلیل کوواریانس تک متغیره و با نرم افزار SPSS نسخه 23 صورت گرفت. سطح معناداری آزمون ها 0/05 در نظر گرفته شد. یافته های پژوهش نشان داد درمان ذهن آگاهی در گروه آزمایش در مقایسه با گروه گواه موجب تفاوت معنی داری بر تاب آوری و تنظیم شناختی هیجان (0/001>p) در دختران آسیب دیده از رابطه با جنس مخالف معنادار بود. بر اساس نتایج پژوهش می توان گفت درمان ذهن آگاهی روش مداخله ای مناسبی برای ارتقای تاب آوری و تنظیم شناختی هیجان دختران آسیب دیده از رابطه با جنس مخالف است.
۱۰۹۲۹۴.

اثربخشی آموزش هوش موفق استرنبرگ بر بهبود اشتیاق به مدرسه و خودپنداره تحصیلی دانش آموزان ابتدایی

تعداد بازدید : ۳۰۹ تعداد دانلود : ۳۳۸
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثربخشی آموزش هوش موفق استرنبرگ بر بهبود اشتیاق به مدرسه و خودپنداره تحصیلی دانش آموزان ابتدایی بود. روش پژوهش آزمایشی با طرح پیش آزمون، پس آزمون با گروه کنترل همراه با مرحله پیگیری 2 ماهه بود. جامعه آماری کلیه دانش آموزان ابتدایی شهر تهران در سال تحصیلی 1401-1400 بودند. در مرحله اول با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس تعداد 30 نفر انتخاب و سپس به شیوه تصادفی ساده در یک گروه آزمایش (15 نفر) و یک گروه کنترل (15 نفر) جایگزین شدند. گروه آزمایش تحت 12 جلسه آموزش هوش موفق استرنبرگ قرار گرفتند؛ اما گروه کنترل هیچ گونه مداخله ای از آموزش هوش موفق دریافت نکرد و در لیست انتظار باقی ماند. از مقیاس اشتیاق به مدرسه وانگ و همکاران (2011) و سیاهه خودپنداره تحصیلی دانش آموزان چن و تامپسون (2004) به منظور گردآوری اطلاعات استفاده شد. تجزیه وتحلیل اطلاعات به دست آمده از اجرای پرسشنامه ها از طریق نرم افزار SPSS نسخه 24 در دو بخش توصیفی و استنباطی (تحلیل واریانس آمیخته و آزمون تعقیبی بن فرونی) انجام پذیرفت. نتایج نشان داد آموزش هوش موفق در مرحله پس آزمون و پیگیری نسبت به گروه کنترل اثربخشی معناداری بر افزایش اشتیاق به مدرسه و خودپنداره تحصیلی دانش آموزان داشته است. بر اساس نتایج پژوهش حاضر، می توان گفت که آموزش هوش موفق استرنبرگ می تواند به عنوان یک شیوه آموزشی مناسب برای افزایش اشتیاق به مدرسه و خودپنداره تحصیلی دانش آموزان در مدارس ابتدایی به کاربرده شود.
۱۰۹۲۹۵.

اثربخشی آموزش روانشناسی مثبت نگری بر پریشانی روان شناختی، باورهای غیرمنطقی و درگیری فکری در بین زنان دارای همسر ناسازگار

تعداد بازدید : ۲۳۵ تعداد دانلود : ۲۹۶
هدف از این پژوهش، بررسی اثربخشی آموزش روانشناسی مثبت نگری بر پریشانی روان شناختی، باورهای غیرمنطقی و درگیری فکری در بین زنان دارای همسر ناسازگار بود. طرح پژوهش، نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون و پس آزمون با گروه کنترل بود. حجم نمونه 40 نفر بود که از جامعه مذکور، به روش تصادفی ساده انتخاب شدند.20 نفر به گروه آزمایش و 20 نفر به گروه کنترل تخصیص یافتند. ابزارهای پژوهشی مورداستفاده پرسشنامه های پریشانی روان شناختی، باورهای غیرمنطقی و درگیری فکری بود. گروه آزمایش در طول یازده جلسه، هر جلسه به مدت 90 دقیقه آموزش روانشناسی مثبت نگری دریافت کردند. برای تحلیل داده ها از تحلیل کوواریانس چندمتغیره و یک متغیره استفاده شد. یافته ها نشان داد نتایج مؤید آن است که بین گروه های آزمایش و کنترل ازلحاظ پس آزمون ابعاد پریشانی روان شناختی با کنترل پیش آزمون تفاوت معناداری وجود دارد. بر این اساس می توان گفت که تفاوت معناداری حداقل دریکی از متغیرهای وابسته یعنی ابعاد پریشانی روان شناختی ایجادشده است و ضریب تأثیر نشان می دهد که 66/9 درصد تفاوت دو گروه مربوط به مداخله آزمایشی است. نتایج مؤید آن است که بین گروه های آزمایش و کنترل ازلحاظ پس آزمون باورهای غیرمنطقی با کنترل پیش آزمون تفاوت معناداری وجود دارد. بر این اساس می توان گفت که تفاوت معناداری حداقل دریکی از متغیرهای وابسته یعنی ابعاد باورهای غیرمنطقی ایجادشده است و ضریب تأثیر نشان می دهد که 75/1 درصد تفاوت دو گروه مربوط به مداخله آزمایشی است. نتایج نشان می دهد که بین آزمودنی های گروه آزمایش و کنترل ازلحاظ پس آزمون ابعاد درگیری فکری با کنترل پیش آزمون تفاوت معناداری وجود دارد. بر این اساس می توان گفت که تفاوت معناداری حداقل دریکی از متغیرهای وابسته (ابعاد درگیری فکری) ایجادشده است و ضریب تأثیر نشان می دهد که 0/61 درصد تفاوت دو گروه مربوط به برنامه آزمایشی است.
۱۰۹۲۹۶.

بررسی عوامل اجتماعی مختلف بر کیفیت زندگی زنان شاغل و خانه دار با تأکید بر ساختار قدرت در خانواده

تعداد بازدید : ۵۵۹ تعداد دانلود : ۳۲۲
در پی صنعتی شدن جوامع و کاهش قدرت نهادهای سنتی، تغییرات فراوانی در جوامع رخ داده است و گروه های مختلفی را تحت تأثیر خود قرارداده است، که از مهم ترین آن ها می توان به زنان اشاره نمود. این عوامل سبب ورود زنان به بازار کار و افزایش اشتغال آنان شده است. این امر ساختار قدرت و نحوه تعاملات اعضای خانواده را تغییر داده و کیفیت زندگی زنان را تحت تأثیر قرارداده است. بر اساس تئوری های مختلف با افزایش منابع در دسترس افراد، ساختار و کیفیت زندگی زنان بهبود می یابد، اما عوامل اجتماعی مختلف مانند باورهای جنسیتی، دین داری، ارزش های مدرن و برخی عوامل زمینه ای مانند پایگاه، و بعد خانواده تسریع کننده یا مانع چنین تغییراتی می گردند. جهت بررسی فرایند چنین تغییراتی در جامعه ایرانی نمونه ای 384 نفره (192 نفر شاغل، 192 خانه دار) انتخاب گشتند. تحقیق حاضر از نظر اجرا پیمایشی می باشد، چرا که به بررسی جامعه آماری با استفاده از یک نمونه می پردازد. انتخاب روش پیمایشی بدین دلیل است که مناسب ترین روش برای شناخت کیفیت زندگی زنان شاغل و خانه دار و بررسی تأثیر ساختار قدرت و سایر متغیرها بر کیفیت زندگی است. یافته های تحقیق نشان داد کسب منابع بیشتر مانند تحصیلات، درآمد، و منزلت شغلی (پایگاه) و اشتغال زنان و عوامل اجتماعی مانند رسانه، ساختار قدرت را در خانواده ها تغییر می دهند و آن را به سمت الگوی مشارکتی سوق می دهند، اما مهم ترین عامل بهبود کیفیت زندگی زنان پایگاه اقتصادی اجتماعی مردان و تغییرات گسترده تر اجتماعی است که زمینه را برای چنین تغییراتی آماده نموده است، و اشتغال زنان هرچند ساختار قدرت را متعادل تر می نماید اما نه تنها سبب بهبود کیفیت زندگی نمی گردد بلکه تأثیر منفی بر آن نیز دارد. در کل می توان بیان داشت به دلیل موانع اجتماعی و خانوادگی که وجود دارد هزینه هایی که زنان به سبب اشتغال تحمیل می شوند، بیشتر از منافع اشتغال و بهبود کیفیت زندگی شان است.
۱۰۹۲۹۷.

فلسفه علم: مقایسه دیدگاه های پیاژه و کوهن

تعداد بازدید : ۴۲۲ تعداد دانلود : ۴۶۵
یکی از نظریه پردازان روان شناسی که در زمینه پیشرفت علم نیز دیدگاه های قابل تأملی دارد، پیاژه است که همراه با گارسیا (1989) کتابی در این زمینه به رشته تحریر درآورده است. براین اساس، رشد دانش فردی را می توان برابر با رشد دانش در علم دانست. نظریه های علمی ساخته ذهن انسان می باشند و تمامی ساختمان معرفتی به همین شیوه ساخته می شود. پیاژه، تحول دانش را با مفهوم تعادل جویی توضیح داده است. از سوی دیگر، سه وجه درون، بین و انتقال سازوکارهایی هستند که در شکل نظریه مرحله ای بیان می گردند و به منظور تحول دانش هم برای فرد و هم برای علم به کار می روند و در توضیح ساختِ ساختارهای معرفتی کاربرد دارند. کوهن، مفهوم پارادایم را مطرح می سازد که از نظر وی عبارت است از دستاوردهای علمی موردپذیرش همگانی است که در یک دوره زمانی، الگوهای مسائل و راه حل ها را برای جامع ه ای از کارورزان فراهم می آورند. علم بهنجار فعالیتی که بیشتر دانشمندان هم دوره، همه وقت خود را به طور اجتناب ناپذیری صرف آن می کنند تا پاسخ برخی از پرسش ها را بیابند. وقتی مسئله ای جدید در قالب علم موجود قابل حل نباشد علم بهنجار دچار بحران می شود. در این شرایط انتظار وقوع انقلاب های علمی وجود دارد. در این مقاله سعی شده است دیدگاه های پیاژه و کوهن از نظر پیشرفت علمی مقایسه شود.
۱۰۹۲۹۸.

اثربخشی آموزش گروهی تنظیم هیجان بر ارتقاء سلامت روان پزشکان و پرستاران بیمارستان های عمومی شهر اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۳۹۸ تعداد دانلود : ۲۷۹
زمینه و هدف: قدردانی از ویژگی های مثبت شخصیتی است که در سال های اخیر مورد توجه بسیاری از روانشناسان قرار گرفته است. بهبود قدردانی می تواند کیفیت زندگی و سلامت روان را در افراد بهبود بخشد. هدف از تحقیق حاضر بررسی اثربخشی آموزش گروهی تنظیم هیجان بر ارتقاء سلامت روان پزشکان و پرستاران بیمارستان های عمومی شهر اصفهان می باشد. مواد و روش ها: طرح این پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری با گروه آزمایش و گواه است. جامعه ی آماری این پژوهش شامل کلیه پزشکان و پرستاران بیمارستان های عمومی شهر اصفهان در سه ماه اول (فروردین، اردیبهشت و خرداد) سال 1400 بودند. نمونه پژوهش با استفاده از روش نمونه گیری در دسترس 40 پزشک و پرستار شهر اصفهان انتخاب شدند. گروه آزمایش بسته آموزشی تنظیم هیجان را به مدت 8 جلسه دریافت کردند، گروه گواه هیچ آموزشی دریافت نکردند. پیگیری نیز بعد از یک ماه صورت گرفت. برای تحلیل نتایج از آزمون کوواریانس استفاده شده است. داده ها با استفاده از نرم افزار SPSS تحلیل شد. یافته ها: تحلیل یافته های به دست آمده نشان می دهد که میانگین نمرات سلامت روان افراد بر حسب گروه (کنترل و آزمایش) پس از تعدیل پیش آزمون، تفاوت معناداری دارد (05/0>p) و گروه آزمایش پس از دریافت آموزش تنظیم هیجان، سلامت روان بالاتری را نشان می دهند نتیجه گیری: بنابراین می توان بیان داشت که آموزش تنظیم هیجان جهت گیری کلی مثبت، فرایندهای شناختی مثبت، کارکرد عاطفی مثبت افراد را افزایش می دهد و لذا سلامت روان پزشکان و پرستاران را در جریان شیوع کرونا را بهبود می بخشد.
۱۰۹۲۹۹.

اثربخشی درمان مبتنی بر شفقت بر تعارضات زناشویی زنان متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اصفهان(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۳۳۹ تعداد دانلود : ۲۹۷
زمینه و هدف: با توجه به اهمیت ازدواج و آمارهای رو به رشد طلاق به کارگیری روش هایی در جهت کاهش تعارضات زناشویی و افزایش رضایت زناشویی از اهمیت بالایی برخوردار است. ازاین رو پژوهش حاضر باهدف به کارگیری درمان متمرکز بر شفقت بر تعارض زناشویی زنان متقاضی طلاق، انجام شد. مواد و روش ها: روش پژوهش از نوع نیمه آزمایشی با پیش آزمون و پس آزمون و گروه گواه بود. جامعه آماری شامل زنان دچار تعارض زناشویی متقاضی طلاق مراجعه کننده به مراکز مشاوره شهر اصفهان در سال ۱۳۹۹ بودند. حجم نمونه پژوهش حاضر شامل ۳۰ نفر که ۱۵ نفر گروه آزمایش و ۱۵ نفر گروه گواه به طور روش نمونه گیری در دسترس انتخاب و به شیوه تصادفی در گروه ها گمارده شدند. کلیه مراجعه کنندگان در مرحله پیش آزمون پرسشنامه تعارضات زناشویی ثنایی (۱۳۷۹)، تکمیل کردند سپس گروه آزمایشی به مدت ۱۲ جلسه ۹۰ دقیقه ای تحت آموزش بسته درمانی مبتنی بر شفقت (گیلبرت، ۲۰۱۴)، قرار گرفتند، درحالی که بر روی گروه گواه مداخله ای صورت نگرفت. در پایان پژوهش هر دو گروه مجدداً مورد ارزیابی قرار گرفتند. داده های پژوهش از طریق آزمون تحلیل کوواریانس تک متغیره تجزیه وتحلیل قرار گرفت. یافته ها: تحلیل داده ها نشان داد که درمان مبتنی بر شفقت بر تعارض زناشویی و زیر مقیاس های آن (کاهش همکاری، رابطه جنسی، افزایش واکنش های هیجانی، افزایش جلب حمایت فرزندان، افزایش رابطه فردی با خویشاوندان خود و جدا کردن امور مالی از یکدیگر) را در گروه آزمایش به طور معنی داری کاهش داده است (۰۵/۰>p). نتیجه گیری: با توجه به نتایج پژوهش می توان بیان داشت که درمان مبتنی بر شفقت می تواند بر کاهش تعارض زناشویی زنان متقاضی طلاق مؤثر باشد و ازاین رو می تواند به عنوان روشی در جهت کاهش طلاق بکار گرفته شود.
۱۰۹۳۰۰.

اثربخشی برنامه مداخلات شناختی و بازی درمانی خانواده محور بر کاهش افسردگی و اضطراب کودکان مبتلا به تومور مغزی(مقاله پژوهشی وزارت بهداشت)

تعداد بازدید : ۳۳۲ تعداد دانلود : ۳۸۴
زمینه و هدف: پژوهش ها نشان می دهند، برای درمان روان شناختی کودکان مبتلا به سرطان، بازی درمانی و درمان های بازی محور، مؤثرتر و بهتر هستند. این پژوهش با هدف تعیین اثربخشی برنامه مداخلات شناختی و بازی درمانی خانواده محور بر افسردگی و اضطراب کودکان مبتلا به تومور مغزی انجام گرفته است. مواد و روش ها: پژوهش حاضر، یک مطالع ه نیمه آزمایشی با طرح سری های زمانی با چند گروه است. نمونه پژوهش، شامل 45 کودک 7 تا 10 ساله ی مبتلا به تومور مغزی بود که به صورت هدفمند از بیمارستان فوق تخصصی سرطان کودکان محک انتخاب شدند. این افراد، پس از همتاسازی به لحاظ سن و جنسیت، به روش تصادفی در 3 گروه 15 نفرِ (گروه 1: توان بخشی شناختی، گروه 2: توان بخشی شناختی همراه با بازی درمانی، گروه 3: گروه کنترل) جایگزین شدند. گروه های آزمایش در 8 جلسه مداخلات مربوطه را اخذ کردند و گروه کنترل مداخله ای دریافت نکرد. پیش آزمون، پس آزمون و پیگیری 1 ماهه از اعضای هر 3 گروه، با پرسشنامه افسردگی کودکان (CDI) و مقیاس اضطراب کودکان اسپنس (SCAS)، انجام یافت. جهت تحلیل داده ها از تحلیل واریانس بین- درون آزمودنی های آمیخته (SPANOVA) استفاده شد. یافته ها: نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که هر دو مداخلات، تغییرات معناداری در گروه های آزمایش در متغیرهای افسردگی و اضطراب ایجاد کرده بودند (سطح معناداری 01/0). افسردگی و اضطراب در کودکان هر دو گروه آزمایش، مخصوصاً در گروه توان بخشی شناختی همراه با بازی درمانی، نسبت به گروه کنترل کاهش یافته بود. به علاوه، توان بخشی شناختی هرچند برای کاهش اضطراب تا مرحله پس آزمون مؤثر بود، اما از پایداری کافی تا مرحله پیگیری 1 ماهه برخوردار نبود. نتیجه گیری: بر اساس یافته های این پژوهش، می توان نتیجه گرفت که توان بخشی و بازی درمانی، بخصوص توان بخشی همراه با بازی درمانی که اثر پایدارتری داشت، می تواند برای کاهش افسردگی و اضطراب کودکان دارای انواع تومورهای مغزی به کار رود. از این رو، استفاده از درمان توان بخشی ادغام شده با بازی درمانی رهایشی، برای رفع عمیق تر و پایدارتر مشکلات این کودکان، توصیه می شود.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان