ترتیب بر اساس: جدیدترینمرتبط‌ترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۵٬۴۶۱ تا ۵٬۴۸۰ مورد از کل ۵۵۹٬۷۹۲ مورد.
۵۴۶۱.

اثربخشی طرحواره درمانی ذهنیت مدار بر نوع فرایند طرحواره ای (در همسرگزینی) و انتظار از ازدواج دختران در مرحله پیش از ازدواج شهر اصفهان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۱ تعداد دانلود : ۲۶
هدف از پژوهش حاضر بررسی اثر بخشی طرحواره درمانی ذهنیت مدار بر نوع فرایند طرحواره ای (در همسرگزینی) و انتظار از ازدواج دختران در مرحله پیش از ازدواج شهر اصفهان بود. طرح پژوهش نیمه آزمایشی از نوع پیش آزمون-پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری شامل کلیه دختران در مرحله پیش از ازدواج شهر اصفهان در سال ۱۴۰۲ بود. ۳۰ نفر از داوطلبان شرکت کننده در پژوهش بر اساس روش نمونه گیری داوطلبانه مبتنی بر ملاک های ورود به پژوهش انتخاب و به طور تصادفی در دو گروه کنترل (۱۵ نفر) و آزمایش (۱۵ نفر) گمارده شدند. به منظور سنجش متغیر های پژوهش، پیش از شروع مداخله (پیش آزمون) و در انتهای مداخله (پس آزمون) از پرسشنامه های انتظار از ازدواج جونز و نلسون (1996) و همسر گزینی عالی (1386) ستفاده شد. اعضای گروه آزمایش تحت مداخله طرحواره درمانی ذهنیت مدار قرار گرفتند، در حالی که گروه گواه مداخله ای دریافت نکردند. به منظور تحلیل داده های پژوهش از تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته ها نشان داد طرحواره درمانی ذهنیت مدار بر مؤلفه های انتظار از ازدواج (واقع گرایانه و ایده آل گرایانه) و بر فرایند جبران طرحواره ها (در همسر گزینی) در گروه آزمایش در مرحله پس آزمون تأثیر داشته است و این تغییرات از نظر آماری معنا دار بودند (05/0p<). همچنین، یافته ها حاکی از عدم اثر بخشی طرحواره درمانی ذهنیت مدار بر انتظارات بد بینانه و فرایند تداوم طرحواره ها (در همسر گزینی) بود. با توجه به یافته های به دست آمده در این پژوهش، نتیجه گیری می شود از طرحواره درمانی ذهنیت مدار می توان برای تعدیل برخی از مؤلفه های انتظار از ازدواج و فرایند جبران طرحواره ها (در همسرگزینی) در دختران در مرحله پیش از ازدواج استفاده کرد.  
۵۴۶۲.

مدل ساختاری پایستگی تحصیلی بر اساس اشتیاق تحصیلی و انگیزه پیشرفت با نقش میانجی سرزندگی تحصیلی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۳ تعداد دانلود : ۳۰
هدف از پژوهش حاضر بررسی برازش مدل ساختاری پایستگی تحصیلی بر اساس اشتیاق تحصیلی و انگیزه پیشرفت با نقش میانجی سرزندگی تحصیلی در دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر سنندج بود. این پژوهش جزو پژوهش های توصیفی، از نوع همبستگی و از لحاظ شیوه اجرا بر اساس مدل یابی معادلات ساختاری بود. جامعه آماری پژوهش حاضر دانش آموزان مقطع متوسطه دوم شهر سنندج در سال تحصیلی 1402-1403 بودند. برای این منظور، بر اساس پیش فرض های آماری در نرم افزار G- Power، 343 نفر به روش در دسترس انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها، پرسشنامه های پایستگی تحصیلی، اشتیاق تحصیلی، انگیزه پیشرفت و سرزندگی تحصیلی به صورت حضوری و آنلاین توزیع شدند. برای تجزیه و تحلیل داده ها از نرم افزارهای Spss-26 و Amos-26 استفاده شد. نتایج نشان داد مدل کلی پژوهش دارای برازش مطلوب بود. اثر مستقیم انگیزه پیشرفت (001/0>p و 337/0=β)، اشتیاق تحصیلی (01/0>p و 331/0=β) و سرزندگی تحصیلی (05/0>p و 246/0=β) بر پایستگی تحصیلی مثبت و معنادار بود. اثر غیرمستقیم اشتیاق تحصیلی (05/0>p و 159/0=β) بر پایستگی تحصیلی از طریق سرزندگی تحصیلی مثبت و معنادار بود. همچنین، اثر غیرمستقیم انگیزه پیشرفت (05/0>p و 070/0=β) بر پایستگی تحصیلی با نقش میانجی سرزندگی تحصیلی مثبت و معنادار بود. بنابراین، می توان نتیجه گرفت تقویت و بهبود اشتیاق تحصیلی و انگیزه پیشرفت زمینه را برای افزایش سرزندگی تحصیلی ایجاد می کند و مجموعه اینها به بهبود پایستگی تحصیلی دانش آموزان کمک خواهد کرد.    
۵۴۶۳.

The Relationship Between Self-Compassion and Self-Efficacy with the Mediating Role of Metacognition in Middle-Aged Single Women(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۶
Middle-aged single women, as a growing demographic group, face unique psychological and social challenges. Identifying factors that influence psychological well-being and effectiveness in this population is therefore essential. The aim of the present study was to examine the relationship between self-compassion and self-efficacy, with metacognition as a mediating variable, in single women aged 40 to 65 years. This study employed a descriptive–correlational design within the framework of developmental research. Data were collected in 2025 from 225 middle-aged single women residing in Tehran using convenience sampling. The instruments included the Self-Compassion Scale, the General Self-Efficacy Scale, and the Metacognitions Questionnaire. Data analysis was conducted using structural equation modeling with SPSS version 26 and LISREL version 8. After confirming the measurement model, structural modeling was used to examine the direct and indirect relationships among the variables. The findings indicated that self-compassion was positively and significantly related to both metacognition and self-efficacy. In addition, metacognition significantly predicted self-efficacy, and its mediating role in the relationship between self-compassion and self-efficacy was confirmed ( p < 0.01). Self-compassion may contribute to enhanced resilience and a greater sense of competence—and, consequently, higher self-efficacy—by improving mindfulness as a component of metacognition. The results underscore the importance of cognitive and personality factors, particularly metacognition and self-compassion, in the design of psychological interventions to enhance self-efficacy among middle-aged single women.
۵۴۶۴.

ارتباط آموزش ادبیات فارسی و فناوری و «واقعیت افزوده»(AR)(مقاله علمی وزارت علوم)

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۸
هدف از این پژوهش، بررسی ارتباط تکنولوژی آموزشی در آموزش ادبیات پارسی و پیشرفت تحصیلی دانش آموزان است. در این مطالعه، نقش تکنولوژی و «واقعیت افزوده» (AR) در ف هم درس ادبیات، مخصوصاً نظم و نثر کهن است. پژوهش های موجود با نشان دادن ارتباط درست میان فناوری و فهم متون کهن، راه را بر بسیاری از فرصت ها و خوانش های درست بازمی کند. افزایش مهارت های زبانی، درک معنا، گسترش دادن فهم دانش آموزان و تسلط بر برخی از جنبه های مبهم معانیِ موجود، تفکّر خلاق، ایجاد محیط های جذاب و بالابردن میزان مشارکت دانش آموزان در یادگیری و افزایش انگیزه آموزگاران در یاددهی، ارتباط دوسویه خوبی را ایجاد می کند. امروزه به سبب سلطه فناوری بر زندگی انسان ها، به نظر می رسد دانش آموزان علاقه فراوانی به حضور تکنولوژی در آموزش دارند و در اختیار نهادن راه های درست و مطمئن، می تواند بسیاری از کاستی را از بین برده، فرصت های یادگیری فعالی را به وجود آورد. رویکرد پژوهش، تحلیلی توصیفی و میزان نقش واقعیت افزوده درمدیریت و دگرگونی آموزشی معلمان در درس ه ای ادبیات است که در کتاب های دوره های مختلف مدرسه استفاده می شود.
۵۴۶۵.

پیشایندها و پسایندهای سرزندگی تحصیلی: مرور یک دهه پژوهش در ایران

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۵
زمینه: افزایش کمی و کیفی آموزش و رشد استعدادهای دانش آموزان، از مهم ترین اهداف آموزش و پرورش کشورها؛ وکمک به رفع مشکلات تحصیلی آنها همواره مورد تاکید متولیان آموزش و پرورش بوده است. یکی از عواملی که به دانش آموزان در روبه رو شدن با مسائل و چالش ها کمک می کند، پایستگی تحصیلی است. هدف: هدف پژوهش حاضر، مرور مطالعات داخلی انجام شده در مورد پایستگی تحصیلی است. روش: روش پژوهش حاضر کیفی و از نوع مقالات مروری نظام مند می باشد. جست وجو با استفاده از کلید واژه های پایستگی تحصیلی، سرزندگی تحصیلی، شادابی تحصیلی، ممارست تحصیلی و پایستگی آموزشی در پایگاه های اطلاعات علمی داخلی (مرکز اطلاعات علمی جهاد دانشگاهی(سید)، بانک اطلاعات نشریات کشور (مگ ایران) و پرتال جامع علوم انسانی) در طی سال های 1393 تا 1403 انجام شد. با توجه به جست وجوی انجام شده در پایگاه های اطلاعات علمی، 53 پژوهش یافت شد که پس از حذف موارد نامرتبط و تکراری، 26 مقاله انجام شده در پیرامون پایستگی تحصیلی بررسی شد. یافته ها: مرور پژوهش های انجام شده نشان داد، ارتباط 43 متغیر با پایستگی تحصیلی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفته بود که این متغیرها در چهار مقوله عوامل فردی (20 متغیر)، عوامل تحصیلی (19 متغیر)، عوامل خانوادگی (2 متغیر) و عوامل مربوط به مدرسه (3 متغیر) دسته بندی شدند. نتیجه گیری: مرور پژوهش های انجام شده حاکی از این است که پایستگی تحصیلی، یکی از تاثیرگذارترین متغیرها در جریان مواجهه و رویارویی دانش آموزان با چالش های تحصیلی است که می تواند پیش بینی کننده متغیرهای متعددی در زمینه آموزش و پرورش باشد همچنین خود، تحت تاثیر بسیاری از عوامل فردی و محیطی قرار دارد.
۵۴۶۶.

پرورش علاقه موقعیتی در بافت های آموزشی: مرور نظام مند راهبردها، پیشایندها و پیامدها

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۹
زمینه: علاقه موقعیتی، حالتی روان شناختی و گذراست که توسط محیط برانگیخته می شود و نقشی کلیدی در فعال سازی یادگیری، تقویت انگیزش و افزایش درگیری تحصیلی دانش آموزان دارد. این نوع علاقه با تحریک کنجکاوی، می تواند به درگیری شناختی، عاطفی و رفتاری عمیق تر با محتوای آموزشی منجر شود. از این رو، شناسایی منابع و شیوه های پرورش آن برای طراحی آموزش های مؤثر و جذاب، اهمیت ویژه ای دارد. هدف: هدف این پژوهش، ارائه مروری نظام مند و جامع بر راهبردها، پیشایندهای آموزشی و محیطی مؤثر بر علاقه موقعیتی، فرآیند توسعه آن به علاقه پایدار و پیامدهای آن بر یادگیری در محیط های آموزشی گسترده، بر اساس پژوهش های جهانی است. روش: پژوهش حاضر با رویکرد مرور نظام مند بر اساس مجموعه ای گسترده از مقاله های مرتبط و در دسترس درباره علاقه موقعیتی انجام شد. داده ها از پایگاه های اطلاعاتی بین المللی (Google Scholar, Web of Science, ProQuest) و داخلی (Magiran, Sid) در بازه زمانی 1993-2025 گردآوری شدند. پس از مراحل شناسایی، غربالگری و ارزیابی مقاله ها بر مبنای معیارهای ورود و خروج، از میان 368 مقاله اولیه، در نهایت 88 پژوهش وارد تحلیل نهایی شد. یافته ها: نتایج مرور نظامند نشان داد که پیشایندهای اصلی علاقه موقعیتی شامل راهبردهای آموزشی فعال و معنادار (نظیر مداخلات ارزش کاربردی، بحث و همکاری)، ویژگی های تکلیف (مانند تازگی و چالش بهینه)، حمایت عاطفی و آموزشی معلم، ایجاد جو مثبت در کلاس و استفاده هدفمند از فناوری های آموزشی (مانند واقعیت افزوده و مجازی) است. از سوی دیگر، پیامدهای کلیدی علاقه موقعیتی، شامل افزایش درگیری تحصیلی (عاطفی، شناختی و رفتاری)، پایداری و تنظیم تلاش در مواجهه با دشواری ها، به کارگیری راهبردهای یادگیری عمیق، تجربه عواطف مثبت و تسهیل فرآیند تغییر مفهومی است. این سازه، نقشی میانجی و کلیدی در فرآیند یادگیری ایفا می کند، هرچند رابطه آن با پیشرفت تحصیلی عمدتاً غیرمستقیم است. نتیجه گیری: به مربیان و طراحان آموزشی پیشنهاد می شود برای بهبود یادگیری، علاقه موقعیتی را به طور هدفمند پرورش دهند. راهبردهای آموزشی فعال، معنادار و شخصی سازی شده، همراه با حمایت معلم و بهره گیری هوشمندانه از فناوری، می توانند به برانگیختن و حفظ علاقه کمک کنند و زمینه ساز درگیری تحصیلی، یادگیری عمیق و رشد علاقه پایدار شوند.
۵۴۶۷.

تجارب زیسته دانشجو معلمان از کارورزی آنلاین در دوران کرونا: فرصت ها و چالش ها(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۴
این پژوهش با هدف تحلیل تجربه های زیسته دانشجومعلمان از کارورزی آنلاین و شناسایی فرصت ها و چالش های این شیوه کارورزی انجام شده است. این پژوهش کیفی با روش تحلیل مضمون انجام شده است. جامعه پژوهش شامل دانشجومعلمانی بود که کارورزی خود را به صورت مجازی در دانشگاه فرهنگیان گذرانده بودند و نمونه شامل ۱۷ دانشجومعلم بود که به صورت هدفمند و با تکنیک گلوله برفی انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته آنلاین گردآوری شد و هر مصاحبه بین ۴۵ تا ۶۰ دقیقه به طول انجامید. گردآوری داده ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت. تحلیل داده ها طی سه مرحله شامل استخراج مضامین پایه، سازمان دهی مضامین و تولید مضامین فراگیر (ساختاردهی نهایی یافته ها) انجام شد. برای افزایش اعتبار و پایایی پژوهش، یافته های اولیه به مشارکت کنندگان ارائه شد، از یادداشت برداری و بازاندیشی پژوهشگر برای کنترل سوگیری استفاده گردید و کدگذاری ها توسط متخصصان تحلیل کیفی بازبینی و تأیید شد. نتایج نشان داد که کارورزی مجازی از نگاه دانشجومعلمان با فرصت هایی همچون تقویت مهارت های فناوری، کاهش هزینه های اقتصادی، و افزایش خودراهبری همراه بوده است. در مقابل، چالش هایی مانند ضعف زیرساخت های فناوری، محدودیت تعاملات حضوری، کاهش کیفیت بازخوردها و احساس انزوای روان شناختی را نیز به همراه داشته است. دانشجومعلمان بر لزوم تعاملات حضوری، بهبود زیرساخت های فناوری و ارائه حمایت های روان شناختی تأکید داشتند. یافته ها نشان می دهد ترکیب کارورزی حضوری و مجازی با تأکید بر تعاملات اجتماعی و ارتقای سامانه های فناوری می تواند کیفیت این تجربه را بهبود بخشد.
۵۴۶۸.

بررسی رابطه بین سبک رهبری استراتژیک با کارایی و اثربخشی سازمانی و سرمایه اجتماعی مدیران مدارس ابتدایی همدان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۲۵
پژوهش حاضر باهدف بررسی رابطه بین سبک رهبری استراتژیک با کارایی و اثربخشی سازمانی و سرمایه اجتماعی مدیران مدارس ابتدایی همدان انجام شد که از نظر نوع، توصیفی - همبستگی و از نظر هدف کاربردی بود. جامعه آماری پژوهش متشکل از مدیران مدارس ابتدایی دخترانه، پسرانه و مختلط همدان بود. حجم نمونه از طریق نرم افزار GPower، 74 نفر تعیین و اعضای نمونه به روش تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش شامل چهار پرسش نامه استاندارد رهبری استراتژیک لیر، کارایی سازمانی پین پریانگ و سینگ سای، اثربخشی سازمانی پارسونز و سرمایه اجتماعی ناهاپیت و گوشال به ترتیب با پایایی 949/0، 922/0، 965/0 و 965/0 بود. تجزیه وتحلیل آماری داده ها از طریق آزمون رگرسیون چندگانه با استفاده از نرم افزار SPSS 27 انجام شد. یافته ها نشان داد با استفاده از روش تحلیل رگرسیون هم زمان، مدل معنی داری به دست آمد  (681/0= مجذور R تنظیم شده و 0.05>P  و 024/53=F) این مدل 1/68 درصد از واریانس را توجیه می کند و کارایی و اثربخشی پیش بینی کننده های معنی داری بودند؛ اما متغیر سرمایه اجتماعی، پیش بینی کننده معنی داری نبود. این پژوهش نشان می دهد که رابطه مثبتی بین سبک رهبری استراتژیک و کارایی و اثربخشی مدیران استان همدان وجود دارد. سرمایه اجتماعی نیز می تواند نقش مهمی در تسهیل همکاری و اشتراک گذاری اطلاعات بین مدیران مدارس داشته باشد
۵۴۶۹.

بررسی تأثیر آموزش هوش هیجانی بر حمایت اجتماعی آنلاین و اضطراب اجتماعی دانشجویان پسر و دختر(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۲۴
این پژوهش به بررسی تأثیر آموزش هوش هیجانی بر حمایت اجتماعی آنلاین و اضطراب اجتماعی پرداخته است. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر آموزش هوش هیجانی بر حمایت اجتماعی آنلاین و اضطراب اجتماعی در دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی شهرستان بوانات بود که در سال تحصیلی 1403-1402 مشغول به تحصیل بودند. روش پژوهش آزمایشی از نوع پیش آزمون - پس آزمون با گروه کنترل بود. جامعه آماری را همه دانشجویان دوره کارشناسی دانشگاه آزاد اسلامی بوانات تشکیل دادند. از میان این دانشجویان تعداد 30 نفر به طور تصادفی با روش نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب و در 2 گروه 15 نفری (آزمایش دختر و پسر و گواه دختر و پسر) گمارده شدند.جهت ارزیابی میزان حمایت اجتماعی آنلاین و اضطراب اجتماعی از پرسش نامه حمایت اجتماعی آنلاین و پرسش نامه اضطراب اجتماعی استفاده شد. سپس برنامه آموزش هوش هیجانی به عنوان عامل آزمایشی در 8 جلسه 90 دقیقه ای به صورت 2 جلسه در هفته برای گروه آزمایش اجرا شد. نتایج حاصل از تحلیل کواریانس چند متغیری نشان داد که دانشجویان گروه آزمایش از حمایت اجتماعی آنلاین بالاتر و اضطراب اجتماعی پایین تری نسبت به گروه کنترل پس از اتمام دوره آموزشی برخوردار بوده اند. بنابراین آموزش هوش هیجانی باعث افزایش حمایت اجتماعی آنلاین و کاهش اضطراب اجتماعی می شود.
۵۴۷۰.

طرح های انتقال منابع انرژی از حوزه دریای خزر و توسعه ژئواکونومیک آسیای مرکزی و بازتاب آن در آموزش جغرافیا(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۵ تعداد دانلود : ۲۷
پیشینه و اهداف: منابع انرژی دریای خزر با افزایش مصرف جهانی نفت بیش از گذشته مورد توجه قدرت های عمده بین المللی همچون آمریکا، روسیه، چین، ژاپن و اتحادیه اروپا قرار گرفته است. منطقه آسیای مرکزی به دلیل محصور بودن در خشکی، با محدودیت های ژئوپلیتیکی در دسترسی به دریاهای آزاد مواجه است و مهم ترین چالش این کشورها انتقال نفت و گاز به بازارهای جهانی است. ازاین رو، اتکا به خطوط انتقال انرژی ضرورتی اجتناب ناپذیر است. در کنار این جنبه های ژئوپلیتیکی و ژئواکونومیکی، مطالعه جغرافیای انرژی دریای خزر می تواند به عنوان یک موضوع کاربردی در «آموزش جغرافیا» مورد استفاده قرار گیرد؛ زیرا تحلیل موقعیت، مسیرها و محدودیت های فضایی این منطقه به درک بهتر مفاهیم کلیدی مانند ارتباطات فضایی، پویایی های منطقه ای و حتی چالش های محیطی نظیر بحران انرژی کمک می کند. همچنین بررسی جایگاه ایران در این فرآیندها می تواند در آموزش جغرافیا، اهمیت موقعیت راهبردی کشور و نقش آن در مدیریت منابع و امنیت انرژی را برجسته سازد.. روش: : این پژوهش با رویکرد توصیفی–تحلیلی به این پرسش می پردازد که ایران در پروژه های انتقال انرژی حوزه دریای خزر و توسعه ژئواکونومیک آسیای مرکزی چه جایگاهی دارد. روش تحقیق کیفی بوده و داده ها از اسناد و منابع معتبر گردآوری شده است. یافته ها : نتایج نشان می دهد که محدودیت آبراه ها و وابستگی به مسیرهای زمینی، کشورهای آسیای مرکزی را نیازمند مسیرهای ترانزیتی از طریق کشورهای واسطه کرده است. ایران با موقعیت ژئوپلیتیکی ممتاز می تواند نقش مهمی در اتصال این کشورها به آب های آزاد و شبکه های انرژی ایفا کند. نتیجه گیری: : این موضوع علاوه بر اهمیت ژئواکونومیکی، ظرفیت بالایی برای آموزش جغرافیا دارد و می تواند در ارتقای سواد فضایی، درک روابط انسان–محیط و آموزش چالش های منطقه ای مانند بحران آب و انرژی مؤثر باشد.
۵۴۷۱.

واکاوی وضعیت جاری برنامه های درسی اجرا شده رشته آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان: رویکرد نظریه زمینه ای(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۳۰
پیشنه و هدف : رشته آموزش علوم اجتماعی در دانشگاه فرهنگیان با هدف تربیت معلمان آگاه به مسائل اجتماعی و توانمند در انتقال این مفاهیم طراحی شده است، در همین راستا، سنجش کیفیت برنامه درسی اجرا شده این رشته، گامی اساسی در بهبود آموزش و ارتقای توان حرفه ای دانشجومعلمان است، لذا هدف از انجام پژوهش حاضر، واکاوی وضعیت جاری برنامه درسی اجرا شده رشته آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان بود. روش : به این منظور از روش داده بنیاد با رویکرد اشتراوس و کوربین استفاده گردید. مشارکت کنندگان در پژوهش، اعضای هیأت علمی، مدیران گروه آموزش علوم اجتماعی و دانشجویان دانشگاه فرهنگیان بودند. داده های پژوهش با استفاده از مصاحبه های فردی نیمه ساختاریافته عمیق جمع آوری گردید، نمونه آماری شامل 15 نفر از اعضا هیات علمی، 4 نفر از مدیران گروه آموزشی علوم اجتماعی و 8 نفر از دانشجو معلمان دانشگاه فرهنگیان بودند که به شیوه نمونه گیری هدفمند هدفمند و با معیار اشباع نظری انتخاب شدند. داده ها با استفاده از رویکرد کدگذاری سه مرحله ای اشتراوس و کوربین (1990) تحلیل شده اند. یافته ها : یافته های پژوهش بیانگر این است که تدریس علوم اجتماعی به مثابه ارکستری با نواهای پراکنده، به مثابه پدیده محوری عمل می کند و  زمینه های ساختاری- مدیریتی، زمینه های آموزشی- تخصصی، زمینه های فرهنگی- نگرشی در این بخش تأثیرگذارند. همچنین شرایط علی شامل ضعف در سیاست گذاری و برنامه ریزی آموزشی، کاستی در توانمندسازی اساتید و کادر آموزشی، ضعف سیستم ارزشیابی و نظارت مؤثر بود. عوامل مداخله گر محدود کننده نیز در دو محور موانع فردی و موانع اجرایی سازمان دهی شدند و راهبردهای مدنظر، طراحی نقشه تدریس، اجرای تدریس و نظارت بر آن، تعاملات فراکلاسی احصا شدند. نتیجه گیری : درنهایت پیامد وضعیت جاری برنامه درسی اجرا شده رشته آموزش علوم اجتماعی دانشگاه فرهنگیان ، کاهش کارایی و اثربخشی برنامه های درسی اجرا شده عنوان گردید
۵۴۷۲.

ارزیابی انگاره ها در باب معلمی و ارائه الگوی مطلوب (معلم رابع)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷ تعداد دانلود : ۲۹
هدف این پژوهش ارزیابی انگاره ها در باب معلمی، واکاوی الگوی چندوجهی به عنوان راهکاری در مقابل مشکلات تک انگاره گرایی و معرفی شاخصه های مطلوب تری است که تحت عنوان معلم رابع معرفی شده است. روش پژوهش توصیفی- تحلیلی- انتقادی است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که تک انگاره های معلمی، ایده معلم در سند تحول را رقم نمی زنند و اساساً انگاره گرایی در باب معلمی معضلاتی ازجمله دشواری در مصداق یابی دارد. الگوی معلم رابع با شاخصه هایی چون سازوار بودن و هم افزایی شبکه ای در ساخت هویت معلمی، همراهی علم، انگیزه و عمل و شناخت مرزها و تعامل علوم به صورت توأمان، الگوی نسبتاً کاملی از معلمی است که می تواند در تحقق اهداف نظام تربیت معلم، مؤثر باشد. ترسیمی که از معلم رابع در این پژوهش صورت گرفته، تجلی دهنده دو عنصر بنیادی «یقین و پویایی» است که از قرآن (به عنوان بنیاد تربیت دینی)، استنباط شده و دلالت بر روح توحیدی تربیت اسلامی دارد.
۵۴۷۳.

بررسی تأثیر آموزش مجازی براساس الگوی طراحی آموزشی گانیه برمهارت های خودتنظیمی و یادگیری در دانش آموزان دوره ابتدایی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۴ تعداد دانلود : ۳۱
پژوهش حاضر با هدف تعیین تأثیر آموزش مجازی براساس الگوی طراحی آموزشی گانیه بر مهارت های خودتنظیمی و یادگیری در دانش آموزان دختر پایه ششم دوره ابتدایی به شیوه شبه تجربی با طرح پیش آزمون- پس آزمون با گروه کنترل انجام شد. جامعه آماری پژوهش را دانش آموزان دختر پایه ششم شهرستان نجف آباد تشکیل می دادند که از بین آنها تعداد50 نفر به شیوه هدفمند بر اساس معیارهای پژوهش به عنوان نمونه انتخاب و به صورت تصادفی در دو گروه 25 نفری آزمایش و کنترل تقسیم شدند. ابزار های جمع آوری اطلاعات کمی و شامل پرسش نامه خودتنظیمی (Pintrich & DeGroot 1990)  و آزمون محقق ساخته یادگیری بود. روایی پرسش نامه و آزمون با استفاده از نظر متخصصان تأیید و پایایی پرسش نامه بااستفاده از آلفای کرونباخ 8/0 و از طریق دو نیمه کردن 84/0 به دست آمد. جهت تجزیه و تحلیل اطلاعات از آزمون تحلیل کوواریانس استفاده شد. یافته های پژوهش نشان داد که تأثیر آموزش مجازی براساس الگوی طراحی آموزشی گانیه برمهارت خودتنظیمی دانش آموزان دوره ابتدایی در سطح 01/0>p معنادار بوده است (اندازه اثر671/0). همچنین تأثیر آموزش مجازی بر اساس الگوی طراحی- آموزشی گانیه بر یادگیری دانش آموزان در سطح 01/0>p نیز معنادار بوده است  (اندازه اثر134/0). با توجه به مقادیر اندازه اثر می توان نتیجه گرفت که تأثیر استفاده از الگوی مذکور بر خودتنظیمی به مراتب بیشتر از یادگیری بوده است.
۵۴۷۴.

فرصت ها و چالش های هوش مصنوعی در آموزش عالی: یک مرور نظام مند(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۶ تعداد دانلود : ۲۹
هوش مصنوعی طی دهه های اخیر به یکی از فناوری های تحول آفرین در عرصه های گوناگون، به ویژه آموزش عالی، تبدیل شده است. ورود ابزارهایی مانند سیستم های یادگیری تطبیقی، چت بات های هوشمند و هوش مصنوعی مولد فرصت های متعددی برای ارتقای کیفیت آموزش، شخصی سازی یادگیری، کاهش بار کاری استادان و افزایش تعامل و انگیزش دانشجویان فراهم آورده است. این پژوهش با رویکرد مرور نظام مند و بر اساس چارچوب اوکولی و شابرام (Okoli & Schabram, 2010)  به بررسی ۲۴ مقاله منتخب از پایگاه های معتبر علمی پرداخته تا تصویری جامع از فرصت ها و چالش های هوش مصنوعی در آموزش عالی ارائه دهد. نتایج نشان می دهد که استفاده از ChatGPT   و فناوری های مشابه موجب بهبود معنادار در عملکرد تحصیلی، ارتقای مهارت های تفکر انتقادی و خلاقانه، افزایش رضایت و کاهش استرس دانشجویان شده است. همچنین، این ابزارها نقش مهمی در فراهم کردن آموزش شخصی سازی شده و دسترسی برابر به منابع یادگیری دارند. از سوی دیگر، پژوهش ها بیانگر ظرفیت هوش مصنوعی در تسهیل وظایف آموزشی و اداری استادان بوده و آن را به عاملی مؤثر در تحول ساختارهای سنتی آموزش بدل کرده اند. با این حال، چالش هایی همچون نگرانی های اخلاقی، حفظ حریم خصوصی داده ها، خطر وابستگی بیش از حد دانشجویان به فناوری، کاهش یادگیری مستقل و کمبود زیرساخت ها و مهارت های لازم در میان استادان، موانعی جدی در مسیر بهره برداری مؤثر از این فناوری به شمار می روند. مرور مطالعات همچنین نشان می دهد که بیشتر تحقیقات در بستر کشورهای توسعه یافته انجام شده و جنبه های مدیریتی، فرهنگی و انسانی کمتر مورد توجه قرار گرفته است. بنابراین، نتایج این پژوهش بر ضرورت انجام مطالعات جامع تر و بومی سازی کاربردهای هوش مصنوعی در آموزش عالی تأکید می کند. به طور کلی، یافته ها حاکی از آن است که بهره گیری هوشمندانه و مسئولانه از هوش مصنوعی می تواند نقش بسزایی در ارتقای کیفیت یادگیری و آموزش دانشگاهی ایفا کند و مسیر تحول نظام های آموزشی مدرن را هموار سازد.
۵۴۷۵.

ابعاد اجرای برنامه های درسی مبتنی بر دانش پداگوژی محتوا با تأکید بر ادغام هوش مصنوعی در آموزش الکترونیکی (مطالعه موردی دانشگاه های پیام نور و فرهنگیان استان اصفهان)(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۶ تعداد دانلود : ۳۲
دانش پداگوژی محتوا، ترکیبی یکپارچه از دانش موضوعی و مهارت های تربیتی، نقش محوری در بهبود کیفیت آموزش عالی دارد. این پژوهش باهدف بررسی چالش ها، ضعف ها، فرصت ها و تهدیدهای اجرای برنامه های درسی دانش پداگوژی محتوا با تأکید بر ادغام هوش مصنوعی در راهبردهای تدریس آموزش عالی و آموزش الکترونیکی، با رویکرد کیفی و روش تحلیل مضمون انجام شد. جامعه پژوهش شامل 27 نفر (5 مدیر، 14 استاد، 8 دانشجو) از دانشگاه های پیام نور و فرهنگیان اصفهان بود که با نمونه گیری هدفمند و گلوله برفی انتخاب شدند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با روش مثلثی برای تضمین روایی و پایایی تا اشباع نظری گردآوری و با تحلیل مضمون بررسی شدند. از مصاحبه ها 98 کدباز استخراج شد که در 7 مضمون قوت (دروس پداگوژی، انگیزه بخشی به استادان، حمایت از مولفان، جلسات تبادل نظر، کارورزی، جشنواره های تدریس، ادغام فناوری)، 7 مضمون ضعف (مشکلات استادان و دانشجویان، ضعف های سازمانی، محدودیت منابع، محدودیت های پژوهشی، پیچیدگی دروس، چالش های دیجیتال)، 4 مضمون تهدید (تضعیف جایگاه در نظام آموزش عالی، تغییر سبک آموزش در نظام آموزش و پرورش ، تهدیدهای فناوری، چالش های اخلاقی) و 6 مضمون فرصت (دروس بین رشته ای، جلب مشارکت، ارتقای شرایط، فناوری اطلاعات، دستاوردها، ادغام هوش مصنوعی) دسته بندی شدند. نتایج نشان داد هوش مصنوعی کیفیت یادگیری و تحلیل داده های آموزشی را در آموزش الکترونیکی بهبود می بخشد، اما کمبود زیرساخت های دیجیتال و دانش فنی بهره برداری را محدود می کند. پیشنهاد می شود با سرمایه گذاری در زیرساخت ها، آموزش استادان و تدوین سیاست های اخلاقی، از پتانسیل های هوش مصنوعی بهره برداری شود. این پژوهش مبنایی برای سیاست گذاری آموزشی و تحقیقات آینده در ادغام فناوری های نوین در دانش پداگوژی محتوا فراهم می کند. 
۵۴۷۶.

سوگیری الگوریتمی و عدالت آموزشی در عصر هوش مصنوعی، پیامدهای اجتماعی و راهکارهای سیاستی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۹ تعداد دانلود : ۴۰
با گسترش کاربرد هوش مصنوعی و به ویژه مدل های زبانی بزرگ در آموزش، این پرسش مطرح می شود که این فناوری ها چگونه می توانند عدالت آموزشی را تقویت یا تضعیف کنند. هدف این پژوهش، تبیین ابعاد سوگیری الگوریتمی در نظام های آموزشی و استخراج پیامدهای اجتماعی و راهکارهای سیاستی متناسب با بافت ایران است. پژوهش حاضر کیفی و از نوع تحلیل اسنادی تحلیلی است و با استفاده از تحلیل محتوای نظام مند گزارش های رسمی، مقالات علمی و مطالعات موردی بین المللی، براساس چک لیست مفهومی عدالت آموزشی، انجام شده است. چارچوب نظری مطالعه بر نظریه عدالت به مثابه انصافِ جان راولز و رویکرد قابلیت های آمارتیا سن استوار است. یافته ها نشان می دهد سوگیری در چهار سطح تعریف مسئله، داده، مدل سازی و تفسیر/ پیاده سازی می تواند نابرابری های آموزشی را بازتولید کند و در بافت متنوع و دارای شکاف دیجیتال ایران این نابرابری ها را تعمیق بخشد. بر این اساس، شش محور سیاستی شامل طراحی عدالت محور الگوریتم ها، پایش تنوع داده ها، آموزش اخلاق الگوریتمی به ذی نفعان، شفافیت و پاسخ گویی، توسعه مدل های بومی و کاهش شکاف دیجیتال پیشنهاد می شود. نوآوری مقاله در پیوند دادن نظریه های عدالت با ادبیات سوگیری الگوریتمی و بسط چارچوبی بومی برای سیاست گذاری عدالت آموزشی در عصر هوش مصنوعی در ایران است.
۵۴۷۷.

رابطه بین ادراک خطر و اعتیاد با میانجی گری سلامت اجتماعی در موتور سواران شهر تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۱ تعداد دانلود : ۳۸
مقدمه: هدف از مطالعه حاضر، بررسی رابطه ادراک خطر و اعتیاد با توجه به نقش میانجی سلامت اجتماعی در بین موتورسیکلت سواران منطقه 12 شهرداری تهران بود. روش: مطالعه حاضر همبستگی از انواع مطالعات ارتباطی بود که با روش تحلیل رگرسیون ادراک خطر توسط اعتیاد و متغیر میانجی سلامت اجتماعی پیش بینی شد. جامعه آماری، کلیه موتورسیکلت سواران مراجعه کننده به کلینیک های ترک اعتیاد منطقه 12 شهرداری تهران در بازه زمانی سال 1402-1403 بود که به روش نمونه گیری هدفمند، 300 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند و به پرسشنامه های ادراک خطر موتورسیکلت سواران الیوت و همکاران (2008)، پرسش نامه اختلال مصرف مواد برمن و همکاران (2005) و پرسش نامه سلامت اجتماعی صفاری نیا (1399) پاسخ دادند. یافته ها: نتایج تحلیل رگرسیون گام به گام نشان داد که اعتیاد با ضریب بتای 1/22- ادراک خطر را پیش بینی می کند، سلامت اجتماعی با بتای 146/0 و ابعاد آن به ترتیب شکوفایی اجتماعی 111/0، انسجام اجتماعی 282/0، پذیرش اجتماعی 615/0 و مشارکت اجتماعی 662/0 ادراک خطر را پیش بینی می کنند و سلامت اجتماع بر اعتیاد با ضریب همبستگی 223/0- اثر دارند و این روابط معنی دار می باشند. نتیجه گیری: بنابراین اعتیاد می تواند سطح ادراک خطر موتورسیکلت سواران را از طریق تاثیر میزان سلامت اجتماعی بر ادراک خطر در فرد موتور سوار، کاهش دهد و منجر به حوادث شود.
۵۴۷۸.

فرایند روانشناختی بروز بی وفایی عاطفی در زنان میانسال؛ یک نظریه داده بنیاد(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۳ تعداد دانلود : ۳۲
  مقدمه: بی وفایی عاطفی یکی از مسائل پیچیده در روابط زناشویی است که سلامت روان و رضایت زوجین را تحت تأثیر قرار می دهد. این پدیده در زنان میانسال به دلیل تغییرات روان شناختی و اجتماعی میان سالی اهمیت ویژه ای دارد. پژوهش حاضر با هدف شناسایی فرایندهای روان شناختی بی وفایی عاطفی و ارائه یک مدل نظری مبتنی بر داده های واقعی انجام شد. روش: داده ها در سال ۱۴۰۳ و از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته با پنج زن میانسال (۳۵ تا ۵۵ ساله) که طی سه سال اخیر تجربه بی وفایی عاطفی افشا شده داشتند، جمع آوری شد. مصاحبه ها تا رسیدن به اشباع نظری ادامه یافت و داده ها در دو کلینیک روان شناسی معتبر در تهران گردآوری شدند. تحلیل داده ها با استفاده از کدگذاری باز، کدگذاری محوری و کدگذاری انتخابی انجام شد و در نهایت یک مدل پارادایمی متمرکز بر فرایند روان شناختی مرکزی بی وفایی عاطفی استخراج شد. یافته ها: نتایج نشان داد، کاهش صمیمیت عاطفی، احساس تنهایی، نارضایتی زناشویی و جستجوی حمایت عاطفی از مهم ترین عوامل زمینه ساز بی وفایی هستند. پس از ورود به این روابط، پنهان کاری، توجیه رفتار و اضطراب ناشی از افشای رابطه، به عنوان راهبردهای کلیدی برای مدیریت تعارضات به کار گرفته می شوند. افشای بی وفایی پیامدهایی همچون احساس گناه، کاهش عزت نفس، شرم اجتماعی و فروپاشی زندگی زناشویی دارد. نتیجه گیری: یافته ها می توانند به درک بهتر علل، فرایندها و پیامدهای بی وفایی عاطفی کمک کنند و برای مشاوران و روان شناسان کاربردی باشند. پیشنهاد می شود با آموزش مهارت های ارتباطی و هیجانی، گسترش مشاوره های تخصصی و تقویت حمایت های اجتماعی، زمینه کاهش بی وفایی عاطفی در دوران میانسالی فراهم شود.
۵۴۷۹.

واکاوی فرزند پروری چند فرهنگی در خانواده های اقوام ایرانی: مطالعه کیفی مبتنی بر نظریه داده بنیاد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۰ تعداد دانلود : ۳۵
زمینه: خانواده به عنوان اولین نهاد اجتماعى و یکى از واحدهاى مهم و تعیین کننده سرنوشت افراد هر جامعه است. والدین براى مراقبت مؤثّر از کودکان نیازمند دانش خاص، نگرش ها و مهارت های فردى هستند که از طریق آموزش فرزندپرورى حاصل می شود. فرهنگ به عنوان مجموعه منحصربه فرد باورها و رفتارهای متعلق به یک گروه قومی، نحوه مراقبت والدین از فرزندان را شکل می دهد. مقالات نظام مند در زمینه شناسایی مؤلفه های فرزندپروری با رویکرد کیفی از منظر والدین کمتر مورد توجه قرار گرفته است؛ بنابراین واکاوی فرزندپروری چندفرهنگی در اقوام ایرانی ضروری به نظر می رسد. هدف: هدف پژوهش حاضر واکاوی فرزندپروری چندفرهنگی در خانواده های اقوام ایرانی بر اساس نظریه داده بنیاد بود. روش: پژهش حاضر کیفی و از نوع اکتشافی بود که بر اساس نظریه داده بنیاد و به روش (1990)Strauss & Corbin  انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه خانواده های اقوام ایرانی بود. نمونه پژوهش، 28 والد از چهار قوم ایرانی (لر، کرد، ترک، گیلک؛ از هر قوم 7 نفر) را در بر می گرفت، که به روش نمونه گیری هدفمند تا رسیدن به اشباع نظری، انتخاب شدند. برای گردآوری داده ها از مصاحبه نیمه ساختاریافته که توسط پژوهشگران طراحی شده بود، استفاده شد. هر مصاحبه بین 60 تا90 دقیقه به طول انجامید. در مرحله تحلیل داده ها از نرم افزار Atlas.ti نسخه 9 بهره گرفته شد. یافته ها: فرآیند کدگذاری به شناسایی چهار طبقه شامل علل والدمحور، علل فرزندمحور، زمینه های والدمحور و زمینه های فرزندمحور، در قالب 20 مقوله و 247 مفهوم منجر شد. برای اعتبارسنجی یافته ها و اطمینان از باورپذیری، انتقال پذیری و تأییدپذیری سؤالات مصاحبه و پاسخ مشارکت کنندگان از تکنیک های مانند کنترل اعضاء، کسب اطلاعات موازی و خودبازبینی پژوهشگران استفاده شد. نتیجه گیری: فرزندپروری مؤثر در عصر حاضر مستلزم آگاهی از شرایط علّی و زمینه ای تسهیل کننده بر آن است. این یافته ها کاربردهای نظری، جهت تدوین و اعتباریابی بسته فرزندپروری متناسب با نتایج پژوهش حاضر و کاربردی عملی، جهت ارائه راهبردهای مشاوره ای به منظور ارتقاء مهارت های والدینی در دنیای امروز دارند.
۵۴۸۰.

شکل گیری هویت حرفه ای دانشجو معلمان در برنامه درسی تربیت معلم پیش از خدمت(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۳ تعداد دانلود : ۴۸
زمینه و هدف: هویت حرفه ای دانشجو معلمان، مفهومی پویا و چندبعدی است که نقش مهمی در کیفیت آموزش و نگرش های تدریسی ایفا می کند. پژوهش حاضر باهدف مرور نظام مند و مقایسه مطالعات داخلی و بین المللی در زمینه فرایند شکل گیری هویت حرفه ای دانشجو معلمان، عوامل مؤثر، چالش ها، فرصت ها و شکاف های پژوهشی انجام شده است. روش ها: با استفاده از کلیدواژه های مرتبط، جست وجوی نظام مند در پایگاه های داخلی و بین المللی انجام گرفت. فرایند انتخاب بر اساس چارچوب PRISMA شامل چهار مرحله شناسایی، غربالگری، بررسی صلاحیت و ورود نهایی بود. معیارهای ورود شامل تمرکز بر هویت حرفه ای دانشجو معلمان، بازه زمانی ۱۳۹۰ تا ۱۴۰۴ برای مطالعات داخلی و ۲۰۱۰ تا ۲۰۲۴ برای منابع بین المللی، و کیفیت مناسب روش شناسی بود. در مجموع، ۶۷ مقاله (۱۵ داخلی و ۵۲ بین المللی) تحلیل شدند. تحلیل داده ها با روش محتوای قیاسی–استقرایی و ارزیابی کیفیت با ابزارهای CASP و MMAT انجام شد. یافته ها: مطالعات بین المللی بیشتر بر هیجان، عاملیت و خودکارآمدی فردی تمرکز دارند، درحالی که مطالعات داخلی بر ساختارهای رسمی، ارزش های فرهنگی و دینی تأکید دارند. نقش کارورزی، تعاملات اجتماعی و ابعاد شناختی–هیجانی در هر دو حوزه مهم تلقی شده است. شکاف میان آموزش نظری و عمل، نگرش منفی به حرفه، و نبود انسجام نظری، چالش های مشترک محسوب می شوند. نتیجه گیری: تقویت هویت حرفه ای دانشجو معلمان نیازمند تلفیق تجربه عملی، حمایت اجتماعی و توجه به زمینه های بومی–جهانی است. پژوهش های آینده باید به مطالعات طولی، مداخلات نوآورانه و عوامل کلان اجتماعی–سیاسی توجه بیشتری داشته باشند.

تبلیغات

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

حوزه تخصصی

زبان