ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۰۲٬۲۰۱ تا ۱۰۲٬۲۲۰ مورد از کل ۵۵۵٬۷۴۸ مورد.
۱۰۲۲۰۱.

بررسی تأثیر احساسات سرما یه گذاران بر نقدشوندگی بازار و نوسان آن در بورس اوراق بهادار تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۴۴ تعداد دانلود : ۲۶۰
هدف: مطالعات صورت گرفته در زمینه مالی رفتاری و ریزساختارهای بازار، نشان می دهد که میان احساسات سرمایه گذار و نقدشوندگی بازار ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد. هدف این مقاله، بررسی تأثیر شاخص جامع احساسات سرمایه گذار بر نقدشوندگی سهام و نوسان های آن و همچنین، بررسی تقارن یا عدم تقارن اخبار (شوک های) مثبت و منفی در بورس اوراق بهادار تهران است. روش: ادبیات نقدشوندگی مجموعه وسیعی از شاخص های نقدشوندگی را پیشنهاد می کند که برای اندازه گیری ویژگی ها و ابعاد مختلف نقدینگی ارائه می شود. بنابراین، در این پژوهش از چهار معیار نقدشوندگی برای دریافت ابعاد مختلف نقدشوندگی استفاده شده است که عبارت اند از: هزینه های معاملاتی، اندازه گیری بر مبنای حجم (فعالیت های معاملاتی) و ویژگی های تأثیر قیمت. در این راستا، دو معیار گردش معاملات و حجم معاملات، به بُعد هزینه های معاملاتی؛ معیار عدم نقدشوندگی آمیهود، به بُعد اندازه گیری بر مبنای حجم (فعالیت های معاملاتی) و معیار شکاف قیمتی، به ویژگی تأثیر قیمت مرتبط هستند. احساسات سرمایه گذاران با استفاده از 9 معیار غیرمستقیم سنجش احساسات سرمایه گذاری اندازه گیری شده و به کمک روش تحلیل مؤلفه اساسی، شاخص جامع احساسات تشکیل شده است. برای بررسی تقارن این تأثیر، از مدل GARCH و برای بررسی عدم تقارن از مدل های E-GARCH و T-GARCH استفاده شده است. یافته ها: یافته های پژوهش نشان داد که دو معیار گردش معاملات و حجم معاملات با احساسات سرمایه گذاران ارتباط ضعیفی دارد و عدم نقدشوندگی آمیهود از احساسات سرمایه گذاران بیشترین تأثیر را می پذیرد. همچنین، نتایج از نامتقارن بودن تأثیر شوک ها حکایت می کند؛ به گونه ای که شوک های مثبت نسبت به شوک های منفی تأثیر بیشتری دارد. از آنجا که شوک های مثبت در بازار باعث کاهش تلاطم های بازار می شود، می توان با ایجاد احساسات خوش بینانه (مثبت)، نقدشوندگی در بازار را افزایش و تلاطم های نقدشوندگی بازار را کاهش داد. نتیجه گیری: با توجه به اینکه معیار عدم نقدشوندگی آمیهود، از احساسات سرمایه گذاران بیشترین تأثیر را می پذیرد، سیاست گذاران با کنترل احساسات سرمایه گذاران می توانند نقدشوندگی بازار را افزایش و نوسان قیمتی را کاهش دهند.
۱۰۲۲۰۲.

شناسایی عوامل مؤثر بر همکاری بانک ها و فین تک ها با استفاده از مرور نظام مند ادبیات علمی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۴ تعداد دانلود : ۳۵۳
هدف: امروزه، با ظهور فناوری های جدید و ایجاد تغییرات گسترده در رفتار مشتریان، صنعت بانکی دستخوش تغییر ساختار و رویکردهای سازمان دهی فرایندهای تجاری شده است. تحولات فناوری، الزامات قوانین و مقررات و بحران در اقتصاد در کنار تغییر انتظارات مشتریان، ضرورتی برای ایجاد تحول اساسی در نظام بانکی است. با در نظر گرفتن این عوامل، بانک های سنتی، با چالش های نوآوری در فرایندهای خود مواجهند. در این میان، شرکت های فین تک با بهره مندی از فناوری های دیجیتال، خدمات نوآورانه ای را برای مشتری مداری بیشتر عرضه کرده اند که در مواقعی بسیار کارآمدتر از بانک ها بوده است. همکاری میان این دو نهاد، در قابلیت های هر طرف و آورده های آن برای طرف مقابل ریشه دارد و به اشکال گوناگون انجام شده است. در این مقاله با برشمردن عوامل اثرگذار بر الگوی همکاری بانک و فین تک، راهبردهای همکاری بانک و فین تک بررسی شده است. روش: برای دستیابی به هدف پژوهش، روش مرور نظام مند ادبیات پژوهشی مدنظر قرار گرفته است؛ از این رو با استفاده از چارچوب بیانیه پریزما، 986 مقاله انتخاب و طی دو مرحله پالایش، در نهایت 41 مقاله برای مرور نظام مند انتخاب شد. یافته ها: 43 مؤلفه به عنوان عوامل مؤثر بر شکل گیری الگوهای همکاری در قالب 11 سازه و 4 مقوله اصلی شامل مشخصات طرفین، ویژگی های ارتباطی، مقتضیات همکاری و عوامل کلان صورت بندی شد. نتیجه گیری: در پژوهش حاضر، عوامل زیادی به شکل گیری الگوی همکاری بانک و فین تک منجر شد؛ از این رو نباید آن را پدیده ای ساده انگاشت و باید به مفهوم چندبعدی این پدیده پیچیده با توجه بیشتری نگریست.
۱۰۲۲۰۳.

عوامل مؤثر بر تداوم فعالیت در حوزه صنایع دستی به لحاظ جامعه شناختی: مطالعه موردی صنعتگران شهر مشهد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۷۸ تعداد دانلود : ۳۴۸
صنایع دستی در هر فرهنگی از شاخص های بنیادین احراز هویت و اعتبار معنوی و تاریخی ملت ها بوده و بررسی اهداف تولید آن در دورانی صنعت مدرن از ضرورتی قابل توجه برخوردار است . این پژوهش پیرامون دلایل جامعه شناختی تداوم صنایع دستی با تاکید بر مشاغل موجود در شهرستان مشهد انجام شده و روش انجام آن به شکل کیفی و مبتنی بر نظریه زمینه ای است. داده های مورد نیاز از طریق مصاحبه های انفرادی نیمه ساختار یافته با هنرمندان و صنعتگران صنایع دستی گردآوری شده و به منظور اعتبار بخشی به نتایج حاصله هم بخشی از پژوهش به روش مشاهده مشارکتی انجام گردیده است . پس از پیمودن مراحل سه گانه کدگذاری مطابق الگوی پیشنهادی اشتراوس و کوربین ، پدیده مرکزی تحقیق با عنوان "پرداختن به فعالیت هنری در زمینه تولید صنایع دستی و تداوم آن " شناسایی و مدل پارادایمی متناظر با آن تدوین شد . این پدیده نشانگر ایده ها و مقاصد اجتماعی است که توجیه کننده انجام این حرفه سنتی در دوران معاصر است . نتایج این تحقیق نشان می دهد که داشتن ذائقه هنری ، عناصر محرک فعالیت هنری و تاثیر پذیری محیطی و معنوی مهمترین شرایط علی موثر بر پدیده مذکور بوده و پیامد اصلی را 3 مقوله تاثیر بر جامعه مخاطب ، کسب جایگاه اجتماعی و پیامدهای اجتماعی مرتبط با موضوع شکل می دهد که منجر به تداوم صنایع دستی در طبقه اجتماعی جدیدی به رغم افول آن در خاستگاه سنتی اش گردیده است .
۱۰۲۲۰۴.

Introduction of Information Technologies as the Newest Concept of Optimization of Civil Proceedings(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۷۷ تعداد دانلود : ۲۳۳
The introduction of information technology in the structure of procedural legal relations contributes to the full implementation of the principles of procedural law and optimization of civil proceedings. The purpose of this study is to develop scientifically sound proposals and recommendations for the latest concept of optimization of civil justice by means of information technology. The study of the impact of information technology in civil proceedings was conducted on the basis of integrated use of general and special methods of scientific knowledge. The optimization of civil proceedings as a system of theoretical ideas and views on civil procedural activity from the standpoint of means, methods and techniques of its improvement is considered. The basic elements of the latest concept are the provisions of the general methodological basis for studying the problem of optimization, the concept and structural characteristics of optimization, civil jurisdiction in terms of optimization and ensuring the right to due process, optimization of procedures for preparation and trial of civil cases, cassation in the system of instance review of court decisions. It has proved that the search for a harmonious combination of protective and conciliatory functions of civil proceedings, as a characteristic concept of modern procedural systems, determines the main directions of optimizing the preparation of civil cases for trial. It has established that in the reform of the judiciary of Ukraine it is important not only to digitize existing processes. The most important thing is to change the approach to justice itself, making it simpler and more accessible to all with the help of information technology. In this sense, the introduction of affordable online court involves not only the introduction of innovative technologies, but also the revision and significant simplification of procedural rules.
۱۰۲۲۰۵.

بررسی تحلیلی تأثیرپذیری نگاره های رضا عباسی از نگاره های کمال الدین بهزاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۳ تعداد دانلود : ۵۰۸
رضا عباسی، نگارگر مکتب نقاشی اصفهان، در برهه ای از فعالیت هنری خود (1019-1029ه .ق/ 1611-1621م) به مثنی برداری از آثار کمال الدین بهزاد پرداخته است. در این نمونه از آثار رضا عباسی، پیکره ها برخلاف دیگر عناصر تصویری، به صورت غیرتقلیدی ترسیم شده اند و تفاوت هایی در نوع پیکرنگاری رضا عباسی با بهزاد وجود دارد. براین اساس هدف از این پژوهش بررسی تأثیراتی است که رضا عباسی در حین مثنی برداری از نگاره های کمال الدین بهزاد گرفته است. همچنین در صدد پاسخگویی به این پرسش است که تأثیرپذیری رضا عباسی از کمال الدین بهزاد در چه بخش هایی از نگاره می باشد؟ روش مورد استفاده در این پژوهش توصیفی-تحلیلی با رویکرد تطبیقی است. روش گردآوری اطلاعات به صورت اسنادی (کتابخانه ای) با استفاده از ابزار فیش و روش تجزیه و تحلیل اطلاعات کیفی است. با بررسی پیکره های ترسیمی رضا عباسی به تقلید از کمال الدین بهزاد می توان نتیجه گرفت که تأثیرِ تنوعِ موضوعی پیکره های رضا عباسی از کمال الدین بهزاد محدود به پیکره های عامه است. توجه و انتخاب پیکره های عامه از آثار بهزاد جهت مثنی برداری، احتمالاً متأثر از دوره دوم زندگی هنری رضا عباسی بوده است. اما رضا عباسی در مثنی برداری از آثار بهزاد در مقوله کیفیات تجسمی پیکره ها، به شیوه شخصیِ خود عمل کرده است، ازاین رو میزان تناسبات هر عضو، کشیدگی اندام، بلندی قامت و نوع طراحی چهره و صورت در آثار رضا عباسی متفاوت از بهزاد است. از طرفی رضا عباسی در چند مورد جزئی مانند نوع نمایش بالاتنه سه رخ، پایین تنه نیم رخ، انحنا و انعطاف در اندام ها و محل قرارگیری پیکره ها در ترکیب بندی از بهزاد تأثیر پذیرفته است و مورد اخیر نشان از اهمیت و تأکید انسان در نظر این دو هنرمند است.  
۱۰۲۲۰۶.

سیر تحول نگاره های حمام از نظر ساختاری و تزئینی در سده های نهم تا یازدهم هجری(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶۲ تعداد دانلود : ۳۲۹
گرمابه ها که از مهم ترین بناها در معماری اسلامی هستند؛ و در طول تاریخ تجلی گر این اصل بوده اند. آثار ادبی گنجینه مهمی برای پرداختن به مباحث ساختاری و تزیئنی در آثار نگارگری گرمابه ها ایجاد کرده است. وجود نگاره های متنوع از گرمابه ها تاکیدی بر این مدعاست.  بنابراین در این نوشتار به منظور باز شناسی و بازخوانی ساختار و تزئینات آن در نگاره های به جا مانده، به بررسی و مقایسه هر یک پرداخته ایم. هدف این پژوهش بررسی و تحلیل ساختار و تزئینات و راهکارهای بکار گرفته شده در نگاره های گرمابه های به تصویر کشیده شده، در این راستا این پرسش ها به بحث گذاشته می شوند؛ سوالهای این پژوهش عبارتند از: 1- ساختار اجزا و تزئینات در نگاره های گرمابه بر اساس مستندات و متون تاریخی به چه ترتیب بوده است؟ 2- سیر تحول نگاره ها در بین ساختار فضایی و تزئینات هر بخش بر اساس اطلاعاتی که نگاره ها به ما می دهند، به چه ترتیب بوده است؟ روش این تحقیق ، توصیفی-تحلیلی و روش جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای است. دربخش مبانی نظری این پژوهش با بررسی 22 نمونه نگاره از چهار کتاب مخزن الاسرار نظامی گنجوی، شاهنامه فردوسی، مجالس العشاق و هفت اورنگ جامی صورت گرفته است. نتایج حاصل از این پژوهش نشان می دهد که سده یازدهم را می توان به مثابه نقط عطفی در نمایش ابعاد ساختاری و تزئیناتی در بین نگاره های بجا مانده در نظر گرفت که با وجود بیشترین اشتراکات در آثار به جا مانده در نگاره ها و بیشترین افتراقات در تزئینات و جزئیات هر یک از نگاره ها داشته که در بعد ساختاری موجود، شباهت های بسیاری نسبت به بعد تزئیناتی را دارا بوده اند. سیر تحول نگاره ها به وسیله کاربرد پرسپکتیو، نمایش افراطی تزئینات و فاصله گرفتن از الگوهای سده های پیشین رفته رفته ارتقا یافته و حتی در بخش هایی نوآوری هایی را در نشان دادن تزئینات، ایجاد نموده است. 
۱۰۲۲۰۷.

تأویل مفاهیم عددی و رموز هندسی نهفته در تزئینات و معماری گنبد سلطانیه(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۱ تعداد دانلود : ۳۵۲
گنبد سلطانیه یکی از باشکوه ترین آثار معماری ایلخانیان است که در ساختار کالبدی و تزئیناتی آن از مفاهیم اسلامی بهره گیری شده است. هدف از این پژوهش شناخت رموز هندسی نهفته در تزئینات و معماری گنبد سلطانیه است که برمبنای تحلیلی از منظر، قرآن شناسی، احادیث شناسی، علم اعداد، حروف ابجد، علم جفر همراه با نمادشناسی اشکال هندسی و رنگ شناسی در تزئینات و معماری بنا صورت گرفته است. همچنین در تحلیل تناسبات طلایی بنا از نرم افزارهای: ماتریکس فیبوناچی 1.618 2020، تقسیمات طلایی آتریس 2018 ، نسبت طلایی 2020، طراحی با نسبت های طلایی ماتریکس فیبوناچی 2020 استفاده گردیده است. سؤال های تحقیق از این قرار است: 1- معانی و مفاهیم به کار رفته در تزئینات و معماری گنبد سلطانیه با کمک اعداد به چه صورت های هندسی در آرایه های این بنا نمود پیدا کرده است؟ 2- نقش هندسه در ایجاد ارتباطات معنوی میان عوالم خاکی، عرفانی و خلق پیام واحد در آرایه های تزئیناتی گنبد سلطانیه چگونه بوده3- تأثیر پذیری آرایه ها قابل دسته بندی در چندین سطح می باشند؟ روش تحقیق بصورت توصیفی- تحلیل است و شیوه گردآوری اطلاعات کتابخانه ای و میدانی است. نتایج پژوهش نشان می دهد، مفاهیم و معانی به صورت های کالبدی (در غالب فرم بنا و سلسله مراتب شکل گیری فضاها)، نمادهای مذهبی ( همچون شمسه ها، اجرام آسمانی)، اشکال خطی (اسما و آیات الهی)، رنگ ها (جهت خلق حس متناسب با فضا) در آرایه ها نمود پیدا کرده اند. بکارگیری اعداد مقدس، نمادها و اشکال مذهبی در ساختارهای فضایی و کالبدی بنا موجب گردیده است تا ارتباط معنوی میان عالم خاکی (مادی) و نور (معنوی) ایجاد گردد. همچنین آرایه های بنا در 5 سطح: اشکال هندسی (مربع، هشت وجهی و دایره)، اعداد (5، 6، 8، 10، 12، 23، 40، 42 و ... 110) اسماء مقدس (الله، محمد (ص)، علی (ع)) و مفاهیم دینی اهل سنت، کاربری فضاها، آیات و احادیث قرآنی در غالب خطوط بنایی در آرایه های گنبد سلطانیه موثر بوده اند دسته بندی می گردند.
۱۰۲۲۰۸.

تحلیل مضامین و محتوای نقوش ضرب شده بر فلوس های دوره صفوی با تأکید بر نقوش شیر و خورشید(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۴۱ تعداد دانلود : ۸۹۳
گونه های متنوع سکه با جنس، شکل و مضامین مختلف، در هر دوره ای بازتابی از کارکردهای فرهنگی آن دوره بوده و علاوه بر کارکرد اقتصادی، مجموعه ای از ایدئولوژی های نظام حاکم را بروز و ظهور داده اند. مسکوکات دوره صفوی نیز از این قاعده مستثنی نبوده و این آثار بستر و رسانه ای مهم برای حضور و بروز اندیشه ها و باورهای زمانه بوده است؛ در این دوران با رسمی شدن مذهب تشیع و ظهور باورهای اعتقادی جدید، مضامین این نگرش به طُرق مختلف زینت بخش آثار گوناگون و از جمله مسکوکات بوده است. این مقاله با هدف کنکاش در مشخصه های پنهان و کمتر مطالعه شده سکه های مسی یا فلوس های این دوره انجام گرفته است مسئله و مجهول اصلی در اینجا این پرسش است که: انگیزه های بکارگیری نقش «شیر و خورشید» به عنوان یک مضمون نسبتاً پرتکرار در این آثار چیست؟ این پژوهش با روشی توصیفی تحلیلی و رویکردی تاریخی، به مطالعه محتوای مضمون «شیر و خورشید» نقش بسته بر فلوس های رایج اواخر دوران صفوی، بر مبنای پیش متنهایی چون: «محتوای دانش نجومی رایج»، « توصیفات ارائه شده از مضامین شاخص شیعی در فحوای روایات و احادیث» و «توصیفات ارائه شده از مضامین شاخص شیعی در منابع ادبی»، «مضامین نوشتاری سکه های هم عصر» و «بسترهای کارکردی این مسکوکات» پرداخته است. جمع آوری اطلاعات با روش کتابخانه ای و تحلیل آنها بصورت کیفی بوده است. 41 سکه فلوس ضرب شده مزین به نقش شیر و خورشید، که در زمان آخرین پادشاهان صفوی یعنی سلطان سلیمان اول و شاه سلطان حسین، ضرب شده اند، نمونه های مورد مطالعه این پژوهش را شکل می دهد. نتایج این پژوهش نشان می دهد بیشترین نقوش ضرب شده بر روی فلوس های صفوی شامل نقوش انسانی، چهارپایان، پرندگان، آبزیان، گیاهان، شکار، سماوی و ترکیبی بوده است؛ همچنین استفاده از نقوش به جای نوشته در فلوس های صفوی، ارتباط مستقیمی با سطح سواد و آگاهی عموم مردم طبقه پایین جامعه، به عنوان مخاطبان این سکه ها، داشته است و در این میان نقش ترکیبی شیر و خورشید بر این فلوس ها، به نوعی معرف یک نشان تصویری پذیرفته شده و قابل فهم در غالب مناطق ایران، به منظور انتقال یکی از اصلی ترین پیام های تشیع یعنی حقانیت حضرت علی (ع) و جانشینی او بعد از پیامبر (ص) بوده است.
۱۰۲۲۰۹.

منظرِ حصار، از نمود تا نماد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۷ تعداد دانلود : ۲۹۰
در تعریف منظر آمده که محصول تعامل انسان با محیط و جامعه با تاریخ است. «نمود»، شرح این محصول است. محصولی که تدریجاً و در اثر میل به ثبات و تداوم استقرار در مکان پدید می آید. در مقابل «نماد» محصول اراده انسان برای بیان مفهوم موردنظر اوست؛ برپایه علامتی قراردادی باشد یا نشانه ای طبیعی. شهرهای ایران و پیش از آنها قلعه های کوچک در محیط های روستایی مهم تر از هرچیز با حصار خود تبیین می شدند. مرزی که درون و بیرون را از یکدیگر تمیز می داد. تفکیک محیط به دو عرصه درون، محل زندگی و تعاملات آن و بیرون، طبیعت رها. حصار درعین حال که مدافع درون بود در برابر دست اندازی بیگانگان بیرون، حامی محیط ساکنان آن بود در مقابل طبیعت خشن. تعارض دو دنیا در دو طرف حصار آن قدر بارز بود که حصار را به نمود مهم حیات بدل می ساخت، آن بود که زندگی را در پس خود ممکن می کرد. در دوسوی دیوار دو منظر متفاوت فهم می شد، یک طرف آبادی و حضور انسان و طرف دیگر خالی از مداخله. هرچه باغ و خانه بود درون حصار و هرچه بیابان بود در بیرون. خیابان دربرابر بیابان. حصار مرز تمیز این دو نمود بزرگ منظر بود. منظر شهری درمقابل منظر طبیعی، عرصه زندگی انسانی دربرابر طبیعت وحشی. تعارض دو منظر که در نمود حصار به ظهور می رسید، تدریجاً زمینه رشد مفاهیم وابسته شد. حصار دیگر فط نمود مناسب سازی زندگی انسان نبود، بلکه مظهر قدرت و اشرافیت هم خوانده می شد. مزارع و باغات در بیرون حصار توسعه پیدا کرد و رفته رفته مهاجرین جدید و رعایای حصارنشینان در بیرون آن ساکن شدند. محله هایی در بیرون حصار تشکیل و رسماً محله بیرون خوانده شد. در رویارویی های اجتماعی، بعضاً گتوهای هم کیشان غیر حاکم در بیرون حصار مکان یابی شد. محله زرتشتیان زریسف کرمان در پشت دروازه شهر از جمله آنها بود. این جدایی گزینی که ناشی از طبقاتی شدن اجتماعی بود، پیش از اسلام رسمیت بیشتری داشت. شهرهای ساسانی ویژه کاست های خاصی بود که حصار، نماد مشترک قلمرو آنها بود. درون، شارستان و بیرون، ربض با حصاری در میانه از هم جدا می شدند. اساساً بیرون حتی شهر نیز خوانده نمی شد. نخستین مداخله اسلام در شهرهای ایران، تخریب حصار به مثابه نماد برتری جویی و ضدیت با عدالت بود. آن قدر وجه نمادین حصار قدرت داشت که ارزش های نمودی و کارکردی آن مورد غفلت قرار گرفت. غلبه نماد بر نمود در فهم حصار، به سنت تخریب حصارها انجامید. ربض و شارستان یکی شدند و در اثنای آن درون و بیرون نیز به هم پیوستند. کارکردهای امنیتی و طبیعی حصار نیز رها شد. غفلت از ضرورت نمود حصار، چند قرن بعد به ظهور مجدد آن انجامید. شهرها و قلعه های اربابی مجدداً حصارهای خود را بازیافتند. بدین ترتیب جریان ظهور نمود به مثابه عنصر ابتدایی منظر و دگردیسی آن به نماد و عنصر کمال یافته منظر مجدداً آغاز شد. یک تفسیر از قشربندی اجتماعی-اقتصادی جهان غرب به اصالت نماد حصار در فهم آنها از ساختار اجتماع وابسته به زمین و مکان زیست تأکید می کند. بورژوا به معنای ساکن بورگ * (Bourg) یا قلعه، طبقه برتری بود که در پس حصار و درون بورگ زندگی می کرد. حصار ضرورتی امنیتی بود که به نماد اشرافیت و برتری اجتماعی بدل شده بود تا آن حد که معرف کاست بورژوا شد. عناصری از منظر که روند رشد آنها در فرآیند تبدیل نمود به نماد قابل تشخیص باشد، مهمترین عناصری هستند که حفاظت از آنها برای تداوم هویت اجتماعات انسانی کارکرد دارد. لذا در توسعه های شهری که تخریب حصار ناگزیر است، باید جنبه های مختلف آثار کالبدی، کارکردی (نمودی) و معنایی (نمادی) حصار موردتوجه قرار گیرد. پانیذ سلیمانی با این تصویر هوشمندانه تعارض دو دنیای دو طرف حصار در دامغان را برایمان شرح داده است. *گروهی از زبان شناسان بورگ (Bourg) را دگرگون شده «برج» در عربی می دانند که از ریشه «بُرز» فارسی به معنای بالا و بلندی ساخته شده است.
۱۰۲۲۱۰.

بازشناسی کتیبه ها و تزیینات جامه های فتح صفوی محفوظ در موزه های ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۳۳ تعداد دانلود : ۳۸۶
بیان مسئله: جامه های فتح صفوی، نوعی پوشش آیینی خاص هستند که بارزترین مشخصه و وجه اشتراک آن ها استفاده گسترده از کتیبه و خوشنویسی است. علاوه بر خط، انواع نقوش تزیینی و نمادین، علائم نجومی و جدول های طلسمی نیز در این پوشاک به کار رفته است. این پیراهن ها همانطور که از اسم آن ها برمی آید، اغلب به هنگام جنگ و زیر زره پوشیده می شد و هدف، احتمالاً باید نوعی حرز در دستیابی به فتح و پیروزی در میدان جنگ باشد. هدف: مقاله حاضر با هدف مطالعه بصری و محتوایی عناصر به کار رفته در جامه های فتح صفوی در جهت روشن شدن ارتباط بین مفاهیم کتیبه ها و نقوش و پی بردن به عوامل تأثیرگذار بر جامه ها با در نظر داشتن شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی دوره صفوی و در جهت پاسخ به این پرسش«جامه های فتح دوره صفوی از نظر ساختار بصری و محتوایی دارای چه ویژگی هایی است و چه کتیبه ها، نقوش و نمادهایی در آن ها به کار رفته است؟» تدوین شده است. روش پژوهش: روش پژوهش تحلیلی-تاریخی بوده و مطالب به صورت مطالعات کتابخانه ای و میدانی گردآوردی شده است. جامعه آماری و مطالعاتی نیز شامل سه نمونه از جامه های فتح مربوط به دوره صفوی است که در موزه های داخلی محفوظ هستند. یافته ها: با بررسی نمونه های موجود در موزه های ایران مشخص شد محتوای کتیبه ها و نقوش به کار رفته در جامه ها با یکدیگر مرتبط بوده و مضامین متون مقدس، نمادها و علائم به کار رفته در آن ها، هریک به نوعی بیانگر پیروزی، غلبه بر دشمنان و حفاظت در برابر انواع شرایط دشوار است. شرایط سیاسی، اجتماعی و فرهنگی حاکم بر دوره صفوی و عواملی چون مذهب، خرافه باوری و باستان گرایی، از مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر نمونه های موجود محسوب می شوند؛ بر این اساس، علاوه بر استفاده از خوشنویسی به عنوان تزیین غالب، استفاده از نمادهای باستانی نیز مهم ترین وجه اشتراک این آثار است.
۱۰۲۲۱۱.

تحلیل بسامدی رنگ ایران در پوسترهای گرافیک با موضوع ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۲۹ تعداد دانلود : ۳۵۳
بیان مسئله : گرچه برای رنگ به عنوان عنصر مشترک ابناء بشر، تعلق یا محدودیتی نمی توان قائل شد؛ اما به طور نسبی، در جهان هستی عناصر یا پدیده هایی وجود دارد که خاستگاه یا کاربرد و تکرار و بازنمایی آن ها موجب شکل گیری گونه ای از خاطرات جمعی شده و در پرتو آن ها حسی از تعلق یا هویت بدان ها شکل گرفته است. یکی از این عناصر نیز رنگ است که ممکن است در محدود ه ای مشخص یا وسیع به صورت نانوشته، فارغ از درستی یا نادرستی موضوع، طیفی از آن به گروهی یا ملتی نسبت داده شود. از آنجا که گرافیک به عنوان رسانه بصری برآمده از فرم و رنگ، موضوع های مختلفی را پیام رسانی کرده و مسائل فرهنگی و فرهنگ ملی نیز می تواند جزیی از آن باشد، مسئله این پژوهش چیستی رنگ های پربسامد مرتبط با ایران در پوسترهای گرافیک با موضوع ایران یا فرهنگ ایرانی و همچنین چرایی احتمالی کاربرد آن هاست. هدف: شناخت عناصری نمادین ناملموس ایرانی و در نهایت، درک بهتر سویه های متفاوت فرهنگ بصری ایرانی از اهداف اصلی این پژوهش است. روش پژوهش: در این پژوهش با بهره گیری از منابع کتابخانه ای، پایگاه های اطلاعاتی و شواهد بصری گرافیکی، داده ها جمع آوری شده؛ سپس به شیوه تحلیل محتوای بصری با جمع آوری نمونه های رنگی از پوسترهای مرتبط با ایران به صورت شبه آماری، پربسامدترین رنگ ها مشخص و سپس توصیف و تحلیل شده است. یافته ها: این مقاله نشان داد که طراحان گرافیک ایرانی برای بازنمایی رنگ ایرانی، به جز رنگ سازمانی، پرچم رسمی، به رنگ های مرتبط با فرهنگ خود که اغلب برآمده از محصولات و تولیدات فرهنگی و هنری، دست ساخته ها، رنگ اقلیم و زیست بوم، هنر های سنتی، معماری ایرانی اسلامی، خوشنویسی و مانند آن است، رجوع کرده و طیف هایی از این رنگ ها را در اثر خود برای موضوعات مرتبط ایران بازنمایی نموده اند و در این میان، پربسامدترین رنگ های مرتبط با ایران، طیف هایی از رنگ قرمز لاکی، زرد روشن و آجری و نیز آبی فیروزه ای بوده است.
۱۰۲۲۱۲.

شیوه های مرسوم شکسته نویسی در دوره قاجار(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۱ تعداد دانلود : ۴۵۶
بیان مسئله: شکسته نستعلیق آخرین تحول نوشتاری در خوشنویسی ایرانی است که اوج کاربری آن را باید در دوره قاجار جست. تنوع شیوه های شکسته نویسی در دوره قاجار متناسب با جریان های اجتماعی و نیازهای هنری آن دوره قابل دسته بندی و گزارش خواهد بود. هدف: مقاله حاضر دو هدف اصلی را دنبال می کند؛ نخست جستجویی در بنیان های شکل گیری شکسته نستعلیق خواهد داشت و سپس دسته بندی از شیوه های مرسوم شکسته نویسی در دوره قاجار ارائه خواهد داد. روش پژوهش: این پژوهش به روش توصیفی- تحلیلی و بر مبنای مطالعات کتابخانه ای و میدانی فراهم آمده است. شیوه تحلیل داده ها بر اساس تحلیل ساختاری نمونه ها است؛ همچنین نمونه های مورد قضاوت از گستره شکسته نویسی موجود در دوره قاجار می باشد. یافته ها: ریشه خط شکسته را در نستعلیق دانسته اند؛ اما کنکاش در فرم شناسی این خط، تأثیر خط تعلیق بر شکسته را آشکار می کند. همچنین بر مبنای یافته های فرمی و ساختاری در شکسته نویسی این دوره، می توان شکسته نویسی دوره قاجار را به سه شیوه اصلی تقسیم نمود؛ نخست: شیوه پیروان درویش که به همان شیوه می نوشتند؛ دوم: شیوه ای که به استقلال نسبی شکسته از متن و شعر می انجامد؛ در این دسته، آفرینش تابلو به روش جلی نویسی (گُنده نویسی) بسیار رایج می شود؛ در گروه سوم: به نحوی نوشتارهای تحریری و منشی گری را شامل می شود؛ در این روش گونه ای تندنویسی به روش خط تحریری مرسوم می گردد.
۱۰۲۲۱۳.

مقام رنگ و سنگِ فیروزه در هنر و تمدن اسلامی(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۸۳۸ تعداد دانلود : ۵۷۶
رنگ ها و سنگ ها به دو دلیل در فرهنگ ایرانی اسلامی، جایگاه و مکانتی فراتر از جایگاه فیزیکی و مادی خود دارند.دلیل اول، وجود آیات و روایات مذهبی و تقریر مکانت معنوی رنگ و سنگ در متون مذهبی و اسلامی است. بعنوان مثال نوع نگاه قرآن به رنگ در آیاتی که صبغه الله مطرح می شود یا برخی آیات دیگر در باب رنگهای بهشتی چون سبز و سفید و یا آیات و روایاتی پیرامون تقدس برخی سنگ های مقدس چون حجرالاسود، عقیق ، فیروزه و.. و دلیل دوم توجه به وجوه معنوی رنگ ها و سنگ ها در متون عرفانی . بعنوان مثال آرای علاءالدوله سمنانی در باره مبانی عرفانی و معنوی رنگ ها. یا مثلا مباحثی که در باب سنگ هایی چون عقیق و لعل و یاقوت و زمرد و فیروزه در متون حکمی و عرفانی وجود دارد این مقاله به تحقیق در باب سنگ و رنگ فیروزه در تمدن اسلامی ایرانی و به ویژه شیعی پرداخته است. پرداختن به وجوه مذهبی، تاریخی، هنری و نیز کاربرد فیروزه در تاریخ معماری ایرانی که با نقش یافتن بر پهنه گنبد سلطانیه درخششی بی نظیر یافته و به یکی از رنگ های ثابت معماری مقدس در ایران تبدیل می شود، وجوه توصیفی و تحلیلی این بحث خواهد بود.
۱۰۲۲۱۴.

تحلیل مضمون شناسانه ی نقاشی معاصر افغانستان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴۷۱ تعداد دانلود : ۶۱۱
سابقه طولانی هنر افغانستان، تأسیس نهادهای هنری مانند مکتب صنایع نفیسه و نیز دارالمعلمین کابل، توسط شاه امان الله، ظهور استادان دانش آموخته هنر غربی و پس از آن تجربه های جستجوگرانه هویت در نگارگری معاصر و نیز استقبال گسترده زنان در دوره زمامداری کرزی، منجر به تولید انبوهی از آثار و خلق مضامین متنوعی در نقاشی گشت، که در جای جای دنیا پراکنده شده اند. هدف پژوهش حاضر، جمع آوری، بررسی، طبقه بندی و تحلیل مضمونی آثار نقاشان شاخص در نقاشی معاصر افغانستان است. سؤال این است که مضمون های اصلی و فرعی و رمزگان اولیه در تحلیل مضمون شناسانه نقاشی معاصر افغانستان شامل چه موضوعاتی است؟ و نیز چه روابطی میان عناصر تحلیل مضمون شناسانه نقاشی معاصر افغانستان برقرار است؟ این پژوهش به روش تحلیل مضمون شناسانه و به صورت توصیفی انجام گرفته است. نوع نمونه گیری، غیر تصادفی به روش هدفمند است که در آن، آثار صد و نود و دو نقاش، از آغاز دوره ی دوم اصلاحات امانی، بررسی و آثار نقاشان شاخص مذکور در کتاب ها و یا آرشیوهای معتبر، منتخبین جشنواره ها و دوسالانه ها و نیز برگزارکنندگان نمایشگاه انفرادی و جمعی در داخل یا خارج، انتخاب و مورد تحلیل قرار گرفت. یافته ها نشان می دهد که تم های اصلی و فرعی عبارت اند از نقاشی با موضوعات دینی (مفاهیم قرآنی، مضامین بودایی)، نقاشی فرمالیستی (آثار بدون مضمون، نقاشیخط)، نقاشی مردم نگارانه (بناهای تاریخی، زندگی روزمره، مناظر شهری، بازی ها) که در نقاشی مردان، بیشتر به مناظر شهری و بازی بزکشی، و در نقاشی زنان، همگام با اصول مینیاتور با موضوعاتی نظیر عروسی و محافل زنانه به انجام می رسد. مضامین اجتماعی و سیاسی(زنان، جنگ، کودکان، غرور ملی، وضعیت افغانستان)، مناظر طبیعی (باغ ها، جنگل ها و رودخانه های افغانستان)، طبیعت بی جان، مضمون چهره، مضامین عرفانی (رقص، چهره) همچنین در برخی موارد مسائل، مشکلات و افتخارات افغانستان به عنوان رمزگان اولیه در نقاشی بازتاب می یابند. برخی تم های اصلی، با یکدیگر، تداخل صوری و برخی دیگر تداخلی محتوایی برقرار می کنند.
۱۰۲۲۱۵.

ویژگی های شاخص تذهیب های نسخه خطی خمسه Add ms 25900، محفوظ در کتابخانه بریتانیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۵۱ تعداد دانلود : ۴۲۰
تذهیب به واسطه همجواری با خط، از ابتدای شکل گیری تمدن اسلامی مورد اقبال مسلمانان واقع شده است. یکی از نسخه های نفیس تولید شده در تمدن اسلامی، خمسه نظامی ای است متعلق به قرن نهم هجری. نسخه مذکور به رغم داشتن قطعات تذهیب عالی، تا پیش از این به صورت اختصاصی مورد تجزیه و تحلیل قرار نگرفته است. لذا هدف نگارندگان در این مقاله نشان دادن میزان تنوع به کارگرفته شده توسط مُذهّب و یا مذهّبان نسخه در نحوه طرح اندازی قطعات تذهیب می باشد. لذا برای تحقق این هدف سوالاتی مطرح شد بدین شرح: با توجه به تعداد زیاد کتیبه های مذهّب در این نسخه، میزان تنوع در آنها چگونه است؟ و چگونه کتیبه های کوچک بین متنی در این نسخه (390 عدد) را می توان طبقه بندی کرد؟ این مقاله به روش توصیفی- تحلیلی انجام شده و اطلاعات لازم برگرفته از منابع کتابخانه ای و بررسی تذهیب های نسخه است. بررسی ها نشان داد که، هیچ دو کتیبه ای، در این نسخه همسان نیستند و تذهیب ها در دو دوره تیموری و صفوی تکمیل شده اند و نوع تزیینات زمینه کتیبه ها و نوع سرترنج ها دو عامل مهم در طبقه بندی کتیبه ها محسوب می شوند همچنین در این نسخه نسبت اسلیمی ها بیش از ختایی هاست و برتری رنگی با رنگ لاجوردی و سپس طلایی است.
۱۰۲۲۱۶.

تبیین مدل برندسازی شهری در راستای توسعه گردشگری؛ نمونه مورد مطالعه: شهر یزد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۶۴ تعداد دانلود : ۴۳۶
برندسازی شهری به عنوان روشی برای افزایش جاذبه شهر مطرح است که با شکل دهی یا تغییر تصاویر ذهنی مخاطبان، موجب تمایز شهرها می شود. هدف مقاله حاضر ارائه مدلی است تا برندسازی شهری در راستای توسعه گردشگری را تسهیل کند. در این پژوهش، شهر یزد به عنوان محدوده مطالعاتی مد نظر قرار گرفته است. روش پژوهش حاضر، کیفی بوده و تلاش دارد تا با استفاده از راهبرد داده بنیاد، مدل گفته شده را از مصاحبه های نیمه ساختاریافته با حرفه مندان، دانشگاهیان و نخبگان استخراج کند. مصاحبه شوندگان با تکنیک ارجاعی زنجیره ای (گلوله برفی) انتخاب شدند و در نمونه دوازدهم، اشباع نظری تا حدودی شکل گرفت، اما روند پژوهش تا مصاحبه چهاردهم ادامه یافت. نتایج پژوهش بیان می کند که «لزوم رقابت شهرها در عرصه جهانی»، «مشکلات اقتصادی و لزوم توجه به گردشگری و برندسازی شهری» و «پتانسیل بالای شهر یزد برای توسعه گردشگری و برندسازی شهری» از شرایط علی تحقیق بوده و لزوم بررسی موضوع را آشکار می سازد. همچنین این پژوهش نشان می دهد با مجموعه راهکارهایی از جمله «تشکیل کارگروه ویژه برندسازی در شهر یزد»، «جلب مشارکت نهادهای مردمی در تدوین و اجرای طرح های برندسازی»، «آموزش به مدیران و کارمندان برای اجرای هرچه بهتر طرح های برندسازی شهری»، «برگزاری جشن ها و رویدادهای ملی و بین المللی به منظور توسعه برند» و «توسعه زیرساخت های گردشگری» می توان توسعه گردشگری را از طریق برندسازی در شهر یزد دنبال کرد که پیامدهایی همچون «تأمین درآمد پایدار برای مجموعه مدیریت شهری یزد»، «تقویت هویت منحصر به فرد شهر یزد»، «کاهش مهاجرت»، «افزایش رضایتمندی گردشگران داخلی و خارجی شهر یزد»، «جهانی شدن»، «توسعه سرمایه اجتماعی»، «دستیابی به رشد اقتصادی» و «دستیابی به مدیریت شهری یکپارچه» را در پی خواهد داشت.
۱۰۲۲۱۷.

شناسایی عوامل مؤثر بر فرآیند تنظیم مجدد زمین در بافت های فرسوده شهری، مطالعه موردی: شهر شیراز(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۴۱ تعداد دانلود : ۳۶۷
رشد وگسترش فزاینده شهرها در دهه های اخیر باعث تبدیل اراضی کشاورزی، بالا رفتن هزینه های خدمات رسانی شهری، عدم توجه و رسیدگی به بافت های فرسوده در قالب توسعه درونزا شده است. شهر شیراز نیز با دارا بودن هزار و 700 هکتار بافت فرسوده از مسائل یادشده برکنار نبوده است. در سال های اخیر توجه به بافت فرسوده و توسعه درونزا مورد توجه قرار گرفته است. برای این منظور از سیاست های مدیریت و مهار رشد استفاده می شود که یکی از این سیاست ها تنظیم مجدد زمین است. به منظور کارایی و اثربخشی بیشتر فرآیند تنظیم مجدد زمین که متأثر از ویژگی های قانونی، نهادی، اقتصادی و اجتماعی محل است، شناسایی و دسته بندی عوامل مؤثر بر آن ضروری است. بر این اساس هدف این پژوهش شناسایی عوامل کلیدی مؤثر بر فرآیند تنظیم مجدد زمین در بافت های فرسوده و بررسی روابط علی_ معلولی بین آنها به منظور شناخت مهمترین متغیرها در فرآیند اجراست. این امر می تواند رهنمونی باشد برای مدیریت شهری در دستیابی به توسعه درونزا از طریق تحریک و تحقق مهمترین متغیرها و به تبع آن افزایش تحقق پذیری کل پروژه تنظیم مجدد زمین. به منظور نیل به این هدف از روش توصیفی_ تحلیلی در قالب مدل تحلیل تفسیری_ساختاری با استفاده از نرم افزار Micmac شدت و جهت روابط بین متغیرها مشخص شده است. برای این منظور از پرسشنامه دلفی دو مرحله ای و نظرات 17 نفر از کارشناسان امور شهری شهر شیراز استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که متغیر مشارکت پذیر بودن دولت محلی از طریق نهادهای واسط و تسهیل گر جزو گروه تأثیرگذارترین و تأثیرپذیرترین متغیرهاست. بنابراین این متغیر نقشی کلیدی و راهبردی ایفا می کند. به این معنا که کلید اجرای تنظیم مجدد زمین در بافت های فرسوده و حل مشکلات مربوط به آن ایجاد نهادی واسط برای شنیدن خواسته ها و نظرات مردم است. همچنین سایر متغیرهای راهبردی تنظیم مجدد زمین در بافت فرسوده توجه به عدالت فردی و اجتماعی در دولت محلی، بینش راهبردی و منعطف بودن دولت محلی، تعریف اهداف ملموس و قابل دستیابی در تنظیم مجدد زمین و ارزیابی مناسب قیمت زمین قبل و بعد از اجرا هستند. بنابراین رصد مداوم این متغیرها در طول فرآیند تهیه طرح و اجرای تنظیم مجدد زمین در بافت فرسوده لازم و ضروری است.
۱۰۲۲۱۸.

واکاوی نظریه نهاده شده بر یکپارتارش: به سوی چارچوبی برای خوانش معماری (دوره موردمطالعه: معماری پس از انقلاب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳۱ تعداد دانلود : ۳۲۶
بیان مسئله : نظریه نهاده شده بر یکپارتارش یکی از نظریه های کهن و به لحاظ عقلانی غیرهمسو با نظریه تکتونیک است. لذا جهت خوانش قاعده مند آثار معماری از این منظر که منجر به نقدهای مستدلی در راستای ارتقای کیفی شود، در ابتدا باید مفاهیم ضمنی در خصوص نظریه مذکور، جهت دستیابی به رویکردهای آن طبقه بندی شوند. انطباق مفاهیم نظریه فوق با شرایط معماری معاصرْ جهت واکاوی معماری از این منظر و تبیین نحوه اثرپذیری مؤلفه های معماری از رویکردهای نظریه مذکور نیز از چالش های مهم پیشِ روی این پژوهش بوده و می تواند زمینه دستیابی به خوانش آثار معماری را فراهم نماید و بستری برای تعیین سهم مؤلفه های معماری در پذیرش نقوشی که به واسطه برخورداری از رویکردهای نظریه نهاده شده بر یکپارتارش پذیرا شده اند، آماده سازد. هدف پژوهش : این نوشتار درصدد است تا به چگونگی تأثیرگذاری رویکردهای نظریه نهاده شده بر یکپارتارش بر روی مؤلفه های معماری معاصر و نحوه عکس العمل مؤلفه ها در برخورد با نظریه فوق بپردازد. روش پژوهش : این پژوهش به روش کیفی، توسط داده هایی متنی به کمک مطالعات کتابخانه ای، با اندیشه قیاسی و سطح تحلیل تفسیری، بر روی متغیرهای کیفی انجام پذیرفته است. تحلیل ها به روش کدگذاری اشتراوس و کوربین با نرم افزار مکس کیودا (MAXQDA) به انجام رسیده است. نتیجه گیری : نتایج حاصل از پژوهش نشانگر تأثیر مستقیم سبک معماری و کم اثربودن دوره ساخت در تأثیرپذیری کالبد و فضای معماری از رویکردهای نظریه یکپارتارش است. مؤلفه های مصالح، عناصر، سازه و ساختار در فرایند طراحی معماری عمدتاً به صورت ناخودآگاه تحت تأثیر رویکردهای نظریه مذکور قرار گرفته اند. مؤلفه ساختار در نقش رفتار، تأثیرپذیری حداکثر از رویکردهای نظریه یکپارتاش داشته و پیکره فضایی در آثار معماری نئومدرن و آثار مبتنی بر تکنولوژی، کمترین میزان تأثیرپذیری از رویکردهای نظریه مذکور را به واسطه مؤلفه ها داشته است.
۱۰۲۲۱۹.

بازنمایی مرگ و سوگواری در کتاب های تصویری برای کودکان (نمونه موردی: کتاب اردک، مرگ و گل لاله و کتاب مرگ بالای درخت سیب)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۲۶ تعداد دانلود : ۳۲۲
  کتاب های تصویری برای کودکان طیف گسترده ای از مضامین متنوع را در برمی گیرد که یکی از آنها آشناکردن و ارائه شیوه های مواجهه آنان با مفاهیم دشوار زندگی، چون مفهوم مرگ و از دست دادن نزدیکان است. مرگ واقعیتی است که بیشتر انسان ها، بزرگ و کوچک، تجربه می کنند و این پیشامد، انسان را با شرایطی جدید از زندگی روبه رو می کند که بر کودکان به صورت واضح تأثیر می نهد. خواندن کتاب هایی پیرامون چگونگی مواجهه با رویدادهای غم بار زندگی به کودکان کمک می کند تا پس از رویارویی با این تراژدی، به درک عمیق آن نائل آیند و پس از گذر از بحران و پذیرش آن، به زندگی عادی بازگردند. همگامی متن و تصویر در کتاب های تصویری که هر کدام به طریقی موضوع را بیان می کنند و در نهایت در قالب یک کل یکپارچه به عنوان کتاب تصویری در اختیار مخاطب قرار می گیرند، می تواند راه مؤثری باشد که به مخاطبان کودک در برون رفت از این تنگنا کمک کند. نویسنده در این پژوهش کتاب های تصویری با مفهوم مرگ چاپ شده در ایران را بررسی می کند و به این پرسش پاسخ می دهد که کتاب های تصویری داستانی از چه شیوه هایی برای انتقال مفهوم مرگ به کودکان استفاده می کنند. نتیجه این پژوهش حاکی از آن است که همراهی داستان و تصویر در کنار یکدیگر و گاه پیشی گرفتن هر یک از دیگری، برای بیان این مفهوم در قالب داستان های ساده و سرراست و با بهره گیری از اسطوره و نماد، برای گروه های سنی (ب) و (ج) مؤثر است و باعث پذیرش مفهوم مرگ برای کودکان می شود. شخصیت اصلی در کتاب های بررسی شده، حیوانات، به مثابه تمثیلی از انسان، هستند. بسیاری از کودکان حیوان خانگی دارند یا در زندگی خود با حیوانات و شاید مرگ آنها مواجه شده اند؛ بدین ترتیب حیوانات در ذهن کودک جایگزین انسان ها و افراد پیرامونشان می شوند. فضاسازی های خلوت با بیشترین تأکید بر شخصیت اصلی، یعنی شخصیت سوگوار یا شخصیت درگیر با مرگ است که نشان دهنده تنهایی فرد متوفی و بازماندگان است. در هر دو کتاب مرگ به جای مقابله مستقیم با شخصیت اصلی، به مثابه دوستی آرام و صبور شخصیت را همراهی می کند تا جایی که زمان هم سفری سوژه با مرگ فرارسد، آنگاه درمی یابیم که نامیرایی چه عواقبی می تواند در پی داشته باشد. قصه ها و تصاویر آنها مخاطب را همراه می کنند تا او را به مرحله پذیرش و غلبه بر این ترس برسانند.    
۱۰۲۲۲۰.

مطالعه تطبیقی خوانش عکس های برتر خبری معاصر  با استفاده از نظریه استوارت هال(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۳۴ تعداد دانلود : ۴۲۰
  گسترش تکنولوژی، علاوه بر تسهیل ثبت وقایع، امکان اشتراک گذاری را فراهم و تعامل پیرامون آنها را نیز بیشتر و شدیدتر کرده است. شرایطی که می تواند منجر به آغاز جنبش های بزرگ اجتماعی، آگاهی عمومی و تحولاتی شگرف شود؛ ازاین رو، شناخت و بررسی خوانش های مختلف از یک عکس می تواند عکاسان، رسانه ها و تولیدکنندگان محتوا را در انتقال هرچه بهتر پیام مدنظر و محدودکردن سایر خوانش ها یاری دهد. در این پژوهش، اصلی ترین و اساسی ترین پرسش پیرامون چگونگی، تنوع و عوامل تأثیرگذار بر خوانش مخاطب از عکس های خبری است. در راستای این مهم ابتدا باید دانست که آیا یک عکس خبری، عکسی هنرمندانه است و این عکس ها تا چه اندازه می توانند روی مخاطب تأثیر بگذارند و شروع کننده جنبش های اجتماعی باشند، آیا این تصاویر می توانند خوانشی متفاوت با پیام مدنظر عکاس و رسانه منتشرکننده آن داشته باشند؟ ازاین رو، این پژوهش با روش تحلیلی و توصیفی و با بررسی پنج عکس منتخب از میان بحث برانگیزترین عکس های خبری یک دهه اخیر (۲۰۱9 - ۲۰۱0)، خوانش مخاطبان را با بهره گیری از نظریه دریافت استوارت هال، تحلیل کرده است. همچنین به جهت تحلیل محتوایی، نشانه شناختی و ترکیب بندی نیز از نظریات پیرس استفاده شده است تا عوامل مؤثر در تنوع و تکثر خوانش ها بررسی شود. نتایج به دست آمده از پژوهش شامل واکاوی اهمیت و تأثیر ترکیب بندی و مهارت عکاس در انتخاب عمق میدان و نقطه فوکوس، انتخاب برش مناسب در ویرایش تصاویر و عواملی مانند لحظه مناسب ثبت تصویر در جهت دهی به خوانش مخاطبان است.    

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان